پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






سخنراني اخير دكتر سروش و مفهوم «دموكراسي ميني‌مال» برايم جالب بود. برخلاف تصور بعضي از رفقاي ما، اين صحبتها نشان داد كه هنوز روشنفكري ديني قدرت توليد معنا و خلاقيت را دارد و مي‌تواند با چالش‌هاي تئوريك و عملي پيش رو درگير شود. نه اينكه لزوما موفق باشد، اما دست‌بسته هم نيست.

گزارش رضا خجسته در شرق را بخوانيد. [لينكش را پيدا نكردم.] به سبك جالبي رسيده براي گزارش نوشتن از اينچنين بحثهايي. اشكالاتي دارد البته، ولي بحثهاي مفهومي را خوب منتقل مي‌كند.

تفكيك دموكراسي ليبرال از ميني‌مال در بحث سروش، بيشتر به نظرم يك تاكتيك نظري مي‌آيد براي فرار از حملات جريانات ضددموكراسي، هم تئوريك‌ها و هم موانع و مانع‌سازان عملي. البته تاكتيك مفيدي هم به نظر مي‌آيد، خصوصا كه الان آنها همه فحشها را به دموكراسي ليبرال مي‌دهند و در كلام با مردمسالاري همنوايي مي‌كنند. تحميل تعاريف مدرن به محافظه‌كاران، ولو تعاريف ميني‌ماليستي و ملاحظه‌كارانه، يك گام به جلو براي نيروهاي دموكرات در حوزه تئوريك است. سروش چنين گامي را مي‌خواهد طرح‌ريزي كند.

يك نكته هم خصوصا در بحث سروش خيلي تكان‌دهنده بود كه اثراتش بعدها آشكار مي‌شود. چند سالي است كه روشنفكران ديني ايران دنبال اين هستند كه مفهوم عدالت را در بحثهاي بنيادي معرفتي جا بياندازند. چه كديور كه عدالت را به عنوان يكي از منابع استنباط در فقه در كنار عقل و نقل و اينها مي‌گذارد و آن را به همه ادله ديگر برتري مي‌دهد، و چه سروش كه عدالت يكي از تكيه‌گاه‌هاي اساسي بحثهاي كلامي و معرفتي اوست.

نكته‌اي كه دكتر سروش مطرح كرد و به نظرم خيلي راهگشا خواهد بود، اين بود كه «عدالت، يك مفهوم عصري است.» تلقي‌هاي نسبي‌نگر و سيال از عدالت را زياد شنيده بوديم، اما اين نحوه بيان در حل چالش‌هاي كنوني روشنفكري ديني بسيار راهگشاست. تأكيد بر عدالت عصري، يعني تأكيد توأمان بر نسبيت عدالت و تاريخيت مفاهيم. يعني ديگر كسي نمي‌تواند بگويد كه چرا قرآن گفته زنان را كتك بزنيد يا ارث زن نصف مرد است، فقط كافي است كه روشنفكر ديني ثابت كند كه اين موضوعات در آن زمان مخالف عدالت نبوده و بلكه به ادعاي خيلي از حوزوي‌ترها مانند احمد قابل، بسيار عادلانه و به نفع حقوق انسان‌ها و حقوق زنان هم بوده است. در آن زمان مخالف عدالت نبوده، بيان پيشين ماست. بيان اخير ما، با ادبياتي كه سروش پيش پايمان گذاشته، مي‌شود: مخالف عدالت زمانه خود نبوده.
و البته اين، از جهتي ديگر، ريشه دين و فقه و شريعتي را مي‌زند كه مي‌خواهد با آموزه‌هاي عصر جاهليت و عصر رسول الله و «احكام الله» (يعني احكام خداي آن زمان، با عدالت آن زمان!) براي امروز بايد و نبايد صادر كند. يعني اگر ما عدالت زمانه داريم، شرع زمانه هم داريم و شارع زمانه هم داريم. و اين يعني آيات و رواياتي كه امروز با عدالت (باز به زبان جديد: با عدالت امروز) سازگار نيستند، بايد كوبيدشان به ديوار!










هاست و ثبت دومین