پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






يك چيزي نوشتم، آمدم پست كنم اين را ديدم؛ اصلا نابود شدم:

الپر كه نگاه تيز و برِِا دارد
اندر وب خود بسي سخن ها دارد

شعرش همه از عشقه و نثرش نقد است
با اين همه ره نه با دل ما دارد

الپر كه همي دست زجان مي شويد
با اين همه راهي نه به حق مي پويد

خيز از دم رايانه و رو سوي دگر
تا از سر تو فكر همي مي رويد

قول تو كه درباره ي "موساي" من است
از جمله عوامل غم افزاي من است

برگوي تو كه دشمن "مير"م گشتي
تا از چه جهت مخالف راي من است

روزي است كه آن روز، سخن مي بايد
واندر خم چوگان تو گويي ،شايد

برگوي چرا "موسويم"خوب ني است
تا سوي دگر رويم و "موسي" نايد

الكي خوشيم ها...










هاست و ثبت دومین