پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






حتما مي‌دانيد كه يكي از گلوگاههاي فكري- استراتژيك ملازم با روند تكامل مدرنيته در غرب، بحث شيرين «مخالفت با مجازات اعدام» بوده است. فراگفتمان مدرن، با «غير انساني» و «خشونت آميز» ناميدن اعدام، آن زا در گروه نبايدهاي پروژه مدرنيته طبقه‌بندي كرد و طرفداري از صدور حكم اعدام را نماد واپس گرايي و خشونت و عقب ماندگي دانست. گفتمان‌هاي متأخر صلح و حقوق بشر نيز وجود مجازات اعدام را به مثابه يكي از دشمنان درجه يك خود تلقي كردند و وجود مجازات اعدام در قوانين كشورها، به منزله خشونت‌گرا بودن آن جوامع يا حكومت‌ها، يا مخالفت و مغايرت روندهاي حاكم بر آن جوامع با حقوق بشر، تعبير شد.

در طرف مقابل، سنت‌گرايان نيز با توجيه دفاع از كيان جامعه، جلوگيري از خدشه به روح جمعي و دفاع از فرهنگ بومي و محلي و سنن و قوانين كهن، از وجود مجازات اعدام در قوانين و مناسبات دفاع مي‌كنند. به طور خاص و براي نمونه، اسلام‌گرايان ايدئولوژيك و سنت‌گرايان مسلمان، هر دو، در توجيه لزوم وجود اعدام به مثابه اشد مجازات ممكن، به استدلالاتي از قبيل وجود مجازات متناسب با شدت جرم، ايجاد هراس در ديگران و پيشگيري از وقوع جرايم، تفكيك بين مجرمان ويژه و مجرمان ديگر، تسلي بخشيدن به روح جريحه‌دار شده جامعه (در اثر جرايم خاص عمومي) و در سطحي ديگر پايبندي به احكامي كه خداوند (شارع مقدس) معين كرده، دستاويز مي‌شوند.

باز در اين ميان، ميانه‌روها و اصلاح‌گرايان جوامع سنتي يا رو به گذار نيز، طبق معمول به راه‌حل‌هاي ميانه‌اي رو مي‌آورند كه با اتكا به آنها بتوانند با هر دو طرف همزبان شوند و توافق مسالمت‌آميزي را پايه‌ريزي كنند. آنها معمولا مجازات اعدام را مطلقا رد نمي‌كنند و به جاي استدلال مستقيم درباره آن، گاهي از بازتاب آن در نگاه ديگران و «تصوري كه بيگانگان از ما پيدا مي‌كنند» و ايجاد «چهره حشني از اسلام در جهان» انتقاد مي‌كنند و گاهي نيز اثربخشي و كارآمدي اين مجازات را مورد پرسش قرار مي‌دهند.

از هر سه گروه، در ايران ما هم وجود دارند. اگرچه سنت‌گرايان قدرت رسمي را در اختيار دارند، اما معمولا اصلاح‌گرايان و تجديدنظرخواهان هم به‌رغم هزينه‌هايي كه داده‌اند، از ابراز نظرات خود در اين باره عاجز نبوده‌اند. البته ابراز نظر مخالفان مطلق اعدام، تاكنون چند بار حادثه سياسي آفريده و در چند مورد به مرتد شدن جبهه ملي در سال 60، تعطيلي روزنامه نشاط در سال 78 و بارها مشكلات ديگر براي صاحبنظران در اين حوزه منجر شده است. اما حتي اين گروه نيز، به لطف فضايي كه اينترنت فراهم كرده، توانسته‌اند ديدگاههاي خود در مخالفت با مجازات اعدام را به وضوح و بي‌محدوديت ابراز كنند. نمايندگان سه ديدگاه را هم مي‌توانيم بگيريم مصباح يزدي، عمادالدين باقي و شهلا لاهيجي؛ كه هرسه به صراحت در اين زمينه ابراز نظر كرده‌اند.

در دو هفته پيش، اخبار و بحث و جدل‌هاي گسترده درباره جنايت پاكدشت، روزنامه‌ها و نشريات و راديو و تلويزيون را پر كرده است. بيش از بيست كودك به اشكال فجيع و دردناكي ربوده شده‌اند، مورد تجاوز قرار گرفته و كشته شده‌اند. بدين ترتيب، صحنه كاملا مهياست: روح جامعه آزرده شده، اخلاق بشري و عواطف انساني زير سؤال رفته، بديهي‌ترين حقوق افراد يعني جان و ناموس آنها به فجيع‌ترين شكل ممكن زير پا گذاشته شده، بيم اين وجود دارد كه در صورت عدم برخورد شديد باندهاي مشابه باشند يا پيدا شوند و جنايات همساني انجام شده باشد يا انجام شود، حتي ماجرا هيچ ربطي هم به آبروي بين المللي و غيره ندارد و اتفاقا در طرف ديگر آبروي حكومت زير سؤال است و اقتدار اجتماعي نظام مخدوش شده و دست آخر به لحاظ قانوني و شرعي (و حتي بي شك عرفي) متهمان مرتكب آدم‌ربايي، لواط و قتل شده‌اند و اگر مجازات‌هاي قانوني‌شان را بخواهند حساب كنند، به جاي اعدام احتمالا بايد بمباران شوند!!

پس دست و بال سنت‌گرايان حسابي پر است. اصلاح‌گرايان كه تريبوني ندارند و اگر هم داشتند بعيد بود خيلي به پر و پاي موضوع بپيچند، و حتي اگر چنين نيز مي‌كردند، حدس من اين است كه اكثرا موافق اعدام متهمان جنايت پاكدشت بودند. من خودم كلا مخالف صدور حكم اعدام هستم، اما مخالف وجود اصل مجازات نه، و هيچكدام از اينها هم به طور مطلق نه! و در مورد خاص پاكدشت هم فكر مي‌كنم با اعدام مخالفتي نداشته باشم. [به هر حال اصلاح‌طلبم ديگر!] ولي نظر من مهم نيست؛ مهم اين است كه دقيقا چنين ماجرايي را بايد عرصه واقعي كارزار تئوريك مخالفان مطلق و موافقان مطلق مجازات اعدام دانست. وگرنه من هم بلدم با اعدام زن بدبختي كه مي‌بايست علاوه بر خرج زندگي و بچه‌ها، خرج شوهر عليلش را هم مي‌داده و لذا به تن‌فروشي افتاده، مخالفت كنم.

به اعتقاد من، پرونده جنايت پاكدشت محك خوبي است براي زورآزمايي گفتگويي طرفين اين بحث پرجنجال و پردامنه. تمام شرايط هم مهياست كه استدلالات سنت‌گرايان را واقعي و موضع مدرن‌ها را شفاف كند. (به هرحال اين هم يك نوع نگاه به حادثه است.) حالا شمايي كه با اعدام مخالفيد بگوييد، با لحاظ تمام جوانب عقلي و اجتماعي و ديني و عرفي و اخلاقي و انساني، به نظر شما آيا بايد متهمان پرونده پاكدشت را اعدام كرد؟










هاست و ثبت دومین