پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






در يكي دو ماه اخير يكسري نشانه‌هاي آرايش جديد سياسي خودنمايي كرده‌اند كه با توجه به آنها كمي مي‌توانيم تحليل خود را از فضاي سياسي آينده دقيق‌تر و واقعي‌تر كنيم.

يك بحث قديمي بين فعالان حركت اصلاحات اين بود كه آيا اساسا نظام جمهوري اسلامي از ابعاد مختلف حقوقي و نهادي و ساختاري و رفتاري سازوكارهاي دروني ترميم خود را دارد يا خير. اصلاح‌طلب كسي بود كه به اين سؤال پاسخ مثبت بدهد و كساني كه پاسخشان منفي بود، به ناچار بايد استراتژي جديدي براي كنش سياسي‌شان ارائه مي‌كردند. من، خيلي جدي، معتقدم كه نظام اين سازوكارها را دارد، اما درست برخلاف آنچه كه تصور مي‌كنيم و انتظار داريم، اين سازوكارها به شكل «عكس نقيض» عمل مي‌كنند، نه مستقيم!

آن سخن معروف قديمي را شنيده‌ايد كه: ادب از كه آموختي... از بي‌ادبان! حالا داستان جمهوري اسلامي هم همين است. نهادهاي رسمي و حوزه‌هاي جريان‌ساز محوري نظام، به اعتقاد بنده، دقيقا كاركرد خوداصلاحي دارند و اصلا اينطور نيست كه بن‌بستي وجود داشته باشد يا نظام نتوانند مشكلات دروني خودش را حل كند. فقط مسئله در اينجاست كه نظام هيچ وقت نمي‌آيد مسئله خودش را آشكار كند، به بحث بگذارد، مورد بررسي قرار دهد و به فكر حل آن باشد. درست برعكس؛ اصل وجود مشكل را انكار مي‌كند، فاش‌كنندگان مشكل را خود مشكل مي‌نامد، نگارندگان اخبار را بانيان جنگ رواني مي‌بيند، اصلاح‌گران را برانداز مي‌خواند، نظرسنجان را نظرساز محسوب مي‌كند و... آنگاه براي رفع اين مشكل‌نمايان اقدام مي‌كند و آنها را (بسته به موضوع!) توقيف، حبس يا ردصلاحيت مي‌كند. بعد سراغ بدنه اجتماعي آنها مي‌آيد، با هركسي كه آنها دفاع كرده باشند مخالفت مي‌كنند، هر واقعيتي را كه افشا شده باشد انكار مي‌كند و... سپس آنچنان مواضع غيرمنطقي و توجيهات خنده‌دار و توضيحات غير قابل باوري ارائه مي‌كند كه همه ار تعجب سكوت مي‌كنند، بعد فكر مي‌كند همه باور كرده‌اند و لذا راضي و خوشحال مي‌شود و... اين روند خيلي پيچ و خم دارد، اما دست آخر همه مي‌فهمند كه همه چيزهايي كه نظام تبليغ كرده اشتباه است و همه كارهايي كه كرده اشتباه است و همه حرفهايي كه مي‌زده و تصميماتي كه گرفته و راههايي كه رفته اشتباه است و... و بدين ترتيب نظام خود به خود از درون اصلاح مي‌شود، بدون اينكه خود بگويد، حتي بدون اينكه بخواهد!!

فرق ماجرا فقط در اينجاست نهادهاي حل منازعه (به قول حجاريان) كاركرد خود را طرح منازعه و دامن زدن به آن تعريف كرده‌اند و نقش غايي خود (كه خاتمه دادن به منازعه است) را نيز از طريق حضور مستقيم در يكسوي منازعه و لذا بازتعريف نقش طرف ديگر منارعه ايفا مي‌كنند. به بيان ديگر، تا مادامي كه نهادهايي در نظام وجود دارند كه به طور توأمان و همزمان «بحران‌زا و بحران‌زي» هستند، پروژه اصلاح از درون ادامه خواهد يافت! [اين حرف رو از من به خاطر نگه داريد!]

حرفهايم كاملا جدي است؛ اگرچه يك‌كم شبيه نثرهاي ابراهيم نبوي شده، كه آنها هم گاهي خيلي جدي مي‌شود. واقعا اين روزها حس مي‌كنم نظام دارد زمينه‌هاي اصلاح خودش را فراهم مي‌كند. واقعا، و برخلاف باور و تصور و پيش‌بيني همه ما، نظام دستي دستي دارد مقدمات ايجاد «يك دوم خرداد ديگر» را فراهم مي‌كند. اين پديده كه در اين سالها خيلي از خيال‌بافان انتظارش را كشيده‌اند، كم‌كم و در مقابل دهان‌هاي باز از تعجب ما، دارد به سمت تحقق پيش مي‌رود.

برخوردهاي اخير را ببينيد. بهترين و خلاق‌ترين ذهن‌هاي سياسي اگر مي‌خواستند براي انتخابات آينده چند شعار براي نامزد اصلاح‌طلبان تدوين كند، قطعا يكي از محوري‌ترين بحثها دفاع از جريان آزاد اطلاعات و ارتباطات و مقابله با فيلترينگ بود و بعدي دفاع از آزادي روابط اجتماعي و حق انتخاب نوع پوشش.

حالا قبل از اينكه خلاقيت اصلاح‌طلبان به كار بيفتد و بخواهند براي ايده‌هاي خود زمينه‌سازي و فضاپردازي كنند و شعارهاي خود را پخته كنند و به زباني همه‌فهم و عمومي‌تر ترجمه كند، خود جريان‌هاي مقابل بخشي از بار اين زحمت را به دوش گرفته‌اند. آنها هم دارند نسل جوان را بيش از پيش متوجه ضرورت بهره‌مندي از آزادي حجاب و روابط و امكان انتخاب حق پوشش و ارتباطات خود مي‌كنند و هم بدون اينكه اصلاح‌طلب‌ها تلاش ويژه‌اي بكنند، اينترنت را به يكي از صحنه‌هاي منازعه سياسي تبديل مي‌كنند. فقط اين وسط مي‌ماند تصميم و انتخاب اصلاح‌طلبان كه كدام طرف رودخانه باشند، و بيان اين انتخاب و توجيه و توضيح و تبليغ آن.

باز آن داستان قديمي را شنيده‌ايد كه معماري براي ثروتمندي مقبره‌اي مي‌سازد اينچنين و آنچنان، و آخر كار كه او مي‌پرسد اين مقبره چه چيز كم دارد، معمار پاسخ مي‌دهد: وجود شريف شما! حالا برادران عزيز محافظه‌كار كه در نهادهاي اصلي و رسمي نظام بيتوته كرده‌اند و دودستي هم چسبيده‌اند، كم‌كم دارند خانه‌اي را براي اصلاح‌طلبان مي‌سازند كه همه‌چيز دارد و تنها وجود شريف ايشان را كم دارد. نظام، ناخواسته و ندانسته، باز سازوكار خيانت‌كار خودكنترلي و خودترميمي را به كار انداخته و فرصت اصلاح خود را دوباره زمينه‌سازي مي‌كند. مي‌ماند اينكه اصلاح‌طلبان چطور از اين فرصت بادآورده استفاده كنند و به سراغ اين مطالبات بنيادين جامعه بيايند، كه بسته به درك و فهم و شعور سياسي‌شان دارد. بايد منتظر بود و ديد.










هاست و ثبت دومین