پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






اينهمه مي‌گفتند و مي‌گفتيم ملت ما زمان انقلاب مي‌دانستند چه نمي‌خواهند، اما نمي‌دانستند چه مي‌خواهند و به خاطر همين اينهمه مشكلات بروز كرد. حالا اين طرح كه بدتر است، نه تنها نمي‌دانند چه مي‌خواهند، كه حتي نمي‌دانند چه نمي‌خواهند. فقط مي‌گويند بيايد رأي بدهيم ببينيم چه مي‌خواهيم و چه نمي‌خواهيم!! اين كه نشد كار سياسي.

در ثاني، بگذريم از اينكه رفراندوم خيالي را نظام مي‌خواهد اجرا كند يا آمريكا! ولي جاي سؤال است كه اين گفتمان رفراندم چه جوري است كه قرار است در فضا پراكنده شود. الحمدلله يك جامعه‌شناس هم در بين امضاكنندگان نديدم، وگرنه ازش مي‌پرسيدم آقا مگر «گفتمان» ظرف «اتر» است كه درش را باز بگذاري، سريع در هوا پراكنده شود؟ مثلا گفتمان انقلابي چپ و اسلامي كه در دهه‌هاي چهل و پنجاه توليد و توزيع شد و در 57 نتيجه‌اش فوران كرد، اين مدلي با يك سايت (حالا آن‌وقت نوار يا اعلاميه) پراكنده شد؟ بعدش، كدام از اين آدمها تئوريسين هستند؟ توليد و توزيع گفتمان كار تئوريك است، نه كنش سياسي. از اين كار همه انتظار استراتژي و تاكتيك دارند، همانطور كه در واكنش‌ها ديدند كه همه همينطور انتظار داشتند و واكنش نشان دادند.

ثالثا، الان در اين موقعيت كه پشت جمهوري اسلامي از اين محكمتر نبوده در اين چند سال، الان وقتش بود؟ اينهايي كه خيال مي‌كنند با دو تا كليك زورشان به صدا و سيما و روزنامه‌هاي نظام مي‌رسد و گفتمانشان غلبه مي‌يابد، هيچ وقتي بهتر از حالا پيدا نكردند براي سوزاندن راهكار رفراندوم؟

اصلا واقعا خيلي بي‌مزه است اين طرز فكر. من، برخلاف بعضي‌ها، با همان مدل گفتگوي حجاريان موافقم. كار نه چندان جدي، بحث نه چندان جدي مي‌طلبد. تازه هم، اين كار باعث شد كه اگر روزي طرح ايده رفراندوم مي‌توانست گشايشي در فضاي سياسي ايران ايجاد كند، با اين كار بسوزد و از بين برود. هركس بعد از اين از رفراندوم صحبت كند، بايد يك تكمله بزند كه «البته نه از نوعي كه سازگارا مطرح كرد» و اين يعني همان فرصت‌سوزي كه خاتمي را به آن متهم مي‌كرديم. او صد تا مطرح مي‌كرد و دو تا را به بار مي‌نشاند. اينها يكي را مطرح كرده‌اند و همان را هم سوزانده‌اند.










هاست و ثبت دومین