پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






فيلترينگ دارد همه را خفه مي‌كند. كسي كاري نمي‌كند.

ديگر خيالم راحت است كه كاري خاصي ازم برنمي‌آيد كه نكرده باشم. آن احساس بي‌عملي و بي‌تفاوتي برايم قابل تحمل نبود، اما اكنون فهميده‌ام كه كاري نمي‌توانم انجام بدهم، جز همين داد زدن هاي گهگاه.

هربار كه ديوار فيلترينگ يك قدم جلوتر آمد، تا جايي كه در توانم بود و به هرجا كه دستم رسيد، گفتم و اعتراض كردم و توضيح و توجيه و تشريح و... جز در يكي مورد، غالبا هم بي‌حاصل. اين بار هم همينطور. نه فقط من، دوستان ديگري هم بودند. آنها هم كارهايي كردند. تلاش‌هايي شد، اما موفق نبود. چرا؟ لااقل وجدانم راحت است كه اين بار از كم‌كاري ما نبود، بلكه فضا بسته‌تر از آن است كه بشود كاري كرد.

سانسور است، آشكار. وضعيت از قرمز هم آن‌طرف‌تر است. يك قيچي نماد گوياي اين دوران است، كه هر صدايي در بيايد، نه اينكه جلوي دهان گوينده را بگيرد، گلويش را مي‌برد.

به روزنامه همشهري گفتم، ضميمه انفورماتيك، به روزنامه جام‌جم و ضميمه نسل سوم، به يكي دو هفته‌نامه، جواب همه اين بود كه موضوع فيلترينگ كار ما نيست. نمي‌خواهيم وارد حوزه‌اي شويم كه آخرش با ما نيست. شرق و بقيه اصلاحاتي‌ها هم بدتر. حق داشتند؟ نمي‌دانم. يكي‌شان كه به صراحت گفت از دادستاني به ما گفته‌اند درباره فيلترينگ چيزي ننويسيد. يكي هم گفت نگوييد من گفتم، اما از اطلاعات هم گفته‌اند...

خبرگزاري‌ها هم وضع بهتري نداشتند. خودم را خفه كردم، شماره پيدا كن و شماره بده و تماس بگير و هماهنگ كن و... بلكه يك دو مصاحبه يا گزارش در مورد فيلترينگ و مسائل قانوني و مراجع تصميم‌گيري و غيره آن كار شود. مصاحبه كه گرفته مي‌شود، بدون توجه به محتوا و بحثها كه تماما قانوني است، مي‌گويند اين موضوع و اين فرد خطرناك است؛ «چند تا حقوقدان آن‌طرفي هم اضافه كنيد.» من كه شماره مرتضوي را هم داده بودم. قرار بود با او هم مصاحبه بگيرند. وقتي او حرف نمي‌زند، آيا نبايد هيچ‌كس ديگري هم حرف بزند؟ نبايد يك خبرگزاري قانوني و رسمي جرأت كند مواضع كسي را منعكس كند كه فيلترينگ را از منظر كاملا قانوني نقد مي‌كند؟

همان است كه گفتم: سانسور! از اين آشكارتر نمي‌شود. هركسي كه در دل كار برود، اين را لمس مي‌كند. اينترنت سانسور مي‌شود، و اخبار مربوط به اين سانسور شدن هم سانسور مي‌شود. سانسور در سانسور!!

عيبي ندارد. لااقل ديگر به اين فكر نمي‌كنم كه چه بايد كرد و چه مي‌شود كرد و چگونه مي‌توانيم جلوي فيلترينگ را بگيريم. فقط مي‌ماند اينكه چگونه ديگران را از روشهاي فني دور زدن فيلترها آگاه كنيم، كه اين هم ديگر وظيفه ماها نيست. اگر كسي خودش خواست و دنبالش بود، احتمالا به دست مي‌آورد.

حالا... منظور گفتن يكسري حرفها بود، نه اينكه بگويم مقاومت تمام شد. هنوز هزار تا كار ديگر مي‌شود كرد!










هاست و ثبت دومین