پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






فلان كانديدا نمي‌تواند كاري از پيش ببرد. فلاني وزن رياست جمهوري را ندارد. معين در حد وزارت است، نه بيشتر. رهبري با نامه‌اش به مجلس نشان داد كه هنوز از خاتمي و دولت حمايت مي‌كند. نقش ريش‌سفيدي را در جامعه هنوز سنتي ايران نمي‌توان نديده گرفت...

اينها برش‌هايي از فضاي گفتار امروز جامعه ماست كه من با آن مشكل دارم. چه معني دارد كه آدم فكر كند رئيس‌جمهور بايد يك سوپرمن باشد يا بيايد معجزه كند؟ دشوار است كه آدم بپذيرد دخالت رهبري در مسئله استيضاح وزرا توسط مجلس هفتم به نفع حركت اصلاحي است. خيلي عجيب است كه ما انتظار داشته باشيم كسي كه مي‌آيد رئيس جمهور مي‌شود يك خاتمي ديگر باشد. چرا اما هنوز اينطور هست و هنوز چنين گفتارها و تصوراتي در شبكه واژه‌هاي اطراف ما فراوان است؟!

مسئله اين است كه هنوز رگ و ريشه‌هاي تصورات و انديشه‌هاي پيشامدرن در ذهن ما خدايي مي‌كنند. «قهرمان‌پرستي»، احساس نياز به «كاريزما»، گرايش مفرط به «اقدامات مسكن» و استامينوفني، ميل به «اقتدارگرايي»، تحمل و بلكه تكريم «شيخوخيت»، وابستگي به «تقدس» و بسياري ديگر از نمايه‌هاي «ذهنيت پيشامدرن» در ما هست؛ در همين ذهن‌هاي پرمدعاي من و شما. و دقيقا به همين خاطر است كه در همه بروندادهاي ذهني، از گفتارها و برداشت‌هاي روزمره گرفته تا تحليل‌هاي سياسي و ايدئولوژيك، در همه‌جا با انديشه مدرن فاصله داريم.

حال آنكه با انديشه مدرن اگر نگاه كنيم، چهره‌اي كه از هاشمي بود و از لاريجاني ساخته شده و كروبي هم سعي كرده شعار آن را به كار بگيرد، يعني «اقتدار»، اتفاقا خيلي هم منفي است. با نگاه مدرن اصلاح‌طلبانه، اينكه رئيس‌جمهور «آن برترين» نباشد بلكه همين وزير معمولي كه بوده و ديده‌ايم باشد، اتفاقا مثبت است. اينكه او بيشتر از آنكه خودش باشد، نماينده عقل جمعي يك جريان فكري- سياسي باشد، از قضا خيلي هم مهم و تأثيرگذار و پيش‌برنده است. اينكه همه غالبا به جاي نقد شخصيت او، مجبور باشند بروند سراغ نقد و ارزيابي جريان او و نيروهاي دور و بر او، باز مثبت است. اينكه او به آدمهاي اطراف، به برنامه‌هاي مدون، به تكيه به يك لايه يا گروه‌مرجع خاص اجتماعي و به نماد يك جريان شناخته شده و حساب‌پس‌داده شناخته شود، باز مثبت است.

دكتر معين ضعف‌هاي متعددي هم دارد. اما مهمترين مزيت او اين است كه ضعف‌هايش هم در گسست از وضعيت سنتي جامعه است و لذا اتفاقا روي ضعف‌هاي او هم مي‌توان سرمايه‌گذاري كرد تا دو قدم بيشتر و در زوايايي جديدتر به پيش برويم. اگر او مثل خاتمي خوش‌تيپ نيست، سخن‌ور استثنايي نيست، تيپ آكادميك دارد و چندين  مورد ديگر، اما بهتر! چون اينها باعث مي‌شود كه او و مجموعه اطرافش مجبور شوند مزيت‌هاي ديگر او را افزايش دهند و از جهات ديگر به او و خود برسند، تا مردم را قانع كنند كه بايد آمد و رأي داد. «اصلاح‌طلب» و «مدرن» بودن، مهمترين و تنها ويژگي‌هاي دكتر معين است كه مي‌تواند «دليلي براي رأي دادن به او» باشد.

كافي است كه مردم (منظورم بخشهاي ريزش كرده از دور دوم خاتمي + رأي‌اولي‌ها است) قانع شوند كه رأي دهند. بي‌شك معين رأي خواهد آورد. اين فرمول پيش‌بيني من است: (( شركت مردم == رئيس‌جمهور شدن دكتر معين )) !!










هاست و ثبت دومین