پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






بد نيست كه وقتي بحثي درمي‌گيرد، آدم چند قدمي جلوتر برود و سعي كند از قله بعدي به افق نگاهي بيندازد.

فرض اولي بحثهاي اخير درباره جنگ و حمله آمريكا به ايران، مهيا بودن زمينه‌هاي وقوع اين حمله و تصميم ابتدايي دستگاه سياست خارجي آمريكا براي چنين كاري است. تمام عزم مخالفت‌ها هم معطوف به اين است كه با تأثيرگذاري بر فضاي افكار عمومي و تبليغاتي وضعيت را در حد امكان براي طرف مهاجم دشوارتر ساخته و او را از اين كار منصرف كنند.

حالا با قبول همين فرض، اگر بخواهيم آن را ادامه دهيم، به سادگي مي‌توان روزهايي را حدس زد كه جرقه‌هاي اوليه جنگ دارد زده مي‌شود و دو طرف به صف‌كشي و يارگيري و رجزخواني و ايجاد فضاي حماسي و ايدئولوژيك و جنگي مشغول‌اند. رهبران دو كشور همديگر را تهديد مي‌كنند و تلاش مي‌كنند افكار عمومي كشور خود و متحدان را عليه ديگري بسيج كنند.

در اين شرايط چه مي‌شود كرد؟ چه اتفاقي مي‌افتد؟ و چه ظرفيت‌هايي براي كار هست؟ اينها سؤالاتي است كه بايد با پاسخ به آنها، تصوير آينده را از ديد خود روشن كنيم تا بتوانيم برنامه‌اي براي آن وضعيت داشته باشيم.

جنگ بد است؛ اين فرض آرماني و اعتقادي ادامه بحث است. پس تماميت ارضي، امنيت ملي، منافع ملي، مسائل اعتقادي و ديني و منافع فردي را اصلا نديده مي‌گيرم؛ كه ورود مستقل آنها به بحث، مسير نتيجه‌گيري را طولاني‌تر مي‌كند.

اگر جنگ بد است، پس صلح برترين آرمان خواهد بود و در آن زمان و وضعيت مفروض، مهمترين مبناي حركت جمعي عليه جنگ و محور انگيزش اجتماعي و بسيج عمومي، همين مفهوم خواهد بود: «صلح»

اگر لازم است، بايد به مفهوم صلح رنگ و بوي ديني هم داد و توجيهات مذهبي براي آن يافت و ارائه داد. اگر لازم است، بايد حركتها و راهپيمايي‌هاي خياباني به راه انداخت. اگر لازم است، بايد صلح را در درون حكومت يا در شكاف درون‌حكومتي و به اتكاي يك بخش در مقابل بخش ديگر حكومت تعريف كرد. يا اگر لازم است، بايد «صلح» را درست در مقابل جنگ‌طلبي‌هاي سياستگزاران نظام و نظاميان تصوير كرد.

اين ما نيستيم كه مي‌توانيم در مقابل مرگ‌انديشي اينها و جنگ‌افروزي آنها بايستيم. ما نه سلاح نظامي اندازه آنها داريم و نه قدرت مهار هموزن اينها. تنها سلاح و ابزار ما، تنها سرمايه ما، همين كلمه است، همين مفهوم و معنا. همين «صلح» كه به پشتوانه اعتقاد و آرمان و مذهب و مليت و اخلاق و انسانيت مي‌تواند در مقابل سلطه‌خواهي اين و آن بايستد.

كورش جان، من حرفم را پس مي‌گيرم كه گفته بودم نمي‌شود كاري كرد. ما توانسته‌ايم، و باز هم مي‌توانيم، مفاهيم را در بين خودمان و ديگران جا بيندازيم. در وبلاگستان، در روزنامه‌ها، در دانشگاه، در جامعه، در خانواده، همه‌جا بايد بكوشيم ميخ صلح‌طلبي و صلح‌خواهي را محكم بكوبيم. اين تنها وردي است كه مي‌تواند طلسم بنيادگرايان آمريكايي و ايراني را باطل كند.










هاست و ثبت دومین