پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






نامه چند صد نفري تحريميان كه ديروز منتشر شد، تقريبا عمده‌ترين تحركي بوده كه از جانب اين ضلع از آرايش سياسي كشور ديده شده. چند ماه قبل از اين هم، همين جمع با چيزي حدود همين تعداد امضا يا كمتر، نامه‌اي را منتشر كرده بودند درباره لزوم انتخابات آزاد.

كاري كه اصلاح طلبان، خصوصا سازمان مجاهدين و آقاي دكتر جلايي پور، درباره اين بخش از سياسيون جامعه انجام دادند، برخورد جالب و خوبي بود. آنها از اواخر سال 83 يك مدل تحليلي را ارائه دادند كه چهار ضلع داشت: اصولگرايان، رفسنجانيان، اصلاح طلبان، تحريميان. بيان اين الگو هم باعث شد كه تحريمي‌ها به عنوان يك گروه موجود و مؤثر، «در زبان عمومي سياسي» به رسميت شناخته شوند و هم به عنوان يكي از بازيگران صحنه مورد توجه قرار بگيرند. شبيه اين اتفاق در سالهاي 75 و 76 درباره چهار گروه راست سنتي، راست مدرن، چپ و چپ جديد هم رخ داده بود. تحليل ابتدا ارائه شده بود، و سپس بر واقعيت هم تأثير گذاشته بود!

اما نامه تحريميان. اين نامه از چند جهت حاوي مشكل و تناقض است.زمان صدور آن و تركيب امضاهاي آن هم اين تناقض را ناجورتر مي‌كند.

اولا نام اين نامه را نبايد نامه فعالان سياسي گذاشت. اين نامه، بيشتر نامه جمع كثير و متنوعي از «منفعلان سياسي» است. فعال سياسي كه وقتي هنوز نه به دار است و نه به بار، نتيجه‌گيري نمي‌كند. يا بر اساس اينكه «هيچگونه نشانه‌اي دال بر تغيير روش حاكميت، به شكلي كيفي، به چشم نمي‌خورد» داوري نمي‌كند و راه خود را به سادگي و بي‌مقدمه جدا نمي‌سازد. پس يك مشكل نامه، زمان انتشار آن است. در حالي كه هنوز هيچ اتفاق جديدي نيفتاده، چه مي‌شود كه اين نامه منتشر مي‌شود؟ آيا به صرف اينكه تعداد امضاهاي نامه ما «خيلي» شد، بايد اعلام موضع كنيم؟! تنها تغيير احتمالي كه در هفته‌هاي اخير رخ داده را شايد بتوان مرتبط با صحبتهاي رهبر در كرمان دانست. از آن صحبت كه مثل هميشه برداشت‌هاي مختلفي مي‌شد كرد؛ مثل داستان نعل و ميخ. ايشان هم كه از اين حرفها زياد مي‌زنند. آيا همان چند كلمه باعث قضاوت و تصميم‌گيري نهايي اين رفقا شده؟

مشكل بعدي نامه اين است كه نسبت خود را با نامه قبلي مشخص نمي‌كند. همين جمع قبلا نوشته بودند كه انتخابات آزاد برگزار كنيد. خواسته‌هاي مشخصي را مطرح و ريز كرده بودند؟ آيا واقعا هيج بخشي از آن خواسته‌ها رو به تحقق نرفت؟ مثلا آيا صدا و سيما به غلامعباس توسلي تريبون نداد؟ همين امروز يا ديروز صبح رضا خاتمي رفته بود براي فيلمبرداري تلويزيوني. يا نكند اين رفقا انتظار دارند كه نظام بيايد بگويد: عزيزان، خواهران، برادران، بياييد اين قانون اساسي ما را هخر طوري كه مي‌خواهيد بنويسيد! بياييد ما را از رنج بي‌حساب بي‌حقوق‌بشري نجات دهيد!

مشكل بعدي نامه، تركيب متناقض امضاكنندگان است. از اسم زرافشان و اميرانتظام دربند پاي اين نامه هست تا اسم يكسري اعضاي شوراي مركزي و عمومي تحكيم علامه، از بچه‌هاي ادوار تحكيم تا بچه‌هاي طبرزدي، حسين مجاهد و محمود يگانلي مشاركتي تا سهيلا وحدتي مدافع آزادي جنسي. اصرار ندارم كه لزوما امضاكنندگان يك نامه بايد از يك حزب يا طيف سياسي باشند، اما نبايد صد و هشتاد درجه هم با هم اختلاف داشته باشند. اشتراك بر سر انتخابات آزاد خوب است، اما شرط مي‌بندم همين 500 نفر را اگر كنار هم بنشانيد تا انتخابات را آزاد برگزار كنند، نصفشان نصف ديگر را مي‌بلعند!

مشكل بعدي، بي‌هويتي يا چند هويتي بعضي از امضاكنندگان است. مشكل بعدي، اين است كه بعضي افراد اين ليست تا جايي كه خود من خبر دارم، در ستاد انتخاباتي آقاي هاشمي فعاليت دارند. بالاخره نمي‌شود يكي به نعل زد و نعل را به ميخ!! مشكل بعدي اين است كه بعضي از آدمهاي اين ليست توجه نمي‌كنند كه آدم نمي‌تواند به طور همزمان هم انتخابات زا تحريم كند و هم براي يك كانديدا كار كند. اين به طرفداران معين هم وارد است. باز دم حسين مجاهد گرم، كه وقتي مشي سياسي‌اش عوض شد، از حزب بيرون رفت. اما من به رغم ارادتي كه به خانم داوودي دارم، واقعا در عجبم كه چطور مي‌شود يكي هم تحريمي باشد، هم پاي ثابت جلسات كميسيون سياسي ستاد دكتر معين!

و جلسات؛ چه جلساتي! صحنه‌اي را تصور كنيد كه حجاريان دارد از خاتمي انتقاد مي‌كند و لطف الله ميثمي به شدت از خاتمي دفاع مي‌كند! يا عليرضا رجايي شده مدافع خاتمي، آن‌وقت يكي كه اگر دولت خاتمي نبود، الان نان شب نداشت، مي‌گويد اصلاحات خاتمي مرد، زنده باد بقيه قضايا!! حال توضيح بقيه ماجرا را هم ندارم.

بگذريم. ما سرزمين تناقض‌هاي بزرگ هستيم، كه در نسل جديد هم دوچندان شده است. تحمل مي‌كنيم، و تلاش براي متقاعد كردن دوستانمان.

حالش را ندارم كه درباره اين نامه بيشتر بنويسم.










هاست و ثبت دومین