پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






0 -  يك گزارش تصويري از ساعات اوليه حضورم در بيمارستان!

1- زنده‌ام، اگرچه تا حد زيادي آش و لاش! يك تصادف شديد باعث شد چند متري از ماشين به بيرون پرتاب شوم و كلي آسيب بينم. به قول يكي از رفقا، يكي از دنده‌هاي اصلاحات شكست و يكي ديگر هم ترك خورد! سه دوست هم همراهم بودند كه كوفته شده‌اند، اما بيشتر از من زنده‌اند. شانس آورديم كه آن پرايد كه بهمان زد و البته مقصر هم بود، يك دهم ثانيه ديرتر نرسيد، وگرنه احتمالا الان من با دلي آرام و قلبي مطمئن رفته بودم آن دنيا و داشتم با حوريان بگو بخند مي‌كردم! باز شانس زيادي آوردم كه سرم دو سه سانت بالاتر از گيجگاه به شيشه خورد، وگرنه هوتوتو...

2- اين جنتي مثل اينكه ما را نشانه گرفته بود و به معين خورد! يا شايد هم دكتر معين جاخالي داد و مشت جنتي خورد توي كمر من. البته طبيعتا بايد خبر هاتف را تكذيب كنم، اما خب آن موقع شب (حدود دوازده و نيم) داشتيم از ستاد و جلسه بحث درباره موضوع رد صلاحيت برمي‌گشتيم. خلاصه شبي بود... كه اثراتش احتمالا تا مدتها هست. الان خانه‌ام. مثلا خير سرم دارم استراحت مي‌كنم. خوابيدنم راحت نيست، بيشتر مجبورم بنشينم. گاهي آرامم، گاهي هم از درد داد مي‌زنم. هيچ چيز هم به كمر يا پشتم نبسته‌اند، دارويي هم نداده‌اند، فقط يك بروفن هر شش ساعت يك بار مي‌خورم و همين. بچه‌هايي كه همان شب آمدند بيمارستان، خيلي لطف كردند؛ هرچند خيلي سر حواس نبودم و دقيق يادم نيست كي آمده بود. الان هم رفقا هركدام مي‌آيند بحث سياسي داريم. بيشتر از تمام اين ماهها روزنامه مي‌خوانم. الان هم چند ساعتي است كه پس از چندين ساعت دوري از اينترنت، كانكت شده‌ام و دارم ول مي‌چرخم. پس هنوز زنده‌ام!

3- معين تأييد شد. نمي‌فهمم چرا بعضي‌ها تيتر امروز كيهان را تكرار مي‌كنند كه حكم حكومتي بود. حكم حكومتي يا ولايت مطلقه وقتي است كه رهبري فراتز از قانون عمل كند. الان جنتي خلاف قانون كرده و رهبري خطاي او را اصلاح كرده. اين كه نه غيرقانوني است، نه حكم حكومتي. موافق نيستم با يكي دو تا از دوستان كه مي‌گفتند رهبري مي‌خواهد روي سر معين منت بگذارد. اگر هم اينطور باشد، معيني كه من مي‌شناسم، اهل منت‌كشي نبوده و نيست! نمونه‌اش هم همين كه تا حالا در اين دوران به ديدار رهبري نرفته است، تا مثلا اجازه بگيرد يا چيزي را هماهنگ كند. در حالي كه يادتان هست كه خاتمي هم از رهبر اوكي گرفت تا بيايد. تازه، رهبر آن زمان كجا، رهبر الان كجا. اين فرق معين با خاتمي است.

4- رهبري حكم حكومتي نداد، به خواست ملت تن داد. خبر اعتراضات و برنامه‌هاي بعدي خيلي زودتر از من و شما به گوش او مي‌رسد. او زرنگ‌تر از آن است كه بگذارد كار به جاهاي باريك بكشد. رهبري واقعا خوب فهميد كه عدم تأييد صلاحيت معين اصلا به صلاح نظام نيست و ممكن است با رد او مشكلات جدي پيش بيايد. آنهايي كه حداد عادل را از نزديك مي‌شناسند، مي‌دانند كه او كسي نيست كه بخواهد در چنين كاري پيشقدم شود. اصلا اين چيزها به ذهنش نمي‌رسد، ذهن سياسي ندارد بنده خدا. اتفاقا نامه ديروز نشان مي‌دهد كه ميكروفون‌ها خوب كار كرده‌اند و فهميده‌اند با رد معين چه اتفاقاتي مي‌افتد! البته بد نبود كه يك روز ديرتر اين كار انجام مي‌شد تا معين معروف‌تر مي‌شد!! اما باز خوب شد، سه روز است كه معين در تيتر اول خبرهاست. داستان معين و جنتي و انتخابات مثل آن شد كه مولانا مي‌گويد: هر آن كس پف كند، ريشش بسوزد! ديروز و امروز ريش جنتي سوخت!!

5- اينها كه گفتم نظر من بود، كه با خيلي‌هاي ديگر همنظرم. اما تعدادي از رفقا هم در ستاد هستند كه معتقدند حمايت رهبري باعث كاهش محبوبيت معين شده است يا مي‌شود. اين را چه كار بايد كرد؟ هنوز به نتيجه نرسيده‌ايم. فقط اين مشخص است كه پنجشنبه در كنگره حاميان و هواداران همه‌چيز مشخص خواهد شد. من نظر افراطي كساني را كه معتقدند معين كنار بكشد اصلا قبول ندارم. سياست عرصه منازعه ممكنات و هم‌افزايي واقعيت‌ها است، محل لج و لج‌بازي كه نيست. براي همين، مي‌خواستم فرداشب بروم در جلسه روزنامه‌نگاران در ستاد، و دعوا كنم براي به كرسي نشانده اين موضع. اما امروز يكي از مسئولان ستاد گفت پنجشنبه بهتر است. حتما اگر مشكلي پيش نيايد پنج‌شنبه مي‌روم به كنگره و با اين حال نزارم مي‌روم صحبت هم مي كنم در دفاع از اين ايده. احتمالا حال من را كه ببينند، همه دلشان مي‌سوزد و نظرم را مي‌پذيرند!

6- الان كه اين را داشتم مي‌نوشتم، درد گردني گرفتم كه مپرس! از اين ناحيه و بسياري نواحي ديگر هم ضربه ديده‌ام. حالا فعلا سلامتي مهمتر از وبلاگ است...










هاست و ثبت دومین