پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






  

اي مرغك خيال من، منو ببر، منو ببر
ببين
ببين شكسته بال من، منو ببر، منو ببر
نذار كه رفتنم بشه آرزوي محال من
من خسته‌ام، منو ببر، ببين شكسته بال من
دلم تنگه، منو ببر

منو ببر به اونجا كه واسه صبح دل‌انگيزش
شب از عشق لبريزش
تابستون تب آلودش
پاييز غم انگيزش
دلم تنگه، دلم تنگه

واسه گلهاي صحراييش
طبيعت تماشاييش
واسه اشكا و لبخنداش
واسه زشتي و زيبايش
دلم تنگه، دلم تنگه

منو ببر به اونجا كه توي كوير خشكيده‌ش داره بارون مياد نم‌نم
كبوتراي تازه نفس، خسته از حسار و قفس، دارن عاشق ميشن كم‌كم
دارن عاشق ميشن كم‌كم

اي مرغك خيال من، منو ببر، منو ببر
ببين
ببين شكسته بال من، منو ببر، منو ببر
نذار كه رفتنم بشه آرزوي محال من
من خسته‌ام، منو ببر، ببين شكسته بال من
دلم تنگه، منو ببر










هاست و ثبت دومین