پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






در ادامه بحث قبلي و در اشاره به جامعه‌شناسي اين فضاي لكنتي مجازي، عرضه مي‌دارم كه اصولا اين فضا يك چيزهايي درش بيخود و بي‌جهت جدي مي‌شود، در حالي كه اساسا جدي نيست، و در حالي كه چيزهاي جدي زيادي هست كه اصلا جدي گرفته نمي‌شود.

حجم بالاي توليد بي‌وقفه و اكثرا كم‌محتوا در فضاي مجازي (بيشتر در وبلاگ‌ها)، طوري است كه نه تنها از نظم و قاعده‌مندي عبور مي‌كند، بلكه فرصت تأمل و دقت را نيز از آدم مي‌گيرد. تو يك صحنه مي‌بيني و به سرعت بايد نظر بدهي. شايد مبناي بحث ابتذال در وبلاگستان كه جناب خوابگرد مطرح كرد نيز همين بود: زيست مجازي و توليد محتواي در وبلاگ‌ها، ذاتا بي‌دقت و نوعي واكنش بي‌تأمل و به يك محرك محيطي (از نوع اتفاق يا نوشته ديگران يا ...) است. يعني هم بي‌درنگ است، هم بيشتر واكنشي است و هم كمترين انرژي را از ذهن مي‌گيرد. به بيان ديگر (از نوع نيك‌آهنگي) تا حد زيادي هسته‌اي است، البته از اين جهت كه نيمه‌عمر پاييني دارد!

اين وضعيت هم محتوا را كم‌ارزش مي‌كند، هم منازعات غالبا بي‌حاصل را موجب مي‌شود و هم - بدتر از همه - اشتباهات و سوء تفاهماتي را ايجاد مي‌كند كه گاهي اوقات واقعا غير قابل تحمل است. دو نمونه دست به نقد را بيان مي‌كنم، تا مقصودم را بگيريد:

1- در هفته نيروي انتظامي يك مانور ضد شورش برگزار شد. به جاي زن‌هايي كه بايد در بين افراد آشوب‌گر قرار مي‌گرفتند، لابد محض لحاظ مراتب شرعيه، از چند سرباز كه ريش‌هاي خود را تراشيده بودند و روسري روي سرشان انداخته بودند، استفاده شد؛ مثل اين عكس. بعد در چند وبلاگ ديدم كه اين عكس‌ها را گذاشته‌اند و مي‌گويند اين عكس‌ها كه از خيابان‌هاي تهران! گرفته شده، مال مردهاي زن‌نما است يا دوجنسي‌ها يا مثلا چي. لينكش را هرچه گشتم پيدا نكردم. اما ته اين سنخ سوء تفاهم را هم اينجا مي‌توانيد ببينيد كه با اينكه حتي از اصل ماجرا هم خبر داشته، در تحليل آن تا كجاها رفته! اووووووه...

2- جناب لاريجاني دبير شوراي امنيت ملي دو سه هفته پيش يك مصاحبه مطبوعاتي گذاشته بود، در اثناي صدور قطعنامه شوراي حكام آژانس اتمي عليه ايران. چرت‌ترين حرفي كه در آن مصاحبه از خودش در كرد، اين بود كه: اگر لولوي شوراي امنيت را هم به ما نشان دهند، مردم ايران رو به قبله نمي‌شوند! حرف مزخرفي بود، و طبيعتا دستمايه مسخره شدن. ابراهيم نبوي در سايت روز اين جمله را به نحو خوبي مسخره كرد و نوشت مترجمان دنيا از ترجمه اين عبارت باز ماندند. دو سه نمونه را هم به شوخي ساخت، تا زبان غير ديپلماتيك لاريجاني را قشنگ ضايع كند؛ مثل بقيه خالي‌بندي‌هاي طنزي كه خيلي جدي مي‌نويسد و به ملت قالب مي‌كند. اما...
اما خودم در چندين وبلاگ ديدم و چند ايميل دسته‌جمعي از آدم‌هاي مختلف هم گرفتم كه اين بخش از طنز نبوي را خيلي جدي نقل كرده بودند، انگار كه واقعا اين ترجمه‌ها واقعي است و روزنامه‌جات دنيا از درك عمق صحبتهاي حضرت دبير شورا وامانده‌اند. اين هم سوء تفاهم فجيعي ديگر.

3- خبرهاي سايت فخيمه «پيك ايران» و سايتهاي نظير آن، كه تشخيص دروغ و راست و باربط و بي‌ربطش به دشواري سر بالا رفتن آب است كه قورباغه... و نياز به توضيح ندارد.

شايد مثال‌هايم بهترين نبود، اما فكر كنم منظورم را فهمانده باشم. توليد محتوا در اينترنت وضعيت عجيبي پيدا كرده است. هيچ حساب و كتابي كه ندارد هيچ، تشخيص درست و غلط و بامعني و بي‌معني و مربوط و نامربوط آن هم تقريبا غيرممكن شده است. يعني آشفتگي و بي‌نظمي در حداكثر، حساب‌شدگي و ارزش محتوايي در حداقل.

حوصله مقدمه‌چيني ندارم. القصه، چيزي كه در فضاي مجازي ما وجود دارد و نقش اصلي را بازي مي‌كند، فراروايت نيست. توهمات و سوء تفاهماتي است فراتر از روايت!










هاست و ثبت دومین