پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






سخنان احمدي نژاد در همايش «جهان بدون صهيونيزم» و واكنش‌هاي پس از آن، براي هر دلسوز وطن و ميهن تلنگري جدي در پي دارد. شوخي نيست؛ رئيس جمهور كشور افسارش را داده دست انجمن‌هاي اسلامي دانش آموزان و مي‌رود در همايشي كه نامش با تعهدات بين المللي كشور مغايرت دارد سخنراني مي‌كند و آن هم چه سخناني! از جهان بدون آمريكا و اسرائيل حرف مي‌زند. انجمن‌هاي اسلامي دانش آموزان كه در اين چند ساله هميشه با بسيج دانش آموزي رقابت مي‌كردند در جذب منابع مالي به وسيله تندتر شعار دادن عليه آمريكا و بيشتر آتش زدن پرچم، حالا شده‌اند تئوريسين سياست خارجي دولت.

اين جملات را دقت كنيد: اين شعار و هدف دست يافتني است و به حول و قوه الهي به زودي جهان بدون آمريكا و صهيونيسم را تجربه كرده و در دوران درخشان حاكميت اسلامي بر جهان امروز تنفس خواهيم كرد... امام خميني (ره) در مبارزه سنگين اسلام با كفر نقطه مركزي و فرماندهي دشمنان جهان اسلام كه رژيم اشغالگر قدس بود را هدف گرفتند و امروز موج جديدي در فلسطين به راه افتاده است و اين موج بيداري و معنويت كه دنياي اسلام را فرا گرفته است به زودي لكه ننگ صهيونيسم را از دامان دنياي اسلام پاك خواهد كرد.

سؤال: آيا ما در حال جنگ با اسرائيل هستيم؟ آيا ما جنگ با اسرائيل را در برنامه آينده خود قرار داده‌ايم؟ آيا يكي از برنامه‌ها يا دست‌كم آرمان‌هاي جمهوري اسلامي: حذف آمريكا از جهان است؟! آيا منطقي است كه كسي از پشت كوه بيايد و دري به تخته بخورد و رئيس‌جمهور شود و سپس هر حرفي را كه از دهنش درآمد به عنوان مواضع دولت در سياست خارجي بيان كند؟ آيا رئيس‌جمهور نبايد حرفهاي خود را قبل از صحبت مزمزه كند، يا لااقل با يكي دو نفر آدم عاقل‌تر از خود مشورت كند؟

سؤال كليدي: آيا اين حرفهاي احمدي نژاد با حرفهاي طالبان و بن لادن فرق دارد؟

آرزو: كاش كسي رئيس جمهور شده بود كه فرق سخنراني رسمي با شعار توي راهپيمايي را مي‌فهميد. كاش مشاوران او عاقل‌تر از خودش بودند. كاش خدا آدمها را طوري مي‌آفريد كه لااقل اگر زور ندارند، شعور داشته باشند. كاش مردم فريب شعار خدمت رساني و عدالت گستري و مهرورزي را نمي‌خوردند و به كسي رأي نمي‌دادند كه جز جنگ طلبي و بحزان زايي در سر ندارد و تا كشور را الكي به بحران نكشاند ول نمي‌كند. نكند وطنم ...

اينها را نوشتم، اما بگويم كه من هم معتقدم اسرائيل دشمن درجه يك ايران است. در اين مورد اين نوشته را در فانوس بخوانيد، من هم كاملا با آن همفكرم. اما آيا آدم عاقل مي‌رود بالاي ديوار خانه دشمنش و شروع مي‌كند بد و بيراه بار او كردن و او را تهديد به قتل كردن؟ آيا مبارزه با نژادپرستي و صهيونيسم مترادف با حذف كشور اسرائيل (و آمريكا!) از روي نقشه يكي است؟ گمان مي‌كنم بين اين دو، فضاي زيادي است كه ديدگاه اكثر عقلاي دنيا در آن قرار مي‌گيرد. بهتر است جهان بدون صهيونيسم و طالبانيسم و فاشيسم و پان ..يسم باشد، اما با شرط صلح و با ادبيات صلح، نه با چشم‌انداز جنگ و با ادبيات جنگ طلبانه.










هاست و ثبت دومین