پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






در مورد درد دل هاي اين حاج خانوم

1- اولين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه توجه نمي‌كنند و نمي‌كنيم خيلي بيشتر از اينكه جهان به ما نياز داشته باشد، ما به جهان نيازمنديم.

2- دومين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه در خانه نشسته‌اند و منتظرند يكي بيايد كلوني در را به صدا درآورد و بگويد بياييد برويم جهاني بشويم!

3- سومين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه بيشتر مترصد اين هستند كه راهي بيابند تا فضايل و كمالات خود را به جهانيان ثابت كنند، كاري هم ندارند كه آن طرف ديوار چه كسي نشسته و احيانا (زبانم لال!) او چه دارد كه به ما بدهد.

4- چهارمين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه اسم صادرات را مي‌گذارند خودشيفتگي و اسم واردات را مي‌گذارند خودباختگي!

5- پنجمين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه براي خودشان مشخص نكرده‌اند و نمي‌دانند در اين دهكده جهاني بالاخره ما كدخداي دهكده هستيم، يا چوپان آن، يا خادم مسجد آن، يا يك گاو توي طويله، يا ديوانه‌اي كه هر كس از راه مي‌رسد يكي مي‌زند توي سرش، و هر روز هوس مي‌كنند يكي از اينها باشند!

6- ششمين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه جهان آنطور كه ما دلمان مي‌خواهد نيست، اما براي ما انگار مهم نيست كه جهان آنطور كه ما دلمان مي‌خواهد نيست. براي همين سرمان را مي‌اندازيم پايين و مي‌رويم جلو، آن‌وقت وقتي سرمان به سنگ خورد به زمين و زمان و جهان فحش مي‌دهيم.

7- هفتمين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه خيال مي‌كنند جهان مي‌ايستد تا ما سلانه سلانه برويم تا به او برسيم.

8- هشتمين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه جهان را براي خود مي‌خواهند، اما انتظار دارند ديگران هم جهان را براي ايران بخواهند.

9- نهمين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه معمولا جهان را با چيزهاي ديگري مانند شيطان يا خدا يا دشمن يا همسر يا بهشت يا جهنم يا چارديواري اختياري يا يك اصفهان بزرگ اشتباه مي‌گيرند.

10- مشكل ديگري نداريم؟










هاست و ثبت دومین