پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






به شوراي امنيت نرويم - 2

مردم ما «انقلاب» كردند و به «افتخار» استقلال و حكومت ملي دست يافتند. اما همين مردم در «انقلاب» اسلامي «هزينه» هاي زيادي از نيروهاي انساني و سرمايه‌هاي اجتماعي گرفته تا ساختارهاي اداري و اقتصادي و اجتماعي و ... پرداختند. مردم ما در «جنگ» با دشمن بعثي به گونه‌اي رفتار كردند كه به «افتخار» ايثارگري، دفاع از ميهن و از دست ندادن حتي يك وجب از خاك كشور دست يافتند. اما مردم ما در «جنگ» هشت ساله نيز «هزينه» هاي بسياري پرداختند و علاوه بر دست‌كم 250 هزار شهيدي كه فدا شدند و صدها هزار جانبازي كه سلامتي خود را از دست دادند، بنيادهاي اقتصادي و صنعتي كشور نيز از كف رفت. اكنون در منازعه هسته‌اي ايران با آمريكا و ديگر كشورهاي جهان كه ممكن است به تحريم اقتصادي يا خداي‌نكرده رويارويي نظامي منجر شود، جاي طرح اين سؤال هست كه بناست در اين ماجرا كدام «افتخار» نصيب ما شود و به بهاي كدام «هزينه» ها؟

در انقلاب، پرسش افتخار آنچنان جانانه پاسخ داده شد كه كمتر كسي بود كه خود را انقلابي نخواند و به صف انقلابيون نپيوندد. انقلاب اسلامي در زمينه  ايجاد «احساس افتخار ملي» به مراتب بر نهضت مشروطه و نهضت ملي شدن نفت برتري داشت. براي همين بود كه هزينه‌هاي گزاف يك انقلاب به‌تمامي توسط يك ملت با جان و دل پذيرفته شد و براي همين بود كه خيلي طول كشيد تا بخشي از اين نسل انقلابي از آنچه كرده‌اند، «پشيمان» شوند. در جنگ نيز همين وضعيت بود. كساني كه خودخواسته درگير جنگ مي‌شدند، جان خود را هزينه مي‌كردند و در ايثار آن براي دفاع از آب و خاك ترديد نداشتند. آنها آنچنان به «اوج افتخار» دست يافتند كه خود را نماينده تاريخي حق در جنگ با باطل مي‌دانستند و تصميم داشتند فتوحات خود را «تا رفع كل فتنه در عالم» و تا گشودن «راه قدس از طريق كربلا» ادامه دهند. جان بهترين جوانان آن نسل هزينه‌اي بود كه براي رسيدن به اين هدف والا پرداخته شد، و با آنكه به هيچ بخش از آن هدف نرسيديم و تنها توانستيم به يك «دفاع مقدس» بسنده كنيم، سالها طول كشيد تا بخشي از آن نسل، تنها از بخشي از راهي كه رفته پشيمان شود.

جالب است كه در هر دوي اين رخدادهاي ملي، آن افرادي كه براي رسيدن به «افتخار» «هزينه»اي را متحمل شده‌اند و بعد به آنچه كه مي‌خواسته‌اند يا در خيال داشته‌اند نرسيده‌اند، غالبا از «اصل حركت» خود، «آرمان‌ها»يي كه دنبال مي‌كرده‌اند و حتي «امكان تحقق» آنچه در ذهن داشته‌اند، برنگشته‌اند. براي همين، معمولا تقصير «نرسيدن به هدف» را به گردن برنامه‌هاي پنهاني دشمن، وجود افراد ناسالم و ناصادق و دنياطلب و ... و يا انحراف از «مسير اصيل» انقلاب و فضاي معنوي و «اخلاص جبهه»ها مي‌اندازند.

حال در ماجراي هسته‌اي، جاي طرح اين چند سؤال هست: به كدام افتخار؟ با كدام هزينه؟ آيا پشيمان نمي‌شويم؟ آيا اصلا به جايي مي‌رسيم؟ آيا اصل راهي كه مي‌رويم (يا ما را مي‌برند) درست است؟ اگر پشيمان شديم، فهميديم كه اشتباه كرديم چه؟ اگر به چيزي كه نرسيديم هيچ، سرنوشت نسلهاي آينده را هم تباه كرديم چه؟ كدام هزينه؟ كدام فايده؟

مردم ايران در مواجهه با بحث غني سازي اورانيوم چه مي‌انديشند؟ آيا واقعا آنطور كه نمايانده مي‌شود، خود را صاحب فناوري هسته‌اي و با اقتدار ايستاده در مقابل غرب مي‌دانند؟ آيا مردم نفعي در اين دعوا براي زندگي امروز يا آينده خود و كشور خود مي‌بينند؟ به تعبير شعارهاي دوران انتخابات آقاي احمدي نژاد، آيا چيزي از اورانيوم سر سفره‌هاي مردم مي‌آيد؟ و خلاصه، غني سازي زندگي و فرهنگ مردم اولويت دارد يا غني سازي اورانيوم؟










هاست و ثبت دومین