پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






به شوراي امنيت نرويم - 4

در حل مسئله، طراحي صورت مسئله يكي از مهمترين مراحل است. اينكه متغيرها را چطور بچينيم، از كجا شروع كنيم، به كدام سمت در تحليل برويم، چگونه راه حل مسئله را بيابيم و چگونه آن را به كار ببنديم. اين همان مثال معلمان قديمي است كه مي‌گويند: فهم سؤال، نصف جواب است.

در قضاياي هسته‌اي ايران نيز بر سر نحوه طرح مسئله و چينش پيشينه تاريخي و آرايش وضعيت كنوني و خلاصه اينكه «دعواي اصلي سر چيست» بحثهاي زيادي صورت گرفته است. برخي گفته‌اند اين تصميم مشترك زورمندان مسلط بر جهان براي محروم ساختن يك ملت از حق طبيعي خود است، تصميمي ظالمانه كه بايد به هر ترتيب در مقابل آن ايستاد. برخي ديگر هم اين وضعيت را ناشي از هراس جامعه جهاني از احتمال ساخته شدن بمب اتمي در ايران مي‌دانند، بمبي كه در صورت توليد مي‌تواند در سطح منطقه و حتي فراتر از آن بسياري از موازنه‌هاي قدرت را برهم زند و باعث ناامني و بي‌ثباتي شود. الگوي سومي هم براي طرح مسئله هست كه لايه امنيتي و سياسي ماجرا را جدي نمي‌گيرد و همه منازعه را به رقابت براي فرادستي در كسب و دارندگي انرژي‌هاي جديد متوجه مي‌سازد و دعواي هسته‌اي را دعواي انرژي مي‌داند.

من تصور مي‌كنم كه دعواي اصلي نهفته در پشت درگيري‌هاي هسته‌اي ايران كه متأسفانه به جاهاي باريك كشيده و ايران را در مقابل يك اجماع جهاني قرار داده است، نه تصميم نظام سلطه جهاني براي محروم ساختن ايران از حقوق هسته‌اي خود است و نه جلوگيري از ساخته شدن يك بمب اتمي كه ممكن است امنيت جهان را به خطر بيندازد. بحث چيز ديگري است، اما به زبانهاي ديگر بيان مي‌شود.

دعواي اصلي، به نظر من، در اينجاست: ايران تكنولوژي هسته‌اي را و اساسا هر امتياز ديگر ملي را، «در جهان» مي‌خواهد يا «بر جهان»؟ يعني خود را به عنوان جزئي از جامعه درهم فشرده جهاني پذيرفته و مي‌خواهد از تكنولوژي هسته‌اي و ديگر مزاياي زيست جهاني بهره‌مند شود يا مي‌خواهد به برتري‌ها و امكانات يا - اينطور بگوييم - ابزارها و تسليحاتي دست يابد كه بعد بتواند در مقابل ديگران بايستد و در نظم جديد و رو به ثبات جهان اخلال ايجاد كند.

ريشه ذهني قضيه هم به نظرم - به طور خلاصه - به آن بخش از واقعه يازده سپتامبر برمي‌گردد كه بنيادگرايان يعني بزرگترين چالش‌گران نظم نوين جهاني، با ابزارهايي به جنگ جهان برخاستند كه طبق سازوكارهاي همين نظم نوين جهاني در اختيار ايشان قرار گرفته بود. رهبران جهان نمي‌خواهند اين واقعه تكرار شود.

مشكل ايران هم همين است، و به نظرم اين حل نخواهد شد تا ايران انتخاب نهايي خود را برگزيند: در جهان است يا بر حهان؟ ايراني كه ايرانيان (دولت و ملت) مي‌خواهند، «سهم شايسته اين ملت از دنيا»ست يا نجات دهنده بشريت و «منادي نهايي رستگاري در جهان»؟ و عجيب است كه اين مي شود دقيقا دو تلقي خاتمي و احمدي نژاد از جهان، و از نسبت ايران با جهان!










هاست و ثبت دومین