پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






ضرب المثل «جوجه رو آخر پاييز مي‌شمرن» براي هيچكس هم كه معني نداشته باشه، براي من كه در آخرين شب پاييز به دنيا اومدم خيلي معني‌داره. هر سال اين وقت جوجه‌هاي عمرم رو مي‌شمرم كه داره از دست ميره، افسوس بر وقت و فرصتي كه از دست داده‌ام و چيزهايي كه بدست نياوردم.

جيك جيكش در اومده از مدتها، مثل اون مفهوم بلند كه گفته: «هر روز كه عمر كردي، بدان كه يك روز از عمرت كم شده و هر روز كه بيشتر عمر كردي، بدان كه يك روز به مرگ نزديكتر شدي.» و اون شعر كه ميگه: «عمر برف است و آفتاب تموز / اندكي مانده، خواجه غره هنوز» و دست آخر اون آيه دست‌نيافتني كه: «و او بود كه مرگ و زندگي را آفريد تا امتحان كند كه كدامتان در عمل بهترين هستيد.»

تولد رو هم مثل شهادت بايد تبريك و تسليت گفت. تبريك براي آنچه كه بدست آورده‌اي و تسليت براي آنچه كه از دست داده‌اي. تولد، همانطور كه اون پيامبر پاك ميگه، دو بار در زندگي انسان رخ ميده و بايد چشم‌انتظار دومي بود. و همانطور كه اون نويسنده محبوب غربي مي‌نويسه: « دو نفر [دو زن] در زندگي من نقش داشتند، آنكه مرا به اين دنيا آورد و آنكه مرا از اين دنيا پرواز داد...»

تولدش مبارك!










هاست و ثبت دومین