پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






الهام افروتن را اگر تا يك ماه پيش هيچكس نمي‌شناخت و اگر يك روزنامه‌نگار ساده كم‌تجربه در يك نشريه محلي كم‌تيراژ بود، اكنون همه كساني كه اخبار را مي‌خوانند و مسائل حقوق بشري ايران را پيگيري مي‌كنند او را مي‌شناسند. او به دنبال يك اشتباه مطبوعاتي به خاطر انتشار يك طنز سياسي در صفحات اجتماعي هفته‌نامه تمدن هرمزگان بازداشت مي‌شود، در حالي پشت پرده كل ماجرا انتقام و حال‌گيري يك جريان سياسي از ديرباز نماينده بندرعباس و مدير اين هفته نامه است. مديرمسئولي كه نامردي هم نكرد و سريعا خود را كنار كشيد تا همه تقصيرها به گردن خبرنگار جوان روزنامه بيفتد.

اين دختر قرباني يك دعواي سياسي مي‌شود، به زندان مي‌رود، زير فشار قرار مي‌گيرد و اذيت مي‌شود. يك هفته قبل هم پرونده او و هم خود او توسط قوه قضاييه از اداره اطلاعات استان گرفته مي‌شود و به تهران، زندان اوين، منتقل مي‌شود. سه روز قبل كه خبر خودكشي او منتشر شد، او در تهران بوده و روز گذشته كه يك مقام مسئول در قوه قضاييه خبر خودكشي او را تكذيب كرد، آنطور كه شنيده مي‌شود او در حال كما در درمانگاه اوين است.

آنطور كه يك نماينده ديگر بندرعباس گفته اين دختر داراي مشكلات روحي و سابقه خودكشي است و به مسئولان پرونده توصيه شده بوده كه شرايط او را در زندان به شكلي در نياورند كه زمينه اين كار مجددا براي او تكرار شود. اما اكنون به رغم تكذيب قوه قضاييه، ظاهرا اين اتفاق افتاده است. حال چه بايد كرد؟ چه بايد گفت؟

كمترين حرف اين است: نظام جمهوري اسلامي بايد اينقدر براي شهروندانش ارزش قائل باشد كه مردم كوچه و بازار نگويند بابا اين كه زهرا كاظمي نيست كه دولت كانادا پيگيري خونش باشد. اين ايراني است ... و لابد جانش هيچ ارزشي ندارد. آيا ندارد؟

به قول اين نماينده اصولگرا آيا سزاي يك خطاي مطبوعاتي مرگ است؟ يا به قول جسورانه مسيح علي نژاد كه غرور خود را شكست و به احمدي‌نژاد نامه نوشت تا بلكه به اين شكل باعث نجات جان اين دختر شود، آيا دايره مهرورزي احمدي‌نژادي الهام افروتن ها را هم دربر مي‌گيرد؟!

تكميلي:
جمهور: هنوز هم مرددم.مطمئن نیستم که او زنده باشد.
اكبر منتجبي: روزنامه همبستگي به نقل از استاندار هرمزگان خبر خودكشي را تأييد كرده است
پويا: بر الهام افروتن در زندان چه رفته است؟
راه من: غيرتتان كجا رفته؟!









هاست و ثبت دومین