پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






آقاي صفار هرندي وزير ارشاد دولت احمدي نژاد و سردبير سابق كيهان ديروز در يك مصاحبه گفته است: «حالت رهاشدگي براي وبلاگ ها و سايت ها چندان مناسب نيست و به همين دليل طبيعي است كه آئين نامه هاي مربوط به وب سايت ها و وبلاگ ها بايد تدوين شود.»

من نمي‌دانم اين سخن آقاي وزير به تحريك خبرنگار مهر بيان شده يا خير، به خصوص كه ظاهرا مهرورزان مأموريت ويژه‌اي براي به كرسي نشاندن نظر خودشان دارند چون امروز هم دوباره همان سؤال را از حداد عادل كرده‌اند، و باز نمي‌دانم اين موضع در هماهنگي با تصميمات ديگر وزارت ارشاد براي محدود كردن حوزه خبرنگاري هست يا خير، و باز ترديد دارم كه نكند اين حرف هم چيزي از جنس وعده دادن مجوز به نشريه احزاب باشد، يا آخر سر همان بلايي را بخواهند به سر سايتها و وبلاگها بياورند كه دارند بر سر كتاب و نشر مي‌آورند و كلا بازار كتاب را خوابانده‌اند.



درباره بحث قانونگذاري يا دخالت دولت در فعاليت‌هاي فضاي مجازي، لااقل من يكي چند بار قبلا نظراتم را در نوشته‌هاي رسمي مطبوعاتي منتشر كرده‌ام. براي همين، با اتكا به اين سوابق، و با راحتي خيال از اينكه در اين موضوع نظر مستدل دارم و برايم دولت خاتمي و احمدي نژاد فرقي نمي‌كند، خطاب به برادر صفار هرندي تصريح مي‌كنم كه حضرت آقا! ما نيستيم، و اگر تصور كرده‌ايد عموم وبلاگ نويسان به قوانين احتمالي كه شما طبق ميل و سليقه خود برايشان بنويسيد تمكين مي‌كنند، لااقل حساب من يكي را از بقيه جدا كنيد.


بگذاريد از مبدأ تئوريك بحث شروع كنم. در يادداشت «نگاه از بالا جواب نمي‌دهد» با نقد پيش‌نويس لايحه مجازات جرائم رايانه‌اي، استدلال كرده‌ام كه تفاوت بين نگاه آزادي‌مبنا و حق‌محور با نگاه كنترل‌نگر و معطوف به محدوديت در فضاي سايبر چقدر زياد است و چگونه به نتايج متفاوتي در مديريت و تدبير حوزه IT منجر مي‌شود. در آخر اين يادداشت نتيجه گرفته‌ام: «هركسي كه مي‌خواهد درباره اينترنت فكر كند يا براي آن قانون بنويسد، بايد شرايط و حال و هواي فضاي جديد را درك كند. بايد بفهمد كه اينترنت همان تلگراف و تلويزيون و ويدئو نيست كه كمي پيشرفت كرده باشد! بايد مفهوم فضاي مجازي، روابط سايبرنتيك، اجتماع مجازي و هويت سايبر را بفهمد، و بلكه بايد تجربه كرده باشد. نويسندگان چنين قوانيني بايد توجه كنند كه در جهان جديدي كه بر اثر توسعه حجم ارتباطات و تحول در جنس و چگونگي ارتباطات پديد آمده، ديگر نگاه از بالا و مركزگرايي و خودمحوري و تقليل‌گرايي و ساده‌سازي جواب نمي‌دهد. بايد بفهمند كه اينترنت همانطور كه همه مي‌گويند، واقعاً دنياي متفاوتي است و با بازنويسي قانون مطبوعات براي اينترنت، چه مشكلات بزرگي پديد مي‌آيد.»


چندي بعد در يادداشت «وبلاگ‌ها، حوزه عمومي يا خصوصي» نشان داده‌ام كه حوزه مجازي چه تفاوت‌هايي با نعاريف متعارف حوزه‌هاي عمومي و خصوصي دارد و چرا بايد نگاه متفاوت ويژه‌اي به آن داشت. در گزارشي با عنوان «فيلترينگ؛ هيچ‌كس پاسخگو نيست» نيز درباره ابعاد مختلف موضوع فيلترينگ و مشكلات قانوني و پيراموني آن بحث كردم. و همچنين در مقاله «ف مثل فوكو، ف مثل فيلترينگ» كه با سانسور در روزنامه شرق منتشر شد استدلال مفصلي كردم تا نشان دهم كه فيلترينگ همان بازتوليد تكنولوژي تنبيه و مجازات در عرصه مجازي است و نظام قدرت تلاش مي‌كند به‌رغم حقوق شهروندان انضباط رفتاري را در حوزه اينترنت هم حاكم كند. به علاوه نشان دادم كه چگونه در نزاع بي‌حاصل مهارت و ايدئولوژي، توانايي‌هاي كاربران براي دور زدن فيلترينگ فلطفه وجودي قوانين كنترلي را به سخره مي‌گيرد و نظام اقتدار را بازي مي‌دهد.


و در نهايت در يادداشت «اينجا هم قانون؟» به زباني ظريف همان حرفي را زدم كه الان به صراحت مي‌خواهم بگويم. در آن يادداشت كه حتما دوستانم را به خواندن آن توصيه مي‌كنم، چند مورد از چالش‌هاي جدي قانون‌گذاري براي فضاي اينترنت را مطرح كردم تا خواننده خود نتيجه بگيرد كه تلاش دولت براي دخالت در اين حوزه چقدر ناروا و بي‌پروا و تا چه حد بي‌حاصل است، و سربسته گفتم كه كه نه تنها به نظم و مراعات حقوق نمي‌انجامد بلكه جز دردسر براي خود دولت و ديگران و ايجاد مشكلات تودرتو سرانجامي نخواهد داشت.


همه اين نوشته‌ها مربوط به نزديك به دو سال پيش است. پس نه ربطي به شرايط جديد كشور دارد و نه به آدمهاي جديد دولت. موضعم استدلالي و محكم است و به اين راحتي هم از آن كوتاه نمي‌آيم. پس بهتر است آقاي وزير به جاي سخنراني و خطابه در باب ايده‌هاي باب ميل خود و كيهان و خبرگزاري سازمان تبليغات، آدمهاي اهل منطق و انديشه خود را به مصاف ما بفرستد.


ادعاي محكم و صريح و آشكار من اين است: دولت ايران حق قانون‌گذاري براي فضاي مجازي را ندارد! من در اين ادعا حريف مي‌طلبم، بخشي از دلايلم را گفته‌ام و بخشي ديگر را هم براي ادامه دعوا نگه داشته‌ام. ولي در نهايت، مي‌خواهيد اسمش را نافرماني مدني بگذاريد يا دفاع از حق بديهي، شك ندارم كه الپر به قانون خودخواسته و خودساخته صفار هرندي تمكين نخواهد كرد.

TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/624
نظرات شما:
1 # رضوان :
پسر جان چه تمكين كني جه نكني اونا مي ... پس بايد يه فكر تازه تركنيم مطمئن باش پايان اين شب سيه سپيد است اندكي صبر سحر نزديك است
2 # رضوان :
پسر جان چه تمكين كني جه نكني اونا مي ... پس بايد يه فكر تازه تركنيم مطمئن باش پايان اين شب سيه سپيد است اندكي صبر سحر نزديك است
3 # رضوان :
پسر جان چه تمكين كني جه نكني اونا مي ... پس بايد يه فكر تازه تركنيم مطمئن باش پايان اين شب سيه سپيد است اندكي صبر سحر نزديك است
4 # فيروز :
همه را كه نمي توانند به جرم توهين به مقدسات و نظام و رهبر و ... محاكمه كنند. مي خواهند دايره احكام و جرايم را افزايش دهند تا دستشان براي بازي با وبلاگ ها باز باشد.
بايد براي اين مساله فكري اساسي كرد ... نمي دانم طوماري چيزي ... دوشنبه در جلسه ي وبلاگ نويسان تايم خوبي ست كه در اين مورد صحبت كنيم .
هودر هم يه احمقي مثل بقيه اسهال طلباست
جناب وزير مثل رئيسش يك حرفي زده دوستان خودشان را ناراحت نكنند . خوشبختانه لاريجاني رئيس شوراي امنيت كشور است و همين امروز و فردا در مصاحبه اي با تايم سخنانش را تكذيب ميكند...كاسا
در اين شكي نيست كه تكنولوژي اينترنت سانسور و خفقان را براي حكومت هاي توتاليتر مشكل كرده است! اما مشكل اين آقايان بيش از اين حرفهاست. اين ها هر جا پاي خرد و انديشه و هنر در ميان باشد از قبل بازنده اند. بنابراين تعجبي ندارد!
9 # علی بابا و سیوهشت دزد باغ داد :
یک نفر آن میکروفن را از این بگیرد قبل از اینکه سوتی های بیشتری بدهه!
سلام هم نظریم.
11 # اکرم :
ديگه واقعا خودشون دارن روي همه اون چرت و پرتهايي كه قولش رو داده بودند (ازادي بيان و انديشه)پا مذارندولي مطمين باشيد كه تشكلهاي اينترنتي با همه چيز فرق داره ما بيشتريم.
براي گنجي عزيز : دلتنگم و ديدار تو درمان من است / بي رنگ رخت زمانه زندان من است / بر هيچ دلي مباد و بر هيچ تني / آنچه از غم هجران تو بر جان من است .
چند خطي را در مورد تاريخچه روز هشتم مارس نوشته ام و با اين چند جمله با پايان برده اممتاسفانه در كشور ما به زنان تنها به چشم دستگاه نسل كِشي مي نگرند و براي زن تنها نقش مادري را برمي گزينند. با براه انداختن مراسم قلابی و فرمایشی «روز زن» و با تلقيين اين كه زنها نه تنها در جامعه نيروي ولدي نبوده بلكه تنها وظيفه آنها نگهداري از فرزندان و برآورده كردن نيازهاي جنسي همسران سعي در انحراف افكار عمومي از خواستگاه هاي زنان آگاه ايراني و به بيراهه كشيدن و لوث كردن روز هشتم مارس دست مي زنند. فكر كنم برايتان جالب باشد
من هم نوشته بودم اگه لینک می دادی بد نبود.
سلام...نظر بازی وبلاگ جدیدی ست که چشم به راه کمک شماست...بی شک من نبیز چون تو علی عزیز تحت نظارت این جماعت قرار نخواهم گرفت...راستی اگر به وبلاگ نو ظهورم لینک دهی بسیار به من کمک می کنی.
اين که دولت حق دارد يا ندارد حرف خنده‌داری است...اصولاً دولت در هر جا زور داشته باشد می‌تواند دخالت کند. ربطی به حق داشتن يا نداشتن ندارد. و مطمئن باشيد دولت ايران به غير از فيلترينگ برگ‌های برنده‌ی ديگری هم دارد که رو نکرده. پس چون زورش را دارد دخالت می‌کند و به ادعای شما هم توجهی نخواهد داشت.
17 # سامان :
الپر خان ....ببخشید مثل اینکه بوی ۸۵میلیون دلار بدماغ سرکار هم رسیده وگرنه اینطوری هارت و هورت نمیکردی الانه چند صد وبلاگ دار و نویس شب و روز دارند خودیذنشان میدن تا نمدی ازین کلاه پنتاگون ساز سازمان سیا روغن مالی شده بهشان برسد....اندو تا جوان رعنای تحکیم وحدتی که چند سال قبل مرگ بر امریکایشان همه را ذله کرده بود مثل دو تا عروسک !!!مقابل همان مرگ گیرنده هایشان بسخره گرفته شده بودند خب دنیای سیاست اینجوریاست دیگه فاصله خمینی تا طالقانی تا بازرگان تا سحابی تا سنجابی تا کیانوری تا کشتگر تا رجوی همه بستگی بجمعیت ایرانی طرفدار انها یا وابستگی اشان بخارج بوده و هست انکه در انقلاب ۵۷ امد و یکهو همه را قیقاج کرد خمینی-طالقانی بودند که نود در خانه یار داشتند و یک در صد هم کمتر در اروپا و وامریکا حالا قیاس کنید افشاری-عطری را با؟؟؟؟
سلام.متاسفانه شما هم تندروي دارين..و اينكه من راجع به اين حرفتون كاملآ موافقم كه اصلآ چه در عرصه ي انتشار كتاب چه وبلاگ ..زمانه تغيير كرده و اگه كسي مي خواد كاري كنه اون فرهنگ سازيه نه ايجاد خفقان ولي در صحبتهاي اين جا كلآ تند روي رو حس مي كنم...همين...خوش باشين
19 # علي :
تكليف معلومه! تو اين دنيا تقريبا هر كس زور داره زور گفته ... ما هم هيچ گهي نميتونيم بخوريم مگه اينكه همه با هم بخوايم...! والسلام..!
سلام...14 اسفند سالروز درگذشت دكتر مصدق....رابطه ي مصدق و انرژي هسته اي چيست؟
21 # يك پنجره :
ای روزهای ساده ی آفتابی!
اي آقا! چه حرفيه. دولت جمهوري اسلامي ميتونه براي اون باكتري كه روي كره ماه زندگي ميكنه قانون بذاره. حالا براي فضاي مجازي نذاره؟
23 # ٍشئشد :
جان-بولتون با ان سبیلهای سفیدش که چهره اش را از زشت بزشتتر مزین کرده امروز در مقابل آی پک یا همان پشتیبانان اسراییل در امریکا که خودشان میگویند شصدو سه هزار !!!عضو دارند و همه هم یهودی هستند کله گنده هایشان امروز جمع بودند فقط انها که بر علیهایران شمشیر دارند دعوت بصحبت شده اند بولتن اولین بود ان مک کی عقده ایی که بر علیه بوش این همه مدرک رو کرد که صدام بمب نداره صدو هشتاد درجه چرخ خورده بر علیه ایران تازه حضرت شکارچی ادم!!دیک چنی فردا وراجی خواهد کرد.....توجه میکنید این یهودیان با شعور امریکا کی جلسه گذاشتند؟یک روز قبل از آژانس بین المللی اتمی در وین!!!!الپر بجای هوار زدن بر علیه صفار-هرندی چهار کلام ازین چیزها بنویس که اینقدر همه دنیا حساسند!صفار چه غلطی میتونه مقابل آیپک بکنه ؟
راستش علي جان من فقط همينو مي دونم هر چيزي كه دولتي ميشه بعد از يه مدت به شدت به گند كشيده ميشه...همين!
با سلام شماره چهارم ماهنامه الكترونيكي دانشجويي فصل نو (ويژه نامه روز جهاني زن) منتشر شد. با تشكر http://www.faslenou.com
با سلام شماره چهارم ماهنامه الكترونيكي دانشجويي فصل نو (ويژه نامه روز جهاني زن) منتشر شد. با تشكر http://www.faslenou.com
با سلام شماره چهارم ماهنامه الكترونيكي دانشجويي فصل نو (ويژه نامه روز جهاني زن) منتشر شد. با تشكر
با سلام شماره چهارم ماهنامه الكترونيكي دانشجويي فصل نو (ويژه نامه روز جهاني زن) منتشر شد. با تشكر http://www.faslenou.com
سلام آقای الپر ، بعد از اتمام جلسه متوجه شدم که شما همون ALPR هستید! کلی گیج زدم! خیلی ملاقات خوبی بود، امیدوارم باز هم ملاقاتتون کنم، موفق باشید.
بسم الله . پاسخی بر دون کیشوت جریان اصلاح طلبی اینترنت که کاردش بر استخوان رسيده! :::::::::بسم الله . آقاي پير حسين لو . خیلی لازم نیست که آقای وزیر ارشاد کسی را به مناظره و "مصاف " (!) با شما فرابخواند! همین من ، آماده مناظره با شما در اين موضوع هستم و براي آغاز بحث و گشایش باب مناظره، چند نكته را مطرح وپاسخ شما در مورد آانها را مي طلبم : 1- شما مگر از متن قوانين احتمالي ، خبر داريد كه مي گوييد ::اگر تصور كرده‌ايد عموم وبلاگ نويسان به قوانين احتمالي كه شما طبق ميل و سليقه خود برايشان بنويسيد تمكين مي‌كنند، لااقل حساب من يكي را از بقيه جدا كنيد:: مگر اينكه به نوعي آنارشيزم قائل باشيد كه بگوييد هيچ قانوني را بدون توجه به محتوا برنخواهيد تابيد !!
بسم الله . پاسخی بر دون کیشوت جریان اصلاح طلبی اینترنت که کاردش بر استخوان رسيده! :::::::::بسم الله . آقاي پير حسين لو . خیلی لازم نیست که آقای وزیر ارشاد کسی را به مناظره و "مصاف " (!) با شما فرابخواند! همین من ، آماده مناظره با شما در اين موضوع هستم و براي آغاز بحث و گشایش باب مناظره، چند نكته را مطرح وپاسخ شما در مورد آانها را مي طلبم : 1- شما مگر از متن قوانين احتمالي ، خبر داريد كه مي گوييد ::اگر تصور كرده‌ايد عموم وبلاگ نويسان به قوانين احتمالي كه شما طبق ميل و سليقه خود برايشان بنويسيد تمكين مي‌كنند، لااقل حساب من يكي را از بقيه جدا كنيد:: مگر اينكه به نوعي آنارشيزم قائل باشيد كه بگوييد هيچ قانوني را بدون توجه به محتوا برنخواهيد تابيد !!
بسم الله . پاسخی بر دون کیشوت جریان اصلاح طلبی اینترنت که کاردش بر استخوان رسيده! :::::::::بسم الله . آقاي پير حسين لو . خیلی لازم نیست که آقای وزیر ارشاد کسی را به مناظره و "مصاف " (!) با شما فرابخواند! همین من ، آماده مناظره با شما در اين موضوع هستم و براي آغاز بحث و گشایش باب مناظره، چند نكته را مطرح وپاسخ شما در مورد آانها را مي طلبم : 1- شما مگر از متن قوانين احتمالي ، خبر داريد كه مي گوييد ::اگر تصور كرده‌ايد عموم وبلاگ نويسان به قوانين احتمالي كه شما طبق ميل و سليقه خود برايشان بنويسيد تمكين مي‌كنند، لااقل حساب من يكي را از بقيه جدا كنيد:: مگر اينكه به نوعي آنارشيزم قائل باشيد كه بگوييد هيچ قانوني را بدون توجه به محتوا برنخواهيد تابيد !!
( كامنت تكراري قبلي را لطفا حذف كنيد ) 2- شما در جمله خود آنجا که آقای وزیر را مخاطب کرده اید ، چه فکری کرده اید که خود را بشکل خاص مطرح کرده و بقول معروف گفته اید دور من یکی را خط بکشید ؟! مگر شما یکی ، فرقی با بقيه دارید ؟
3- اصولا قانون بدون ضمانت اجراء مگر معنا هم دارد ؟ قانون بدون ضمانت اجرايي قانون نيست. تعارف است. در مقابل قانون ها دو دسته ادم وجود دارند : آنها که این میثاق اجتماعی را قبول کرده و رعایت می کنند و دیگری ، قانون شکنان . ضمانتهای اجرایی در مقابل عاملان به قانون وضع نشده . درمقابل قانون شکنان وضع می شود. تخطی از قانون کار سختی نیست. اما هزینه های ضمانتهای اجرایی قانون ، آن را محکم می کند ! مگر اینکه شما برای خود رانتهای خاصی قائل باشید که شما را از تقابل با ضمانتهای اجرایی برهاند!! بدانید که ما ، مابقی وبلاگ نویسیها از چنین رانتهایی بهره مند نیستیم ! البته ما حاضر به تخلف از قوانین منطقی هم نیستیم ! اما موضع شما چیز جالبی است که هنوز قانونی تهیه نشده ، دم از مخالفت با آن می زنید و عدم وجود حق قانون گذاری برای دولت جمهوری اسلامی در حوزه سایبرنتیک را مطرح کرده اید. شما در این جمله ، ادعایی حقوقی مطرح می کنید . نه سیاسی. بنا بر این مخاطب شما فقط ضمانتهای اجرایی خواهند بود. بدانید که مانند شما بسیار اقلیتند که قائل به آنارشیزم سایبرنتیکی بوده و هیچ قانونی را برنتابید و دیگران را هم به آنارشیزم دعوت کنند !!
4- وقتی شما ، از تیمی که احتمالا می خواهد چنین قانونی را تهیه کند ، اطلاعی ندارید ، از محتوای آن نیز اطلاعی ندارید و اصولا قانون مند شدن این فضا را بر نمی تابید ، دیگر نوشتن این جمله که :" هركسي كه مي‌خواهد درباره اينترنت فكر كند يا براي آن قانون بنويسد، بايد شرايط و حال و هواي فضاي جديد را درك كند. بايد بفهمد كه اينترنت همان تلگراف و تلويزيون و ويدئو نيست كه كمي پيشرفت كرده باشد! بايد مفهوم فضاي مجازي، روابط سايبرنتيك، اجتماع مجازي و هويت سايبر را بفهمد، و بلكه بايد تجربه كرده باشد" چه معنایی دارد ؟ با درج آن جمله که به عنوان حرف اول وآخر خود " ادعاي محكم و صريح و آشكار من اين است: دولت ايران حق قانون‌گذاري براي فضاي مجازي را ندارد! " ، دیگر چه اهمیتی دارد که اصولا این تیم ، با مبانی سایبرنتیزم آشنا باشد یا نه و اصولا با چه دیدگاهی بنویسد یا ننویسد !! ( ادامه دارد...)
... ( ادامه ...) !! شما اصولا هر نوع قانون نویسی را مردود دانستید ! دیگر چه اهمیتی دارد که یونس شکرخواه یا حتی خود شما را هم به معاضدت و مشاورت بگیرند یا نگیرند ( خصوصا که ادعا کرده اید برایتان خط مشی دولتها و آدمها هم فرقی نمی کند و بین دولت خاتمی و احمدی نژاد هم در این موضوع فرقی قائل نیستید ! ) . پس لطفا این ژست ها را به کناری نهاده و بجای این همه بقول خودتان بحث باصطلاح تئوریک ، همان جمله جزم اندیشانه و آنارشیستیک خود را تکرار کنید و بگویید اصولا من قانون را قبول ندارم ! همین . و برای اینکه صفحه تان پرشود می توانید آن را تکرار کنید یا با فونت بسیار بزرگ بنویسید. این برای شما از تناقضی که اینگونه ، در آن گرفتارید بهتر است !
5- با گذر از این موضوع ، باید پرسید منظور شما از این "حال و هوای جدید " چیست که تدوینگران قانون سایبرنتیکی باید آن را درک کنند ؟ اگر منظور شما ، شدت تلاش وسلطه فرهنگ سکولار و لائیک صهیونیستی بر رسانه ها و بشکل اخص ، اینترنت است که ، خب این چیزجدیدی است ؟ اتفاقا این قوانین ، برای جلوگیری بر اعمال سلطه های از بیرون حوزه جغرافیای سیاسی این کشور ، بر منافع ملی ایران ، ننظیم خواهد شد. خواه این ها بشکل سازماندهی شده و با بهره گیری از و بودجه بیگانه صورت گیرد و یا اینکه بشکل داوطلبانه !! ، خود ! جوش ، قربتا الی الله ! وبی جیره و مواجب !!!.
ادامه ... ) اتفاقا من هم همین را عرض می کنم و می گویم که اگر کسی ماهیت خوی سلطه طلب استکباری غرب را درک نکند و نتواند درگیر شدن منافع استکبار با منافع ملی ما را با چشمان خود بوضوح ببیند ، حق تعیین و تنظیم مقررات و قانون در این کشور را ندارد !! این چیز جدیدی نیست. اما اگر منظور شما این است که ما نیز به این قوانین تقریبا نانوشته اما در حال اجراء گردن بنهیم وخود را تسلیم آنها بکنیم و بقول شما ، این شرایط را جبونانه ، درک کنیم ، شرمنده ، اگر می خواستیم این شرایط !! را درک کنیم ، همان بهتر که انقلاب نمی کردیم ! چون ما شرایط را برای دنیا عوض کردیم وبه شرایط "سلسله مراتب قدرت" پشت کردیم ! پس اگر درگامهای بعدی این مشق شب دیکته شده از بیرون مرزها ، تحت عنوان " شرایط جهانی"، برای ما حجت شود ، اصل انقلاب اسلامی ، نقض غرضی بیش نخواهد بود .
6- شما باید توضیح بدهید اصولا چگونه دریافتید که نویسندگان این قانون بدنبال نگاهی از بالا ، یا از پایین ، یا از چپ ، یا از راست ( ویا از هر طرف دیگر !! ) هستند وبعد باید بفرمائید که که چگونه ، یکی از دلائل شما در تحول مفهومی ، " توسعه حجم ارتباطات " ذکر شده و بنا بر نگاه شما ، این توسعه حجم ، دلیل بر ضرورت تغییر جهت نگاه است ؟ یعنی اصولا اگر حجم ارتباطات توسعه نمی یافت ، می توان نگاهی از بالا بر آن داشت وچون حالا این "حجم " بالا رفته جهت نگاه باید تغییر کند ؟ ( ادامه دارد ... )
ادامه...) باید در جواب شما گفت ، این حجمی که امروز به نظر شما "توسعه یافته " می رسد ، بخاطر رشد منطقی تکنولوژی ارتباطات در طول زمان و آینده ، در دنیای آینده آنچنان هم توسعه یافته نیست و دقیقا بنا بر همین قرینه ، ارتباطات گذشته که از نظر شما ، الان بسیار محدود دیده می شود ، در دوران گذشته ، تحولی شگرف بشمار می رفته است. پس این میزان گستردگی حجم ارتباطات ، امری نسبی است. پس چگونه می توان توسعه امروز را دلیل بر تغییر جهت نگرش به موضوع ، متفاوت با گذشته ، و در خلاف جهت ، تلقی کرد ؟
7- با وجود اذعان واعتراف شما ، به وجود مفاهیمی همچون " فضاي مجازي، روابط سايبرنتيك، اجتماع مجازي و هويت سايبر " جای تعجب بسیار است که کماکان ، دوست دارید تا با قوانین ومقررات حوزه های غیر سایبرنتیک ، با فضای مجازی تعامل گردد ، درحالیکه خود اذعان دارید که بسیاری از روابط محتول شده اند ونمی توان با مقرراتی که برای حوزه های مختلف حتی رسانه ای ، اما غیر سایبر وضع شده اند ، به حوزه سایبرنتیک توجه داشت. البته این موضوع زمانی عجیب تر خواهد شد که شما اصولا ، دم از ضرورت بی قانونی و تنظیم وضع جنگل ، برای جامعه مجازی بزنید و بر طبل عدم امکان و ضرورت وضع قانون ، برای جامعه ای که در حوزه مجازی بنا شده است بکوبید !
8- شما درگیر تناقض بزرگ دیگری نیز هستید ! شما از یکسو از وجود چیزی بنام جامعه مجازی خبر می دهید ، اما از دیگر سو ، این جامعه را بدون نیاز به قانون و مقررات تصور می کنید ! این همانطور که بارها تاکنون گفته ام ، نزدیک ترین تصور از ایدئولوژی آنارشیزم در محیط مجازی است. بدنیست تا موضوع را کمی روشن کنید که چگونه ، معتقدید اصولا نباید در حوزه مجازی ، دست به تقنین زد !
9- تناقض کلام شما ، سرتاسر مطلب شما را فرا گرفته . از یکسو ، بر این نکته پافشاری می کنید که دولت ایران حق تقنین در حوزه مجازی را ندارد و از سوی دیگر می گویید که این فضا نیازمند قانون است و " با بازنويسي قانون مطبوعات براي اينترنت، چه مشكلات بزرگي پديد مي‌آيد !! " شما بفرمائید حتی اگر بخواهیم اظهارات شما را ملاک قضاوت در مورد حوزه سایرنتیک گذاریم ، اخر دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را ؟
10 – با "مطالعه از بالا " !!! ی متن شما ، چیزهای عجیب ، مورد به مورد خود را نشان می دهند ! باز هم مواردی از اثبات این ادعا که شما به آنارشیزم اینترنتی قائلید ! درحالیکه فیلترینگ ، یعنی پالایش اینترنت مطابق با منافع ملی ، در تمام این کره خاکی ، امری معقول ، پذیرفته و منطقی است ، شما دم از این می زنید که اصولا " فيلترينگ همان بازتوليد تكنولوژي تنبيه و مجازات در عرصه مجازي است " !!! البته معلوم نیست حتی اگر ادعای شما درست باشد ، این موضوع چه اشکالی دارد و چرا نباید اگر کسی از خطوط منافع ملی ( بدون توجه به تفاوت تعریف من و شما از منافع ملی ) این بار حوزه سایبرنتیزم ، عبور کرد ، با ضمانتهای اجرایی این خطوط قرمز در منافع ملی ( تکرار می کنم بدون توجه به نظر من و شما در مورد منافع ملی ) مواجه گردد ؟ ( ادامه دارد...)
( ادامه ... ) و اصولا اگر در حوزه سایبرنتیک چنین موضوعی حقیقت دارد ، پس چرا در حوزه حقیقی حقیقت نداشته باشد ؟ پس بیایید تمامی ضمانتهای اجرایی تمامی مولفه های منافع ملی را برداریم و حذف کنیم . چون در اصل موضوع ، تفاوتی بین حوزه سایبرنتیک و غیر آن وجود ندارد و اگر کسی در حوزه غیر سایبرنتیک هم حقی از کسی ( حقیقی یا حقوقی ) ضایع کرد ، خواه بشکل افشای سر کسی ، انتشار دروغی از کسی یا بی آبرو و عفت ساختن کسی ، کسی او را مخاطب " تنبيه و مجازات " قانونی نکند ! این یعنی تئوریزه کردن جامعه بدون قانون ، و پایان دادن به عصر جامعه مدنی !!!
11- همانطور که همه می دانیم ، کلمه نظام ، از نظم ، ریشه می گیرد ودر مقابل آن ، لفظ بی نظمی قرار دارد. اصولا اجرای نظم و هر ضابطه ای در یک جامعه مدنی ، نیازمند قدرت است وقدرت نیز در جوامع انسانی منطق سالار ، از رای مردم ، نشات می گیرد. با این توصیف ، معلوم نیست اشکال این که نظام تلاش كند انضباط رفتاري را در حوزه اينترنت هم حاكم كند چیست و اصولا ، چرا کلمه نظم ، از قدرت ، تفکیک شده وفقط در مورد خاصی ، شما نظامی را "نظام قدرت" می نامید ؟ و مشخص نیست کدام نظام مستقر و غیر متزلزل ، از قدرت بی بهره است ! در همین حین ، مشخص نیست که چرا ایجاد انضباط رفتاری ، در جامعه حقیقی ، امری مضموم است که امروز در حوزه سایبرنتکی نیز امری مضموم شمرده شود ؟
( ادامه ... ) آیا اینها همگی نشان از تلاش شما برای تئوریزه کردن جامعه ای بی قانون و بدوی ، و حرکت بسمت یک آنارشیزم بی حد ومرز نیست ؟ آنارشیزمی که از درون یک رسانه مادر (Mass Media) به جامعه هدف ، تزریق شود و سطح جامعه حقیقی را نیز به آشوب و بی نظمی و انارشی بکشاند؟!! و در نهایت معلوم نیست که چرا از منظر شما ، تلاش برای اجرای ضوابط و برقراری "انظباط رفتاری " در جوامع انسانی ، تلاشی مغایر با حقوق شهروندان و حقوق انسانی است ؟!! و بطور خلاصه باید پرسید ، علت علاقه شما به بی انطباطی رفتاری در جامعه حقیقی و سایبر ، و تلاش برای تئوریزاسیون آن ، چیست ؟
12- باید از شما پرسید ، در مونولوگهایی که در روزنامه ها از خود منتشر کرده اید ، چگونه توانسته اید اثبات کنید که بقول شما " توانايي‌هاي كاربران براي دور زدن فيلترينگ فلسفه وجودي قوانين كنترلي را به سخره مي‌گيرد ؟!" . برای مثال ، تلاش و توان یک دزد ، در بازکردن درب یک گاوصندوق ، چگونه فلسفه گذاردن قفل بر روی گاوصندوق را به زیر سئوال می برد؟!! بهرحال ، هر تکنیکی پاد خود را دارد و تکنولوژیهای دورننده هم پاد خود را دارند . آیا وجود پادتکنیک آنتی فیلترها ، فلسفه وجودی آن را به زیر سئوال می برد ؟! آیا وجود دزد ، فلسفه نصب دزدگیر را به زیر سئوال می برد که اگر اینطور نیست چگونه وجود آنتی فیلتر ، فلسفه وجودی فیلترینگ را به زیر سئوال برده ؟! اتفاقا ، وجود دزد ، فلسفه تدوین و بکارگیری قوانین و ابزارهای کنترلی قوی تر و وجود آنتی فیلتر نیز ، فلسفه وجودی فیلتر را تقویت و بر افزایش دائمی دقت ، کیفیت ، توان ، منطق و فن آوری آن ، مطابق زمان و امکانات پاد خود ، تاکید می کند !!
13 – برای من روشن نیست منظور آقای پیر حسین لو از " نظام اقتدار " چیست ؟ اگر منظور ، نظامی است که با اقتدار کامل ، مستقر است ، از ایشان می پرسم ، بجز نظاماتی که در آستانه فروپاشی قرار دارند ، کدام نظام سیاسی را می شناسید که خود را غیر مقتدر بداند و یا حاضر به حذف اقتدارهای ذاتی و منطقی هر نظام سیاسی باشد ؟ مگر نظام غیر مقتدر هم ، می تواند تاسیس شود ؟ نظام غیر مقتدر فورا فروپاشی خواهد شد. تنها جیزی که اینجا فرق یک نظام با یک نظام را مشخص می کند ، مولفه اقتدار است ، نه خود اقتدار. یکی مولفه اش سیستم امنیتی کا.گ.ب و سیا و موساد است ، دیگری حمایت مردمی ! والا ، همه نظامهای مستقر ، مقتدرند ! ( ادامه دارد...)
(ادامه...) شما لطفا یک الگو از یک نظام کاملا مستقر ، اما غیر مقتدر را نشان دهید که مورد تایید خودتان هم باشد !! اما معلوم نیست اگر جمهوری اسلامی ایران یک نظام مقتدر با معنای مد نظر ایشان است ؛ تکلیف دوستان دوم خردادی ، مشارکتی وکارگزارانی ایشان که از ابتدای انقلاب بجز مقاطعی اندک ،آنهم در بعضی بخش ها ، تمامی مصادذ قدرت حاکمیت را اشغال کرده بودند چیست ونقش آنها در این اقتدار چیست ؟ جالب آنجا است که رفتار 8 سال اخیر اقتدارگرایان !! دوم خردادی جای هیچ شک و شبهه ای را در مورد تعلق داشتن آنان به گروهکهای سرکوبگر و توطئه ساز ، برجانگذاشته است !
14- چیز دیگری هم داد ازتناقض در رفتار شما و رفقا دارد! شما که نمی توانید به دو جمله متضاد در آن واحد ، اعتقاد داشته باشید وهر دو را صحیح هم بدانید !!! . آخر ، " وجود آنتی فیلتر ها ، نظام را به بازی گرفته و فلسفه وجودی فیلترینگ را هم به زیر سئوال برده " ، یا اینکه " سانسور و خفقان همه جا خصوصا فضای سایبرنتیک را فرا گرفته و هیچ فرصتی برای انتشار حرف ها ، وجود ندارد " ؟ فکر نمی کنید باید بالاخره تکلیف خودتان را مشخص کنید ؟ چون آدم ، همه دروغها را باهم نمی تواند بگوید ، آنهم دروغهای متضاد ! البته ، دروغگو ، چون اصولا کم حافظه است و خدا او را اینگونه قرار داده ، از این خطاها فراوان می کند!!
14- چیز دیگری هم داد ازتناقض در رفتار شما و رفقا دارد! شما که نمی توانید به دو جمله متضاد در آن واحد ، اعتقاد داشته باشید وهر دو را صحیح هم بدانید !!! . آخر ، " وجود آنتی فیلتر ها ، نظام را به بازی گرفته و فلسفه وجودی فیلترینگ را هم به زیر سئوال برده " ، یا اینکه " سانسور و خفقان همه جا خصوصا فضای سایبرنتیک را فرا گرفته و هیچ فرصتی برای انتشار حرف ها ، وجود ندارد " ؟ فکر نمی کنید باید بالاخره تکلیف خودتان را مشخص کنید ؟ چون آدم ، همه دروغها را باهم نمی تواند بگوید ، آنهم دروغهای متضاد ! البته ، دروغگو ، چون اصولا کم حافظه است و خدا او را اینگونه قرار داده ، از این خطاها فراوان می کند!!
15- اینکه کسی تلاش "ناروا" یی را بعمل بیاورد ، از بیخ کار درستی نیست. اما اگر کسی تلاشی بی پروایانه کرد ، بسته به نوع عمل او ، عملی صحیح یا غلط خواهدبود و یکسره ، بی پروایی دلیل بر غلط بودن یک کار نیست و بلکه گاها ، آنجا که بدست آوردن یک وضعیت دشوار اما گرانبها ، به "بی پروا" یی و جرات و تلاش جدی نیاز داشته باشد ، بی پروایی شرط موفقیت ، مثبت ، مورد سفارش ، تاکید و خصوصا پسندیده ، است ! با این حساب ، نمی توان یک تلاش بی پروا را الزاما تلاشی ناروا دانست ، مگر آنکه ناروایی آن را ثابت کنیم – دقیقا همان کاری که شما نمی کنید ! – و البته انجام یک کار روا ، و صحیح ، با "بی پروا" یی ، امری بسیارمطلوب است. اصولا انجام امورات لازم و واجب و روا ، با "بی پروایی و شجاعت " ، اتفاقا به " نتیجه " می انجامد و این ، "ترس ، دو دلی ، اضطراب و بی جراتی " است که کارهای خوب را هم ، خراب می کند !(ادامه دارد...)
(ادامه ...) و بشما هم بگویم که اتفاقا به " نظم و مراعات حقوق خصوصی و عمومی منجر می شود . البته هر امر جدیدی دشواریهایی نیز دارد و البته در این میان، ترساندن دولت از مشکلات و دردسرهایی که امثال شما باوجود ادعاهای همیشگی دهان پرکن و گوش فلک کر کن منطقی بودن ، فارغ از هرگونه منطق سدید ، در مسیر انجام وظائف دولت ، برای او فراهم آورده اید ، می آوردید و خواهید آورد ، دلیل و حتی برای زمین گذاردن آن امور واجب نیست ودولت باید بدور از هیاهو ها وتبلیغات ، به فعالیتهای دقیق و علمی لازم برای کشور بپردازد ! در پایان این بخش ذکر می کنم که البته من ، نمی توانم تضمین کنم که که انجام وظائف دولت ، برای آنها که نمی خواهند چرخ این کشور بر مدار آرامش و پیشرفت حقیقی و اعتلای کشور و ارتقاء سطح تمامی مولفه های منافع ملی پیش برود ، "ایجاد مشكلات تودرتو" در پی نداشته باشد !
16- گفته اید که شما برای "دولت ایران " حقی برای تقنین در این حوزه قائل نیستید ! پس هزار بار ، معلوم است که شما مشکلی کاملا سیاسی دارید نه حقوقی و فنی وسایبرنتیکی مبتنی بر قواعد علوم حقوق ، ارتباطات و فناوری اطلاعات ! بلکه شما فقط با دولت امروز ایران لج هستید ومشکلی دارید. پس این را همان اول مقاله تان بنویسید وهانطور که گفتم پرده ریا را در نوردید ! به جمع دوستان سیاسی خود ( که البته شما هم از همانها هستید) برگردید و وارد حوزه های تخصصی و علوم منطقی نشوید که " اوردگاه منطق " ، برای شما سیاسیون سکولار ، نه تنها میدان مصاف ، بلکه مردابی بیش نیست. راستی نگفتید که اگر برای "دولت ایران " ، حقی برای برقراری مقررات در حوزه سایبر ایران قائل نیستید ، آیا برای دولت آمریکا برای برقراری مقررات در حوزه سایبر ایران قائلید ؟ و اگر برای آمریکا هم ، چنین چیزی قائل نیستید ، پس چرا در حال حاضر مدافع استانداردهایی در حوزه های مختلف علی الخصوص سایبر هستید که توسط آمریکا برای ایران دیکته و اعلام می شود ؟
17 – گفته اید " موضعم استدلالي و محكم است و به اين راحتي هم از آن كوتاه نمي‌آيم " پس این همه تناقض را دانه به دانه جواب بدهید و حلی برای آن بتراشید. اما در مورد اینکه احساس کرده اید "یلی در میدان " هستید وباید کسی به "مصاف " شما فرستاده شود باید بشما گفت که بشدت در خواب و خیالید ! شما نباید وضعیت " دون کیشوتی " بیشتر برای خود متصور باشید ، اما البته چه بسا سانچو پانزاهایی که بدنبال نام و نان ، به دنبال امثال شما براه افتاده و در کیش شخصیتی که شما برای خود بپاکرده اید ، غرق گردند . همین که امثال من ، فقط با خواندن همین مطلب ، پاسخ شما را می دهند ، شما و امثال شمارا کفایت می کند و لازم نیست که کسی ، به مصاف !! شما بیاید . مگر کسی همانند خود شما . من شما را به بازگشت به خانه ، از میدان "مصاف " ! نصیحت می کنم و به سانچو (!) های احتمالی هم ، می گویم که دون کیشوت ، آنها را بجای فرستادن به قصر ملکه ، به طویله خواهد فرستاد. پس بهتر است که بدنبال اسب سرکش دون کیشون هیاهو براه نیاندازند و به دروان خوش سرکشی کودکانه خویش ، دلخوش باشند.
فعلا.
راستی ! هشتاد و پنج میلیون ، چه زود داره خرج می شه ! :)
59 # علی بابا و سیوهشت دزد باغ داد :
ابوذر منتظر القائم، حرف های قشنگی می زنی، اما در جهان واقعی بُردار حرف زدن و بُردار عمل نکردن دو مسیراند و برآیندشان نقطه سومی. می دانی آن نقطه سوم چیست؟
بسم الله . الپر خان ! کو مناظره ؟
به ريخت و پاش هم سر بزن خواستي بگو تبادل لينك كنيم باشه؟









هاست و ثبت دومین