پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






خسته‌ام. كارهاي خانه و خانه‌تكاني در اين يكي دو روزه آخر طبعا سنگين مي‌شود و خسته‌كننده. اما دستم به كار است و ذهنم درگير خانه‌تكاني دل و فكر و بررسي بيلان سالانه زندگي. و از همين روست كه احساس مي‌كنم جانم هم مثل تنم خسته است.

سال 84 سال خسته‌كننده‌اي بود. نفس‌گير و پرشتاب. پر از دغدغه، پر از فعاليت، پر از شور و پر از يأس. پر از شادي‌هاي كوتاه و ميرا، پر از غمهاي كشدار و ماندگار، پر از رنج هاي ذهني و جسمي براي من، پر از پرونده‌هاي هنوز مفتوح... بزرگترين شكست زندگي، بزرگترين تصادف زندگي، بزرگترين ضررهاي پي‌درپي مالي، بزرگترين بحران معنوي، بيشترين تلاش بي‌حاصل در زندگي سياسي تاكنون، بزرگترين درگيري‌هاي مگوي زيادي سياسي، بزرگترين تنش‌هاي روحي در بدترين روزهاي زندگي و بزرگترين تلاش ممكن و ميسر براي پنهان نگه داشتن اثر همه اينها در روزمره زندگي.

غصه خودم را بخورم يا غم ميهنم را؟ بيم فرداي كساني كه چشمم توي چشمانشان است يا درد ناآگاهي همشهرياني كه از صميم قلب تك تكشان را دوست دارم؟ اندوه موانع متعددي كه در دوي سرعت زندگي پيش پايم قرار گرفته يا هراس رنج هاي مخوفي كه در كمين ايران عزيز و مردمانش است؟ چگونه براي كداميك نگران باشم؟ كجاي اين شب تيره ...

يا مقلب القلوب و الابصار! دلم بازيچه تو شده است. يك روز به اوج كوه مي‌اندازي‌اش و يك روز به قعر دريا. يك روز مچاله مي‌كني و فشرده، يك روز گشوده و گشاده، يك روز سنگين و فرسوده، يك روز آرام و آسوده، يك روز كسل و بيهوده. يك روز شوقم مي‌دهي، يك روز قلم مي‌دهي، يك روز غم مي‌دهي، يك روز كم مي‌دهي، يك روز صنم مي‌دهي، يك روز پرتابم مي‌كني به آن طرف ديوارهاي شهر در گوشه خرابه يك پيرمرد صحراگرد كه تمام نصيبش از تو بيابان است كه هر قدمش را به شكر تو مزين مي‌سازد و مرا شرمنده مي‌كند، يك روز دست‌رشته‌ام مي‌كني در خيابان‌‌هاي شلوغ شهر بين موتورها و ماشين‌هايي كه به ترافيك هم رحم نمي‌كنند، يك روز يك دو چند احتمال گيجم مي‌كند و پرتابم مي‌كند از دام تدبير به چاه تقدير تو، يك روز هم‌آغوش شقايق‌هاي جاده قم- اراك مي‌شوم كه نه رنگشان مرام دارد و نه همصحبتي‌شان دوام، يك روز با ته استكان آب انگور مست مي‌شوم، يك روز با يك نگاه عادت مي‌كنم، يك روز با يك تشر فرو مي‌ريزم، يك روز از يك بگومگو درهم مي‌ريزم، يك روز مسئوليت صدها نفر را به عهده مي‌گيرم، يك روز از عهده خودم هم برنمي‌آيم، يك روز ديگر باز جور ديگر... دگرگونم كن. نكند دگرگون كردن يادت رفته؟

يا مدبر الليل و النهار! روزگار، روزگار، روزگار... چه بگويم از بي‌نصيبي‌هايي كه نصيبم شده و قصد و رسم گفتن نيست. چه بگويم از اينهمه كه نمي‌خواهم و اينهمه كه نمي‌دانم و اينهمه كه نداشته‌ام و اينهمه كه نيافته‌ام و اينهمه كه نبوده‌ام و اينهمه كه نگفته‌ام و اينهمه كه نشده‌ام. چه بگويم كه نگفته مي‌داني. از عهده روز و شب برمي‌آيي، از عهده تدبير من برنمي‌آيي؟

يا محول الحول و الاحوال! يك جور ديگر. يك جور ديگري مي‌خواهم باشم. يك جور ديگري مي‌خواهم باشد... من تخت نمي‌خوام، من تاج نمي‌خواهم، در پيش تو افتاده، بر روي زمين خواهم. از راه وفا گاه ز ما ياد توان كرد، گاهي به نگاهي دل ما شاد توان كرد. دويد بر رخ زردم ز بي‌قراري اشك، گل خزان زده را كرد آبياري اشك. مي‌سوزد از شرار غمت تار و پود من، چيزي نمانده است دگر از وجود من. هزار شب به دعا رفت و آفتاب نشد، هزار بال شكست و قفس خراب نشد... يك بار ديگر، يك جور ديگر.

... ما شنيديم نداي منادي را كه به ايمان به پروردگار فرا مي‌خواند، پس ايمان آورديم... پس ببخش گناهانمان را، بپوشان بدي‌هايمان را و ما را همنشين بهترين‌ها كن... چه تنگ است مسيري كه تو راهنمايم نباشي، چه روشن است حقيقت براي آنكه هدايتش كرده‌اي، ما را به نزديكترين راه به سويت برسان، دور را به ما نزديك كن و دشواري را آسان ساز. ما را به آناني برسان كه با شتاب به سوي تو ره مي‌پويند، همواره در رحمت تو مي‌كوبند، روز و شب پرستنده تو هستند و باز از شكوه تو مي‌هراسند... اسئلك ان تجعلني من اوفرهم حظا و اعلاهم عندك منزلا و اجزلهم من ودك قسما و افضلهم في معرفتك نصيبا. فقد انقطعت اليك همتي و انصرفت نحوك رغبتي. فأنت لا غيرك مرادي و لك لا سواك سهري و سهاري، لقاؤك قرة عيني و وصلك مني نفسي و اليك شوقي و في محبتك ولهي ...
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/649
نظرات شما:
تبریک عید را از شهر من نیز بپذیر. از ده ساعت جاده. برایت سالی پر نگارش و شاد و پرانرژی آرزو می کنم. از خدا می خواهم که ماشین زمان را به عقب برگرداند و معین پیروز بشود و ما از دست تو خلاص بشویم!!!
تبریک عید را از شهر من نیز بپذیر. از ده ساعت جاده. برایت سالی پر نگارش و شاد و پرانرژی آرزو می کنم. از خدا می خواهم که ماشین زمان را به عقب برگرداند و معین پیروز بشود و ما از دست تو خلاص بشویم!!!
هنگامی که نیروی اهورایی بر اهریمن چیره گردید ، دوباره مهر خورشید بر سرزمین آریایی تابیدن آغاز کرد ، و روز نو آغاز شد ، نوروز خجسته باد.
4 # رهگذر بی نشان :
ما نگوييم بد و ميل به ناحق نكنيم....جامه خود سيه و دلق خود ارزق نكنيم... ...التماس دعا علي جان... در پناه لطف حضرت حق و عنايات ولي عصر و امام حسين سال خوبي را براي همه آرزو مي كنم به ويژه براي تو...
سلام!به قول معروف: اين نيز بگذرد! هميه ديگه.. دنيا هميه.. يه روز به كام ماست و يه روز عليه ماست..يه روز همه رو متحول مي كنيم و يه روز همه ما رو متحول مي كنن.. يه روزم هيچ اتفاقي نمي افته! فرارسیدن عید باستانی نوروز بر دوست عزیم مبارک باشد! امیدورام سالی خوش و پر برکت داشته باشی! راستی نقطه دید هم یکساله شد!
خواندمت...در پاياني ترين روزهاي 84...اشكي كه در چشمانم حلقه زد و نگذاشتم بريزد....و غم سنگيني كه انگار روي دلم باد كرده...به خاطر همه آنچه بايد مي بونم و نبودم...و همه آنچه بايد مي كردم و نكردم...درد دلت با خدا انگار از دهان من بود...سال نوت مبارك....خسته هم نباشي...بااميد روزهايي كم تنش تر ...و پر نور تر ...دعام كن.
خواندمت...در پاياني ترين روزهاي 84...اشكي كه در چشمانم حلقه زد و نگذاشتم بريزد....و غم سنگيني كه انگار روي دلم باد كرده...به خاطر همه آنچه بايد مي بونم و نبودم...و همه آنچه بايد مي كردم و نكردم...درد دلت با خدا انگار از دهان من بود...سال نوت مبارك....خسته هم نباشي...بااميد روزهايي كم تنش تر ...و پر نور تر ...دعام كن.
خواندمت...در پاياني ترين روزهاي 84...اشكي كه در چشمانم حلقه زد و نگذاشتم بريزد....و غم سنگيني كه انگار روي دلم باد كرده...به خاطر همه آنچه بايد مي بوم و نبودم...و همه آنچه بايد مي كردم و نكردم...درد دلت با خدا انگار از دهان من بود...سال نوت مبارك....خسته هم نباشي...بااميد روزهايي كم تنش تر ...و پر نور تر ...دعام كن.
خواندمت...در پاياني ترين روزهاي 84...اشكي كه در چشمانم حلقه زد و نگذاشتم بريزد....و غم سنگيني كه انگار روي دلم باد كرده...به خاطر همه آنچه بايد مي بونم و نبودم...و همه آنچه بايد مي كردم و نكردم...درد دلت با خدا انگار از دهان من بود...سال نوت مبارك....خسته هم نباشي...بااميد روزهايي كم تنش تر ...و پر نور تر ...دعام كن.
خواندمت...در پاياني ترين روزهاي 84...اشكي كه در چشمانم حلقه زد و نگذاشتم بريزد....و غم سنگيني كه انگار روي دلم باد كرده...به خاطر همه آنچه بايد مي بونم و نبودم...و همه آنچه بايد مي كردم و نكردم...درد دلت با خدا انگار از دهان من بود...سال نوت مبارك....خسته هم نباشي...بااميد روزهايي كم تنش تر ...و پر نور تر ...دعام كن.
11 # سامان :
الپر با اینکه بیست سالست این دعای سال نو را نشنیده بودم باید بگویم خدا فشار قبرت را زیاد کند!؟که دلمو هری ریختی تازه داشتم فراموش میکردم ...چند بار خواندم و باز خواندم گیرایی داره ....بهر حال حالت رخوتی بهم دست داد امید که زود رهایم کند که در غرب زیستن شرایط خود را دارد و بسیار سخت است هم خدا را هم خرما را خواستن هر روزتان نوروز و نوروزتان پیروز امید که سالی خوب در پی باشد برای ایران و مردمش برای دنیا و مردمانش سالی پر از صلح و صفا
باز كه شما زد به سرت و ماع الشعيري شدي بن كل . نانا
سلام....سال نو فرخنده...سال نو در کنار پهلوان اکبر دلچسب تر است...یا حق
سلام راستش خیلی دوست دارم نظرتونو راجبه مطلبی که تو وبلاگ ریخت و پاش در مورد حاجی فیروز نوشتم بدونم البته اگه زحمتی نیست راستی اگه از ریخت و پاش هم خوشتون اومد بگو تا با هم یه تبادل لینک هم داشته باشیم
سلام راستش خیلی دوست دارم نظرتونو راجبه مطلبی که تو وبلاگ ریخت و پاش در مورد حاجی فیروز نوشتم بدونم البته اگه زحمتی نیست راستی اگه از ریخت و پاش هم خوشتون اومد بگو تا با هم یه تبادل لینک هم داشته باشیم
سلام راستش خیلی دوست دارم نظرتونو راجبه مطلبی که تو وبلاگ ریخت و پاش در مورد حاجی فیروز نوشتم بدونم البته اگه زحمتی نیست راستی اگه از ریخت و پاش هم خوشتون اومد بگو تا با هم یه تبادل لینک هم داشته باشیم
درچهارشنبه سوری آتش آفروختیم و زمستان را شکستیم ، بهار را ساختیم و با بنفشه آمختیم ، هوا را دلپذیر کردیم که بگوییم : عید شما مبارک .
درچهارشنبه سوری آتش آفروختیم و زمستان را شکستیم ، بهار را ساختیم و با بنفشه آمختیم ، هوا را دلپذیر کردیم که بگوییم : عید شما مبارک .
درچهارشنبه سوری آتش آفروختیم و زمستان را شکستیم ، بهار را ساختیم و با بنفشه آمختیم ، هوا را دلپذیر کردیم که بگوییم : عید شما مبارک .
20 # احمد :
با ياد جان باختگان و اسيران ستم. ..................................... سعد يا شطرنج را مردان خلوت باختند رو تماشا کن که نتواني چو ايشان باختن
21 # احمد :
الپر جان اين دعايي كه آخر اين پست نوشته بودي از چه كسي است و در كجاست؟ در هر حال خيلي با حال بود و محول الاحوال!
سال نو مبارک صد سال به از اين سال‌ها عيدی امسال رک‌گو، شعری از فريدون مشيری http://rokgoo.blogspot.com/2006/03/blog-post_19.html
سال نو مبارك . با اميد سالي خوب و بدور از هر جنجال براي شما و همه هموطنان عزيز . موفق باشيد و سلامت و سرافراز
سال نو مبارك . با اميد سالي خوب و بدور از هر جنجال براي شما و همه هموطنان عزيز . موفق باشيد و سلامت و سرافراز
دعايت خوب نوشته شده بود.اما مطمئني كه " چه روشن است حقيقت براي آنكه هدايتش كرده‌اي، " گمان نمي كنم صورت مساله تا اين حد ساده باشد/
26 # ziba :
in niz bogzarad..........ba ehteram va shadbash-haye noruzi
27 # yek ensan :
Happy Norooz. I really hope a very healthy year for you. rooz khosh
28 # yek ensan :
Happy Norooz. I really hope a very healthy year for you. rooz khosh
29 # yek ensan :
Happy Norooz. I really hope a very healthy year for you. rooz khosh
الپر عزيز: بهار جان و طبيعت بر شما مبارك باد...
rashke giti gardad akhar keshvare viraneye jam daram etminan ke ta donya bovad iran bemanad sale niki nabood ..vali amookhatani besyar dasht.. yademan dad ke tarikh ra bishatar bekhanim yademan dad ke iran faghat meydane enghelab be bala nist yademan dad khodeman ra avaz konim ta booye na nagirim yek sal khandamo lezat bordam in ra neveshtam ke tashakori bashad bekhatere vaghti ke migozari ta motmaen shavi ke mishavad hanooz ham mardom ra az samime ghalb doost dasht shad zid
rashke giti gardad akhar keshvare viraneye jam daram etminan ke ta donya bovad iran bemanad sale niki nabood ..vali amookhatani besyar dasht.. yademan dad ke tarikh ra bishatar bekhanim yademan dad ke iran faghat meydane enghelab be bala nist yademan dad khodeman ra avaz konim ta booye na nagirim yek sal khandamo lezat bordam in ra neveshtam ke tashakori bashad bekhatere vaghti ke migozari ta motmaen shavi ke mishavad hanooz ham mardom ra az samime ghalb doost dasht shad zid
با تبريك سال نو و آرزوي سالي پر از شادي و سرافرازي براي شما
سال نو مبارک .... موید باشید و سر افراز
35 # حکیمه :
معذرت میخوام از اینکه شیوه بیانم مناسب حرفای شما نیست. به نظر من آدم ،واسه اینکه بشه بهش گفت آدم،باید یه سری حالات رو که مختص انسانه عمیقا تجربه کنه و یکی از اون حالات غم واندوهه.(مهمترین و سختترینشونه )وتا غم رو عمیقا لمس نکنه نمیتونه شادی عمیق رو تجربه کنه.دیگر حالات انسان هم همین طوره.(و این بر خلاف روحیه کمالگرای ما ایرانیهاست).اما این تجارب حد ومرز داره و اون دست خودمونه....."حول حالنا الی احسن الحال" :درد تو در توست وبه آن آگاهی نداری،درمان تو نیز در توست وبه آن بصیرت نداری،تو پنداری که جرم کوچکی هستی در حالی که جهان بزرگی در تو نهفته است.(امام علی).
36 # حکیمه :
معذرت میخوام از اینکه شیوه بیانم مناسب حرفای شما نیست. به نظر من آدم ،واسه اینکه بشه بهش گفت آدم،باید یه سری حالات رو که مختص انسانه عمیقا تجربه کنه و یکی از اون حالات غم واندوهه.(مهمترین و سختترینشونه )وتا غم رو عمیقا لمس نکنه نمیتونه شادی عمیق رو تجربه کنه.دیگر حالات انسان هم همین طوره.(و این بر خلاف روحیه کمالگرای ما ایرانیهاست).اما این تجارب حد ومرز داره و اون دست خودمونه....."حول حالنا الی احسن الحال" :درد تو در توست وبه آن آگاهی نداری،درمان تو نیز در توست وبه آن بصیرت نداری،تو پنداری که جرم کوچکی هستی در حالی که جهان بزرگی در تو نهفته است.(امام علی).









هاست و ثبت دومین