پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر







بالاخره امروز ظهر قبل از نهار به "از خود بیگانگی" اعتراف کرد و ابعاد آن را هم کاملا روشن کرد. دو روز بود که با بچه ها داشتیم کتابهایش را زیر و رو می کردیم تا چیز دندان گیری پیدا کنیم. برادرهای بالا گفته بودند اسنادش بوهای مشکوک می دهد ولی هنوز آزمایش ها نشان نداده که بوی پیاز و سیر است یا جاسوسی و عرق سگی و از این چیزها. ولی امروز ظهر بالاخره نظر لطف خدا شامل حال شد.

پریروز صبح بچه ها خسته و کوفته آمدند توی دفتر که: حاج آقا نم پس نمیده؛ تا صبح رو پا بود ولی هیچی بدردبخورنگفت. هر چی گفت هم ما نمی فهمیدیم! پا شدم وضو گرفتم، دو رکعت نماز خواندم و شلاق را برداشتم و رفتم توی بند. گفت: سلام. گفتم: زهرمار! بی شرف بی ناموس بچه های ما رو می پیچونی؟ من صد تا بزرگتر از تو رو موش کرده ام. خرگوش شدی واسه من؟ گفت: به خدا من نمی دونم چی بگم. اینها هیچی نمی فهمند. شما که باسواد و اهل فضلی بیا من پیشت اعتراف کنم. گفتم: بگو؛ اون آخری رو اول بگو. گفت: چی بگم؟ گفتم: آخرین پروژه ای که با این خارجی ها کار کردی. گفت: والا حاج آقا داشتم روی از خود بیگانگی کار می کردم؛ مبانی، ریشه ها، خاستگاه های تاریخی، نظریه ها. گفتم: این دیگه چیه. توضیح بده. تا آمد حرف بزند یکی در زد و گفت: حاجی، بدو وزیر زنگ زده باهات کار فوری داره.

- سلام. چه خبر از این یارو؟ چیزی بدست آوردید؟ نتیجه ای گرفتید؟
- ارادتمندیم حاج آقا. نه راستش. هنوز نه. ولی داریم یه کارهایی می کنیم.
- داریم می کنیم چیه. من الان باید جواب بدم به خبرنگارا. چی بگم بهشون؟
- حاج آقا این طرف رو که خودتون می شناسید. از اون فلان فلان شده هاست. رفتیم توی خونه ش ماهواره داشت. توی لپ تاپش هم یه زنه داشت به وضع قبیحی می رقصید. یه عکس هم داریم ازش با یه دختره که بچه های پاریس گرفتن. استغفر الله! افتضاحه حاج آقا. ولی خب مثل اونای دیگه نیست. راحت حرف نمی زنه.
- بس کن این حرفا چیه. من کد میخوام. از من جواب میخوان. چی غلطی دارید می کنید پس؟
- حاج آقا به جون خدا همین قبل فرمایش شما پیشش بودم. داشت کم کم یه چیزایی از ارتباطاتش می گفت. از خودش و بیگانگان و این حرفا.
- خیلی خب. خوبه. پس من همینو میگم. ارتباط با بیگانگان. میگم این ثابت شده و در حال بررسی بیشتر هستیم. خودش گفت دیگه؟ زیرش نزنه.
- نه حاج آقا. شب هم مجدد خدمتتون تماس می گیرم برای عرض الباقی اعترافات ...


بعد که رفتم پیشش اولش داشت زیر از خود بیگانگی می زد. گفت ما قبول نداریم، ولی بعضی از اروپایی ها به آن معتقدند. گفتم: بی حیای دروغگو خودت نیم ساعت پیش گفتی تا قبل از دستگیری داشتی با خارجی ها و بیگانگان کار می کردی. گفت: من که کار بدی نمی کردم. من روشنفکر جهان مرکز هستم و شما متعلق به جهان پیرامون. گفتم: مرتیکه، دهاتی باباته. به من میگی حاشیه نشین؟! گفت: بابا من منظورم این بود که سرمنشأ اندیشه های شما به امثال شریعتی و جلال آل احمد بر می گرده در حالی که من خودم رو جزو روشنفکران جهانی می دونم. گفتم: پدرسوخته برای من ادا در نیار. من خودم غربزدگی جلال رو که شما منحرف ها رو افشا کرده بود خوندم. گفت: ولی من اصلا با تئوری غربزدگی سازگاری ندارم. گفتم: با غربی ها که خیلی هم سازگار بودی. بگو ببینم چقدر پول گرفتی؟ از کجاها؟ اون یارو که آورده بودی ایران از سکولارها دفاع کنه کی بود؟ اینهمه جوون های مردم رفتن خون دادن جون دادن که توی بی غیرت توی کتابهات از مدرن ها دفاع می کنی؟ ائمه ما بهترین احادیث رو دارند تو از غرب و شرق حدیث نقل می کنی؟! گفت: آخه من فکر نمی کنم اندیشه به مرزهای جغرافیایی محدود بشه. دیدم باز دارد می پیچاند. مجبورم شدم یک کد بگذارم وسط. گفتم: ما اسنادی داریم که تو در جلسات خصوصی از "ساتیاگراها" حرف می زنی. توضیح بده که اینها کیا هستند و ارتباطشون با فعالیت های جاسوسی تو چیه ...

خلاصه بعد از دو ساعت درآوردم که این آقا: از طریق سازماندهی ساتیاگراها تلاش برای ایجاد شبکه ای از نیروهای سلطنت طلب ایران و کشورهای منطقه را آغاز کرده. این شبکه که از هند تا فرانسه گسترده شده است در امتداد شبکه جاسوسی اردشیر ریپورتر فعالیت می کند و علاوه بر تغذیه تئوریک از طریق هگل که پدر معنوی مارکسیست هاست از طریق فوکویاما با آمریکا، از طریق فرد هالیدی با انگلیس و از طریق احسان نراقی با روح شاه سابق ایران ارتباط دارد. در واقع او ائتلاف شرق و غرب علیه نظام اسلامی را محقق ساخته است. تئوری این شبکه تساهل و خشونت پرهیزی است و به سبب تعلق خاطر به تساهل و تسامح تلاش کرده اند مهاجرانی اصلاح طلب سابق را هم جذب کنند که هنوز موفق نشده اند. در این شبکه افراد به چهار سطح طبقه بندی می شوند، از روشنفکر اول تا روشنفکر چهارم. بنابراین افرادی که جذب شبکه شوند در اولین قدم "روشنفکر موج چهارم" نام می گیرند. رییس شبکه کتابی به همین نام دارد. افراد پس از جذب به این شبکه احساس جهانی شدن می کنند و به همین سبب کمی چاق می شوند. اما با ریاضت کشی و پیروی از شیوه های گاندی خود را لاغر می کنند تا بتوانند همچنان یک "روشنفکر جهانی" باقی بمانند. کسانی که به این مقام دست می یابند از نظر رامین برگزیده هستند.

اینها را برای وزیر نوشتم و اضافه کردم: رامین رهبر مخفی شبکه با خوراندن قرص های اکس به اعضای تازه وارد شبکه نه تنها آنها را معتاد می کند و به فساد و فحشا می کشاند، بلکه باعث می شود آنها فکر کنند در آسمان هستند. او به آنها القا می کند: تو در آسمان سوم هستی. بعد با آنها را به بی دینی توشیق می کن: اگر عیسی را کنار بزنی می روی به آسمان چهارم. تو الان "زیر آسمان های جهان" هستی! خواندن این کتاب نیز برای اعضای شبکه لازم است. از مرحله ای به بعد افراد کاملا از خود بیگانه می شوند و احساس نیاز به جنبش می کنند و مدام بالا و پایین می پرند و فریاد می زنند: "می 68 ، می 68" اما رامین آنها را آرام می کند و در گوششان می گوید: "آرام باش. تو مدرن هستی. آرام. تو شهروند شده ای" و سپس با مجبور کردن اعضا به اعمال شنیعی از قبیل پوشیدن شلوار لی، زدن عینک مبتذل و دست دادن دو جنس مخالف با یکدیگر کاملا آنها را به تشکیلات خود جذب می کند.

قرار است وزیر تا آخر هفته بخش هایی از این اطلاعات را در رسانه ها افشا کند تا ابعاد این توطئه شوم مشخص شود. شاید تا آن موقع اعترافات جدیدی هم از رامین گرفتم. منتظر باشید!
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/701
نظرات شما:
سلام. مطمئنآ با اين دلايل محكمي كه به دست آمده يك شبكه بزرگ جاسوسي غرب در ايران لو رفته است!!! من هم يه چيزي در اين رابطه نوشتم: http://yaghyemaghmoom.blogfa.com/post-108.aspx
سلام. مطمئنآ با اين دلايل محكمي كه به دست آمده يك شبكه بزرگ جاسوسي غرب در ايران لو رفته است!!! من هم يه چيزي در اين رابطه نوشتم: http://yaghyemaghmoom.blogfa.com/post-108.aspx
سلام. مطمئنآ با اين دلايل محكمي كه به دست آمده يك شبكه بزرگ جاسوسي غرب در ايران لو رفته است!!! من هم يه چيزي در اين رابطه نوشتم: http://yaghyemaghmoom.blogfa.com/post-108.aspx
4 # پریسا :
:)) خيلي باحال بود. ولي قبول داري كه اين سبك نوشتن مختص علي قديمه نه؟
5 # one :
تو طنز ميگي، افشا ميكني، تجزيه و تحليل ميكني، عذرخواهي ميكني، تاكيد ميكني ، تاييد ميكني، تكذيب ميكني، پادكست درست ميكني، سخنراني ميكني، نسخه ميپيچي... تكليف ما با تو چيه؟ مثل ابرام خان نبوي بايد روت حساب كنيم كه حرفهات فقط خنده داره و حرف جديت هم به درد خنده ميخوره يا مثل حسين آقا شريعتمداري كه افشاهاش همچين وزن درست حسابي داره يا مثل حسين درخشان كه فقط به درد پادكست و وبسايت و وبلاگ درست كردن ميخوره؟ شترگاو پلنگ هم قبوله منتهي تو داري ميشي شتر گاو پلنگ گوره خر شيرآبي زرافه !
6 # رها :
می بینم که بعد از نظرات مشعشعت راجع به افشاری افتادی به هذیان نویسی !!!!!!!!!!!!!
برادر پيرحسين لو مي بينم براي خودت دم و دستگاهي به هم زده اي...
8 # ٍشئشد :
اقا پیره حسنلو فردا در شورای امنیت مهمترین چالش برای ایرانست ٬امریکا با اروپای غربی گفتن دیگی که برای ما نجوشه بزار سر سگ توش باشه...یعنی اگر وتو شد بوسیله روسها و چینی ها دیگه این دو البته مثل ان کفتارها استعمار گر نلوده و نیستند بر عکس سایت بازتاب که انگار وظیفه رادیو اسراییل را بازی میکند و ان فواد-صادقی اش که از سر دبیری افتاده همچنان پشت پرده برای له کردن ایران قلم میزند....اما شما چرا مشتی!؟در این لحظه حساس بابا فرداست نه سال دیگه لا اقل یک مقاله ابداری بنویس٬این چرت و پرت ها چیه ؟؟خوب سین جین داف بی آی و سیا و موساد مگر حلوا خیر میکنند!؟خدا کنه یک روز پیش انها جواب پس بدی تا ببینی چه خونی از پایین تنه ات بیرون میکنند
9 # alijooni :
عزيز دلم قشنگ نوشتي. شجاعت داري اينقدر ! شعور داري اونقدر! ميانه رويي سيصد تا نگاه به خارج نداري شونصدتا. خيلي جيگري
در اين مملكت حرف هاي جدي را هم بايد به شوخي و طنز گفت. ولي راستش رو بگو براشون شنود گذاشته بودي! به هر صورت اين حداقل كاري است كه مي توان كرد.
در اين مملكت حرف هاي جدي را هم بايد به شوخي و طنز گفت. ولي راستش رو بگو براشون شنود گذاشته بودي! به هر صورت اين حداقل كاري است كه مي توان كرد.
در اين مملكت حرف هاي جدي را هم بايد به شوخي و طنز گفت. ولي راستش رو بگو براشون شنود گذاشته بودي! به هر صورت اين حداقل كاري است كه مي توان كرد.
در اين مملكت حرف هاي جدي را هم بايد به شوخي و طنز گفت. ولي راستش رو بگو براشون شنود گذاشته بودي! به هر صورت اين حداقل كاري است كه مي توان كرد.
در اين مملكت حرف هاي جدي را هم بايد به شوخي و طنز گفت. ولي راستش رو بگو براشون شنود گذاشته بودي! به هر صورت اين حداقل كاري است كه مي توان كرد.
در اين مملكت حرف هاي جدي را هم بايد به شوخي و طنز گفت. ولي راستش رو بگو براشون شنود گذاشته بودي! به هر صورت اين حداقل كاري است كه مي توان كرد.
16 # یک آگاه :
پوریان زیاد تند نرو !؟فردا که محتوای نامه درامد شرمنده میشی که چی گفتی چی شد!؟ احمدی با این نامه ببوش درس دنیا داری!!!داده که از هلو کاست برای بوش بد تراست تازه در مورد اسراییل نوشته(من حدس میزنم چون آگاه بامور دنیام!!!)که مهاجرین اروپایی از اسراییل خارج شوند!!!و فلسطینیها بر گردند و انتخابات بگزارند!؟تا حماس ها اول و ان یهودی ها که مانده اند دوم...و در باره ایران دیگر گفتن ندارد....عقب نشینی!؟خدا پدرتو بیامرزه پوریان خیلی تا با سواد سیاسی بشوی فاصله داری
» نامه رهبر و روسای جمهور به ملت ايران! نامه آقای احمدی نژاد به پرزيدنت بوش (با هر محتوايی) قدمی به پيش و نشانگر نوعی خلاقيت و تلاش برای يافتن راهکارهای نوين برای حل مسائل کشور می باشد. جايی که رهبر طوطی اش بيشتر از سه کلمه «دشمن»، «آمريکا»، و «اسرائيل» بلد نيست! بلکه سياست خارجی کشور و به دنبال آن سياست های داخلی از اين «ملابازي» ربع قرنی رهايی يابد. ولی اولين پيش شرط موفقيت نوشتن نامه به ملت بزرگ ايران و طلب بخشش از آن هاست- بخاطر اين همه ندانم کاريها و بيشيل بازی های آخوندی که باعث اين همه خسارت و عقب ماندگی کشور شده است. جا دارد آيت الله خامنه ای و آقايان احمدی نژاد، خاتمی، رفسنجانی، و موسوی در يک نامه مشترک به پيشگاه با عظمت ملت ايران بخاطر کشتارها... سرکوب و خوار کردن آزاديخواهان، نخبگان و انديشمندان... سانسور و بستن مطبوعات... و ساير تصميمات و اقداماتی که موجب ضرر و زيان و خسارات معنوی و مادی به اين ملت بزرگوار شده- از ملت پوزش بخواهند.
18 # سعيد :
حيلي خيلي عالي نوشته اي
19 # سعيد :
حيلي خيلي عالي نوشته اي
خیلی عالی و بجا بود..با اجازتون لینک دادم..
خیلی عالی و بجا بود..با اجازتون لینک دادم..
خیلی عالی و بجا بود. با اجازتون لینک دادم..
بنام هستي بخش عين همين مطلب را سيد ابراهيم نبوي قبلانوشته بود و شما با كمي تغيير اينجا آورده ايد.بنده بعنوان يك مسلمان از دست شما شاكي هستم و اگر دادگاهي بود از شما شكايت مي كردم .داستان نويسي و اوهام و خيالبافي براي همه آزاد است و همگان مي توانند در راه مطلب نوشته و ديگران را بفيض برسانند. روزانه هزاران رمان در چهار گوشه جهان چاپ و پخش مي شود و مردم هم براي سرگرمي و يا مسائل ديگر براي خواندن آن پول خرج مي كنند و سينما هم از همين مسئله مايه اصلي خود را مي گيرد ولي در همه اينها احترام به مقدسات و قشر هائي از جامعه مد نظر همه نويسندگان و فيلم نامه نويسان بوده و مي باشد.شما با طرح وضوي حاج آقا و اينكه اين فرد بازجوي بي سواد يك مسلمان متدين مي باشد بدنبال ارضاي چه خواسته اي مي باشيد ؟ شما فكر نمي كنيد با اين كار به خيلي ها بي حرمتي مي كنيد .فيلم اوريان اكسپرس ساخته سهيونيست ها چند سال روي اكران بود و در بيشتر كانالهاي تلويزين گذاشته شد .ميدانيد هدف اصلي اين فيلم چه بود ؟ اينرا از خودم نمي گويم بلكه از قول كارشناسان غربي مي گويم كه بارها به آن اشاره كردند .هدف اصلي فيلم در اين بود كه در زمان شكنجه روحي زنداني غربي در زندان تركيه صداي اذان همزمان پخش مي شد.بدين معني كه هر بيننده غربي زماني كه اين صدا را در جائي شنيد ناخود آگاه بياد آن صحنه شكنجه بفتد. حال شما با صحنه سازي مي خواهيد به مخاطبان خود القا كنيد كه تمام اتهامات بي اساس و اعتراف گيري ها از طرف افرادي متدين و با وضو مي باشد .آيا فكر كرده ايد كه روزي همه پرده ها كنار خواهند رفت و من شما در محضر دادگاه الهي بايد به اثرات مخرب اين كارها جوابگو باشيم اثراتي كه مي تواند نسلها ادامه داشته باشد در آن روز چه جوابي خواهيد داد.؟آقاي نبوي حد اقل اين انصاف را داشت كه در نوشته خود به كسي توهين مستقيم و يا غير مستقيم نكرد ولي ظاهرا شما هيج ابائي از اين كار نداريد شما مي دانيد اگر همين كار را در غرب مي كرديد و بجاي وضو و يا نشان دادن يك فرد متدين مسلمان در نوشته خود از يك يهودي متدين و با انجام يك فريشه ديني بازجو را به تصوير مي كشيديد محكوم به زندان و پرداخت جريمه و بسته شدن سايت مي شديد؟اميد اينكه در نوشته هاي خود حريم ديگران را محترم شماريد
بنام هستي بخش عين همين مطلب را سيد ابراهيم نبوي قبلانوشته بود و شما با كمي تغيير اينجا آورده ايد.بنده بعنوان يك مسلمان از دست شما شاكي هستم و اگر دادگاهي بود از شما شكايت مي كردم .داستان نويسي و اوهام و خيالبافي براي همه آزاد است و همگان مي توانند در راه مطلب نوشته و ديگران را بفيض برسانند. روزانه هزاران رمان در چهار گوشه جهان چاپ و پخش مي شود و مردم هم براي سرگرمي و يا مسائل ديگر براي خواندن آن پول خرج مي كنند و سينما هم از همين مسئله مايه اصلي خود را مي گيرد ولي در همه اينها احترام به مقدسات و قشر هائي از جامعه مد نظر همه نويسندگان و فيلم نامه نويسان بوده و مي باشد.شما با طرح وضوي حاج آقا و اينكه اين فرد بازجوي بي سواد يك مسلمان متدين مي باشد بدنبال ارضاي چه خواسته اي مي باشيد ؟ شما فكر نمي كنيد با اين كار به خيلي ها بي حرمتي مي كنيد .فيلم اوريان اكسپرس ساخته سهيونيست ها چند سال روي اكران بود و در بيشتر كانالهاي تلويزين گذاشته شد .ميدانيد هدف اصلي اين فيلم چه بود ؟ اينرا از خودم نمي گويم بلكه از قول كارشناسان غربي مي گويم كه بارها به آن اشاره كردند .هدف اصلي فيلم در اين بود كه در زمان شكنجه روحي زنداني غربي در زندان تركيه صداي اذان همزمان پخش مي شد.بدين معني كه هر بيننده غربي زماني كه اين صدا را در جائي شنيد ناخود آگاه بياد آن صحنه شكنجه بفتد. حال شما با صحنه سازي مي خواهيد به مخاطبان خود القا كنيد كه تمام اتهامات بي اساس و اعتراف گيري ها از طرف افرادي متدين و با وضو مي باشد .آيا فكر كرده ايد كه روزي همه پرده ها كنار خواهند رفت و من شما در محضر دادگاه الهي بايد به اثرات مخرب اين كارها جوابگو باشيم اثراتي كه مي تواند نسلها ادامه داشته باشد در آن روز چه جوابي خواهيد داد.؟آقاي نبوي حد اقل اين انصاف را داشت كه در نوشته خود به كسي توهين مستقيم و يا غير مستقيم نكرد ولي ظاهرا شما هيج ابائي از اين كار نداريد شما مي دانيد اگر همين كار را در غرب مي كرديد و بجاي وضو و يا نشان دادن يك فرد متدين مسلمان در نوشته خود از يك يهودي متدين و با انجام يك فريشه ديني بازجو را به تصوير مي كشيديد محكوم به زندان و پرداخت جريمه و بسته شدن سايت مي شديد؟اميد اينكه در نوشته هاي خود حريم ديگران را محترم شماريد
بسم الله . پيرحسين لو و پاسخگويي ؟ استغفرالله .









هاست و ثبت دومین