پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر







وقتی در هادی‌تونز خواندم که نویسنده و طراح کاریکاتورهای کودکان در "ایران جمعه" به خاطر یک اشتباه کوچک از کار برکنار شده، واقعا حالم گرفته شد. ساده‌اندیشی دانشجویان هموطن ترک زبان نه تنها باعث بیکاری این طراح بنده‌خدا شد که معلوم است بی‌تقصیر است، بلکه دستمایه موجی شد که حضرات اصولگرا سوار آن شده‌اند. یاد ماجرای نشریه موج افتادم که چطور از یک اردوی دانشجویی به یک بحران سیاسی تبدیل شد. فقط به این چند مورد توجه کنید:

- واحد مرکزی خبر: نايب رئيس مجلس شوراي اسلا‌مي با اشاره به مقاله اهانت آميز روزنامه ايران به هموطنان آذري گفت: اين توطئه مانند توطئه هاي اخير ريشه در خارج از كشور دارد. محمد رضا باهنر در آغاز نشست علني روز يكشنبه مجلس با بيان اينكه مدير مسئول اين روزنامه دوبار به صورت رسمي و كتبي اعلا‌م كرده است كه نويسنده اين مقاله را اخراج مي كند ,خواستار دقت بيشتر مسئولا‌ن و مردم در اين زمينه شد. وي اهانت روزنامه ايران به هموطنان آذري زبان را حلقه اي از زنجيره توطئه هاي اخير در كشور خواند ...
- واحد مرکزی خبر: نماينده مردم مرند و جلفا از دولت و قوه قضاييه خواست عامل نشر مطلب توهين آميز به آذري زبانها را به اشد مجازات تنبيه كنند. كريم شافعي در تذكري آيين نامه اي به هيئت رئيسه مجلس شوراي اسلا‌مي با اشاره به درج مطلبي در روزنامه ايران گفت: نويسنده اين مطلب توهين‌آميز نه مخالف آذري زبانها و نه موافق آنهاست بلكه مخالف امنيت ملي كشور است.
- خبرگزاری فارس: محمد حسين فرهنگي در نامه‌اي سرگشاده خطاب به محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور، محسني‌اژه‌اي وزير اطلاعات،حسين صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، زاهدي وزير علوم تحقيقات و فناوري و مردم آذربايجان و آذري زبانان سراسر كشور،با اشاره به مطلب موهن روزنامه دولتي ايران و با اعتراض به اهانت آميز بودن مطلب و امكان بهره‌برداري‌هاي ناصحيح از آن،تاكيد كرد: جرياني مسئله‌دار با بهره‌برداري از احساسات عمومي، سعي كرد با تشويش اذهان و تلاش جهت هدايت افكار عمومي،همانند گذشته و در جهت نيات ناصحيح خود جامعه آذري را همسو با جريانات مخالف با نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران معرفي نمايد،كه به صراحت اعلام مي‌كنم كه اهانت اينان به جامعه آذري در روزهاي اخير،بسيار فراتر و عميق‌تر از طرح درج متن و كاريكاتور موهن در يك نشريه با تيراژ محدود بود.
- ایلنای تصفیه شده: داود خداكرمي، دبير جمعيت اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، گفت: در واكنش به اقدام توهين‌‏آميز روزنامه ايران در 22 ارديبهشت ماه همگام با دانشگاه‌‏هاي تبريز، همدان، اروميه، اردبيل، تهران و دانشگاه آزاد مراغه و بناب روز چهارشنبه تجمعي را برگزار كرديم كه دانشجويان با امضاي طوماري خواستار توقيف روزنامه ايران شدند. وي افزود: براي تجمع در داخل شهر از استانداري زنجان تقاضاي صدور مجوز كرده‌‏ايم كه اگر استانداري اين مجوز را صادر نكند، روز دوشنبه جاده ترانزيتي تبريز- زنجان را مسدود خواهيم كرد و تا زماني كه استانداري مجوز تحصن در داخل شهر را صادر نكند، تحصن در دانشگاه ادامه خواهد يافت.

در این میان بعضی از سایت‌های خبری آن‌وری هم ذوق زده شده‌اند و فکر کرده‌اند دارد یک انقلاب قومیتی راه می‌افتد و شروع کرده‌اند پروبال دادن به دعوا. ولی کاملا واضح است که این جریان می‌خواهد نشان دهد از دانشگاههای امروز ایران جز صداهای بی‌جهت و سطحی برنمی‌خیزد که آن هم دعوا بر سر کشمکش‌های تکراری قومی است. باز همه تهرانی‌ها می‌دانند که این "نمنه" اختراع ذهن آن کاریکاتوریست از همه جا بی‌خبر نیست. تکیه‌کلام تکراری تهرانی‌هایی است که مسخره کردن ترک‌زبان‌ها برایشان عادت شده و هیچ‌کدام از شوونیسم و این حرفها هم چیزی سر در نمی‌آورند. باز صد رحمت به فمینیست‌ها که قبول دارند مشکلشان با گفتمان مردسالاری است و سعی می‌کنند با نشان دادن ابعاد آن به مبارزه با آن برخیزند. این قومیتی‌ها کدامشان غیر از این هیاهوها و خشونت‌ورزی‌های لفظی و رفتاری که نمونه‌اش در دانشگاه تهران بود، سعی کردند یک مقاله درباره واژه‌ها و گفتارها و نمادهای ضد ترک و ضد عرب و غیره در زبان فارسی بنویسند؟ چقدر کار جدی فرهنگی و تئوریک و البته مدنی روی شکاف خود با فارس‌زبان‌ها کرده‌اند که انتظار دارند مشکل چند صد ساله یک شبه حل شود؛ هر از چندی هم به بهانه توهین به قوم خود یک شلوغی راه می‌اندازند و بعد ولش می‌کنند تا دفعه بعد.

به این دوستان هموطن توصیه می‌کنم لااقل از شاعر بزرگ همزبانشان مرحوم شهریار بیاموزند که مقاومت مدنی در حوزه زبان یعنی چه. شعر زیبا و ماندگار "الا تهرانیا" را وقتی داریم، اینگونه اعتراض‌ها را نباید داشته باشیم. بازی خوردن توسط راستی‌هایی که همیشه قومیت‌ها را در ایران سرکوب کرده‌اند، بدترین سرانجامی است که برای این جنجال می‌تواند وجود داشته باشد، و متأسفانه ظاهرا ماجرا دارد به آنجا ختم می‌شود. هشدار! هشیار باشید.

کاریکاتور روزنامه ایران را ببینید تا بدانید اینهمه جنجال بر سر همان سه سانتی‌متر روزنامه است که یک کلمه بیجا در آن گذاشته شده. شعر دوست داشتنی شهریار را هم در ادامه می‌گذارم تا بدانیم مشکل اساسی‌تر از این حرفهاست، مشکل فرهنگی است و راه‌حل فرهنگی درازمدت دارد:

الا ای داور دانا تو میدانی که ایرانی
چه محنتها کشید از دست این تهران و تهرانی
چه طرفی بست از این جمعیت ایران جز پریشانی
چه داند رهبری سر گشته صحرای نادانی
چرا مردی کند دعوی کسی کو کمتر است از زن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدر گفتی
به رشتی کله ماهی خور به طوسی کله خر گفتی
قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر گفتی
جوانمردان آذربایجان را ترک خر گفتی
تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی
به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی
چرا بیچاره مشدی و بی تربیت باشی
به نقص من چه خندی خود سراپا منقصت باشی
مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی
به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
چه گویم بر سرم با ناجوانمردی چه آوردی
اگر میخواستی عیب زبان هم رفع میکردی
ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

به شهریور مه پارین که طیارات با تعجیل
فرو میریخت چون طیر ابابیلم به سر سجیل
چه گویم ای همه ساز تو بی قانون و هردمبیل
تو را یک شب نشد ساز و نوا در رادیو تعطیل
ترا تنبور و تنبک بر فلک میشد مرا شیون
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

بدستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم
عدو را تا که ننشاندم به جای از پای ننشستم
به کام دشمنان آخر گرفتی تیغ از دستم
چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم
کنون تنها علی مانده است و حوضش چشم ما روشن!
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

چو استاد دغل سنگ محک بر سکه ما زد
ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد
سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جا زد
چو تهران نیز تنها دید با جمعی به تنها زد
تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد
نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد
چو تنها کرد هریک را به تنهایی بدو تازد
چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد
تو بودی آنکه دشمن را ندانستی فریب و فن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

چرا با دوستدارانت عناد و کین و لج باشد
چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد
مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد
هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد
تو گل را خار میبینی و گلشن را همه گلخن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

تو را تا ترک آذربایجان بود و خراسان بود
کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود
چه شد کرد و لر و یاغی کزو هر مشکل آسان بود
کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود
کنون ای پهلوان پنبه چونی نه تیر ماند و نی جوشن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه از زنجان
نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی ز لاهیجان
از این قحط و غلا مشکل توانی وارهاندن جان
مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان
دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من










هاست و ثبت دومین