پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر







با درود به ارواح طیبه شهدا و روح امام راحل، اینقدر این بچه استشهادی گیر داد که برایش درباره استشهاد و استشهادی مطلب بنویسم و تحویلش بگیرم، و اینقدر پی‌ام ها و اس‌ام‌اس های اسپم‌وار برایم فرستاد که مجبور شدم نظرگاه خودم درباره این بحث را شفاف کنم. البته قبلا اعلام موضع خودم را به حنیف تفویض کرده بودم اما چون قضیه را زیادی جدی گرفت، حق مطلب را ادا نکرد. نظر بقیه کسانی را که ماجرا را جدی گرفته‌اند هم در سمت راست سایت خودش هست.

به هرحال در این زمینه، مهمترین چیزی که فعلا به ذهنم می‌رسد این است که اگر یک استشهادی با یک استشهادیه ازدواج کند، و اگر عمرشان قبل از شهادت به بچه‌دار شدن قد بدهد، به طور قطع و یقین فرزند ایشان شهید به دنیا خواهد آمد، ان شاء الله.

:: من یه شوخی‌ای خواستم با محمدمسیح گلم بکنم. آبروی هیچ کسی رو هم نبردم. کلا لول شوخی‌های ما هم مثل نوربالای محمدمسیح بالاست! ولی مثل اینکه دوستای حزب‌اللهیش ظرفیت ندارن. خیلی خب. بی‌خیال! دربند رو هم هستم. اگه تونستین منو پیدا کنین، گروگان بگیرین، یه شام دربند بهتون میدم!! فقط به شرطی که اگه جوجه حزب‌اللهی همراهت بود، جنبه داشته باشه سریع رگ غیرت نترکونه.
:: باز اگر کسانی از حزب الله اینترنت فکر می‌کنند من اولین بار از این ماجرا نوشتم، کامنت خود بی‌جنبه‌اش را در پای این مطلب من ببینند. فقط خواهشا بلافاصله نتیجه نگیرند که کرم از خود درخت است!
:: جواد روح: ته‌بليتي مانده در دست ما









هاست و ثبت دومین