پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر







می‌خواستم در مورد جشن تولد وبلاگ دوقلوی مهجاد که امروز گرفته بودند و رفته بودم، بنویسم. اما یک چیزی هست که نمی‌گذارد. درباره اکبر محمدی ننوشتم، چون آن موقع سیستم وبلاگم خراب بود و بعد هم موضوع را بیشتر سیاسی می‌دیدم تا انسانی و حقوق بشری. یک قدری هم از این کامنت‌های بی‌ملاحظه‌ای که طلبکارانه انتظار دارند یک وبلاگ شخصی درباره هر خبر سیاسی که اتفاق می‌افتد بنویسد، لجم گرفته بود. اما موضوعی که هست فراتر از اینهاست. آن یکی که رفت، اما جان یک زندانی دیگر هم در خطر است.

آقایان مسئول حکومت. هشدار! در مورد اکبر محمدی که با کمال بی‌مسئولیتی رفتارکردید. زندانی را که میهمانتان بود، ناگهانی از مرخصی به زندان برگرداندید و لابد به انفرادی فرستادید و اعتراضش را بی‌پاسخ گذاشتید و اعتصابش را جرم نامیدید و با بی‌مسئولیتی تمام رهایش کردید تا بمیرد. یک نفر دیگر هم اینجا دارد می‌سپارد جان. احمد باطبی - اینطور که می‌گویند - 6 روز است که در اعتصاب است و کسی خبری از او ندارد. اگر می‌خواهید او را بکشید راههای جوانمردانه‌تری هم هست. اما اگر نه، لااقل چشمتان را باز کنید. نکند یک زندانی دیگر هم بمیرد و باز تقصیر را گردن "ایست قلبی" بیندازید. اسلام هیچ، انسانیت کجا رفته؟ زندانی مهمان حکومت است. مرگ او یعنی بی‌کفایتی حکومت در حفظ جان میهمانش. آیا به چنین برداشتی راضی هستید؟
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/803
نظرات شما:
مگه اينجا كسي در قيد انسانيت هم هست .
مگه اينجا كسي در قيد انسانيت هم هست .
مگه اينجا كسي در قيد انسانيت هم هست .
نشان عهد و وفا نيست در تبسم گل بنال بلبل كه وقت فرياد است . !!!
راستش رو بگو، باز مشاركتي ها گير دادن بهت كه ننويسي؟ بچه حزبول، اكبر محمدي مگه احتياجي به تو داره كه بنويسي يا ننويسي براش؟ تو پولت رو بگير و هر چي بهت گفتن بنويس. اكبر محمدي و صدها نفر ديگه الان رفتن زير صد خروار خاك، مگه به نوشتن تو اون برمي گرده؟؟ نه جونم، خودت رو جدي نگير، اين انتخابات وزن تو و همه نخبگان بر ما مگوز رو مشخص كرد، نخبگان واقعي البته براي خودشون دارن مي خونن و مي خونن. مثل من هم خودشون رو علاف اين چرت و پرتا نمي كنن. ناراحت نشي از دست من يه وقت. ولي واقعيت همينه. خرج تو رو مشاركت مي ده، پس هر گهي اونا بهت گفتن بخور، درستش هم همينه، تو مزدور مشاركتي، با امثال اكبر چي كار داري آخه؟ تازه اگر هم درباره اش بنويسي مگه غير از چس ناله است؟ يا غير از همين ك... شعرايي كه بقيه مي نويسن؟
سلام اين سند جالب رو چند وقت پيش رو اينترنت ديدم. سري بزنيد. ضرر نمي كنيد...
7 # احمد :
اتهام پول گرفتن و دريافت چمدان هاي دلار به نويسندگان و روزنامه نويسان و فعالين سياسي که مهمان اجباري حکومت در زندان هاي جمهوري اسلامي هستند سخن تازه اي نيست . اما اتهام پول دادن مشارکت و گرفتن پول براي ننوشتن به الپر ، سخن بسيار جالب و تازه ايست که در يکي از کامنت هاي بالا اشاره شده. اگر ايراد و انتقادي به مشارکت يا هر سازمان سياسي و فعال سياسي است شيوه هاي کيهاني جواب نمي دهد.
8 # احمد :
من دلم سخت گرفته ست از اين، مهمانخانه مهمان کش روزش تاريک، که به جان هم نشناخته انداخته است، چند تن خواب آلود ، چند تن ناهموار، چند تن نا هشيار...نيما يوشيج . از کتاب انسان در شعر معاصر نوشته زنده ياد محمد مختاري.
9 # ٍشئشد :
اکبر محمدی شهرت طلبی کرد و نمیدانست فیزیک بدنش با عقلش راه نمیاد و گرنه سه سه بار نه بار دور سیاست نمیامد ...حالا این نیمه ملی گرا چرا دارودسته ورشکسته مشروطه خواهان را بوجد اورده این خودش از بدبختی ان گروه ورشکسته است که فکر میکرد امریکا خدا را روی زمین میاورد و میرقصاند!!اما ریدمان ان در عراق ؟کاشکی از سی ان ان میدید تاپ ژنرالهای امریکا با گریه چه مینالیدند تازه سناتوری میگفت این عراقی های مقاومت کن اگر مثل ویت کنگ ها از شوروی و چین و ویتنام شمالی کمک میگرفتند که امریکا را مچاله کرده بودند اره اکبر مرد یکی از هفتاد میلیون ایرانی کم شد
توي اون جمله آخرت كه گفتي - اسلام هیچ، انسانیت کجا رفته؟ - خيلي حرفه. همه بدبختيهاي ما از روزي شروع شد كه دين شد معيار همه چيز. تو اين مملكت به جاي انسانيت دين شده معيار رفتار و قضاوت. نه فقط بين حاكمان حتي بين مردم عادي. هر كس فقط دين خودش و برداشت شخصي خودش از اون دين رو قبول داره. اينه دليل اينكه كه افرادي به همين راحتي دست به چنين جنايتهايي ميزنند و افراد ديگري راه سكوت و حتي جانبداري پيشه ميكنند. شايد لازمه باشه نه تنها در رفتارهاي سياسي حتي در نوع محاورات روزمرمون اصلاحاتي انجام بديم و هرگز اجازه خروج دين از پستوي قلب به محيط بيرون رو نديم.
11 # احمد :
سخنان همسر احمد باطبی در گردهمایی ادوار تحکیم...اجازه ندهید فاجعه برای احمد باطبی هم تکرار شود. سمیه بینات همسر احمد باطبی که طی چند روز گذشته مجددا بازداشت و به زندان منتقل شده است روز چهارشنبه در گردهمایی که به مناسبت درگذشت اکبر محمدی در سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم) برگزار می شد ، طی سخنانی به تشریح وضعیت احمد باطبی و نگرانی‌های خود پرداخت . وی پیش از این نیز در گفتگویی با ادوار نیوز، ساعاتی پس از بازداشت احمد باطبی، ضمن اعلام خبر دستگری باطبی، گفت که همسرش از ابتدای بازداشت در اعتصاب غذا خواهد بود. متن کامل سخنان سمیه بینات که در تجمع روز چهارشنبه ایراد شد و بارها در اثر شدت تاثر او قطع گردید و حاضران نیز در حالی که بسیاری از آنان اشک می ریختند بارها با تشویق های خود آن را قطع نمودند، را در ادامه می خوانید: من سلام عرض می کنم به جمع حاضر، و تسلیت عرض می کنم به خاطر این فاجعه دلخراش، من خواهش می کنم از شما قبل از اینکه یکبار دیگر برای احمد باطبی اینجا جمع شویم به داد احمد برسیم. پنج روز است که شوهر من در اعتصاب غذاست، پنج روز که من اطلاعی از وضعیت او ندارم، ما حادثه مرگ زهرا کاظمی را داشتیم، ما مرگ اکبر محمدی را داشتیم، و امروز هم احمد باطبی را داریم. من صمیمانه خواهش می کنم، از تمام جوامع بین الملل ، از تمام همه ی دوستداران آزادی و حقوق بشر خواهش می کنم، طی این دو سه روز به من گفتن احمد بستری شده و در بهداری اوین است بعضی ها می گویند احمد را کشته اند، بعضی ها هم می گویند در بند ۲۰۹ اوین است، من هیچ اطلاعی از وضعیت احمد ندارم. ضمن اینکه الآن پنج روزه که من و پدرش از مقامات قضایی خواستار رسیدگی به وضعیت احمد شده ایم، اما در این چند روز چیزی جز پیغام تحقیر و توهین نشنیدم. حق من است که بدانم همسرم کجاست، و آخرین خبری که از احمد گرفتم امروز تماس وزارت اطلاعات بود و تهدید و احضار من که چرا مصاحبه می کنم، چرا فریاد مظلومیت شوهرم را دارم به گوش جهان می رسانم. من چیزی برای از دست دادن ندارم. دو روز قبل از اینکه من عازم شهرستان بشم برای گذراندن طرح دندانپزشکی ام به داخل خانه من ریختند و همسر من را بدون دلیل بعد از یک سال و نیم بازداشت کردند و بعد از ۵ روز اعتصاب غذای احمد هیچ جوابی به من نمی دهند، موظفند که به خانواده احمد جواب بدهند، ما موظفیم که در برابر اینها بایستیم. ما نباید اجازه بدهیم حادثه اکبر محمدی و زهرا کاظمی دوباره تکرار شود. محمدی و کاظمی های دیگر، ‌باطبی ها… من از تمام حضار، از تمام آزادی خواه های دنیا، از نمایندگان حقوق بشر خواهش می کنم برای پی گیری وضعیت احمد تلاش کنید .نگذارید یک بار دیگه اینجا جمع بشویم برای این که در سوگ احمد هم بشینیم. امروز وقتی وزارت اطلاعات به من زنگ زد و تهدید و احضار کرد، فقط جواب دادم، من دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم. شوهر من را گرفتید زندگی من رو گرفتید، طبابت من را گرفتید، خود من را هم بگیرید. من تا آخرین قطره ی خونم از حق احمد دفاع می کنم. احمد در داخل زندان مبارزه می کند و من در کنار شما در کنار همه ایرانیان و در کنار تمام آزادی خواهان دست حمایت شما را می خواهم. من از طریق همه ی خبرگزاری ها هم اعلام می کنم. خواهش می کنم برای دفاع از ما تجمع کنید. احمد در داخل زندان مبارزه می کند و دوشادوش همه آزادی خواهان در کنار تمام زندانیان سیاسی که اسمی از آنها نیست، ‌در کنار حشمت آقای طبرزدی، دکتر ناصر زرافشان و سایر زندانیان سیاسی. من خواهش می کنم جلوی این اقدامات را بگیرید. من را تنها نگذارید، دوست ندارم بیست روز دیگر بیام اینجا و دور هم جمع بشویم و برای مرگ احمد گریه کنیم .
شيوه كيهاني؟؟ مگر كيهان و مشاركت فرقي با هم دارند؟ تازه كيهان بارها موثرتر از مشاركت است در امروز من و تو. اكبر محمدي احمد باطبي و امثال من بازيچه دست مشاركت بودند درست عين انصار حزب الله كه سرباز پياده نظام راست گرايان بودند. البته كه الپرخان سواره است در اين عرصه. مشاركت برجش را مي سازد و سهم اكبر محمدي مشتي خاك سرد مي شود و آن مرد خوش تيپ (محمدرضا خاتمي) جيكش هم در نمي آيد. و تو كه جواب من را مي دهي و گفته اي اين شيوه كيهاني است. من نگفتم الپر براي ننوشتن درباره اكبر محمدي دستور دارد. او براي نوشتن به طور كلي چشم به امر روسايش است. اگر پيرحسينلو را از نزديك مي شناسي ازش بپرس كه با ماجراي مطلبش درباره علي افشاري چه بر او (يعني الپر) گذشت. منظورم از دست دادن كارش است و دوباره برگشتن به سر كارش. اگر حرفم را باور نداري برو و آن مطلب الپر را بخوان كه از افشاري معذرت خواسته است و گفته است كه دو بار كارش را از دست داده است و البته بار دوم برگشت سر كارش. البته برنگشت برش گرداندند. توضيح بده آقاي الپر. اگر كار سياسي مي كني به قول شمس الواعظين مواظب زيپ جيبت باش كه بسته بماند.
توبايد بميري نصراللهhttp://moradian.blogsky.com/
بسم الله سلام ... و با چه رویی بگویم که برگشتیم؟
بسم الله سلام ... و با چه رویی بگویم که برگشتیم؟
16 # احمد :
چفيه عربي به گردن رفته و رفتند نزديکي هاي مرز و و تو شهر هاي سر راه عکس يادگاري و عکس هاي استشهادي گرفتنند و عالم و آدم را خبر کردند که دارم و داريم ميريم تا استشهادمون مستند بشه. قيافه حق بجانب هم مي گيرند که ما سعي کرديم اونا نذاشتند.. .خوب پيک نيک خوش گذشت؟
ايشالله كه اين خبر درست نباشه ولي اگر هست كاش قبل از اينكه فاجعه رخ بده كاري بكنيم.واقعا نمي دونم چيكار و از اين ناتواني خودم و مردمم سخت دلگيرم
ايشالله كه اين خبر درست نباشه ولي اگر هست كاش قبل از اينكه فاجعه رخ بده كاري بكنيم.واقعا نمي دونم چيكار و از اين ناتواني خودم و مردمم سخت دلگيرم
ايشالله كه اين خبر درست نباشه ولي اگر هست كاش قبل از اينكه فاجعه رخ بده كاري بكنيم.واقعا نمي دونم چيكار و از اين ناتواني خودم و مردمم سخت دلگيرم
20 # وحيد :
موضوع را بیشتر سیاسی می‌دیدم تا انسانی و حقوق بشری. اين جمله رو صد بار خوندم... اينو يادت باشه.اصلاح دنياي بيرون از درون چارچوب دين در روشنگرانه ترين شرايط نتيجه اي جز تحميل تحجر به كلمه انسانيت نداره.









هاست و ثبت دومین