پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






آرم جبهه مشارکت حزب مشارکت آخر این هفته کنگره سالانه دارد. در پست قبلی درباره نامزد شدن رمضان زاده برای دبیرکلی نوشتم که حامیان زیادی در مناطق (شهرستان‌ها) و مرکز به خصوص جوانان دارد. این دفعه می‌خواهم درباره مسائل دیگر مشارکت بنویسم.

برخلاف تصور کسانی که از دور به حزب مشارکت نگاه می‌کنند، مشارکت این روزها با مسائل دیگری غیر از حرفهایی که در بیرون هست دست به گریبان است که اگر اینها حل شود یا لااقل تناقض‌ها مشخص و انتخاب‌ها انجام شود، خیلی از مشکلات بعدی حل است. مشارکت حزب عجیبی است. در خیلی ابعاد مختلف کاملا یک طیف رنگارنگ است و نظرات خیلی متفاوتی را در خود جا داده. اما بدون تعصب و تنها با تعجب می‌گویم هیچ رگه‌ای از احتمال چیزی شبیه به انشعاب یا دوگانگی هم در این حزب نمی‌بینم. متأسفم که حسین شریعتمداری و دوستانش را ناراحت می‌کنم، اما با همه مشکلات و با همه اختلاف نظرها، کسانی که الان در مشارکت مانده‌اند خیلی خوب همدیگر را تحمل می‌کنند و با هم همکاری می‌کنند. شاید به خاطر اینکه همه خوب می‌دانند که حالا حالاها بوی پلو از این دیگ نمی‌آید و آنهایی که دنبال پلو بوده‌اند یا هستند دیگر آن طرفها نمی‌پلکند. لذا درجه خلوص اینها که مانده‌اند بالا می‌رود. اما مسائل مشارکت در یک مرور سریع وبلاگی:

مسئله استراتژی
هرچند مشارکت چند وقت پیش یک چیزی درست کرد به نام دفتر انتخابات که صفدر حسینی وزیر قبلی اقتصاد هم رییس آن شد و کلی تشکیلات عریض و طویل با کلی آدم جدید هم به راه انداخت، ولی بخشهایی از مشارکت هم این روزها دارند به این فکر می‌کنند که آیا استراتژی ما در یک سال (بلکه چند سال اخیر) درست بوده و آیا مسیری که می‌رویم درست است؟ یک سر طیف از حضور در (یا بازگشت به) قدرت، ائتلاف در انتخابات و امثال اینها حرف می‌زنند، اما یک سر طیف هم مرور انتقادی گذشته و بازاندیشی در راه طی شده را مدنظر دارند و زیاد انتخابات شوراها و نظایر آن را جدی نمی‌گیرند یا اگر هم می‌گیرند هدفشان فراتر از همین یک انتخابات و شوراهاست. این اندیشه، پیازداغش را که زیاد کنیم می‌شود عباس عبدی، که اساسا مفهوم "سیاست ورزی" را مسخره می‌کند. اما اگر کمی معتدل شود دست‌کم تلقی خاص‌تری از استراتژی سیاست‌ورزی دارد. تلقی‌ای که لااقل فعلا کمتر انتخاباتی است.

مسئله سازمانی
یک حرفی را احتمالا در تمام یک ساله گذشته از اکثر اصلاح طلبان و ازجمله مشارکتی‌ها شنیده‌اید: باید سازمانمان را قوی کنیم. این حرف واکنشی طبیعی به حالی است که از این جریان درانتخابات سوم تیر گرفته شد. هیچکدامشان حدس نمی‌زدند که جریان احمدی‌نژاد اولا بتواند سازمان منظم و سراسری بسیج را از چنگ دیگران در بیاورد و ثانیا کاملا آن را در خدمت خود در بیاورد، به نحوی که هم در جابجا شدن و دست بردن در آرا و هم در هدایت آرا به سمت احمدی‌نژاد در کمترین وقت به بهترین نحو بتوانند عمل کنند. اینها آرزو دارند که یک دهم سازمان بسیج را داشته باشند، که خداوکیلی اگر هم داشته باشند قطعا پنج سال دیگر حکومت را می‌گیرند. اما ندارند. در مورد مشارکت، وضع نسبت به بقیه اصلاح طلبان بهتر اما نسبت به ظرفیت‌های موجود و ایده‌آل ممکن، افتضاح است. مشارکت نه توانست از موقعیت‌ها و امکانات دوران اصلاحات استفاده خوب بکند، نه از پتانسیل هواداران خود در هشت سال گذشته و نه حتی توانست یک درصد از چهار میلیون رأی دهنده به دکتر معین را سازماندهی کند. مشکل اصلی از مرکز است یا مناطق، جای بحثش اینجا نیست. اما این مشکل هست. در مورد راه حل‌های آن، باز دیدگاهها طیف‌بندی می‌شود. بحثش مفصل و پیچیده است و واقعا جایش اینجا نیست، اما خطری که وجود دارد این است که باز حزب درگیر انتخابات شود و به روزمره‌گی یا به قول بعضی‌ها روزمرگی بیفتد و وضعیت مناطق از اینی که هست آشفته‌تر شود.

مسئله مالی
مشارکت احتملا قبلا نمی‌دانست یا دست‌کم به این جدیت نمی‌دانست، اما در انتخابات ریاست‌جمهوری فهمید که وضعش از لحاظ مالی چقدر خراب است. اما فهمید، و بد فهمید. خیلی‌ها هم از درون و بیرون انتقاد کردند که چرا در اینهمه سال که در دولت و مجلس بودید فکری به حال پول درآوردن برای حزب نکردید و مگر کار سیاسی و حزبی بدون پول می‌شود، که این واقعا حرف درستی است. سران مشارکت البته پیش وجدان خود آسوده‌خاطرند که آلوده هیچ کار مالی نشده‌اند که مبادا شائبه فساد داشته باشد و اگر پول ندارند لااقل پاک هستند؛ که این هم انصافا حرفی درست و تحسین‌برانگیز است. اما این حرفها برای کار حزبی نان و آب نمی‌شود. دعوای سیاست و قدرت را با وجدان و اخلاق و شکم خالی نمی‌شود پیش برد. تجربه همه جای دنیا، و تجربه خودمان در ایران، می‌گوید کار سیاسی پول می‌خواهد. نه فقط سیاسی، کار اجتماعی هم پول می‌خواهد. از هرکدام از فعالان NGO ها یا آدمهای عاشق کار فرهنگی که بپرسید بهتان می‌گویند کار اجتماعی و فرهنگی چقدر وابسته به کار اقتصادی است و بدون آن پیش نمی‌رود. کار سیاسی به مراتب بدتر. چون وابسته به دولت که نیست، در ایران هم به اندازه کافی پرهزینه و پر دردسر هست. به علاوه، عموم آدمهای سیاسی هم آنچنان نیستند که به اتکای جیب خودشان بتوانند کار کنند، پس باید منابع دیگری جور کرد. قطعا برای کسانی که مخالف یا بیرون قدرت‌اند، وضع سخت‌تر است. چون باید چفت و بست مشروع بودن درآمدهای خود را اینقدر محکم کنند که مو لای درزش نرود. لذا کار سخت می‌شود. در این مورد اتفاقا هیچ اختلاف نظری در مشارکت نیست! چون هیچ پولی در کار نیست!! از دیگران چه پنهان، مشارکت برای خبرنامه‌اش هم مشکل مالی دارد و از خوانندگانش پول می‌خواهد. نباید در واکنش به ان واقعیت صرفا از موضع تحسین یا تحقیر برخورد کرد. هیچکدام از آن دو حرف قبلی راهگشا نیست. باید دید واقعا چطور می‌شود یک حزب منتقد دولت متکی به نفت هفتاد دلاری، اینقدر پول داشته باشد که نشود آن را زمین زد. این هم یک مشکل آینده مشارکت.

مشکلات دیگری هم هست. خیلی‌هایش را منتقدان دائمی و موسمی مشارکت می‌گویند و نیاز به تکرار آن نیست. بعضی‌ها هم اینقدر درونی هست که گفتن آن دردی را دوا نمی‌کند. اما به هرحال جبهه مشارکت هشت سالگی‌اش در حالی سپری می‌شود که از قدرت بیرون افتاده و با همه این مشکلات هنوز دارد به راه خودش ادامه می‌دهد و اگرنه مهمترین، دست‌کم یکی از اولین احزاب مطرح ایرانی در داخل و خارج از کشور است. بخش‌های زیادی از حاکمیت به صراحت گفته‌اند حزب و تحزب را قبول ندارند و آن را در کنار فرقه و قبیله‌گرایی قرار می‌دهند. حتی به قول میردامادی این حزب و بقیه حامیان چهارمیلیونی دکترمعین الان از داشتن یک نشریه هم محروم هستند. وزیر ارشاد کیهانی به صراحت و بدون شرم در مجلس می‌گوید مشارکت صلاحیت داشتن نشریه ندارد. اعضای حزب را در شهرهای مختلف اذیت می‌کنند، از کار بیکار می‌کنند و با مسائل گوناگون مواجه می‌کنند. بسیاری از اعضای مرکزی هم بارها به دادگاه رفته‌اند و به خاطر جرائم نکرده محاکمه شده‌اند. دوستانی حزب را به تندروی و دوستانی آن را به کندروی متهم می‌کنند و کسانی آن را دستکش مخملین برای مشت آهنین قدرت می‌نامند و کسانی هم برچسب ایجاد انحراف در انقلاب را به آن می‌زنند. اما با همه اینها هنوز این حزب سرپاست. دبیرکل عوض می‌شود، تشکیلات بازسازی می‌شود، استراتژی و تاکتیک‌ها و مشی سیاسی بازبینی می‌شود، آدمها و نقش‌ها و چهره‌ها و حرفها عوض می‌شوند، اما مشارکت می‌ماند تا کار حزبی بماند و نگاه مدرن به سیاست نهادینه شود.

TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/806
نظرات شما:
هر چند به نظر من مشكلات مشاركت خيلي بيشتر ازاين حرف هاست و خيلي هاش مي تونه يه حزب رو به طور كامل فشل كنه اما اميدوارم كه مشكلات زود حل شه.چون داشتن يه حزب خوب و قوي منتقد اولين قدم برايرسيدن به يه جامعه مدني قوي هستش. و در مورد عباس عبدي و اشاراه اي كه به صحبتش كرده بودي در مصاجحبه اي كه باهاش كردم...... فقط مي خوام بگم براش متاسفم
با حرفات موافقم از زماني كه اين حزب پا گرفته تا اكنون كه براي اولين بار ميخواهد دبير كل آن تغيير كند با مشكلات و مسائل حزب درگير بوده ام به دليل حضور پدر و پدر خانمم در شوراي مركزي اين حزب از نزديك با خيلي مسائل برخورد كرده ام از جمله همان مسائل مالي كه شما اشاره نموديد. كاملا صحيح است افراد اين حزب حتي براي تشكيلات حزب نيز يك دفتر مستقل و يا اداري تجاري تدارك نديده اند همانطور كه محمدرضا خاتمي گفت كه ما تنها همين زير زمين را داريم ( اشاره به دفتر حزب) . ولي واقعا تشكيلات قوي ، منسجم و يك عده افراد با سابقه و تحصيلات كافي در اين حزب حضور دارند كه به معناي واقعي كار حزبي را درك مي كنند و عملا دمكراسي را در اين حزب تجربه ميكنند. كما اينكه در جلسه اي حضور داشتم و عده اي با طرحي مخالف بودند ولي هنگاميكه اكثريت راي به موافقت داد همان عده مخالف با جديت براي به ثمر رسيدن طرح تلاش مضاعفي نشان دادند. تحليل شما با آنچه در حزب ميگذرد كاملا با واقعيت انطباق دارد. موفق و پيروز باشيد . ضمنا احتمال دبير كلي محسن ميردامادي از صفايي فراهاني بيشتر است.
با حرفات موافقم از زماني كه اين حزب پا گرفته تا اكنون كه براي اولين بار ميخواهد دبير كل آن تغيير كند با مشكلات و مسائل حزب درگير بوده ام به دليل حضور پدر و پدر خانمم در شوراي مركزي اين حزب از نزديك با خيلي مسائل برخورد كرده ام از جمله همان مسائل مالي كه شما اشاره نموديد. كاملا صحيح است افراد اين حزب حتي براي تشكيلات حزب نيز يك دفتر مستقل و يا اداري تجاري تدارك نديده اند همانطور كه محمدرضا خاتمي گفت كه ما تنها همين زير زمين را داريم ( اشاره به دفتر حزب) . ولي واقعا تشكيلات قوي ، منسجم و يك عده افراد با سابقه و تحصيلات كافي در اين حزب حضور دارند كه به معناي واقعي كار حزبي را درك مي كنند و عملا دمكراسي را در اين حزب تجربه ميكنند. كما اينكه در جلسه اي حضور داشتم و عده اي با طرحي مخالف بودند ولي هنگاميكه اكثريت راي به موافقت داد همان عده مخالف با جديت براي به ثمر رسيدن طرح تلاش مضاعفي نشان دادند. تحليل شما با آنچه در حزب ميگذرد كاملا با واقعيت انطباق دارد. موفق و پيروز باشيد . ضمنا احتمال دبير كلي محسن ميردامادي از صفايي فراهاني بيشتر است.
با اجازه همه دوستان من هم نظرم را كه با شما كمي تفاوت داره كفتم. نظري كه شايد حاصل 30 ساله گي من باشد.
با اجازه همه دوستان من هم نظرم را كه با شما كمي تفاوت داره كفتم. نظري كه شايد حاصل 30 ساله گي من باشد.
با اجازه همه دوستان من هم نظرم را كه با شما كمي تفاوت داره كفتم. نظري كه شايد حاصل 30 ساله گي من باشد.
چرا عضو گیری گسترده که درمان تمام این در هاست انجام نمیشود؟.... چرا عضو گیری گسترده که درمان تمام این در هاست انجام نمیشود؟.... چرا عضو گیری گسترده که درمان تمام این در هاست انجام نمیشود؟.... ....؟؟؟؟؟
چيزي كه كاملا مشخص و واضح است اينه كه اين مواردي كه شمرده شده تمام مشكلات حزب نيست ..اما اسيب شناسي خوبي بود ..با توجه به اينكه مشاركت در حال حاضر نيازمند اين است كه به گذشته نگاهي كند و براي اينده اهداف رو تبين كنه ... در بعضي از موارد باهات موافق نيستم .. نكاتي كه حسين در مورد هيئت داوران گفته كاملا درست به نظر مياد .. و به نكته خوبي اشاره كرده كه دوره پوست اندازي حزب شروع شده و هنوز دير نشده تا ادامه پيدا كنه ...
9 # مرتضي :
الپر متنت رو صبح خوندم اما الان باز فكرم رو مشغول كرد. نمي دونم چرا احساس مي كنم يك جوري داري توهين به شعور خواننده ات مي كني اونجايي كه از پاكي اقتصادي حزب و اعضاش مي گي جوري كه گويا در بدنه از بالا تا دفاتر شهرستان و غيره و غيره كسي كاري نمي كنه كه پولش حلال و حروم قاطي نباشه. عمو جان شايد چون دير آمدن و زود رفتن كم بردن اما بردن. شايد هم تو خداييش اينا رو نمي بيني گرچه ميگن پيرحسين لو مارمولكي هست كه نصفه بيشترش تو زمينه. بهرحال داداش تو مشاركت هم نون حروم خورده ميشه واسه كسي پيرهن چاك نكن. خواستم اين حرفا رو ايميلي بهت بزنم نديدم ايميلت رو. واسه همين اين رو پاك كن مي خواستم به خودت فقط گفته باشم. ايني هم كه گفتم به شنيده هام نيست به ديده هام هست حداقل تو حوزه ي سياسي كله گنده ها رو تو ايران نديدم اما اقتصادي دور يا نزديك به چشم ديدم
10 # مرتضي :
الپر متنت رو صبح خوندم اما الان باز فكرم رو مشغول كرد. نمي دونم چرا احساس مي كنم يك جوري داري توهين به شعور خواننده ات مي كني اونجايي كه از پاكي اقتصادي حزب و اعضاش مي گي جوري كه گويا در بدنه از بالا تا دفاتر شهرستان و غيره و غيره كسي كاري نمي كنه كه پولش حلال و حروم قاطي نباشه. عمو جان شايد چون دير آمدن و زود رفتن كم بردن اما بردن. شايد هم تو خداييش اينا رو نمي بيني گرچه ميگن پيرحسين لو مارمولكي هست كه نصفه بيشترش تو زمينه. بهرحال داداش تو مشاركت هم نون حروم خورده ميشه واسه كسي پيرهن چاك نكن. خواستم اين حرفا رو ايميلي بهت بزنم نديدم ايميلت رو. واسه همين اين رو پاك كن مي خواستم به خودت فقط گفته باشم. ايني هم كه گفتم به شنيده هام نيست به ديده هام هست حداقل تو حوزه ي سياسي كله گنده ها رو تو ايران نديدم اما اقتصادي دور يا نزديك به چشم ديدم
11 # مرتضي :
اي بابا اين كه هم موقع فرستادن ارور ميده هم مستقيم نمايش grrrrrrrrrrrrrrr
دوست عزيز امكان فساد مالي در هر تشكيلاتي امكان دارد باشد و اين نفي نمي شود ولي اينگونه كه همه را به چوب خود مورد لطافت قرار ميدهي هم درست نيست حداقل من با خيلي از اعضاي مشاركت رابطه دارم اينگونه ميگويي نيست و از لحاظ مالي واقعا همانند مردم عادي هستند
براي يك مطلب وبلاگي ازين جمع و جورتر و بهتر شايد نمي شد نوشت. در واقع نقد از درون نسبتا منصفانه اي بود ضمن اين كه به نظر من مشكلات مهمتري هم پيش روي مشاركت هست. مشاركت آن طور كه گفتي يكدست و خالص نيست و الان نياز به پاسخگويي به سوالات اساسي داره. در اين مورد يه چيزايي تو وبلاگم نوشتم. خوشحال ميشم نظرتو بدونم
براي يك مطلب وبلاگي ازين جمع و جورتر و بهتر شايد نمي شد نوشت. در واقع نقد از درون نسبتا منصفانه اي بود ضمن اين كه به نظر من مشكلات مهمتري هم پيش روي مشاركت هست. مشاركت آن طور كه گفتي يكدست و خالص نيست و الان نياز به پاسخگويي به سوالات اساسي داره. در اين مورد يه چيزايي تو وبلاگم نوشتم. خوشحال ميشم نظرتو بدونم
براي يك مطلب وبلاگي ازين جمع و جورتر و بهتر شايد نمي شد نوشت. در واقع نقد از درون نسبتا منصفانه اي بود ضمن اين كه به نظر من مشكلات مهمتري هم پيش روي مشاركت هست. مشاركت آن طور كه گفتي يكدست و خالص نيست و الان نياز به پاسخگويي به سوالات اساسي داره. در اين مورد يه چيزايي تو وبلاگم نوشتم. خوشحال ميشم نظرتو بدونم
16 # جمشید :
اي بابا! أقاي هاشمي هم در جوابیه دفترش از قضا گفته بود که وضع مالیش خوب نیست و در خانه اجاره ای زندگی می کند و ثروتم نسبت به قبل از انقلاب کمتر شده است. بهتر است گزارش فوربیس (مجله اقتصادی) را بخوانید: عبارت ملاهای میلیاردر را به انگلیسی سرچ کنید تا عکس هاشمی را روی جلد آن مشاهده بفرمایید. در ضمن این که دیگر اظهر من الشمس است که مشارکت یکی از آلوده ترین احزاب سیاسی امروز است. و بعد از کارگزاران در مقام دوم قرار دارد. خوشبختانه الپرجان نمک گیر هر دو جا هم هست!
17 # فرزاد :
به دوستان عزیز که تنها عدم فساد مالی شاخص آنها برای محک حرکتهای سیاسی است: 1- لطفا معنی فساد مالی را در بعد حقوقی آن در نظر بگیرید تا ادعاهای شما قابل تعمل گردد. به عبارت دیگر مواری سو استفاده از امکانات دولتی برای پیشبرد امیال جناحی و فردی. 2- به واسطه اوضاع نا بسامان اقتصادی اکثر فعالیت های اقتصادی دارای موارد اجرایی خلاف قانون هستند مثل عدم پرداخت مالیات. بهتر است اداعای فساد مالی را به صورت نسبی بیان کنیم. 3- در کنار مسایل مالی مسایلی دیگری از جمله حسن تدبیر و ایجاد فرصت های برابر برای همه ایرانیان وجود دارد که از آرمان های مشارکت هستند. -
18 # فرزاد :
به دوستان عزیز که تنها عدم فساد مالی شاخص آنها برای محک حرکتهای سیاسی است: 1- لطفا معنی فساد مالی را در بعد حقوقی آن در نظر بگیرید تا ادعاهای شما قابل تعمل گردد. به عبارت دیگر مواری سو استفاده از امکانات دولتی برای پیشبرد امیال جناحی و فردی. 2- به واسطه اوضاع نا بسامان اقتصادی اکثر فعالیت های اقتصادی دارای موارد اجرایی خلاف قانون هستند مثل عدم پرداخت مالیات. بهتر است اداعای فساد مالی را به صورت نسبی بیان کنیم. 3- در کنار مسایل مالی مسایلی دیگری از جمله حسن تدبیر و ایجاد فرصت های برابر برای همه ایرانیان وجود دارد که از آرمان های مشارکت هستند. -
19 # فرزاد :
به دوستان عزیز که تنها عدم فساد مالی شاخص آنها برای محک حرکتهای سیاسی است: 1- لطفا معنی فساد مالی را در بعد حقوقی آن در نظر بگیرید تا ادعاهای شما قابل تعمل گردد. 2- به واسطه اوضاع نا بسامان اقتصادی اکثر فعالیت های اقتصادی دارای موارد اجرایی خلاف قانون هستند مثل عدم پرداخت مالیات. بهتر است اداعای فساد مالی را به صورت نسبی بیان کنیم. 3- در کنار مسایل مالی مسایلی دیگری از جمله حسن تدبیر و ایجاد فرصت های برابر برای همه ایرانیان وجود دارد که از آرمان های مشارکت هستند. -
20 # فرزاد :
به دوستان عزیز که تنها عدم فساد مالی شاخص آنها برای محک حرکتهای سیاسی است: 1- لطفا معنی فساد مالی را در بعد حقوقی آن در نظر بگیرید تا ادعاهای شما قابل تعمل گردد. 2- به واسطه اوضاع نا بسامان اقتصادی اکثر فعالیت های اقتصادی دارای موارد اجرایی خلاف قانون هستند مثل عدم پرداخت مالیات. بهتر است اداعای فساد مالی را به صورت نسبی بیان کنیم. 3- در کنار مسایل مالی مسایلی دیگری از جمله حسن تدبیر و ایجاد فرصت های برابر برای همه ایرانیان وجود دارد که از آرمان های مشارکت هستند. -
شاخه دانشجویی و جوانان جبهه مشارکت ساوه در پی انتخاب میردامادی به عنوان دبیر کل و شکوری راد به عنوان عضو شورای مرکزی از عضویت در جبهه مشارکت انصراف دادند









هاست و ثبت دومین