پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






ایمیل اینقدر زیبا بود که در این بحبوحه سرشلوغی جای تنبلی من را بتواند بگیرد:
پروفسور مقابل کلاس فلسفه خود ایستاد و چند شیء رو روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ سس مایونز رو برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.
بعد از شاگردان خود پرسید که آیا این ظرف پر است؟ و همه موافقت کردند.
سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپهای گلف قرار گرفتند؛ و سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند. بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگر از پرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".
بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند. در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: " حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که :
این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند خدا، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.
سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشنتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده."
پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان رو روی چیزهای ساده و پیش پاافتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین. همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین. اول مواظب توپهای گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند."
یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟
پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست،
همیشه در اون جایی برای دو فنجان قهوه ، برای صرف با یک دوست هست!
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/810
نظرات شما:
1 # علي :
عالي بود.از اينكه بازم نوشتيد خوشحالم.دبيركل جديدتون رو هم تبريك ميگم. رفرنس مطلب رو بگيد ممنون ميشم.
2 # علي :
عالي بود.از اينكه بازم نوشتيد خوشحالم.دبيركل جديدتون رو هم تبريك ميگم. رفرنس مطلب رو بگيد ممنون ميشم.
3 # صادق :
اقای پیر حسینلو ...چه عالی بود بهرهمند شدیم ٬البته ایشان استاد دانشگاهند اما بنظر شما برسانم یک کارگر مورد نظر!!!حزب توده که عامی بتمام معنی بود اما عمق دارا و ندار بودن را بهتر از مارکس لمس کرده بود برای جلب کارگر های دیگر یک ظرب المثل خودش دراوردی میزد !!!که من هرگز فراموش نمیکنم ....ایشان در جواب اینکه چرا شوروی با آمریکا این همه توفیر دارد !؟ سریع میگفت مردم امریکا و شوروی زیاد فرق ندارند مثل دو کامیون ماسه !!!که روی زمین خالی شده اما روی ماسه امریکا یک اجر طلاییست (منظورش بیل گیت ها و راکفلر ها فور ها...)که چشم همه بانهاست اما در شوروی ان اجر رنده شده و در درون ان کامیون ماسه بچشم نمی اید و شما ها که امریکا امریکا میکنید بخاطر ان اجر طلاییست
(زیاد زیستن تقریباً آرزوی همه می باشد ولی خوب زیستن آرمان یک عدهٔ معدود)
فوق العاده بود! خيلي بهم چسبيد...بهش لينك دادم. مرسي از اين پست ات.
فوق العاده بود! خيلي بهم چسبيد...بهش لينك دادم. مرسي از اين پست ات.
فوق العاده بود! خيلي بهم چسبيد...بهش لينك دادم. مرسي از اين پست ات.
فوق العاده بود! خيلي بهم چسبيد...بهش لينك دادم. مرسي از اين پست ات.
فوق العاده بود. كلي لذت بردم و براي نوشتن همين يه ذره كامنت هم كلي پدرم دراومده با اين كامنت دوني ات! :)))
وااااااااي چي شد اين جا! باور كن تقصير من نيست!
اي گفتي ! اي گفتي ! ولي من دو فنجان چاي را ترجيح مي دم...
چند حرف يخ زده: 1- آيا اين عمل را در شيشه ديگري غير از شيشه سس مايونز ميتوان انجام داد؟ 2-به نظرم بايد اول چاي يا همان قهوه شما را ريخت.بعد به دنبال جايي براي توپ گلف و بقيه گشت. 3-كار حزبي و سياسي به نظرت كدام است؟توپ گلف؟سنگريزه؟...؟ما بعد قهوه؟ 4-علي جان كم كم داري استعداد يه آخوند مدرن را از خودت نشون ميديا.واسه ماه رمضون كانون توحيد حاضري؟ 5-براي صرف قهوه كي خدمت برسيم؟
چند حرف يخ زده: 1- آيا اين عمل را در شيشه ديگري غير از شيشه سس مايونز ميتوان انجام داد؟ 2-به نظرم بايد اول چاي يا همان قهوه شما را ريخت.بعد به دنبال جايي براي توپ گلف و بقيه گشت. 3-كار حزبي و سياسي به نظرت كدام است؟توپ گلف؟سنگريزه؟...؟ما بعد قهوه؟ 4-علي جان كم كم داري استعداد يه آخوند مدرن را از خودت نشون ميديا.واسه ماه رمضون كانون توحيد حاضري؟ 5-براي صرف قهوه كي خدمت برسيم؟
اون دو فنجان قهوه گاهي جا مي مونه و از قلم مي افته در حاليكه در همون زمان واقعاَ لازمه..
با درود بسيار زيبا و خواندني پيروز باشيد
سلام رفيق عزيز؛ يادداشتی با عنوان «بياييد رسانه باشيم» نوشته‌ام که در ادامه طرح مسائل مربوط به وبلاگ‌های ايرانی، پيشنهاد يا کوششی است در حد بضاعتم. اميد دارم که مورد نقد علاقه‌مندان به اين بحث قرار گيرد. ياعلی
سلام رفيق عزيز؛ يادداشتی با عنوان «بياييد رسانه باشيم» نوشته‌ام که در ادامه طرح مسائل مربوط به وبلاگ‌های ايرانی، پيشنهاد يا کوششی است در حد بضاعتم. اميد دارم که مورد نقد علاقه‌مندان به اين بحث قرار گيرد. ياعلی
زيبا و تاثير گذار بود...واقعا داستان كاملي بود
19 # mina :
اصل انگلیسی این حکایت را به همراه ترجمه اش می توانید در اینجا بخوانید. متعلق به سه سال پیش است: http://fallosafah.net/Journals_16.htm
20 # mina :
اصل انگلیسی این حکایت را به همراه ترجمه اش می توانید در اینجا بخوانید. متعلق به سه سال پیش است: http://fallosafah.net/Journals_16.htm
21 # ٍشئشد :
سر دبیر محترم با سلام مطبوعات غربی با تردستی اینگونه جا انداخته اند که ایران مهر و موم را شکسته و قرارداد با دولت خاتمی را نقض کرده و تا مهر و موم نکند مذاکره در میان نخواهد بود البته حرفشان بنظر قانونی میاید اما...اقای ظریف و آصفی باید بخبر نگاران فقط یک دلیل موجه و بارز را گوشزد کنند تا خنثی سازی کرده باشند و ان اینست وقتی پیشنهاد بعد از دو سال توقف غنی سازی امد مورد قبول ایران نبود هر چه ایران گفت اروپا/امریکا با طعنه گفتند بروید با دقت بخوانید!!!خوب خواندید و مجبور شدید مهر و موم بشکنید ٬اگر اروپا در پیشنهاد جدیدش تغیرات داده پس باید قبول کند پیشنهاد قبلیش اشتباه بوده و ایران طبق مقررات عمل کرده بود
مرسي الپر !
سلام...خوبي عي خان پير حسبن لو.....خيلي خوب بود و تكان دهنده
24 # pedram :
حمله به اسکله نفتی در خلیج فارس http://rooz.wordpress.com/
مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در اون جایی برای دو فنجان قهوه ، برای صرف با یک دوست هست! سلام خوب بود از ميشل فوكو ياد گرفته ام : از زندگي خودم بگويم از زندگي پدرم تاريخ بسازم از زندگي مادرم تنديس بتراشم و از تاريخ مو بكشم ------------------------------- ------------------------------- من وبلاگم را با چشمهايم مي نويسم وبلاگ من تاريخ احساس و عاطفه است تاريخ درد و رنج انسان هاي فراموش شده ------------------------------- -------------------------------- زندگی ام ... همه ی زندگی ام را در این وبلاگ می بینید تصویر یک کودک قالیباف ... تصویر یک دانشجوی فقیر ... تصویر یک فعال سیاسی... تصویر یک عاشق تنها... تصویر یک کارتن خواب... همه و همه چیز... -------------------------------- -------------------------------- اینها را برای تاریخ می نویسم برای ماندن برای اعتراض برای انتقاد برای فریاد نه برای دلسوزی و ترحم و نه برای سیاه نمایی ------------------------------- ------------------------------- اينها فقط زندگي من نيست شايد زندگي تو هم باشد... ------------------------------- ------------------------------- مطالب وبلاگ روزمره نیستند تاریخ مصرف ندارند وبلاگ صحیفه ای است برای تاریخ
مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در اون جایی برای دو فنجان قهوه ، برای صرف با یک دوست هست! سلام خوب بود از ميشل فوكو ياد گرفته ام : از زندگي خودم بگويم از زندگي پدرم تاريخ بسازم از زندگي مادرم تنديس بتراشم و از تاريخ مو بكشم من وبلاگم را با چشمهايم مي نويسم وبلاگ من تاريخ احساس و عاطفه است تاريخ درد و رنج انسان هاي فراموش شده زندگی ام ... همه ی زندگی ام را در این وبلاگ می بینید تصویر یک کودک قالیباف ... تصویر یک دانشجوی فقیر ... تصویر یک فعال سیاسی... تصویر یک عاشق تنها... تصویر یک کارتن خواب... همه و همه چیز... اینها را برای تاریخ می نویسم برای ماندن برای اعتراض برای انتقاد برای فریاد نه برای دلسوزی و ترحم و نه برای سیاه نمایی اينها فقط زندگي من نيست شايد زندگي تو هم باشد... مطالب وبلاگ روزمره نیستند تاریخ مصرف ندارند وبلاگ صحیفه ای است برای تاریخ
مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در اون جایی برای دو فنجان قهوه ، برای صرف با یک دوست هست! سلام خوب بود از ميشل فوكو ياد گرفته ام : از زندگي خودم بگويم از زندگي پدرم تاريخ بسازم از زندگي مادرم تنديس بتراشم و از تاريخ مو بكشم من وبلاگم را با چشمهايم مي نويسم وبلاگ من تاريخ احساس و عاطفه است تاريخ درد و رنج انسان هاي فراموش شده زندگی ام ... همه ی زندگی ام را در این وبلاگ می بینید تصویر یک کودک قالیباف ... تصویر یک دانشجوی فقیر ... تصویر یک فعال سیاسی... تصویر یک عاشق تنها... تصویر یک کارتن خواب... همه و همه چیز... اینها را برای تاریخ می نویسم برای ماندن برای اعتراض برای انتقاد برای فریاد نه برای دلسوزی و ترحم و نه برای سیاه نمایی اينها فقط زندگي من نيست شايد زندگي تو هم باشد... مطالب وبلاگ روزمره نیستند تاریخ مصرف ندارند وبلاگ صحیفه ای است برای تاریخ
مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در اون جایی برای دو فنجان قهوه ، برای صرف با یک دوست هست! سلام خوب بود از ميشل فوكو ياد گرفته ام : از زندگي خودم بگويم از زندگي پدرم تاريخ بسازم از زندگي مادرم تنديس بتراشم و از تاريخ مو بكشم من وبلاگم را با چشمهايم مي نويسم وبلاگ من تاريخ احساس و عاطفه است تاريخ درد و رنج انسان هاي فراموش شده زندگی ام ... همه ی زندگی ام را در این وبلاگ می بینید تصویر یک کودک قالیباف ... تصویر یک دانشجوی فقیر ... تصویر یک فعال سیاسی... تصویر یک عاشق تنها... تصویر یک کارتن خواب... همه و همه چیز... اینها را برای تاریخ می نویسم برای ماندن برای اعتراض برای انتقاد برای فریاد نه برای دلسوزی و ترحم و نه برای سیاه نمایی اينها فقط زندگي من نيست شايد زندگي تو هم باشد... مطالب وبلاگ روزمره نیستند تاریخ مصرف ندارند وبلاگ صحیفه ای است برای تاریخ
مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در اون جایی برای دو فنجان قهوه ، برای صرف با یک دوست هست! سلام خوب بود از ميشل فوكو ياد گرفته ام : از زندگي خودم بگويم از زندگي پدرم تاريخ بسازم از زندگي مادرم تنديس بتراشم و از تاريخ مو بكشم من وبلاگم را با چشمهايم مي نويسم وبلاگ من تاريخ احساس و عاطفه است تاريخ درد و رنج انسان هاي فراموش شده زندگی ام ... همه ی زندگی ام را در این وبلاگ می بینید تصویر یک کودک قالیباف ... تصویر یک دانشجوی فقیر ... تصویر یک فعال سیاسی... تصویر یک عاشق تنها... تصویر یک کارتن خواب... همه و همه چیز... اینها را برای تاریخ می نویسم برای ماندن برای اعتراض برای انتقاد برای فریاد نه برای دلسوزی و ترحم و نه برای سیاه نمایی
مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در اون جایی برای دو فنجان قهوه ، برای صرف با یک دوست هست! سلام خوب بود از ميشل فوكو ياد گرفته ام : از زندگي خودم بگويم از زندگي پدرم تاريخ بسازم از زندگي مادرم تنديس بتراشم و از تاريخ مو بكشم من وبلاگم را با چشمهايم مي نويسم وبلاگ من تاريخ احساس و عاطفه است تاريخ درد و رنج انسان هاي فراموش شده
مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در اون جایی برای دو فنجان قهوه ، برای صرف با یک دوست هست! سلام خوب بود از ميشل فوكو ياد گرفته ام : از زندگي خودم بگويم از زندگي پدرم تاريخ بسازم از زندگي مادرم تنديس بتراشم و از تاريخ مو بكشم من وبلاگم را با چشمهايم مي نويسم وبلاگ من تاريخ احساس و عاطفه است تاريخ درد و رنج انسان هاي فراموش شده
32 # gd,hk :
I strongly encourage everyone to use at least one Time Management System. It empowers you to actually do instead of scurrying about without any goals in sight. Whether you choose this particular system or not, remember: eat the pickles before you empty the jar, they are so good! June 22, 2002 Time Management: The Pickle Jar Theory
33 # سوده :
بسیار عالی بود, درست در زمانی که به راهنمایی احتیاج داشتم این مطلبتون دیدم و خوندم بازهم از این قبیل پستها داشته باشین ممنون.
شرمنده رفيق. ولي فكر كنم اين ايميل رو يك نفر از يك سايتي برات كپي پيست كرده. قاعدتا حدس زدن اسم سايت هم كه چندان سخت نيست!
خيلي تاثير گذار بود ... آخه من هميشه شيشه ام رو اول با ماسه پر كردم... مي شه خالي كرد و...... از اول؟
خیلی قشنگ بود اما نگفتی حالا آن دوست را از کجا پیدا کنیم!
سلام.عالي بود
سلام.عالي بود
سلام.عالي بود
خيلي باحال بيد
41 # احمد :
پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در اون جایی برای دو فنجان قهوه ، برای صرف با یک دوست هست! ..................................... کیانوش سنجری ... کینه از موسوی خوئینی از بابت چیست؟ در ۲۰۹ چه می گذرد؟ ــــ • ما حق داریم نسبت به حال و روز افرادی مانند احمد باطبی و موسوی خوئینی و ده ها انسان دگراندیش ِ بی گناه ِ دیگری که به دلایل ناروشن بازداشت شده و در بازداشتگاه ۲۰۹ زندانی شده اند نگران باشیم و آزادی شان را خواستار شویم ... صبح روز جمعه ۲۷ مرداد در پی درگذشت پدر علی اکبر موسوی خوئینی، با خواندن متن اظهارات سالارکیا معاون امور زندان‌‏های دادستانی تهران که به ایلنا گفته بود "دنبال تبدیل قرار بازداشت موسوی خوئینی هستیم و ان‌‏شاءالله وی با تبدیل این قرار، از زندان آزاد می‌‏شود تا بتواند در مراسم تشییع و تدفین پدر خود شرکت کند" داشتیم به این نتیجه می رسیدیم که تاریخ دارد برای یک زندانی سیاسی ِ دیگر تکرار می شود. به اینگونه که با فوت یکی از اعضای خانواده، زندانی سیاسی از زندان آزاد می شود. و نیز برای این مسئله نمونه هایی در ذهنمان جستجو می کردیم، به مورد آقای عبدالله نوری برخوردیم که او پس از فوت برادرش که نماینده ی مجلس ششم بود، عفو شد و پیش از اتمام مدت حبس اش از زندان آزاد شد. و در مورد دیگر، منوچهر محمدی، که پس از مرگ رازآلود ِ برادرش اکبر در زندان اوین، بصورت مشروط و موقت از زندان آزاد شد و به زادگاهش آمل بازگشت . اما انتظار برای آزادی موسوی خوئینی در مقابل دروازه ی بزرگ زندان اوین تا ساعت ۵ بعد از ظهر روز جمعه بی نتیجه ماند، که البته در غروب همان روز باخبر شدیم ماموران امنیتی، موسوی را تحت الحفظ از زندان خارج کرده، به سر خاک پدر مرحومش برده و بی درنگ به سلول اش در بازداشتگاه ۲۰۹ بازگردانده بودند . البته برخلاف موارد گذشته که منجر به آزادی برخی از زندانیان سیاسی از زندان شده بود، موسوی تحت فشار بازجویی بسر می برده و حتی بازجویان پرونده اش اخیرا برای اعمال فشار بیشتر بر موسوی، قرار بازداشت موقت ِ وی را برای ماه سوم نیز تمدید کردند، که به نظر می رسد پرونده سازان امنیتی قصد دارند در مورد موسوی خوئینی، با هر ترفندی به خواسته ها و نیات سیاسی خود دست یابند. به همین دلیل است که حتی این نگرانی وجود دارد که بازجو ها مانند موارد گذشته با اعمال فشار، برای موسوی خوئینی نیز پرونده سازی کنند . اما این سوال مطرح است که کینه از موسوی خوئینی از چه بابت است؟ برای پاسخ به این سوال باید به کارنامه ی موسوی در زمان نمایندگی اش در مجلس ششم رجوع کرد. در واقع به نظر می رسد موسوی دارد تاوان اجرای طرح تحقیق و تفحص و بازدید از بازداشتگاه های امنیتی خارج از نظارت و سرپرستی سازمان زندان ها – که بخشی از این اماکن در اختیار نهادها و دستگاه های اطلاعتی امنیتی موازی بوده است – را می پردازد . و اکنون او – تا امروز ۷۱ روز است- در همان بازداشتگاهی محبوس مانده است که سال ها پیش توانسته بود از آن بازدید کند و از پشت دریچه های کوچک سلول های تنگ و تاریک اش نگاهی به درون بیاندازد و زندانی های فراموش شده و در هم فرو رفته را ببیند و با آنها، هر چند کوتاه و گذرا، حرف بزند و ازشان بپرسد حالشان چطور است؟ و اما امروز، دیگر نمایده ی با شهامتی مانند موسوی خوئینی پیدا نیست تا پرونده ی تحقیق و تفحص از بازداشتگاه های امنیتی – که به جزیره های جدا افتاده ای شبیه اند- را از بایگانی بیرون بکشد و به جریان بیاندازد. چرا که دیگر نه اراده ای در نمایندگان مجلس وجود دارد و نه اندک نرمشی از سوی دستگاه امنیتی ِ تحت امر و سرپرستی ِ دولت مهرورزی ِ آقای احمدی نژاد ! ناگفته نماند که مدتی پیش، در هنگامه ای که اکبر محمدی، یکی از بازماندگان پرونده کوی دانشگاه در زندان، در اعتراض به وضعیت وخیم جسمی اش، دست به اعتصاب غذای نامحدود زده بود، چند تن از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس از جمله اکبر اعلمی و ولی الله شجاع پوریان برای بازدید به زندان اوین رفته بودند اما آنها – به گفته ی خودشان- نه تنها اجازه نیافته بودند از بازداشتگاه ۲۰۹ بازدید کنند، بلکه از رویت ِ جسم ِ در اغماء فرو رفته ی اکبر محمدی بر روی تخت بهداری زندان نیز محروم ماندند ! و اکنون این سوال مطرح است که مگر این روزها در بازداشتگاه ۲۰۹ چه اتفاقاتی رخ می دهد و چه می گذرد که حتی نمایندگان مورد اعتماد حکومت نیز حق ندارند به آن محل پا بگذارند؟ نویسنده ی این نوشتار سال گذشته به مدت ۱۱۱ روز، بی دلیل و بدون برهان در بازداشتگاه ۲۰۹ محبوس بود. به همین دلیل می تواند حدس بزند که نگرانی دستگاه امنیتی از بابت بازدید نمایندگان مجلس از آن بازداشتگاه چیست؟ دلیل این نگرانی روشن است. حضور زندانی های شناخته شده ای مانند رامین جهانبگلو، موسوی خوئینی و احمد باطبی در سلول های کوچک در ۲۰۹ که جای خود دارد، اما وجود انبوهی از زندانی های پنهان مانده و فراموش شده ای که از سوی محافل و محاکم انقلاب و دادستانی با اتهامات امنیتی ِ ناروشن و گنگ و ناعادلانه مواجه گشته و به همین دلیل ماه ها و (حتی بعضی هاشان) سال هاست که در کنج سلول ها در هم فرو رفته و بیمار گشته اند، و هر کدامشان دلی مالامال از درد و خشم و اعتراض و فریاد در سینه نهان دارند و در پی مقامی مسئولی کسی هستند تا از بی عدالتی هایی که بر آنها روا شده شکایت کنند، دلیل اصلی جلوگیری از ورود نمایندگان مجلس به آن بازداشتگاه است . آری! در مدت ۱۱۱ روزی که در سال گذشته در ۲۰۹ محبوس بودم گوشه ای از فشار ها و بی عدالتی هایی که بر انسان های بی گناه روا می شد را شاهد بودم. این فشار ها و تهدیدها تا حدی بود که فردی به نام "ح – م" که ۵ ماه در بازداشت موقت بسر می برد، بوسیله ی قاشق غذاخوری ۲ بار دست به خودزنی زد، و در مورد دیگر، فردی به نام "ب – د" نیز که چندین ماه در بازداشت موقت بسر می برد، اقدام به دار زدن خود در سلول انفرادی اش کرد . و در چنین فضایی بود که جوان سیه چرده ی بلوچی به نام "محمد انور" که به تازگی از زندان گوانتانامو آزاد شده بود و در بدو ورد به ایران، به ۲۰۹ و به درون سلول من منتقل شده بود، شرایط زندان گوانتانامو را راحت تر و انسانی تر از ۲۰۹ می دانست ! و در چنین فضایی ست که زندانی هایی مانند رامین جهانبگلو – آنطور که کیهان خبر داده است- منکوب شده و مجبور می شوند جلو دوربین بنشینند و منویات بازجوهایشان را به زبان بیاورند تا خواسته ها و نیات پرونده سازان تامین شود . پس ما حق داریم نسبت به حال و روز افرادی مانند احمد باطبی و موسوی خوئینی و ده ها انسان دگراندیش ِ بی گناه ِ دیگری که به دلایل ناروشن بازداشت شده و در بازداشتگاه ۲۰۹ زندانی شده اند نگران باشیم و آزادی شان را خواستار شویم . اخبار روز: www.akhbar-rooz.com سه‌شنبه ٣۱ مرداد ۱٣٨۵ - ۲۲ اوت ۲۰۰۶
42 # محمدی :
واقعا لذت بردم. درس قشنگی بود. چند ماه پیش یکی اس ام اس زده بود که : جیرجیرک به خرس زمستانی گفت : دوستت دارم. خرس خمیازه کشید و گفت : باشه ولی فعلا خوابم می آد. این را گفت و به خواب زمستانی فرو رفت. اما او نمی دانست که عمر جیرجیرک تنها سه روز است! باور کن هر وقت این داستان را در ذهنم مرور می کنم اصلا یک جورهایی می شوم. واقعا عمر جیرجیرک سه روز است. درباره سن رشد مشارکت هم که نوشته بودی حرفهایی هست که باید گفت.حرفهایی درست از جنس حرفهای خودت. اما باشد یک وقت دیگر.
سلام علي اقا. اول ممنون از مطلب زيبات. دوم اينكه چرا اينقدر كاهش فعاليت داريد شما؟
ممنون بسیار به جا، بسیار به موقع ... مثل یک زنگ تلفن، وقتی که با خیال راحت خوابیدی و داری قرار مهمی را از دست میدهی، و تو را بیدار میکنه!
درورد بر شما و خسته نباشيد ما روشنفكران بزرگي هستم ، البته در تاكسي. خوشحال مي شوم كه شما را در وبلاگ خود زيارت كنم .
46 # آرش :
» بعد از فاجعه! امروز شیخ حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان در مصاحبه با یک شبکه ی تلویزیونی لبنان گفت که اگر می دانست اسیر گرفتن دو سرباز اسرائیلی به چنین جنگی می انجامد، هرگز دستور این کار را نمی داد. وی گفت حتی یک درصد هم احتمال چنین پیامدی را پیش بینی نمی کرد. خب ببینید این همه قربانی... این همه ویرانی... این همه وحشیگری که هنوز باقیمانده ی بمب های خوشه ای اسرائیل دارد در لبنان قربانی می گیرد... این همه آلودگی سواحل لبنان و سوریه به مواد نفتی که آثار آن ده ها سال باقی خواهد ماند... همین؟ زمانی که مرحوم آیت الله خمینی شاید پشتیبانی نود در صد مسلمانان دنیا را داشت، توانست چه گره ای از بدبختی های مردم باز کند که حالا شیخ حسن نصرالله درجه چندم می خواهد بکند؟ بی تدبیری و فاقد دید استراتژیک بودن در خون ملاها هست. آیت الله شروع کرد ملت خودش را زدن. بعدش هم با شعارها و حرف های بی معنی و بچه گانه شروع کرد به تحریک همسایگان عرب و سنی! آن ها هم پشت کله خری مثل صدام را گرفتند و با یکدندگی آیت الله در ادامه ی جنگ، تا توانستند دو طرف ملت بدبخت اکثرا شیعه را به کام مرگ و ویرانی فرستادند. مظلومیت امام حسین و خانواده اش و فرستادن اسب سفید با سوار نقاب دار به عنوان امام زمان به جبهه ها هم که وسیله ی شیادی و تحریک مردم... الان هم معلوم نیست پس پرده و دور از چشم ملت ایران، این مخ های معیوب دارند با مسئله هسته ای چکار می کنند؟ خدا نکند روزی بیاید که بعد از ویران شدن تاسیسات زیربنایی کشور آقای رفسنجانی بخواهد در نماز جمعه *اگر* های شیخ حسن نصرالله را برای مردم رنج دیده ی ایران تکرار کند؟
خيلي خوشحالم كه تونستم اين مطلبت رو بيام بخونم. واقعا زيبا بود، آموزنده و پر معنا. خيلي خوشم اومد مرسي عكسهاي منم بيا ببين
واقعا زيبا بود خوشحالم كه اين Updatet رو اومدم بخونم درس زندگي بود مرسي عكسهاي منم يا ببين
چرا نميتونم كامنت بدم؟ خيلي خيلي زيبا و آموزنده بود مرسي
تكراري بود
51 # آرش خان :
اين لينك پاسارگاد رو هم بردار، فوتوشاپه و يه شوخي بيشتر نيست، جدي نگير! مملكت بي صاحبه ولي نه اينقد، كسي هم كه چنين موضوع مهمي رو به شوخي مي گيره قصدش اين بوده كه قبح قضيه رو از بين ببره و گر نه فكر نمي كنم آدم بي غرض و مرض و البته عاقل همچين كاري بكنه.
سلام مثل اين كه شما به مباحث تاريخ سياسي معاصر علاقمندي. خوشحال مي‌شم نظرت رو راجع به آخرين نوشته‌ام به نام جنگ و صلح بدونم...
53 # بي زبان :
يه كم قديمي نبود پر پر جان ؟
بادرود. در ايران بيشتر مردم در فقر و ناداني به سر مي برند و بعد از انقلاب با آمدن افغاني ها و بدبختي هاي ديگر كشور به سمت جنگ رفت . مشكل مردم مذهب نيست نا داني و جهالت است . مي دانيد چه قدر از افغاني ها با دختران ايراني ازدواج كردند و بچه درست كردند و گورشان را گم كردند بايد مسببين اين فجايح را به مردم معرفي كرد.
روز جهانی وبلاگ به تو که با قلم قوانین درد را به چشم جهانیان پدیدار می کنی مبارک









هاست و ثبت دومین