پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






یا نوشتن از سیاست به زبان لال مانی!

حدود دو سال پیش بود که محمد قوچانی در صفحه اول شرق به مناسبت یک سالگی روزنامه سرمقاله ای نوشت که در آن استراتژی کار خود را در روزنامه شرق توضیح می داد. عنوان یادداشت "در اثبات تئوری بقا" بود و حرف اصلی آن این بود که امیرپرویز پویان حرف صحیح زمانه خود را نمی زد و بیخود تئوری بقا را رد می کرد. ته حرف قوچانی این بود که باید الان در دوران دلسردی از اصلاحات در "اثبات تئورى بقا و ضرورت مبارزه مصلحانه" داد سخن داد. او مشکل را نه همچون پرویز پویان در استبداد صرف دانست و لاجرم راه حل را نیز از جنس مبارزه مسلحانه تجویز نکرد. فوچانی به ضرورت تقویت حوزه مدنی نظر داشت و وجود و تقویت بنگاه های اجتماعی را شرط آن می دانست و با همین استدلال تلاش بی حد و مرز اهالی شرق برای ماندن و ادامه دادن را توجیه می کرد.

این حرف درست بود. مثل حرف امیرپرویز پویان که حرف زمانه خود بود و بسیاری برای آن هورا می کشیدند، هرچند برخی هم به آن معترض بودند. اما نکته امروز ما اینجاست: همانطور که تئوری های چریک های دهه چهل جواب نداد، با نهایت تأسف و تأثر، ظاهرا تئوری روزنامه نگاری برای بقا هم در مقابل دیوار این جامعه و این حکومت بی پژواک ماند؛ همانطور که ایده سیاست ورزی باهدف جلب اعتماد نظام سیاسی. البته سه سال تلاش شرق و بچه های آن در پیمودن مسیر دشوار سرازیری پایانی حرکت اصلاحات که پر از سنگلاخ و باتلاق و میدان مین و غیره بود، حقیقتا ستودنی است. همانطور که تلاش های همه چریک های دهه های چهل و پنجاه ایران در راه سرنگونی رژیم شاهنشاهی قابل تقدیر است. اما از آن چه سود؟ و از این چه ماند؟

رفتار حاکمیت یکدست در تعطیلی همزمان نشریات شرق و نامه و حافظ و خاطره، در عین پذیرش پیشنهاد تعلیق موقت غنی سازی، تهدید آشکار مطبوعات از سوی وزارت ارشاد و رییس دفتر رییس جمهور، موارد متعدد رفتار متمایل به استبداد دولت ازجمله عدم ثبت نام از دانشجویان سیاسی و آخری هم توهین آشکار حسین شریعتمداری به سید محمد خاتمی در یادداشت سراسر هذیان دیروز کیهان، همگی نشان از چیزی دارد که در مواجهه با آن نمی توان از حداقلی به نام بقا سخن گفت...

به اینجاهای با صدای بلند فکر کردن که می رسم، پای ذهنم دیگر برای ادامه مسیر نمی کشد. چهار دست و پا هم که ادامه دهم، اول باید با این توبیخ درونی مواجه شوم که چطور همه مباحثی از این دست را یک سال پیش رد می کردی. بله؛ شاید هنوز هم در آن موقعیت که باشم از کار مصلحانه و خردورزی و تحمل و حوصله اصلاح طلبانه و صبوری و صبوری و صبوری بگویم و صددرصد از اینها دفاع کنم. ولی الان اینطور نیست. [نوشته ام کمی شخصی شد، اما به هرحال جای اینگونه سخنها همینگونه جاهاست] برخی از دوستانم می گویند بریده ام. یک کمی اش شاید شخصی باشد و برطرف بشود. اما قدری اش نیست. همه علائم بالینی جامعه ما می گویند که نیست. همه رخدادهای پیرامون من و شما می گویند که نیست. کدام اصلاح طلبی؟ وقتی حق حیات از موجودی که تنها به حیات (به بقا و گاهی فقط بقا) می اندیشد هم گرفته شود؟ کجا باید بگویم که این تصور زیاده ار حد ساده انگارانه است که شرق به خاطر یک کاریکاتور و یک خر توقیف شد. چه کسی است که تصور کند سقف قضیه همین بود که صفار هرندی از مکه و سفر حج ماجرا را هدایت می کرد؟ اگر اینها بود، نامه و حافظ و خاطره چی؟ یادداشت شریعتمداری چی؟ شایعات مربوط به روزهای بعدی چی؟ رفتار غیر قابل توجیه و فهم دولت و حکومت در همه این دست ماجراهای اخیر چی؟ واضح است که همه اینها نشان از چیزی دیگر در سطحی دیگر دارد. اینکه این چیز چیست، مهم نیست. البته واضح است. نوشتم که؛ همان است که نباید صدای مخالفی برایش وجود داشته باشد. اما در پس این موضوع، واقعیتی هشدار دهنده نهفته است که ذهن حساس را تحریک می کند. اگر راه درست بوده، چرا همه دارند یکی یکی در چاه می افتند. جواب این سوال، قدم اول برای انتخاب مسیر بعدی است. مسیری که هرچه باشد "بقا" به مفهوم گذشته نیست. آیا تعطیلی شرق برای پذیرش شکست تئوری بقا کافی نیست؟

و اما سخنی با برادران. روزنامه تعطیل می کنید؟ اعتراض می خواهید برانگیزید؟ می خواهید چه کسی را عصبانی کنید؟ می خواهید که را ناراحت کنید؟ از تعطیل کنندگان روزنامه شرق باید تشکر کرد. به همان دلیل که محاکمه کرباسچی به نیکی باعث رسوایی قانون حذف دادسراها شد و از این لحاظ خوب بود، باید از بازداشت کنندگان موسوی خوئینی و قاتلان اکبر محمدی و پرونده سازان برای دانشجویان و یادداشت نویسان کیهان هم تشکر کرد. آنها ما را به فکر کردن وا می دارند. با عملشان ما را به تأمل و بازاندیشی دعوت می کنند. میانه روی را می کشند تا بی مسئولیتی را به غیر خود هم تعمیم دهند. حکومت بی مسئولیت چاره ای جز این ندارد که منتقدان خود را هم به بی مسئولیتی و بی بخاری و بی تدبیری و بیحالی وا دارد. اما این تلاش و واداشتن در عین حال می تواند به عکس خود هم منجر شود و واکنش مسئولانه در رقیب برانگیزد. عدو شود سبب خیر ...

اما با خودمان. مرداب می شویم. اینطور برویم جلو، مرداب می شویم. توجه صرف به بقا آدم را می پوساند. گاهی هم باید صفحه را پاک کرد و خط ها را از نو کشید. هدف چیست؟ روش کدام است؟ کدام اصلاح طلبی؟ کدام سیاست ورزی؟ کدام بقا؟ جواب می دهد؟ نمی دهد؟ چه حاصل؟ چه باید کرد؟!
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/822
نظرات شما:
1 # آرش :
شايد اشاره اي به " نظر مزروعی درباره اعدام های 67 " كه لينك داده اي بي ربط به اين پست هم نباشد؟ خب آقاي سعيد حجاريان دست به كدام خشونت زده بود كه اين چنين او را معلول كردند؟ پروانه فروهر چه عمل خشونت باري انجام داده بود كه با بيش از پنجاه ضربه كارد تن او را مشبك كردند؟ حالا اين كار را كردند چرا سينه ي اين پيرزن مريض را بريدند؟ زهرا كاظمي چه خشونتي كرده بود؟ مهندس سحابي اين انشان شريف چه خشونتي كرده بود كه اين چنين جان و روانش را كشتند؟ وووووو ... كه هنوز هم ادامه دارد... نوبت خود آقاي مزروعي و همفكران هم خواهد رسيد. فعلا نفر بعدي آفاي رفسنجاني است كه چماقي را كه بر سر ديگران مي كوبيد در ما تحت شريف بيابد... صبر كنيد... مگر همين كره خر شاگرد برجسته ي آيت الله مصباح نبود كه چند ماه قبل گفت حاضرند تا نيم ميليون نفر را بكشند تا نظام ولايت فقيه را حفظ كنند؟؟ كدام "جمهوري" اسلامي آقاي مزورعي؟ تا اين شجره ي خبيثه ي ولايت فقيه، كه متاسفانه در اثر خوش باوري ها و وادادگي هاي دولت اصلاحات و ديگران پر رو تر و وحشي تر هم شده، هست هيچكس از گلويش آب خوش پايين نخواهد رفت حتي خود ولي فقيه!
آخرش كه چي؟ مي‌خوان به كجا برسن؟ فكر كردن اگه همه روزنامه‌هايي رو كه باب ميلشون نيستن، تعطيل كنن، كسي مي‌ره كيهان بخونه؟ يا تواب بشه؟
اصلاً نمي‌دونم چرا اين‌ها رو اينجا مي‌گم. به خدا خسته شديم. يكي بياد به اينا بگه كه ما جماعت، جز رأي دادن، عرضه ديگه‌اي نداريم. شما هم كه كانديداهاي ما رو رد صلاحيت مي‌كنيد و رأي هم نمي‌تونيم بديم. نه شلوغ مي‌كنيم، نه داد و فرياد، تحصن يا مبارزه مسلحانه. ما فقط مي‌خونيم، حرف مي‌زنيم و در بهترين شرايط مي‌نويسيم. بذاريد بخونيم. سر جمع صد هزار نفر هم نيستيم. فوقش يك ميليون يا اصلاً چهار ميليون. شما كه خيلي ميليون هستين. بذارين ما هم خوش باشيم به خوشي خودمون
به خدا عزا گرفته‌ام كه چي بخونم. من به خوندن معتادم. اما نه كتابي در مياد، نه روزنامه‌اي. در چلچراغ رو هم كه حداكثر تا يك ماه ديگه، تخته مي‌كنن. اي تف به ذات اين زندگي. بريم حاجي‌بازاري بشيم كه خير دنيا و آخرت در آن است
آخرش كه چي؟ مي‌خوان به كجا برسن؟ فكر كردن اگه همه روزنامه‌هايي رو كه باب ميلشون نيستن، تعطيل كنن، كسي مي‌ره كيهان بخونه؟ يا تواب بشه؟
اصلاً نمي‌دونم چرا اين‌ها رو اينجا مي‌گم. به خدا خسته شديم. يكي بياد به اينا بگه كه ما جماعت، جز رأي دادن، عرضه ديگه‌اي نداريم. شما هم كه كانديداهاي ما رو رد صلاحيت مي‌كنيد و رأي هم نمي‌تونيم بديم. نه شلوغ مي‌كنيم، نه داد و فرياد، تحصن يا مبارزه مسلحانه. ما فقط مي‌خونيم، حرف مي‌زنيم و در بهترين شرايط مي‌نويسيم. بذاريد بخونيم. سر جمع صد هزار نفر هم نيستيم. فوقش يك ميليون يا اصلاً چهار ميليون. شما كه خيلي ميليون هستين. بذارين ما هم خوش باشيم به خوشي خودمون
به خدا عزا گرفته‌ام كه چي بخونم. من به خوندن معتادم. اما نه كتابي در مياد، نه روزنامه‌اي. در چلچراغ رو هم كه حداكثر تا يك ماه ديگه، تخته مي‌كنن. اي تف به ذات اين زندگي. بريم حاجي‌بازاري بشيم كه خير دنيا و آخرت در آن است
4 # Ali :
پرخاش به خاتمی از سوی کیهان در باطن برای سیایست ایرانی سودمند است. شاید ساده اندیشان وقتی بار دیگر در مسندریاست قرار گرفتند بجای تءوریهای پر صدا و تو خالی سیاست بیورزند.آقای خاتمی باید بداند وقتی با لبخند ملیح زجرآورش از سازگاری اسلام و دموکراسی و حقوق بشر سخن می گفت عده ای جوان در بازداشتگاههای منکرات با ضربات شلاق حقوق بشر اسلامی را تجربه می نمودند.
5 # Ali :
پرخاش به خاتمی از سوی کیهان در باطن برای سیایست ایرانی سودمند است. شاید ساده اندیشان وقتی بار دیگر در مسندریاست قرار گرفتند بجای تءوریهای پر صدا و تو خالی سیاست بیورزند.آقای خاتمی باید بداند وقتی با لبخند ملیح زجرآورش از سازگاری اسلام و دموکراسی و حقوق بشر سخن می گفت عده ای جوان در بازداشتگاههای منکرات با ضربات شلاق حقوق بشر اسلامی را تجربه می نمودند.
اينجا ايران است الپر جان!!! سرزمين بي‌دليل!!! براي خودم و همه فارسي‌زبانان متاسفم.
7 # علي :
یک روز وقتی سلام را بستند ۱۸ تیر به پا شد ولی الان شرق را می بندند و آب از آب تکون نمیخوره. به این میگن موفقیت دیکتاتوری!!!
همواره در طول تاريخ عده اي چماق بدست آماده اجراي اوامر مديران مستبد و جاه طلب بوده اند و متاسفانه در ايران استبداد ريشه اي ديرينه دارد و جالبتر اينكه هر حكومتي حاكم قبلي را مستبد مي داند و هر مديري كه ميرود ((كاخ )) تحويل مي دهد و هر مديري كه مي آيد ((بيقوله و ويرانه)) تحويل مي گيرد و جالب تر اينكه مردم از در خواست ابتدايي ترين حقوق شهروندي خويش نيز عاجزند . دوستان بر بي كفايتي آقايان همين بس كه روزانه ده ها نفر از نواميس مردم توسط مسافر كش نما ها و افراد بدون مجوز و بدون صلاحيت رانندگي با تاكسي ربوده مي شوند و مورد تجاوز قرار مي گيرند و صدا از كسي در نمي ايد !!! و كسي نيست كه دق كند زيرا ((خلخال از پاي كسي در نيامده است )) و بودجه مملكت صرف ساخت سقا خانه و طبل و سنج و گسترش مهدويت در لندن و پاريس مي گردد . چه كسي مسول رسيدگي به حمل ونقل شهري است ؟؟؟؟ چه كسي مسول مرگ هزارن نفر از مسافران بين شهري است ؟؟؟؟؟ چه كسي مسول رسيدگي به وضعيت بيكاري واعتياد در روستا ها و شهر هااست ؟؟؟؟و....... مي دانيد اغب اقايان ((شو من )) هستند و مردم هم انصافا تما شاچي هاي خوبي هستند . و خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر اينكه خودشان سعي و تلاش كنند . والسلام
همواره در طول تاريخ عده اي چماق بدست آماده اجراي اوامر مديران مستبد و جاه طلب بوده اند و متاسفانه در ايران استبداد ريشه اي ديرينه دارد و جالبتر اينكه هر حكومتي حاكم قبلي را مستبد مي داند و هر مديري كه ميرود ((كاخ )) تحويل مي دهد و هر مديري كه مي آيد ((بيقوله و ويرانه)) تحويل مي گيرد و جالب تر اينكه مردم از در خواست ابتدايي ترين حقوق شهروندي خويش نيز عاجزند . دوستان بر بي كفايتي آقايان همين بس كه روزانه ده ها نفر از نواميس مردم توسط مسافر كش نما ها و افراد بدون مجوز و بدون صلاحيت رانندگي با تاكسي ربوده مي شوند و مورد تجاوز قرار مي گيرند و صدا از كسي در نمي ايد !!! و كسي نيست كه دق كند زيرا ((خلخال از پاي كسي در نيامده است )) و بودجه مملكت صرف ساخت سقا خانه و طبل و سنج و گسترش مهدويت در لندن و پاريس مي گردد . چه كسي مسول رسيدگي به حمل ونقل شهري است ؟؟؟؟ چه كسي مسول مرگ هزارن نفر از مسافران بين شهري است ؟؟؟؟؟ چه كسي مسول رسيدگي به وضعيت بيكاري واعتياد در روستا ها و شهر هااست ؟؟؟؟و....... مي دانيد اغب اقايان ((شو من )) هستند و مردم هم انصافا تما شاچي هاي خوبي هستند . و خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر اينكه خودشان سعي و تلاش كنند . والسلام
...و اين داستان ادامه دارد.قيف بزرگي ساخته اند كه حالا حالاها پر نمي شود.
...و اين داستان ادامه دارد.قيف بزرگي ساخته اند كه حالا حالاها پر نمي شود.
سلام رفيق مهرورزي دولت بي تدبيري چون اينان گريه را هم از ما دريغ مي كند تا رسد به خنده.... سر بزن ...منتظرتم
سلام رفيق مهرورزي دولت بي تدبيري چون اينان گريه را هم از ما دريغ مي كند تا رسد به خنده.... سر بزن ...منتظرتم
سلام رفيق مهرورزي دولت بي تدبيري چون اينان گريه را هم از ما دريغ مي كند تا رسد به خنده.... سر بزن ...منتظرتم
شاید میخواهند تعلیق را بپذیرند وبعد شرق دوباره چاپ شود. باید منتظر ماند.
16 # احمد :
خوب حالا اعتماد رو کي مي بندند؟ بعد ار اعتماد کدوم رو مي بندند؟
17 # ٍشئشد :
الپر سر تو مثل کبک نکن زیر برف بابا خدای ناکرده روشنفکری مگه نه !؟ یک نیگاه بدنیا کن ..روزنامه پر تیراژ تورنتو -سان امروز نوشته چطور میشه یک بمب اتمی بدم . دستگاه اتمی ایران زد گیرم یک میلیون هم بمیرند!!بجایش دمکراسی میاید ...اقای الپر بند نکن بحسین شریعتمداری و یا تعطیلی شرق انها دارند جا میاندازند که یک میلیون کشته برای ازادی !!!؟ایران
از اظهار نظر بي ارتباط پوزش مي طلبم، اما لينك قديمي من اينجاها خاك مي خورد، زحمت اصلاحش با شماست... چاو!
از اظهار نظر بي ارتباط پوزش مي طلبم، اما لينك قديمي من اينجاها خاك مي خورد، زحمت اصلاحش با شماست... چاو!
20 # وحيد :
وقتي دانشجوهاي سال اولي را اين روزها مي بينم كه در رفت و آمد به كميته انظباطي دانشگاه تهرانند و هراس ناشي از تهديدات يك .... در چشمشان موج ميزند و وقتي بچه هاي فوق ليسانسي كه با هزار اميد يك سال تلاش كرده اند و رتبه هاي برتر شده اند و الان در انتظار و التماس ثبت نام و اساتيد بازنشسته اي كه اشك در چشمشان حلقه مي زند از رفتن حرمتشان و .... منم علي آقا با تو موافق مي شم كه ما ديگر بقايي نداريم . اين زندگي نيست كه ما ميكنيم . براي من كه معتادم . معتاد جويدن شرق اين ديگر زندگي نيست و با تو موافقم .....
21 # وحيد :
وقتي دانشجوهاي سال اولي را اين روزها مي بينم كه در رفت و آمد به كميته انظباطي دانشگاه تهرانند و هراس ناشي از تهديدات يك .... در چشمشان موج ميزند و وقتي بچه هاي فوق ليسانسي كه با هزار اميد يك سال تلاش كرده اند و رتبه هاي برتر شده اند و الان در انتظار و التماس ثبت نام و اساتيد بازنشسته اي كه اشك در چشمشان حلقه مي زند از رفتن حرمتشان و .... منم علي آقا با تو موافق مي شم كه ما ديگر بقايي نداريم . اين زندگي نيست كه ما ميكنيم . براي من كه معتادم . معتاد جويدن شرق اين ديگر زندگي نيست و با تو موافقم .....
22 # وحيد :
وقتي دانشجوهاي سال اولي را اين روزها مي بينم كه در رفت و آمد به كميته انظباطي دانشگاه تهرانند و هراس ناشي از تهديدات يك .... در چشمشان موج ميزند و وقتي بچه هاي فوق ليسانسي كه با هزار اميد يك سال تلاش كرده اند و رتبه هاي برتر شده اند و الان در انتظار و التماس ثبت نام و اساتيد بازنشسته اي كه اشك در چشمشان حلقه مي زند از رفتن حرمتشان و .... منم علي آقا با تو موافق مي شم كه ما ديگر بقايي نداريم . اين زندگي نيست كه ما ميكنيم . براي من كه معتادم . معتاد جويدن شرق اين ديگر زندگي نيست و با تو موافقم .....
سلام الپر باید راهی دیگر هم باشد.
24 # حسين مهديزاده اردكاني :
باسلام نتيجه سفر اقاي خاتمي به امريكا وهمچنين درج نامه فاطمه رجبي درشرق محافظه كاران را خوش نيامد يادتان بايد باشد محسن كديور را دراستانه سفرخاتمي به ايتاليا دستگيركردند
25 # حسين مهديزاده اردكاني :
باسلام نتيجه سفر اقاي خاتمي به امريكا وهمچنين درج نامه فاطمه رجبي درشرق محافظه كاران را خوش نيامد يادتان بايد باشد محسن كديور را دراستانه سفرخاتمي به ايتاليا دستگيركردند
26 # حسين مهديزاده اردكاني :
باسلام نتيجه سفر اقاي خاتمي به امريكا وهمچنين درج نامه فاطمه رجبي درشرق محافظه كاران را خوش نيامد يادتان بايد باشد محسن كديور را دراستانه سفرخاتمي به ايتاليا دستگيركردند
27 # ناصر :
بنظرم تئوري بقا’ كماكان بجا و صحيح است تئوري مشكلي نداشت اما با عوض شدن شرايط پارامتر تئوري هم عوض شد. خظ قرمز تغيير كرد و خيلي پايين تر آمد. اما بعد... تجربه انتخابات قبلي نشان داد كه براستي تيراژ 1 ميليوني روزنامجات اصلاح طلب و وبلاگ هاي بي شمار سياسي فقط عده اي حدود 4 تا حداكثر 6 ميليون نفر را آنهم از اهالي شهرهاي برزگ و بخصوص تهران تغذيه فكري مي كرده كه دور از انتظار نيست. تنها چيزي كه شايد بتواند در كوتاه مدت اين شرايط را تغيير دهد رسانه هاي تصويري اند آنهم نه از نوع ماهواره اي كه از نوع آنتن معمولي كه ذهن مردم كوچه و خيابان را با واقعيات ايران و اجتماع آشنا سازد. بله. تكنولوژي خيلي خيلي موثرتر از آن است كه مي انديشيم. اگر جاي دولتمردان آمريكا بودم (محض شبيخون فرهنگي آن بي سواد هم كه شده. در توسعه هرچه سريع تر چنين فن اوري درنگ نمي كردم).
28 # آرش :
هوم سئوال چه بايد كرد؟ سئوال اساسي جناب الپر گل و گلاب شاخ شمشاد.... بايد مردم را سازماندهي و بسيج كرد براي راهپيمايي بزرگ مدني با گل و لبخند... جلو بيت رهبر. حالا يك سال دو سال ده سال يك قرن .... طول بكشه هيچ راه ديگري نيست. اينجا البته مسابقه با زمان هم هست. يعني اگر خيلي طول بكشه قبلش ممكنه در اثر تلنبار شدن ظلم ها و تبعيض ها و فقر و ... آشوب و هرج و مرج و آنارشيسم كشور را فرا بگيرد و به فروپاشي كشور بيانجامد. اين كه اين بزمجه ي رئيس كنوني دولت و باندهاي ريغوي عقب مانده فكر كنند برنامه و يا فكري دارند و تازه اگر هم داشته باشند مگر مسائل دنياي كنوني را ميشه بدون مشاركت مردم و نخبگان حل كرد. يا آفاي خاتمي كه تنها تخصصش مونتاژ كردن حرف هاي خوب است بدون عمل... يا سردار رفسنجان كه فكر ميكرد با شاه بازي در آوردن ميتونه كاري بكنه! دو دسته آدم را بايد اگاه/ خنثي كرد. دسته اول كه با عصمت و ولايت بازي و اين چرت و پرت ها شتشوي مغزي شده اند. اينا بيشتر تو سپاه و بسيج هستند. دسته دوم هفت خطاي رند و حرامزاده اي هستند كه با تظاهر و ريا زير عباي ولايت فقيه به ثروت ها و امكانات باد آورده اي چنگ زده اند. اين ها را هم بايد به گوشه اي كشيد و با هاشون وارد معامله شد و به نحوي بهشان تضمين هايي داد تا جلو خواسته ي مردم نايستن. حالا هدف راهپيمايي هم كه بركنار كردن رهبر و شلوغ بازي نيست. اين كه صداي مردم را بشنود و به يك انتخابات آزاد تن در بدهد. بقيه عمرش جايش روي چشم همه ي ما!
سلام هنوز هم بسياري معتقدند كه مبارزات مسلحانه اشتباهي تاريخي بود.
30 # عليرضا :
دمت گرم علي شماره 5 دوستان چرا هيچ كسي نميخواد اينو بفهمه كه اين نظام از داخل خرابه. حالا كيهان بازه ولي شرق بسته شده يا خاتمي خوبه ولي داداشش بده همش حرفه. من خودم دو دفعه به خاتمي راي دادم. حي گفتم درست ميشه اگه مجلس دستشون بياد، اومد ولي كاري انجام نشد. گفتم مردم بايد حمايتش كنن، دانشجوها اومدن تو خيابون و دهنشون سرويس شد ولي آب از آب تو جمهوري اسلامي تكون نخورد. نتيجه اين كه اين نظام خرابه و بايد عوض بشه بدون برو برگرد.
منتظر حضورتان هستم . ماشالله چه تعدد ليندوني داريد . يا حق
بسم الله الرحمن الرحيم جناب آقاي علي يرحسين لو ‏ دبير ستاد نسل سومي هاي ياور معين بدون سلام و بدون عليك دشمني كه دم از مبارزه مسلحانه مي زند كه سلام وعليك نمي خواهد ! دشمني كه ديروز به براندازي آرام و فرهنگي وبقول خود و دوستانش مبارزه مصلحانه ‏ ، قائل بود و امروز به مبارزه مسلحانه ء امير پويان شيوا و امروز خود را توبيخ مي كند كه چرا امروز به حرفهاي يكسال پيش اميرپويان شيوا رسيده ! سلام يعني صلح . و بي سلام سعني بي صلح . شك نكن. در اينكه اگر حتي دست ذهن بيمارت هم بروي ماشه ‏ء شليك به سينه اين نظام مقدس برود ‏، استخوانهاي شكسته شده سينه ات را در روده هايت خواهي يافت. شك نكن به اينكه وقتي بقول خودت حكومت و بقول من - و همه عاشقانش – نظام ، اصلاح ناپذير شده ، او را به يك جنگ پارتيزاني خياباني ديگر مانند 18 تير تهديد مي كني كور خوانده اي و بسيج ، تو و تمام تاواريشهايت را كه در ميليشيا سازماندهي كرده اي ، مانند كاغذي مچاله كرده به سطل زباله خواهند انداخت. اما در اين نيز شك نكن ، كه اين نظام ، تا آنهنگام كه سلاح در دست نگيري ، و حتي اگر در وبلاگت عكس رهبر را پاره كني و در همين حد باقي بماني ، خواهد گذاشت تا بقول خودت بپوسي . چون ، شماها به چيزي جز خود نمي انديشيد و خود مي دانيد كه اين ضربات شما بر طبل توطئه ‏ ، اين تهديدها تهديدهاي پوچ ، به اندازه صداي شكستن يك تخمه ، در گوش نظام نيست و خدا خواسته است كه آنكس كه به جنگ علي مي رود ، خدا او را مي دهد آنچه كه حق اوست و حق او را در اسرع زمان ، بر كف دستانش خواهد نشاند. شايد اين حق ، سنگي باشد كه او خود از خدا طلب كرده باشد. فكر مي كني كسي نمي داند كه به دنبال چه چيزي هستيد ؟ شما ، همه گي ، سر و ته يك كرباسيد. تو قوچاني هستي و قوچاني تو . الپر شرق است و شرق ، الپر . مي بيني كه مانند شرق گام بر مي داري. شرق يكسال پيش همانطور كه نوشته اي ، تئوري حركت با چراغ خاموش را پي مي گيرد وتو هم تاييد . و اگر بخواهم بدانم كه شرقيان چه خواهند كرد ، بايد ببينم عضو موثر جوان حزب مشاركت در وبلاگ شخصي اش چه مي گويد. او مي گويد كه بدنبال براندازي مسلحانه مي رود و من يقين دارم كه شرق نيز همين سو خواهد رفت. شما ، حتي نه دو روي يك سكه ، بلكه يك روي يك سكه ايد. مي گويي حق حيات و ابقا؟ مگر تو در وبلاگت ، اين نظام را به خرابكاري هواييماي سي يكصدوسي ارتش براي ترور مسافرانش متهم نكردي ؟ مگر تو همان نيستي كه بدتر و بدتر از اين هم نوشته ؟ كدام حق حيات ؟ شماها ، براندازي علني را اينبار در فكر و قلم پيشه كرده بوديد ! شماها ، حق حيات را مي خواستيد اما حق حيات نظام را مي خواستيد تا از او سلب كنيد. اما با هزينه اي هرچند كمتر. بصراحت بگويم ، شرق و تفكر شرقي از جمع سست بنيانان مذهبي ، يارگيري ها و ريزش هاي زيادي داشته است . امثال خود تو نشانه هاي آن هستيد. يادت هسشت افشاگريهاي دوستانت در مورد خود تو آنهنگام كه علي افشاري را افشا كردي ؟ و يادت هست افشاگريهاي دوستان تو در مورد علي افشاري آنهنگام كه دوستانش به تو تاختند و افشايت كردند ؟ و چه پرده ها كه از يكديگر بالا مي زديد ؟ بتو بگويم ، بگويم كه اين بار نيز باختيد ! من مي گويم اگر شرق ، مشي منافقانه خود را ادامه مي داد و اينچنين بي گدار به آب نمي زد ، مي توانست به يارگيريهاي خود ادامه دهد. اما شرق باخت ! شرق باخت و صبرش تمام شده بود. مي داني علت چيست ؟ شما شرقيون ، بيماري خاصي بنام بيماري ::مخالفت با آرامش امنيتي كشور:: داريد. شرق ، بيش از دهها مورد تخلف آشكار از نص قانون مطبوعات انجام داد تا كركره اش را پايين بياورند. شرق عاشق بسته شدن خودش بود. نمي داني بدان كه خوب فهميديم از اين آرامش كشور ، در عذابيد. نمي داني بدان كه ما با چشمان خود ، معذب بودنتان را ديديم . و نمي داني بدان كه نظام در هر لحظه ، برد و شما در هرلحظه باختيد. بروشني ، ديديم كه صبرشرق لبريز شد. چرا كه در دولت حاج محمود احمدي نژاد ، يكسال بود كه درگيري جدي اي نيافته بوديد. بهانه اي جدي ، علم و پيراهن عثماني ، چيزي. حتي از سوقط هواپيماها هم لقمه دندانگيري نصيب نيش مارتان نشد. ضحاك فكرتان ، لقمه اي نيافت تا ببلعد و از نتيجه آن ، خشونتي خياباني يا درگيري اي فراگير و خونبار فراه م سازد. توطئه اي بپا كند و صحنه اي را بهم ريزد. صبرتان لبريز شد. صبرتان لبريز شد. بگواهي اسناد علني و آشكار و منتشر شده ، شرق تاكنون بيش از بيست تذكر و اخطار محكم دريافت كرده بود. شرق بدنبال بسته شدن بود و بدنبال پيراهني آلوده به خون عثمان بن عفوان ! تا جملي براه بيفتد و اصحاب جملي بدنبال جمل ! كه سرگين جمل فتنه را برداشته و ببويند و بر خود بمانند ! و حالا ، صبر الپر نيز سرازير شده. نان الپر در فيلتر شدن سايتش يا دستگير شدن خودش است . همه علنا مي بينيم كه مسلحانه جنگيدن با اين نظام را راهبرد امروزين معرفي مي كند. همه مي دانيم كه جگر آن را نداريد اما بدتان نمي آيد تا بدون آنكه با اسلحه در خيابان دستگيرتان كنند وراست ومستقيم ، در وسط خيابان انقلاب ، به دار كشيده شويد و يا با گلوله هاي خشم مردم مسلمان و شهيد داده اين كشور سوراخ سوراخ شويد ، با هزينه كمتر ، به زندان سياسي بيفتيد ، سابقه اي براي خود دست و پا كنيد و بعد از آن هم ، در كنار اسلاف خود ، يكراست بليط يكسره به آنسوي دنيا ، سرزمين موبورهاي چشم آبي تهيه كرده نسخه برندازي مسلحانه براي كنگره آمريكا بپيچيد ! زهي خيال باطل ! كه بازهم باختي ! همان ميزان كه شرق باخت ! و شايد بدتر. تو و شرق ، چوبي دوسرنجسيد. البته براي خودتان ! زيرا اگر فيلتر شوي و بگيرندت ، با فيلترشوي و نگيرندت ، در هردوسوي ، مي گندي. مرداب گند تعفن :::بغي::: سراپاي وجودت را فراگرفته و نمي تواني از آن فراري شوي. از يكسوي ،‌اگر به زندان بيفتي ، براحتي به همان تته و پته اي مي افتي كه گنده لاتهايتان افتادند وبعدا در چه كنم و چه كنم توجيه آن ، دم از شكنچه سفيد و داروي روانگردان زديد ! و اما اگر فيلتر نشوي و كسي هم تو را اندازه يك ::خر چموش:: هم موذي و موثر نداند كه حتي يكساعت هم رنگ بازداشت در بازداشتگاههاي بي كلاس يك كلانتري – يا بازداشتگاههاي هاي با كلاس و مبله اوين – ميهمداندارت باشد ، آنوقت چه مي كني ؟ آنوقت است كه در چاتي بي انتها گرفتار مي شوي كه نمي داني به كجاست ! چون از يكسو ، جرات پرت كردن يك دمپايي به سمت نظام و حكومت را نداري و از سوي ديگر ، كسي هم تا جنايتي كثيف و نفرت انگيز مرتكب نشوي تو را لايق يكساعت بازداشت هم نمي داند. اينجاست كه مي گويم در هردوسوي ، باخته اي. بنده ء مفلوك خدا. يادم نمي رود كه آن عنصر عاليرتبه دستگاههاي امنيتي انگليس چه مي گفت ! مي گفت كه من ، براي يارگيري، كاري به اين عشاق سينه چاك غرب ندارم ! من از اين انقلابيون دو آتشه لازم دارم ! و تو يكي از آنهايي. بدان كه مفت و مجاني ، سرويسي به آنها مي دهي ، كه حتي اگر به روسيان همشهري خودشان ، هزاران هزار دلار دهند و زندگي آنچناني ، چنين در خدمت نخواهند بود. بايد ، در زماني كه آبروي استكبار هرلحظه بيشتر مي رود ، آنزمان كه تئاتر 11 سپتامبر هر روز بي آبروتر مي شود ، آنزمان كه البرادعي هم ، بوش و كشورش را دروغگو و مايه بي آبرويي تشكيلاتش انرژي اتمي بين المللي مي داند ، كسي از درون ، به داد جبهه كفر برسد . چه بهتر كه يك ايراني و چه بهتر كه يك ترسوي پنهان شده پشت كدهاي صفر و يك !‌ هرچند كه يقين دارم و عيان است كه شما و امثالهم ، جرات پرت كردن يك دمپايي ابري به سمت اين نظام را هم نداريد ولي ، شك نكن ، ‏ شك نكن ! در اينكه اگر حتي دست ذهن بيمارت هم بروي ماشه ‏ء شليك به سينه اين نظام مقدس برود ‏، استخوانهاي شكسته شده سينه ات را در روده هايت خواهي يافت.
33 # آرش :
جناب منتظر اين تهديد ها و جرت و پرت ها خيلي ديگه كهنه شده. از جنابعالي گنده تراش و همون هايي كه مغز امثال شماها را شستشو داده و مي خواهند دستتان را به خون هموطنانتان آلوده كنند، خودشون بهتر مي دونند كه به چسي بندند. وگرنه در نشريه ي محافظه كار و خودسانسوركني مثل شرق را نمي بستند! خيلي ها مثل جنابعالي براي ملاهاي شياد شعبان بي مخ بازي در آوردند. ولي دست آخر خدا هدايت شان كرد و به انديشه ورزي رو آوردند. بهتره شما هم اين قدر يه تخته گاز ندي و يه كم فكر كني. اين ملاهاي نادان جز راه شرك و نفاق و آهن پرستي و سرانجام آدمكشي و فتل ... شما را به راه ديگري رهسپار نخواهند كرد. حداقل با چند نفري كه فبلا اين راه بي مخي را تا ته رفته و مخشان به سنگ خورده و توبه كرده اند مشورت كن. هر جا هم شك داشتي مرد و مردانه قرآن را ميداريم وسط و بحث ميكنيم. ولي شرط اولش اينه كه هنگام بحث ذهنت را از چرت و پرت هايي كه از بچگي تو مساجد باعث ترور مغزت شده اند، دور نگاه داري. آخونداي شياد از مظلوميت خانواده و بچه هاي امام حسين سو استفاده ميكنند و از همان اوان كودكي مغز شما ها را شكار مي كنند و يه عمر به افلاس بردگي فكري آن ها گرفتار مي شويد و آن ها به پرورش قاتل براي اوهام و پدر سوحته بازي هاشون مي پردازند!
34 # احمد :
ابوذر... آي ابوذر... برادر ابوذر ...آقاي ابوذر، خيلي هيتلري نوشتي.
بسم الله . اگر كسي دست به دمپايي ابري ، يا قنداق تفنگ ، عليه اين انقلاب ببرد ، منتظر ::فيه باس شديد :: بايد باشد! شك نكند. حالا گيرم فارسي حرف بزند و يا يك جلد شناسنامه فارسي هم بنامش زده باشند ! باطل كردنش از ملت ! فكر كرده اند اينجا چه خبر است ؟ خيلي خرند ( از هرنوعش ! ) اگر فكر كنند ملت مي نشيند و نظاره گر مي شود تا دشنه در سينه انقلاب فرو كنند ! ملت ايران خون داده ! جان داده ! بدانند كه چشمشان را در مي آورد همانطور كه امير مومنان چشم فتنه رادر آورد . راست مي گويي ! از زمان 18 تير تا بحال ، زماني گذشته ويادتان رفته كه اگر كسي بخواهد كشور را به ورطه كودتا ببرد ، مانند دستمال كاغذي ، بسيج ميليوني ملت ،او را مچاله خواهد كرد. شك نكنند كه اگر تنشان براي مصاف خونبار مي خوارد ، ملت آماده تر از آنهاست . بدنيست به تاريخ رجوع كنند. كودتاي امجديه را فراموش كرده اند؟ 30 خرداد شصت را فراموش كردند ؟ فكر كردند با رويكرد و مشي مسلحانه چه غلطي مي توانند بكنند ؟ به محض اينكه حزب بي هويت و و خپل چاق و تنبل و ترسو و گنده شده از قبل بيت المال مسلمانانتان ، رويكرد و مشی براندازی مسلحانه را علني كند ، به دوازده ساعت نكشيده توده ء ملت همه شان را زيرخاك مي كند . اما ، اما تاوقتي كه در دستشان قنداق اسلحه نباشد ، ملت ، آنها را مانند يك دندان درد داخلي تحمل مي كند. تا مي توانند فحش بدهند و وبلاگ هوا كنند ! اينقدر بنويسند كه جانشان در آيد. دنبال درگيري هستند ؟ تا شروع نكند خبري نيست. و اگر شروع كردند بدانند كه پايانش دست آنها نيست. اين ملت است كه زمان پايان را معلوم خواهد كرد. :::::: اين گوي ، اين ميدان ! ::::::
36 # احمد :
ابوذر... آي ابوذر.. برادر ابوذر...آقاي ابوذر، پاپ رهبر معظم خشم مسلمانان را برانگيخت ، لطف کن برادران استشهادي ، برادران سفارت سوز را خبر کن.
من شرط مي بندم تو اين اوضاع احوال از عبدي و حجاريان هم راهكار بخواهي چيزي جز حرفهاي قبلي ندارن كه بگن يه جورايي همه قفل كردن. اما راجع به خود شما من دفعه اوله كه به وبلاگ شما ميام فكر كنم جايي لينك شما رو در ميان مشاركتي ها ديدم خيلي نشته هات به اونها نمي خوره بلاخره اگه در تشكيلات مشاركت آدمهايي مثل شما هم باشن بايد به اين حزب اميد داشت. فكر نمي كنم اكثريت مشاركت اينطور باشند.
38 # آرش :
ببينيد منطق اين آقاي منتظر قائم را! اينه كه اينقدر ملاها وحشت دارتد! هيچند... خالي اند.. پوچند. برا همينه كه بقاي خودشون را نه در عرصه ي انديشه و خرد كه در ترور و آدمكشي مي بينند. حالا به اين سادگي هم كه نميشه انسان با كرامت را قاتل و آدمكش كرد. اين جاست كه شيادي و دين فروشي ملاها براي نبديل "انسان" به "حيوان" بكار مي آيد! بايد وقت را از دست نداد. يك روز بيشتر حكومت جهل يعني يك روز زودتر هرج و مرج و فروپاشي كشور. بايد با يك يك كساني مثل ايشان كه قرباني شيادي و جهل ملا ها هستند حرف زد. هر كس توي فاميل خودش همسايه ها...و هر جا. بايد برآي آمدن مردم از سرتاسر كشور به تهران و خواندن سرود آزادي در پشت لانه عنكبوتي رهبر برنامه ريزي كرد. وقتي خيابان هاي لبريز از مردم شود ماشين قراضه و پت پتي جنگي ملاي گوزو و بزدلي مثل آيت الله مصباح كه پدر ايدئولوژيك اين فاشيست ها و خود رهبر است به لجن تاريخ خواهد نشست!
39 # احمد :
ابوذر...آي ابوذر ... برادر ... آقاي ابوذر ... از کي تا حالا ملت شدي ؟ استشهادي فدايي سيد علي ، مياد روزي که سيد علي هم مثل شاه با چشم گريون و بي عمامه و با کت و شلوار و يا با لباس زنونه فراري شه.
40 # مهدي :
سلام. حرفهای نبوی در مورد هودر را اينجا نگاه کنيد http://blogcritics.weblogs.us/archives/17
41 # مهدي :
سلام. حرفهای نبوی در مورد هودر را اينجا نگاه کنيد http://blogcritics.weblogs.us/archives/17
42 # Bahman :
من نگویم که مرا از قفس ازاد کنید قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
43 # Bahman :
من نگویم که مرا از قفس ازاد کنید قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
از اعتراف ضمنی‌ات به شکست ایده‌ی سیاست ورزی خوشم آمد...
45 # آرش :
حالا كه پاپ از سخنانش اظهار تاسف كرد، اسلام سنج رژيم آيت الله جنتي كه وقيحانه همه ي مردم غير مسلمان دنيا را "حيوانات در حال چرا " ناميد، بايد بيايد از همه ي مردم دنيا عذرخواهي كند. ببينيم اين ملاي شارلاتان لومپن كه بيش از دو دهه چون يك خنجر متعفن در پهلوي آزادي فرورفته و باعث بي حرمتي هاي بسيار به بهترين فرزندان اين وطن كه داوطلب كانديداتوري انتخابات بوده اند- شده، شهامت عذرخواهي دارد يا نه؟؟
46 # محسن :
باز كه اين يارو رواني، ابو "زر" ، زر زر كرد! داداش! شما از اونهايي هستي كه بهشون ميگن: حرف بزن! آبروتو ببر!
بسم الله . عادت هميشگي ( نه ماهانه ! ) الپر ، پنهان شدن پشت ماسكي به اسم آرش . رفتار غير عادي جديد الپر ، استفاده از نامي مثل احمد و محسن .
48 # احمد :
ابوذر برادر پاسداران ... حالت خوبه؟ بنويس که به عقيده تو کي جق حيات داره ؟
49 # احمد :
تعريف آزادي مطبوعات رکن چهارم دمکراسي از زبان كوچك‌زاده راهیافته تهران به مجلس شوراي اين جوري اسلامي . ................. كوچك‌زاده : توقيف روزنامه شرق صحيح و قابل تقدير است... توقيف اين نشريه باعث مي‌شود كه فضاي سالمي براي كساني كه واقعا به دنبال تضارب آرا و برخورد افكار هستند، ايجاد شود.
50 # عليرضا :
آرش من هم با تو هم عقيده ام. به خدا افرادي مثل اين ابوذر خودشون بزرگترين دشمن اين نظام خواهند شد. نمونه اش اين فرشاد ابراهيمي هست كه ميگه الان دكتر شده.http://farshadebrahimi3.blogspot.com گرچه من نه واسه مدركش و نه واسه خودش تره خرد نميكنم و اصلا هم ازش خوشم نمياد چون كارهاي او و امثالش كردن رو نميتونم هيچوقت فراموش بكنم. اين ابوذر بيچاره داره مردم معمولي رو تهديد ميكنه، ولي نميدونه يه روز يكي از همكارهاي خودش تير خلاص رو تو كله سران اين نظام خالي ميكنه....
الپرجان سلام ما كه مدت يكسال است كه سياست را كنار گذاشتيم. اگر از تلفن همراه زياد استفاده ميكني بد نيست سري به اين نوشتار من بزني: http://ariobarzan.blogfa.com/post-50.aspx بدرود
52 # سوده :
لطفا به جناب ابوذر بفرماييد كه اول متن درست بخونن بعد اظهار نظر كنن جناب پويان گفتند : رد تئوري بقا وضرورت مبارزه مسلحانه ولي جناب قوچاني گفتند: اثبات تئوري بقا وضرورت مبارزه مصلحانه بين مسلحانه ومصلحانه خيلي فرق وجود دارد پس اول متن وموضوعش بفهم بهد در فشاني كن









هاست و ثبت دومین