پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






دو روز اينترنت نداشتم و امروز كه سركار رفتم ديدم چه بلبشويي شده با انتشار نامه محرمانه امام درباره پايان جنگ توسط دفتر رفسنجاني. وقتي خبر را ديدم تعجب كردم و وقتي نامه را ديدم حيرت! از شما چه پنهان هنوز هم حيرت زده ام. بارها متن اطلاعيه امام براي پذيرش قطعنامه را خوانده بودم. همان متن معروف «فرزندان بسيجي ام خشم انقلابي تان را در سينه ها حفظ كنيد و جنگ ما جنگ فقر و غناست و تمام شدني نيست و ...» به قول دكتر كاشي از حيث معاني بي نظير بود. يك گنج. عالي تر از اين نمي شد فضاي ذهني و معنايي نسلي را كه در اعلاترين صورت خود ايدئولوژيك مي انديشيد به روي كاغذ آورد و لباس واژه پوشاند و به خورد مخاطب داد. كدام نويسنده است كه بتواند آنچنان زهر دردناك شكست را در تنور واژه ها بپزد و در حلق انسان ها بريزد كه تا عمر دارند ايمان به آن حقايق مقدس را شانه به شانه ايمان به خدا حامل باشند؟

اما اكنون ورق برگشته است. كاري به انگيزه هاي سياسي هاشمي براي انتشار اين نامه در اين زمان ندارم كه به جاي خود تأمل بسيار لازم دارد. حرفم فقط اين است كه هاشمي خواسته يا ناخواسته كاري را كرد كه بايد سالها پيش اتفاق مي افتاد. حالا هركسي با خود صداقت داشته باشد و جرأت بازفهميدن حقيقت را به خودش بدهد، فهميده است كه آن هشت سال جنگ، جنگ بود، فقط جنگ بود، و دفاع مقدس نبود. و فهميده است كه هيچ جنگي، هيچ جنگي، هيچ جنگي مقدس نيست ....

دستم مي لرزد از تصور تصوير شهدايي كه اكنون تمام يادگار آنها در اين شهر يك سنگ قبر است. از روي جانبازاني كه يادگاران آن هشت سال اند. يادگاران مقدس آن هشت سال نامقدس... نمي توانم بنويسم. واقعا سخت است نوشتن چيزهايي كه در ذهنم مي گذرانم. يكسري حرفهاي گفتني را خوابگرد در وبلاگش گفته است. يكسري را هم شرم نمي گذارد. جرأت مي خواهد. دست كم به بهاي مرگ آرمان تمام مي‌شود. و نبايد. اگرچه شده است!

هاشمي، اين سياستمدار كه نشان داد هنوز از همه سياستمداران امروز ايران چند سر و گردن بالاتر است، اين بار ناخواسته برخلاف مشي سياستمدارانه عمل كرد. يا لااقل نتيجه ناخواسته كار او خلاف شخصيت او بود. چرا؟ چون او سياستمدار است و سياستمدار يعني بي صداقت. اما او اين بار، تنها بار، شايد ناخواسته، صداقت به خرج داد. هدف ديگري شايد داشت، اما عملش نتيجه ديگري داد. او در كمال صداقت، با صداقتي كه در جامعه ما كمياب و از مردمان ما بعيد است، با صداقتي كه در سياست و سياستمردان يافت نمي‌شود، ناخواسته با انتشار اين نامه به همه گفت: همه آن چيزهايي كه مي‌گفتيم، همه آن چيزهايي كه فكر مي‌كرديد راست بود، همه دروغ بود. همه... همه... و من اين را خوب مي فهمم، وقتي كه متن اين دو نامه را با هم مقايسه مي‌كنم اين حقيقت را و اين صداقت در اعتراف به بي صداقتي را خوب مي‌فهمم: نامه اي كه مخاطبش مردم بودند و نامه اي كه مخاطبش مسئولان بودند...

هيچ جنگي مقدس نيست. هر كس جز اين بگويد دروغ گفته. تنها آن كس راست مي‌گويد كه مي‌گويد همه آنچه گفتيم دروغ بوده. تنها راست اين است و باقي دروغ: دفاع مقدس نداريم. هيچ جنگي مقدس نيست!

بعد نوشت: شايد تقدير اين است كه ما هم راه ژاپن و آلمان را برويم. 18 سال بعد از شكستي كه خورديم، در حالي كه ديكتاتور طرف جنگمان از حكومت ساقط شده است، به خاطر آن شكست و آن جام زهر و تلخي دوباره و افزون تر پذيرش شكست آرمانهاي يك نسل، تحقير شويم، تا غرور بيجاي ملي مان كه جديدا خيلي مصنوعي هم شده است، جايش را به تلاش براي پيروزي، اما اين بار از راهي ديگر، بدهد. به جاي جبهه هاي جنگ سعي كنيم در جبهه پيشرفت و در مصاف جهاني شدن برنده شويم. باشد كه چنين باشد. هرچند راهي جز اين هم نيست. گرچه مي‌توانيم مانند رزمنده ديوانه آن فيلم ژاپني با تمام وجود فرياد بزنيم و عليه خدا و حكومت و فرمانده و خود عصيان كنيم. اما دست آخر بايد سرمان را به زير بيندازيم و به فكر راه جبران باشيم. آن راه كه دروغ بود. راه ديگر چيست؟
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/831
نظرات شما:
سلام..راه ديگر خود باوری و تلاش برای حاکميت قانون و آگاهي دادن به مردم در راستای مطالبه حقوق حقه خود و مخالفت با ورود هر نوع ايدئولوژی راديکال به درون حکومت هست..فکر ميکنم حالا که ما سوختيم سعی کنيم فرزندانمان را درست و به دور از هر گونه تعصب تربيت کنيم تا نسل آينده طور ديگری بينديشد و طرحی نو دراندازد...به اميد فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنيا
نمي فهمم منظورت از شكست و دفاع نامقدس چيست؟ آيا مي خواهي به هم پياله هايت براي رودررويي با كساني كه هنوز عشقشان خميني است جرات بدهي؟ پدران و برادران ما دفاع مقدس كردند كه در هر دفاعي تقدس وجود دارد و ما چه بكشيم و چه كشته بشويم پيروزيم. برايت متاسفم! همان بهتر كه بروي پاي منبر با منقل دكتر كاشي ات و دوستان مشاركتي بنشيني! كاري با فرزندان و مادران و همسران شهدا نداشته باش! اين بار ديگر با قرآن درافتادي! لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا! اميدوارم نشود روزي كه مثل نيما راشدان از خارج از كشور به سعيد حجاريان فحاشي كني كه چرا تو را درباره امام و جنگ فريب داده است.
3 # www.nedanews.net :
www.nedanews.net
4 # آرش :
آقاي حسن روزي بعد از فتح خرمشهر اين راه شيطان "منيت" ،ناداني، و ماليخولياي فتح گنبدهاي طلاي شرك بود كه قرباني ميگرفت نه سبيل الله! و هنوز هم در عراق حمام خونش حتي در ماه رمضان جاري است...
5 # محمد :
بیان اینکه چندبار نامه را خواندی نشان می دهد که درست از آن سر در نیاوردی.از کجای نامه درآوردی که دفاع ما نامقدس بود!!! خوب اگر این نظر را داری بیانش کن ولی دلیل الکی از نامه نکش بیرون. اگر خیالت این بوده که هرکه وارد جنگ شد معصوم بود و جز رضای خدا نمی اندیشید خب خیلی ابتدایی و بچگانه می اندیشیدی.کلا بی ربط نوشته ای
6 # صادق :
من نمي‌خوام شمشير از رو ببندم. گفتيد «دفاع مقدس» اولا «دفاع» نبوده و ثانيا «مقدس» نبوده و فقط «جنگ» بوده. نمي‌دونم لازمه اينقدر با كلمات بازي بشه و اگه بازي مي‌خواهيد كنيد كسي رو كه خودش جنگيده رو نمي‌خواهيد توي اين بازي شركت بدهيد؟
باهات هم عقیده ام علی جان، هیچ جنگی مقدس نیست اما تقدس بخشیدن به هر مفهومی در ذهن آدم ها شکل می گیرد. اینجوریه که جنگ ماهم برای خیلی ها مقدس میشه. اگه دقت کنی میبینی که بسیاری از همانهایی که جنگ تحمیلی رو مقدس می دونستند فقط به خاطر پذیرش قطعنامه حاضر شدند از خمینی بگذرند اما از اون تقدس نه...
در اينكه هيچ جنگي مقدس نيست شك ندارم. اما دراينكه منتشر كنندگان اون نامه به هدفشون نرسيدن خيلي شك دارم (هرچند كه بايد انعكاس اون رو در كل جامعه ديد، نه در فضاي وبلاگستان). به نظر من كار هوشمندانه اي بود. تذكر به جايي بود به مردم كه نبايد بذاريم زمينه تكرار اون فضا بوجود بياد كه اون فضا در عين همه تبليغاتي كه مي كنيم اصلاَ مقدس نبود، هرچند كه آدماي مقدسيو به خاطرش از دست داديم. كه البته مثل هميشه در دنياي سياست اين تذكر نه از سر خيرخواهي و صداقت كه براي كسب موقعيت و جايگاه جديده. اما نتيجه حداقل اينجا بد نيست.
سلام. اينجاست مصداق:چون پرده درافتد نه تو ماني و نه من
سلام. اينجاست مصداق:چون پرده درافتد نه تو ماني و نه من
سلام. اينجاست مصداق:چون پرده درافتد نه تو ماني و نه من
سلام. اينجاست مصداق:چون پرده درافتد نه تو ماني و نه من
ما در جنگ حتي براي يك لحظه هم نادم و پشيمان از عملكرد خود نيستيم ... شما خيلي هتاك هستيد كه مرموزانه هر چه از قلم كثيفتان مي تراود به حضرت روح الله كه جان ما فدايش باد نسبت مي دهيد ... دفاع ما مقدس بوده ، هست و خواهد بود ... اگر شك داريد مي توانيد باز هم پيام قطعنامه را بخوانيد .... البته از امثال جنابعالي بيشتر از اين انتظار نيست ... شما مثل زالوهايي هستيد كه از بركات اين انقلاب ارتزاق مي كنيد و سنگ شيطان را به سينه مي زنيد .... خدا شما را هدايت كند
ما در جنگ حتي براي يك لحظه هم نادم و پشيمان از عملكرد خود نيستيم ... شما خيلي هتاك هستيد كه مرموزانه هر چه از قلم كثيفتان مي تراود به حضرت روح الله كه جان ما فدايش باد نسبت مي دهيد ... دفاع ما مقدس بوده ، هست و خواهد بود ... اگر شك داريد مي توانيد باز هم پيام قطعنامه را بخوانيد .... البته از امثال جنابعالي بيشتر از اين انتظار نيست ... شماها مثل زالوهايي هستيد كه از بركات اين انقلاب ارتزاق مي كنيد و سنگ شيطان را به سينه مي زنيد .... خدا شما را هدايت كند
15 # Kiani :
You made a big mistake, defense is always holy no matter if you are a muslim or not. You reaction just means that you have never had a correct idea on war and holy defense. To me that letter just meant that the Imam was really wise, and did his best
متشکر از این همه صداقت و رک بودنت! این گونه رک و صریح نوشتن نیز شهامت می‌خواهد. به بلاگ نیوز لینک شد.
يعني شما تا حالا اين نامه را نديده بودين؟ بابا ايوالله! اين نامه الان لااقل 6 ساله كه در كتاب خاطرات آيت الله منتظري آمده. آنوقت شما با اين همه ادعا هنوز از تاريخ مملكت اونهم تاريخ 10-15 سال گذشته بي خبريد.؟؟ خدا به داد برسه!!!
18 # رضوان محتشم :
يه ياردبستاني داشتم كه مرصاد شهيد شد .........بعدش هروقت مادرش منو ميديد ميگفت الهي قربونت برم كمي جلوي من راه برو تاياد پسرم بيفتم.... 17 ساله كه ديگه اون مادر رو نخواستم ببينم ......... هنوز شبها كه بيدار ميشم ميبينم مادرم بيداره وزانوهاشو بغل كرده ........ميگه حسينش كه 24 ساله قطع نخاعه گردنيه شايد هنوز خوابش نبرده...... پسر برادرم و پسر خواهرم همش ازم ميپرسن باباشو ن جه شكلي بود ؟؟؟؟؟ الان اگر بودن جي ميشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پدرم سالهاي اخر عمرش كه همش 52سال بود يه دفعه قدش خميد .........نمي دونم چرا وقتي ميخنديد توجشاش پر اشك بود واصلا ادمو نگاه نمي كرد ........يه زن دائي داشتم كه پسردائي بزرگمو خودش غسل دادسر قبر ........ولي هروقت ميرفتيم خونه دائي اززنگ زدن شرمنده وپشيمون ميشديم . اخه زن دائي پا برهنه ميدويد درو باز ميكرد شايد از غلامش خبري شده باشه خدا بيامرزدش تا قبل از دق كردنش هميشه تو حياط بود تابستون و زمستون ميگفت تو حياط بشنيم خنكه........... ولي فكر كنم منتطر كسي بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ راستي جاش خالي بود وقتي غلام برگشت خونه چقدر خلاصه وسبك بود غلام دائي .....شايد 2 يا3كيلو استخوان خرد شده ...............باقي فاميل واسه بعد............................. اقاي خميني ممنونتم ..........راستي زنده نيستي ببيني كه حراميان بعثي كافر شدن داداشاي مسلمونمون نميدونم شايد اونائيكه با ما ميجنگيدن همشون يه دفعه مردن واينا يه عده ديگه هستن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ يا زبونم لال نكنه به ما دروغ ميگفتي واونا زيدم كافر نبودن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه بابا توكه اهل دروغ نبودي ........من اشتباه ميكنم.........بهر حال ممنون .........
19 # رضوان محتشم :
يه ياردبستاني داشتم كه مرصاد شهيد شد .........بعدش هروقت مادرش منو ميديد ميگفت الهي قربونت برم كمي جلوي من راه برو تاياد پسرم بيفتم.... 17 ساله كه ديگه اون مادر رو نخواستم ببينم ......... هنوز شبها كه بيدار ميشم ميبينم مادرم بيداره وزانوهاشو بغل كرده ........ميگه حسينش كه 24 ساله قطع نخاعه گردنيه شايد هنوز خوابش نبرده...... پسر برادرم و پسر خواهرم همش ازم ميپرسن باباشو ن جه شكلي بود ؟؟؟؟؟ الان اگر بودن جي ميشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پدرم سالهاي اخر عمرش كه همش 52سال بود يه دفعه قدش خميد .........نمي دونم چرا وقتي ميخنديد توجشاش پر اشك بود واصلا ادمو نگاه نمي كرد ........يه زن دائي داشتم كه پسردائي بزرگمو خودش غسل دادسر قبر ........ولي هروقت ميرفتيم خونه دائي اززنگ زدن شرمنده وپشيمون ميشديم . اخه زن دائي پا برهنه ميدويد درو باز ميكرد شايد از غلامش خبري شده باشه خدا بيامرزدش تا قبل از دق كردنش هميشه تو حياط بود تابستون و زمستون ميگفت تو حياط بشنيم خنكه........... ولي فكر كنم منتطر كسي بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ راستي جاش خالي بود وقتي غلام برگشت خونه چقدر خلاصه وسبك بود غلام دائي .....شايد 2 يا3كيلو استخوان خرد شده ...............باقي فاميل واسه بعد............................. اقاي خميني ممنونتم ..........راستي زنده نيستي ببيني كه حراميان بعثي كافر شدن داداشاي مسلمونمون نميدونم شايد اونائيكه با ما ميجنگيدن همشون يه دفعه مردن واينا يه عده ديگه هستن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ يا زبونم لال نكنه به ما دروغ ميگفتي واونا زيدم كافر نبودن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه بابا توكه اهل دروغ نبودي ........من اشتباه ميكنم.........بهر حال ممنون .........
20 # رضوان محتشم :
يه ياردبستاني داشتم كه مرصاد شهيد شد .........بعدش هروقت مادرش منو ميديد ميگفت الهي قربونت برم كمي جلوي من راه برو تاياد پسرم بيفتم.... 17 ساله كه ديگه اون مادر رو نخواستم ببينم ......... هنوز شبها كه بيدار ميشم ميبينم مادرم بيداره وزانوهاشو بغل كرده ........ميگه حسينش كه 24 ساله قطع نخاعه گردنيه شايد هنوز خوابش نبرده...... پسر برادرم و پسر خواهرم همش ازم ميپرسن باباشو ن جه شكلي بود ؟؟؟؟؟ الان اگر بودن جي ميشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پدرم سالهاي اخر عمرش كه همش 52سال بود يه دفعه قدش خميد .........نمي دونم چرا وقتي ميخنديد توجشاش پر اشك بود واصلا ادمو نگاه نمي كرد ........يه زن دائي داشتم كه پسردائي بزرگمو خودش غسل دادسر قبر ........ولي هروقت ميرفتيم خونه دائي اززنگ زدن شرمنده وپشيمون ميشديم . اخه زن دائي پا برهنه ميدويد درو باز ميكرد شايد از غلامش خبري شده باشه خدا بيامرزدش تا قبل از دق كردنش هميشه تو حياط بود تابستون و زمستون ميگفت تو حياط بشنيم خنكه........... ولي فكر كنم منتطر كسي بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ راستي جاش خالي بود وقتي غلام برگشت خونه چقدر خلاصه وسبك بود غلام دائي .....شايد 2 يا3كيلو استخوان خرد شده ...............باقي فاميل واسه بعد............................. اقاي خميني ممنونتم ..........راستي زنده نيستي ببيني كه حراميان بعثي كافر شدن داداشاي مسلمونمون نميدونم شايد اونائيكه با ما ميجنگيدن همشون يه دفعه مردن واينا يه عده ديگه هستن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ يا زبونم لال نكنه به ما دروغ ميگفتي واونا زيدم كافر نبودن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه بابا توكه اهل دروغ نبودي ........من اشتباه ميكنم.........بهر حال ممنون .........
21 # آرش :
همه ي ما مقصيرم نه تنها آيت الله خميني و رفسنجاني و خامنه اي... ماييم كه از اين جور آدم ها كه سطح دانايي و آگاهي شان از متوسط شهروندان كشور به مراتب پايين تر است بت ساختيم و ستايش شان كرديم. حالا هم بايد درس گرفت و اجازه نداد چند تا بزمجه مثل احمدي نژاد و دار و دسته ي ريغوش به سركردگي ملاي عصر حجري مثل آيت الله مصباح مملكت را با چنين سرعتي به سمت فروپاشي ببرند! بس است مردم فريبي و شارلاتان بازي هاي هاله نور و دستخط امام زمان و سگ زائر و چاه جمكران و اسب سفيد نقاب دار در جبهه ها و هزاران بي شرفي هاي ديگر!! در ضمن بايد خيلي مواظب اين محسن رضايي بود. ببينيد در اين چند سال اخير چقدر در سايتش سعي كرده آتش جنگ مذهبي و قومي و برادركشي راه بياندازه و هيزم بر آتش كشتار يا فراري دادن نحبگان و متخصصين بگذاره!!
22 # سياوش :
الير جان، اين كه بعد از 18 سال از خاتمه جنگ و قبول آتش‌بس از طرف جمهوري اسلامي، به ماهيت ضد مردمي، ضد ملي و "نامقدس" بودن آن يي ببريم، تنها نشان از ضعف ديد چشم عقل ماست. حال بگذريم كه در نزد بعضي از دوستان، عقل‌شان آن‌قدر در سيل‌آب جهل فرو رفته، كه چشمان عقل‌شان توانايي بينايي را از دست داده.
سلام...هيچ جنگي مقدس نيست...چند روز پيش بهشت زهرا بودم...چه كسي جوابگوي اون همه جوون هم سال ماست كه با آرزوهاشون رفتند زير خاك تا آقايان از نردبان قدرت بالا بروند؟
الپر جان ته حرفت درسته ولي يك كمي تند ميري.اوايل جنگ واقعا دفاع بود تا فتح خرمشهر و هر دفاعي مقدس است. حالابراي بعد از فتح خرمشهر كاملا با تو موافقم نه دفاع بود و نه مقدس .حيف اون همه جوون از دست رفته و حيف ما.
الپر جان ته حرفت درسته ولي يك كمي تند ميري.اوايل جنگ واقعا دفاع بود تا فتح خرمشهر و هر دفاعي مقدس است. حالابراي بعد از فتح خرمشهر كاملا با تو موافقم نه دفاع بود و نه مقدس .حيف اون همه جوون از دست رفته و حيف ما.
الپر جان ته حرفت درسته ولي يك كمي تند ميري.اوايل جنگ واقعا دفاع بود تا فتح خرمشهر و هر دفاعي مقدس است. حالابراي بعد از فتح خرمشهر كاملا با تو موافقم نه دفاع بود و نه مقدس .حيف اون همه جوون از دست رفته و حيف ما.
الپر جان ته حرفت درسته ولي يك كمي تند ميري.اوايل جنگ واقعا دفاع بود تا فتح خرمشهر و هر دفاعي مقدس است. حالابراي بعد از فتح خرمشهر كاملا با تو موافقم نه دفاع بود و نه مقدس .حيف اون همه جوون از دست رفته و حيف ما.
الپر جان ته حرفت درسته ولي يك كمي تند ميري.اوايل جنگ واقعا دفاع بود تا فتح خرمشهر و هر دفاعي مقدس است. حالابراي بعد از فتح خرمشهر كاملا با تو موافقم نه دفاع بود و نه مقدس .حيف اون همه جوون از دست رفته و حيف ما.
الپر جان ته حرفت درسته ولي يك كمي تند ميري.اوايل جنگ واقعا دفاع بود تا فتح خرمشهر و هر دفاعي مقدس است. حالابراي بعد از فتح خرمشهر كاملا با تو موافقم نه دفاع بود و نه مقدس .حيف اون همه جوون از دست رفته و حيف ما.
الپر جان ته حرفت درسته ولي يك كمي تند ميري.اوايل جنگ واقعا دفاع بود تا فتح خرمشهر و هر دفاعي مقدس است. حالابراي بعد از فتح خرمشهر كاملا با تو موافقم نه دفاع بود و نه مقدس .حيف اون همه جوون از دست رفته و حيف ما.
- چراجنگ؟ چون آرامش كشور، نابودى رژيم را در بر داشت، و آنها فقط با ايجاد بحران و تشنج براى كشور، ميتوانستند مردم را همچنان خفه كنند و ثروت و منابع مردم ساده و زير فشار را، تا نهايت غارت كنند. بعد از پايان جنگ و كشتار ونابودى كشور، مردم، معناى اصلى شعار آنها را درك كردند (جنگ،جنگ تا پيروزى) (جنگ،جنگ تا پيروزى؟).. چه بود آن پيروزى؟.. شكست مردم و مرگ جوانان پر شورشان و.. پيروزى و قدرت كدام گروه؟ پيروزى رژيم حاكم، بر جان و مال مردم. رژيم بار ديگر براى زنده ماندن خود مى انديشد: براى نابودى مردم خفقان زده، كه هر روز تشنه آزادى وحق زندگى، در همه ايران وجهان فرياد ميزنند،.. چه نقشه اى بهتر از يك عربده كشى دروغين جهانى، و دوباره مردم را درو كردن ( اينبار به نام اتم، جنگ جنگ تا پيروزى ).. كدام پيروزى؟؟؟ .. مردم، ديگرنتيجه را ميدانند، و آرى اى عزيز..( خود كرده را تدبير نيست ) .. تاريخ همچنان تكرار ميشود.. -
32 # saman :
- چراجنگ؟ چون آرامش كشور، نابودى رژيم را در بر داشت، و آنها فقط با ايجاد بحران و تشنج براى كشور، ميتوانستند مردم را همچنان خفه كنند و ثروت و منابع مردم ساده و زير فشار را، تا نهايت غارت كنند. بعد از پايان جنگ و كشتار ونابودى كشور، مردم، معناى اصلى شعار آنها را درك كردند (جنگ،جنگ تا پيروزى) (جنگ،جنگ تا پيروزى؟).. چه بود آن پيروزى؟.. شكست مردم و مرگ جوانان پر شورشان و.. پيروزى و قدرت كدام گروه؟ پيروزى رژيم حاكم، بر جان و مال مردم. رژيم بار ديگر براى زنده ماندن خود مى انديشد: براى نابودى مردم خفقان زده، كه هر روز تشنه آزادى وحق زندگى، در همه ايران وجهان فرياد ميزنند،.. چه نقشه اى بهتر از يك عربده كشى دروغين جهانى، و دوباره مردم را درو كردن ( اينبار به نام اتم، جنگ جنگ تا پيروزى ).. كدام پيروزى؟؟؟ .. مردم، ديگرنتيجه را ميدانند، و آرى اى عزيز..( خود كرده را تدبير نيست ) .. تاريخ همچنان تكرار ميشود.. -
- چراجنگ؟ چون آرامش كشور، نابودى رژيم را در بر داشت، و آنها فقط با ايجاد بحران و تشنج براى كشور، ميتوانستند مردم را همچنان خفه كنند و ثروت و منابع مردم ساده و زير فشار را، تا نهايت غارت كنند. بعد از پايان جنگ و كشتار ونابودى كشور، مردم، معناى اصلى شعار آنها را درك كردند (جنگ،جنگ تا پيروزى) (جنگ،جنگ تا پيروزى؟).. چه بود آن پيروزى؟.. شكست مردم و مرگ جوانان پر شورشان و.. پيروزى و قدرت كدام گروه؟ پيروزى رژيم حاكم، بر جان و مال مردم. رژيم بار ديگر براى زنده ماندن خود مى انديشد: براى نابودى مردم خفقان زده، كه هر روز تشنه آزادى وحق زندگى، در همه ايران وجهان فرياد ميزنند،.. چه نقشه اى بهتر از يك عربده كشى دروغين جهانى، و دوباره مردم را درو كردن ( اينبار به نام اتم، جنگ جنگ تا پيروزى ).. كدام پيروزى؟؟؟ .. مردم، ديگرنتيجه را ميدانند، و آرى اى عزيز..( خود كرده را تدبير نيست ) .. تاريخ همچنان تكرار ميشود.. -
34 # علیرضا :
بفرما...... ديدين اين حسن و محمد و حامد با اين طرز فكر انتيكشون چي ميگن؟ مثلا شما فكر ميكنين چيزي كه تو كله اينها هست با چيزي كه تو كله خميني بود خيلي فرق ميكنه؟ اصلا فكر ميكنين اينها واسه ايران و ايراني اهميتي قائل هستند؟؟؟ خميني اصلآ ايران رو دوست نداشته و اهميت نداشت واسش چند نفر رو ميكشه و به كشتن ميده. از اولش هم كه تو هواپيما بود گفت كه هيچ احساسي نداره داره خبر مرگش ميره ايران. ديگه چه ميخواستين بگه تا معلوم بشه كه كي هست و چي هست؟ چقدر اين آدم گفت "ما براي اسلام عزيز انقلاب كرديم"؟ چند بار گفت "جنگ نعمت اللهي است"؟ بله آرش درست ميگه... مشكل اونهايي هستند كه ارواح عمه شون روشن فكر هستن و در عمل قدر گاو هم سرشون نميشه. اينها ميدونستند خميني كي بود و چي بود و فقط به خاطر بدست آوردن قدرت، هي خمینی رو بزرگ و بزرگتر کردن. اون بني صدر عقب افتاده مگه يادتون نيست وقتي گفت از موي خانمها يك اشعه میاد که مردها رو تحریک میکنه؟؟؟ آخه مادر به فلان تو چند سال خبر مرگت تو فرانسه بودی که حالا میایی این کس شعرها رو تحویل مردم میدی. یا اون یزدی خر و یا صدها ديگر از این خیانتکارهاي ديگه . آقای الپر، اگه شما هم فکر میکنی رفسنجانی یک شبه راستگو شده کور خوندی. آون بيشرف هم دلایل شخصی خودشو داره و من احتمال میدم این کار رو درست بعد از سفر این خاتمی و احمدی نژاد به آمریکا انجام داد تا بتونه خودشو یک سیاستمدار مصلحت جو به غرب نشون بده و دامنه قدرت خودشو بيشتر بكنه.
35 # بهرام :
مقصود شما از انچه نوشته اید کاملا روشن است. باید صلح خواه بود، از جنگ پرهیز کرد ونقشه های جنگ طلبان را افشاء کرد. اینکه عده ای در حاکمیت به خاطر منافع خود ادامه جنگی را سبب شدند که میتوانست قبل از اینهمه ویرانگری پایان یابد ، حرف درستی است. اما مشکلی دراکثر این بچه های دوم خردادی وجود دارد که از بار منطقی نوشته هاشان کاسته وآنرا احساسی وشعاری میکند. وآن مشکل ، حکم صادر کردنهای گنده وبی ارتباط با واقعیت هاست. قیافه گرفتنهای کاتولیک تر ازپاپ شماها توذوق میزند. مثلا همین ادعا که هیچ جنگی مقدس نیست. درواقع منظورتان این است که حتی مظلومان که جنگی بهشان تحمیل میشود، نباید به دفاع از خود برخیزند وایستادگی ومقاومت خودرا نباید انسانی ووالا ارزشگذاری کنند. اگر اینطور بود که دیگر نباید جلوی چنگیزها وهیتلرها هیچ مقاومتی میشد وبایدمردمی که مورد تهاجم قرارگرفته بودند، خودرا دست بسته تسلیم میکردند. جنگ ایران وعراق نیز تا مقطع آزادی خرمشهر دفاع از استقلال وشرف ایرانیان بود وقابل تقدیر وارجگذاری. یا مثلا از خودتان حکم صاد میفرمائید که سیاستمدار یعنی بی صداقت. اینهم بیشتر بخاطر آلامد نشان دادن خودتان است. میخواهید تبلیغ کنید که همانطور که بین اجداد ما تبلیغ میکردند، سیاست پدرو مادر ندارد. وکسی که به سیاست میپردازد بی رگ وریشه ودروغگوست. مبلغین این قضیه میخواستند که مردم هرگز درسیاست دخالت نکنند وبه کنج انزوای خویش فرو روند وحتی از فعالین سیاسی صادقی که علیه حاکمان میرزمیدند هم روی برگردانند. والا خودشان به هیچوجه حاضر به ازدست دادن قدرت سیاسی که اینقدر مذموم تبلیع میشد ، نبودند. من نمیفهمم شما که ماشا الله خودتان یک پا سیاسی هستید وبا مشارکتی ها کار میکنید ومدافع خاتمی بوده اید . آیا واقا معتقدید که خاتمی ویا مشارکتیها دروغگویند وهمه شان ناصادق؟ یا شاید منظورتان این است که هر سیاستمداری که در قدرت باشد ناصادق است؟ دراینصورت اگر فردا خود شما ویا تشکل مورد علاقه شمابه قدرت برسد، با این گنده گوزیهای خود چه خواهید کرد؟ مگر جز این است که نفس تشکیل حزب یعنی عمل سیاسی ؟ پس شما چگونه خواهان آزادی احزاب هستید؟ از این ژیگول بازیها حال آدم گرفته میشود. همیشه از یک طرف بام میافتید. از صبح تا شب هی کارل پوپر را حلوا حلوا کرده واورا مظهر صلح خواهی ومسالمت قلمداد میکنید ، بدون اینکه ذره ای به خود زحمت داده ویکی از مصاحبه های ایشان را که به فارسی نیز برگردانده شده بخوانید وببینید که همین ادم باصطلاح معتقد به جامعه باز ، چه نظراتی درباره جنگ دارد وچگونه معتقد است که برای حفظ صلح بزعم او ، که دراصل حفظ حاکمیت کشورهای غربی ودردرجه اول آمریکاست، حتی باید جنگ پیشگیرانه را تجویزوآنرا مقدس شمرد. نظریات ایشان را که بخوانید ، میبینید که هیچ تفاوتی با نظرات امروز جورج بوش ندارد. تورا به جان مادرتان از این احساساتی بازیها وحکم صادر کردن های نیاندیشیده، دست بدارید.
36 # بهرام :
مقصود شما از انچه نوشته اید کاملا روشن است. باید صلح خواه بود، از جنگ پرهیز کرد ونقشه های جنگ طلبان را افشاء کرد. اینکه عده ای در حاکمیت به خاطر منافع خود ادامه جنگی را سبب شدند که میتوانست قبل از اینهمه ویرانگری پایان یابد ، حرف درستی است. اما مشکلی دراکثر این بچه های دوم خردادی وجود دارد که از بار منطقی نوشته هاشان کاسته وآنرا احساسی وشعاری میکند. وآن مشکل ، حکم صادر کردنهای گنده وبی ارتباط با واقعیت هاست. قیافه گرفتنهای کاتولیک تر ازپاپ شماها توذوق میزند. مثلا همین ادعا که هیچ جنگی مقدس نیست. درواقع منظورتان این است که حتی مظلومان که جنگی بهشان تحمیل میشود، نباید به دفاع از خود برخیزند وایستادگی ومقاومت خودرا نباید انسانی ووالا ارزشگذاری کنند. اگر اینطور بود که دیگر نباید جلوی چنگیزها وهیتلرها هیچ مقاومتی میشد وبایدمردمی که مورد تهاجم قرارگرفته بودند، خودرا دست بسته تسلیم میکردند. جنگ ایران وعراق نیز تا مقطع آزادی خرمشهر دفاع از استقلال وشرف ایرانیان بود وقابل تقدیر وارجگذاری. یا مثلا از خودتان حکم صاد میفرمائید که سیاستمدار یعنی بی صداقت. اینهم بیشتر بخاطر آلامد نشان دادن خودتان است. میخواهید تبلیغ کنید که همانطور که بین اجداد ما تبلیغ میکردند، سیاست پدرو مادر ندارد. وکسی که به سیاست میپردازد بی رگ وریشه ودروغگوست. مبلغین این قضیه میخواستند که مردم هرگز درسیاست دخالت نکنند وبه کنج انزوای خویش فرو روند وحتی از فعالین سیاسی صادقی که علیه حاکمان میرزمیدند هم روی برگردانند. والا خودشان به هیچوجه حاضر به ازدست دادن قدرت سیاسی که اینقدر مذموم تبلیع میشد ، نبودند. من نمیفهمم شما که ماشا الله خودتان یک پا سیاسی هستید وبا مشارکتی ها کار میکنید ومدافع خاتمی بوده اید . آیا واقا معتقدید که خاتمی ویا مشارکتیها دروغگویند وهمه شان ناصادق؟ یا شاید منظورتان این است که هر سیاستمداری که در قدرت باشد ناصادق است؟ دراینصورت اگر فردا خود شما ویا تشکل مورد علاقه شمابه قدرت برسد، با این گنده گوزیهای خود چه خواهید کرد؟ مگر جز این است که نفس تشکیل حزب یعنی عمل سیاسی ؟ پس شما چگونه خواهان آزادی احزاب هستید؟ از این ژیگول بازیها حال آدم گرفته میشود. همیشه از یک طرف بام میافتید. از صبح تا شب هی کارل پوپر را حلوا حلوا کرده واورا مظهر صلح خواهی ومسالمت قلمداد میکنید ، بدون اینکه ذره ای به خود زحمت داده ویکی از مصاحبه های ایشان را که به فارسی نیز برگردانده شده بخوانید وببینید که همین ادم باصطلاح معتقد به جامعه باز ، چه نظراتی درباره جنگ دارد وچگونه معتقد است که برای حفظ صلح بزعم او ، که دراصل حفظ حاکمیت کشورهای غربی ودردرجه اول آمریکاست، حتی باید جنگ پیشگیرانه را تجویزوآنرا مقدس شمرد. نظریات ایشان را که بخوانید ، میبینید که هیچ تفاوتی با نظرات امروز جورج بوش ندارد. تورا به جان مادرتان از این احساساتی بازیها وحکم صادر کردن های نیاندیشیده، دست بدارید.
37 # بهرام :
مقصود شما از انچه نوشته اید کاملا روشن است. باید صلح خواه بود، از جنگ پرهیز کرد ونقشه های جنگ طلبان را افشاء کرد. اینکه عده ای در حاکمیت به خاطر منافع خود ادامه جنگی را سبب شدند که میتوانست قبل از اینهمه ویرانگری پایان یابد ، حرف درستی است. اما مشکلی دراکثر این بچه های دوم خردادی وجود دارد که از بار منطقی نوشته هاشان کاسته وآنرا احساسی وشعاری میکند. وآن مشکل ، حکم صادر کردنهای گنده وبی ارتباط با واقعیت هاست. قیافه گرفتنهای کاتولیک تر ازپاپ شماها توذوق میزند. مثلا همین ادعا که هیچ جنگی مقدس نیست. درواقع منظورتان این است که حتی مظلومان که جنگی بهشان تحمیل میشود، نباید به دفاع از خود برخیزند وایستادگی ومقاومت خودرا نباید انسانی ووالا ارزشگذاری کنند. اگر اینطور بود که دیگر نباید جلوی چنگیزها وهیتلرها هیچ مقاومتی میشد وبایدمردمی که مورد تهاجم قرارگرفته بودند، خودرا دست بسته تسلیم میکردند. جنگ ایران وعراق نیز تا مقطع آزادی خرمشهر دفاع از استقلال وشرف ایرانیان بود وقابل تقدیر وارجگذاری. یا مثلا از خودتان حکم صاد میفرمائید که سیاستمدار یعنی بی صداقت. اینهم بیشتر بخاطر آلامد نشان دادن خودتان است. میخواهید تبلیغ کنید که همانطور که بین اجداد ما تبلیغ میکردند، سیاست پدرو مادر ندارد. وکسی که به سیاست میپردازد بی رگ وریشه ودروغگوست. مبلغین این قضیه میخواستند که مردم هرگز درسیاست دخالت نکنند وبه کنج انزوای خویش فرو روند وحتی از فعالین سیاسی صادقی که علیه حاکمان میرزمیدند هم روی برگردانند. والا خودشان به هیچوجه حاضر به ازدست دادن قدرت سیاسی که اینقدر مذموم تبلیع میشد ، نبودند. من نمیفهمم شما که ماشا الله خودتان یک پا سیاسی هستید وبا مشارکتی ها کار میکنید ومدافع خاتمی بوده اید . آیا واقا معتقدید که خاتمی ویا مشارکتیها دروغگویند وهمه شان ناصادق؟ یا شاید منظورتان این است که هر سیاستمداری که در قدرت باشد ناصادق است؟ دراینصورت اگر فردا خود شما ویا تشکل مورد علاقه شمابه قدرت برسد، با این گنده گوزیهای خود چه خواهید کرد؟ مگر جز این است که نفس تشکیل حزب یعنی عمل سیاسی ؟ پس شما چگونه خواهان آزادی احزاب هستید؟ از این ژیگول بازیها حال آدم گرفته میشود. همیشه از یک طرف بام میافتید. از صبح تا شب هی کارل پوپر را حلوا حلوا کرده واورا مظهر صلح خواهی ومسالمت قلمداد میکنید ، بدون اینکه ذره ای به خود زحمت داده ویکی از مصاحبه های ایشان را که به فارسی نیز برگردانده شده بخوانید وببینید که همین ادم باصطلاح معتقد به جامعه باز ، چه نظراتی درباره جنگ دارد وچگونه معتقد است که برای حفظ صلح بزعم او ، که دراصل حفظ حاکمیت کشورهای غربی ودردرجه اول آمریکاست، حتی باید جنگ پیشگیرانه را تجویزوآنرا مقدس شمرد. نظریات ایشان را که بخوانید ، میبینید که هیچ تفاوتی با نظرات امروز جورج بوش ندارد. تورا به جان مادرتان از این احساساتی بازیها وحکم صادر کردن های نیاندیشیده، دست بدارید.
38 # bahram :
مقصود شما از انچه نوشته اید کاملا روشن است. باید صلح خواه بود، از جنگ پرهیز کرد ونقشه های جنگ طلبان را افشاء کرد. اینکه عده ای در حاکمیت به خاطر منافع خود ادامه جنگی را سبب شدند که میتوانست قبل از اینهمه ویرانگری پایان یابد ، حرف درستی است. اما مشکلی دراکثر این بچه های دوم خردادی وجود دارد که از بار منطقی نوشته هاشان کاسته وآنرا احساسی وشعاری میکند. وآن مشکل ، حکم صادر کردنهای گنده وبی ارتباط با واقعیت هاست. قیافه گرفتنهای کاتولیک تر ازپاپ شماها توذوق میزند. مثلا همین ادعا که هیچ جنگی مقدس نیست. درواقع منظورتان این است که حتی مظلومان که جنگی بهشان تحمیل میشود، نباید به دفاع از خود برخیزند وایستادگی ومقاومت خودرا نباید انسانی ووالا ارزشگذاری کنند. اگر اینطور بود که دیگر نباید جلوی چنگیزها وهیتلرها هیچ مقاومتی میشد وبایدمردمی که مورد تهاجم قرارگرفته بودند، خودرا دست بسته تسلیم میکردند. جنگ ایران وعراق نیز تا مقطع آزادی خرمشهر دفاع از استقلال وشرف ایرانیان بود وقابل تقدیر وارجگذاری. یا مثلا از خودتان حکم صاد میفرمائید که سیاستمدار یعنی بی صداقت. اینهم بیشتر بخاطر آلامد نشان دادن خودتان است. میخواهید تبلیغ کنید که همانطور که بین اجداد ما تبلیغ میکردند، سیاست پدرو مادر ندارد. وکسی که به سیاست میپردازد بی رگ وریشه ودروغگوست. مبلغین این قضیه میخواستند که مردم هرگز درسیاست دخالت نکنند وبه کنج انزوای خویش فرو روند وحتی از فعالین سیاسی صادقی که علیه حاکمان میرزمیدند هم روی برگردانند. والا خودشان به هیچوجه حاضر به ازدست دادن قدرت سیاسی که اینقدر مذموم تبلیع میشد ، نبودند. من نمیفهمم شما که ماشا الله خودتان یک پا سیاسی هستید وبا مشارکتی ها کار میکنید ومدافع خاتمی بوده اید . آیا واقا معتقدید که خاتمی ویا مشارکتیها دروغگویند وهمه شان ناصادق؟ یا شاید منظورتان این است که هر سیاستمداری که در قدرت باشد ناصادق است؟ دراینصورت اگر فردا خود شما ویا تشکل مورد علاقه شمابه قدرت برسد، با این گنده گوزیهای خود چه خواهید کرد؟ مگر جز این است که نفس تشکیل حزب یعنی عمل سیاسی ؟ پس شما چگونه خواهان آزادی احزاب هستید؟ از این ژیگول بازیها حال آدم گرفته میشود. همیشه از یک طرف بام میافتید. از صبح تا شب هی کارل پوپر را حلوا حلوا کرده واورا مظهر صلح خواهی ومسالمت قلمداد میکنید ، بدون اینکه ذره ای به خود زحمت داده ویکی از مصاحبه های ایشان را که به فارسی نیز برگردانده شده بخوانید وببینید که همین ادم باصطلاح معتقد به جامعه باز ، چه نظراتی درباره جنگ دارد وچگونه معتقد است که برای حفظ صلح بزعم او ، که دراصل حفظ حاکمیت کشورهای غربی ودردرجه اول آمریکاست، حتی باید جنگ پیشگیرانه را تجویزوآنرا مقدس شمرد. نظریات ایشان را که بخوانید ، میبینید که هیچ تفاوتی با نظرات امروز جورج بوش ندارد. تورا به جان مادرتان از این احساساتی بازیها وحکم صادر کردن های نیاندیشیده، دست بدارید.
39 # Borsu :
مقصود شما از انچه نوشته اید کاملا روشن است. باید صلح خواه بود، از جنگ پرهیز کرد ونقشه های جنگ طلبان را افشاء کرد. اینکه عده ای در حاکمیت به خاطر منافع خود ادامه جنگی را سبب شدند که میتوانست قبل از اینهمه ویرانگری پایان یابد ، حرف درستی است. اما مشکلی دراکثر این بچه های دوم خردادی وجود دارد که از بار منطقی نوشته هاشان کاسته وآنرا احساسی وشعاری میکند. وآن مشکل ، حکم صادر کردنهای گنده وبی ارتباط با واقعیت هاست. قیافه گرفتنهای کاتولیک تر ازپاپ شماها توذوق میزند. مثلا همین ادعا که هیچ جنگی مقدس نیست. درواقع منظورتان این است که حتی مظلومان که جنگی بهشان تحمیل میشود، نباید به دفاع از خود برخیزند وایستادگی ومقاومت خودرا نباید انسانی ووالا ارزشگذاری کنند. اگر اینطور بود که دیگر نباید جلوی چنگیزها وهیتلرها هیچ مقاومتی میشد وبایدمردمی که مورد تهاجم قرارگرفته بودند، خودرا دست بسته تسلیم میکردند. جنگ ایران وعراق نیز تا مقطع آزادی خرمشهر دفاع از استقلال وشرف ایرانیان بود وقابل تقدیر وارجگذاری. یا مثلا از خودتان حکم صاد میفرمائید که سیاستمدار یعنی بی صداقت. اینهم بیشتر بخاطر آلامد نشان دادن خودتان است. میخواهید تبلیغ کنید که همانطور که بین اجداد ما تبلیغ میکردند، سیاست پدرو مادر ندارد. وکسی که به سیاست میپردازد بی رگ وریشه ودروغگوست. مبلغین این قضیه میخواستند که مردم هرگز درسیاست دخالت نکنند وبه کنج انزوای خویش فرو روند وحتی از فعالین سیاسی صادقی که علیه حاکمان میرزمیدند هم روی برگردانند. والا خودشان به هیچوجه حاضر به ازدست دادن قدرت سیاسی که اینقدر مذموم تبلیع میشد ، نبودند. من نمیفهمم شما که ماشا الله خودتان یک پا سیاسی هستید وبا مشارکتی ها کار میکنید ومدافع خاتمی بوده اید . آیا واقا معتقدید که خاتمی ویا مشارکتیها دروغگویند وهمه شان ناصادق؟ یا شاید منظورتان این است که هر سیاستمداری که در قدرت باشد ناصادق است؟ دراینصورت اگر فردا خود شما ویا تشکل مورد علاقه شمابه قدرت برسد، با این گنده گوزیهای خود چه خواهید کرد؟ مگر جز این است که نفس تشکیل حزب یعنی عمل سیاسی ؟ پس شما چگونه خواهان آزادی احزاب هستید؟ از این ژیگول بازیها حال آدم گرفته میشود. همیشه از یک طرف بام میافتید. از صبح تا شب هی کارل پوپر را حلوا حلوا کرده واورا مظهر صلح خواهی ومسالمت قلمداد میکنید ، بدون اینکه ذره ای به خود زحمت داده ویکی از مصاحبه های ایشان را که به فارسی نیز برگردانده شده بخوانید وببینید که همین ادم باصطلاح معتقد به جامعه باز ، چه نظراتی درباره جنگ دارد وچگونه معتقد است که برای حفظ صلح بزعم او ، که دراصل حفظ حاکمیت کشورهای غربی ودردرجه اول آمریکاست، حتی باید جنگ پیشگیرانه را تجویزوآنرا مقدس شمرد. نظریات ایشان را که بخوانید ، میبینید که هیچ تفاوتی با نظرات امروز جورج بوش ندارد. تورا به جان مادرتان از این احساساتی بازیها وحکم صادر کردن های نیاندیشیده، دست بدارید.
سلام به وبلاگ من سر بزنيد. نظر بدهيد و در بحث هاي آن شركت كنيد.من هم درباره اين موضوع نظرم را در وبلاگم گفته ام. خوشحال مي شوم اگر لينك كنيد. باسپاس
دوستان عزيز هميشه از روي عقل و منطق بحث نماييم وليكن مقتضيات زمان را از ياد نبريد . زماني كه نخبگان كشورمان ايران نوجواناني بين 16 تا 22 سال داشتند و مردم و مسولين انقلابي هم تمام افراد سرمايه دار و تحصيل كرده و دنيا ديده را طاغوتي حساب مي كردند و با اعدام و تحديد واخراج از ايران نخبه كشي كردند نتيجه اي بهتر از اين نمي شد ولي خدا رو شكر باز اينها جنگيدند وگرنه اسم بچه هاي بعد از 60 مي شد صدام حسين و عبدالقاسم و از اين جور اسم هاي عربي و ديگر داريوش و اشكان نداشتيم . دوستان عراق شروع كنندگان جنگ بودند ولي پايان ان دست عوامل داخلي ايران و عراق نبود واگر بود درايت و تدبير خاصي مي خواست كه نه ما آن تدبير را داشتيم و نه پدرانمان كه به اين مهم پايان دهند . پس بيش از اين به زخم دل خانواده محترم شهدا نمك نپاشيد و مواظب باشيد برادر احمدي نژاد والفجر 11 را شروع نكند . كه البته ما منكر جهاد و شهادت نيستيم وليكن فرق است بين دفاع و جنگ طلبي . ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله أمواتا بل أحياء عند ربهم يرزقون ...
دوستان عزيز هميشه از روي عقل و منطق بحث نماييم وليكن مقتضيات زمان را از ياد نبريد . زماني كه نخبگان كشورمان ايران نوجواناني بين 16 تا 22 سال داشتند و مردم و مسولين انقلابي هم تمام افراد سرمايه دار و تحصيل كرده و دنيا ديده را طاغوتي حساب مي كردند و با اعدام و تحديد واخراج از ايران نخبه كشي كردند نتيجه اي بهتر از اين نمي شد ولي خدا رو شكر باز اينها جنگيدند وگرنه اسم بچه هاي بعد از 60 مي شد صدام حسين و عبدالقاسم و از اين جور اسم هاي عربي و ديگر داريوش و اشكان نداشتيم . دوستان عراق شروع كنندگان جنگ بودند ولي پايان ان دست عوامل داخلي ايران و عراق نبود واگر بود درايت و تدبير خاصي مي خواست كه نه ما آن تدبير را داشتيم و نه پدرانمان كه به اين مهم پايان دهند . پس بيش از اين به زخم دل خانواده محترم شهدا نمك نپاشيد و مواظب باشيد برادر احمدي نژاد والفجر 11 را شروع نكند . كه البته ما منكر جهاد و شهادت نيستيم وليكن فرق است بين دفاع و جنگ طلبي . ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله أمواتا بل أحياء عند ربهم يرزقون ...
43 # فروهر :
حقیقتا من هم برداشت شما در مورد تقدس زدایی این نامه از جنگ را درست درک نمیکنم. فکر می کنم شتابزده قضاوت کرده اید. ممنون می شوم اگر برداشت خود را کمی شرح دهید. هیچ جای این نامه دلالت مستقیمی بر اینکه منفعت برخی در ادامه جنگ بوده است نمی کند. و گیریم که اینگونه بوده، اگر چنین کسانی بوده اند لعنت خدا بر آنها ولی این ارزش مجاهدت خالصانه هیچ کس از مردم یا مسوولین را کاهش نمی دهد. بله جنگ بد است ولی خوزستان هنوز استانی از ایران مانده است و این مقدس است
به قول دکتر سروش زبان ما دچار مبالغه شده و برای بیان مفاهیم حتما مجبوریم از کلمات مبالغه آمیز استفاده کنیم.البته فکر می کنم مردم هم به این ادبیات عادت کرده اند و اگر از کلماتی مثل مقدس،حق مسلم،خیلی با ارزش و...استفاده نشود به دلشون نمی نشینه.در اینکه این جنگ نامقدس بود با شما موافقم و قصد داشتم در این مورد بنویسم که به مطلب شما برخوردم وزحمتم کم شد!و لینک کردم.
45 # ايراني :
سلام الپر! نوشته هايت در مورد اواخر جنگ درسته ولي خيلي تند رفتي. من نمي دانم شما در جنگ شركت داشتيد يا خير و يا شرايط اوايل جنگ تا فتح خرمشهر را بياد مي آوريد يا خير ولي من سالها در جنگ شركت كردم! بخدا نه به عشق كسي و يا چشم داشتي (هرگز از هيچ امكانات قانوني و ... استفاده نكردم!) و... تنها به خاطر وطنم. در ضمن خيلي هم ناآگاه نبودم! بسياري از چيزهايي كه الان مي شنويد و يا شايد 10 سال ديگر هم نشنويد را خيليها كه در صحنه بودند مي دانند. واقعا هنوز هم با همه نا مردي ها مي گويم دفاع بود و هر دفاعي مقدس است. من نمي خواهم از ان مرحوم پشتيباني كنم ولي خدا شاهد است اگر همين اطلاعات موجود در اين نامه 4 سال زودتر به ايشان مي رسيد!!!! جنگ همانوقت تمام ميشد. من خودم مي گوييم كه بعد از فتح خرمشهر بهترين زمان براي پايان كار بود ولي سئوال اينست ايا عراق از اراضي ايران عقب مي كشيد؟ ايا اقايان توان مديريت مذاكره را داشتند؟ نمونه ان الان پس اين همه سال هنوز شكايت از صدام تنظيم نشد!!! اقاياني كه با افشاي يك نامه داد و بيداد راه انداختند! مشكلي با محرمانه بودن ان ندارند! بلكه رو شدن دست كساني كه علارقم كمي زحمت كشيدن فقط شعار داده و دنبال ... من هم واقعا اعتقاد دارم كه حيف اون همه جوون از دست رفته و حيف از اينهمه امكانات كشور كه از بين رفت! حيف از اينهمه سو استفاده! حيف از اينهمه نامردي بنام جنگ رفتگان و....من اعتقاد دارم همه دوستاني كه نوشتن و ... هرگز اعتقاد به از دست رفتن وجبي از خاك كشور ندارند. نكته مهم ديگر اينست كه چه كساني اجازه بررسي منطقي جنگ را نمي دهند! لطفا به عكس العملهاي چند روز اخير دقت كنيد! من سئوام اينست ايا من علارقم سلامتي از دست رفته ام نبايد بدانم چه بود؟ چه شد؟ و مهمتر چه خواهد شد؟؟؟ ايا باز هم بايد اشتباهات گذشته تكرار شود!!!
46 # ايراني :
سلام الپر! نوشته هايت در مورد اواخر جنگ درسته ولي خيلي تند رفتي. من نمي دانم شما در جنگ شركت داشتيد يا خير و يا شرايط اوايل جنگ تا فتح خرمشهر را بياد مي آوريد يا خير ولي من سالها در جنگ شركت كردم! بخدا نه به عشق كسي و يا چشم داشتي (هرگز از هيچ امكانات قانوني و ... استفاده نكردم!) و... تنها به خاطر وطنم. در ضمن خيلي هم ناآگاه نبودم! بسياري از چيزهايي كه الان مي شنويد و يا شايد 10 سال ديگر هم نشنويد را خيليها كه در صحنه بودند مي دانند. واقعا هنوز هم با همه نا مردي ها مي گويم دفاع بود و هر دفاعي مقدس است. من نمي خواهم از ان مرحوم پشتيباني كنم ولي خدا شاهد است اگر همين اطلاعات موجود در اين نامه 4 سال زودتر به ايشان مي رسيد!!!! جنگ همانوقت تمام ميشد. من خودم مي گوييم كه بعد از فتح خرمشهر بهترين زمان براي پايان كار بود ولي سئوال اينست ايا عراق از اراضي ايران عقب مي كشيد؟ ايا اقايان توان مديريت مذاكره را داشتند؟ نمونه ان الان پس اين همه سال هنوز شكايت از صدام تنظيم نشد!!! اقاياني كه با افشاي يك نامه داد و بيداد راه انداختند! مشكلي با محرمانه بودن ان ندارند! بلكه رو شدن دست كساني كه علارقم كمي زحمت كشيدن فقط شعار داده و دنبال ... من هم واقعا اعتقاد دارم كه حيف اون همه جوون از دست رفته و حيف از اينهمه امكانات كشور كه از بين رفت! حيف از اينهمه سو استفاده! حيف از اينهمه نامردي بنام جنگ رفتگان و....من اعتقاد دارم همه دوستاني كه نوشتن و ... هرگز اعتقاد به از دست رفتن وجبي از خاك كشور ندارند. نكته مهم ديگر اينست كه چه كساني اجازه بررسي منطقي جنگ را نمي دهند! لطفا به عكس العملهاي چند روز اخير دقت كنيد! من سئوام اينست ايا من علارقم سلامتي از دست رفته ام نبايد بدانم چه بود؟ چه شد؟ و مهمتر چه خواهد شد؟؟؟ ايا باز هم بايد اشتباهات گذشته تكرار شود!!!
وقتي كه مطلبت رو در دفاع از انديشه ي امام در برابر سخنان مصباح ديدم خيلي تعجب كردم كه مگر شما هم با انديشه ي امام نسبتي داريد و كه ادعاي حفاظت و حراست از آن را مي كنيد. بعد به خودم نهيب زدم كه آدمها فقط ظاهر نيستند و توجيه اش كردم. اما اين مطلب را كه ديدم فهميدم كه آن سخنان جز موضعي حزبي و موضعي براي سركوب و منكوب كردن مخاطب چيز ديگري نبوده است. حرف زدن خيلي راحت است. اما عمل بسيار سخت است. و اما درباره ي آنچه كه گفته بودي هم بايد به ساده لوحي ات خنديد كه چطور با اين همه ادعا هنوز نتوانسته اي ميان ايمان به غيب كه نشانه ي ايمان است و عالم مادي ارتباط برقرار كني! شما نمي خواهي ميان هدف و وسيله ي رسيدن به آن ارتباطش را درك كني! اعتقاد و انديشه است كه امري را قدسيت و ابزار مادي را هم ارزشمند مي كند. شهيدان را جز شهيدان نمي شناسند و خميني والاترين شهيد دوران معاصر است.
48 # پيمان مقدم :
برادر الپر؛ اولا شما كه ادعاي روشنفكري داري و خودت را معتقد به اطلاع رساني شفاف مي داني اين سيستم كامنتينگ را درست كن تا با ثبت تكراري نظرات آمار كاذب در وبلاگت ثبت نشود. ثانيا اين جور قضاوت كردن و حكم صادر كردن شبيه فتاوي و حكم هايي است كه جناب خوييني ها پدر معنويتان ، جناب خلخالي اسطوره و دلاور بزرگتان و اربابان مشاركتيت در اول انقلاب صادر مي كردند :" همه جاسوسند ،همه فاسدند، همه جاني هستند، همه خائن و همه منافقند مگر اين كه عكسش ثابت شوند. " والبته الان هم با وجود ژست اصلاح طلبي، برادران مزروعي ، شيرزاد، جلائيي پور ، ميردامادي، خاتمي و... ساير مشاركتي ها همانند كه بودند و اين روحيه فاشيستي و پارانوئيد دهه 60 را به شما هم تدريس و تلقين كرده اند. " همه تحريمي اند، همه سرباز بوش هستند ، همه براندازند مگر كساني كه كماكان به ما راي مي دهند" برادر الپر؛ در اين كه تا فتح خرمشهر دفاع بود و مقدس بود هيچ شكي نيست. ايران وطن ما مورد هجوم قرار گرفت آن هم با رجز خواني هاي قومي و ملي ونبش قبر نبرد قادسيه !!!...اما اين كه چرا مجبور به دفاع مقدس شديم را از فاتحين سفارت (اربابان فاشيست دهه0 6 و و اصلاح طلبان دروغين دهه 70)بايد پرسيد كه از نتايج آن فتح الفتوح برايمان بگويند. كه چرا صدام تجهييز و تهييج به حمله به ما شد؟ از آن گروگان گيري جز خسارت و تحريم و تحميل و رودر رو شدن نه با يك ابر قدرت كه تمام دنيا چه حاصل داشت؟ اگر به ياد بياوري شعار ها و رجز هاي اربابان مشاركتيت را درباره قطع رابطه با آمريكا كه چند سال بعد بر سر افتضاح داستان مكفارلين مشخص شد ، دروغ گفتن به ملت ايران چقدر آسان است، مي تواني به سادگي دلايل ادامه جنگ پس از نبرد خرمشهر را واكاوي كني. در باب تصميمات اما م خميني ،چون در كشور ما به هيات يك معصوم در آمده، نمي توان نظري داد اما به شهادت خود عاليجناب سابق(ناجي دموكراسي خواه اربابانت و عاليجناب بهزاد در انتخابات نهم) ايشان راضي به ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و ورود به خاك عرق نبودند و با مشاوره هاي صورت گرفته بدين امر رضايت دادند و خود بهتر مي دانستند كه حداقل ورود به خاك هيچ كشوري را در پيشگاه دنيا نمي توان توجيه كرد و شد آنكه در ادامه درس تاريخ ثابت كرد. مشخص است كه مشاركتي ها در دهه 60 خيال مي كردند جنگ هم همچون ماجراي سفارت است كه كلي خسارت به ملت وارد كرد و بعد با صدام هم مثل آمريكا و مك فارلين در گوشه اي به معامله نشست. اما جنگ حكايت ديگري بود. برادر الپر قضاوت فاشيستي درباره هر چيز خطاست. جوانهايي همانند ما با شوري بسيار مضاعف تر از آن چه ما در آغاز اصلاحات داشتيم براي بازپس گيري خاك عزيز ايران به صحنه آمدند .شما حق نداريد حماسه اي كه در دوران بلبشوي كشور ، تضعيف ارتش و دعواي قدرت اربابان شما كه به قصد تسخير همه جانبه اركان قدرتو نابودي كامل منتقدين و مخالفين وارد صحنه شده بودند ، آن جوانان آفريدند ، بر پايه تحليل يكسويه كتمان كني! آنهايي كه خون خود را در راه نجات خرمشهر، بستان، قصر شيرين و ... فدا كردند ،خون آنها كه حصر آبادان را با كمترين امكانات شكستند،مقدس بوده و خواهند بود....در همان زماني كه اربابان مشاركتي مشغول پاكسازي و قلع و قعم و دلاوري هاي انقلابي بودند....
49 # پيمان مقدم :
برادر الپر؛ اولا شما كه ادعاي روشنفكري داري و خودت را معتقد به اطلاع رساني شفاف مي داني اين سيستم كامنتينگ را درست كن تا با ثبت تكراري نظرات آمار كاذب در وبلاگت ثبت نشود. ثانيا اين جور قضاوت كردن و حكم صادر كردن شبيه فتاوي و حكم هايي است كه جناب خوييني ها پدر معنويتان ، جناب خلخالي اسطوره و دلاور بزرگتان و اربابان مشاركتيت در اول انقلاب صادر مي كردند :" همه جاسوسند ،همه فاسدند، همه جاني هستند، همه خائن و همه منافقند مگر اين كه عكسش ثابت شوند. " والبته الان هم با وجود ژست اصلاح طلبي، برادران مزروعي ، شيرزاد، جلائيي پور ، ميردامادي، خاتمي و... ساير مشاركتي ها همانند كه بودند و اين روحيه فاشيستي و پارانوئيد دهه 60 را به شما هم تدريس و تلقين كرده اند. " همه تحريمي اند، همه سرباز بوش هستند ، همه براندازند مگر كساني كه كماكان به ما راي مي دهند" برادر الپر؛ در اين كه تا فتح خرمشهر دفاع بود و مقدس بود هيچ شكي نيست. ايران وطن ما مورد هجوم قرار گرفت آن هم با رجز خواني هاي قومي و ملي ونبش قبر نبرد قادسيه !!!...اما اين كه چرا مجبور به دفاع مقدس شديم را از فاتحين سفارت (اربابان فاشيست دهه0 6 و و اصلاح طلبان دروغين دهه 70)بايد پرسيد كه از نتايج آن فتح الفتوح برايمان بگويند. كه چرا صدام تجهييز و تهييج به حمله به ما شد؟ از آن گروگان گيري جز خسارت و تحريم و تحميل و رودر رو شدن نه با يك ابر قدرت كه تمام دنيا چه حاصل داشت؟ اگر به ياد بياوري شعار ها و رجز هاي اربابان مشاركتيت را درباره قطع رابطه با آمريكا كه چند سال بعد بر سر افتضاح داستان مكفارلين مشخص شد ، دروغ گفتن به ملت ايران چقدر آسان است، مي تواني به سادگي دلايل ادامه جنگ پس از نبرد خرمشهر را واكاوي كني. در باب تصميمات اما م خميني ،چون در كشور ما به هيات يك معصوم در آمده، نمي توان نظري داد اما به شهادت خود عاليجناب سابق(ناجي دموكراسي خواه اربابانت و عاليجناب بهزاد در انتخابات نهم) ايشان راضي به ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و ورود به خاك عرق نبودند و با مشاوره هاي صورت گرفته بدين امر رضايت دادند و خود بهتر مي دانستند كه حداقل ورود به خاك هيچ كشوري را در پيشگاه دنيا نمي توان توجيه كرد و شد آنكه در ادامه درس تاريخ ثابت كرد. مشخص است كه مشاركتي ها در دهه 60 خيال مي كردند جنگ هم همچون ماجراي سفارت است كه كلي خسارت به ملت وارد كرد و بعد با صدام هم مثل آمريكا و مك فارلين در گوشه اي به معامله نشست. اما جنگ حكايت ديگري بود. برادر الپر قضاوت فاشيستي درباره هر چيز خطاست. جوانهايي همانند ما با شوري بسيار مضاعف تر از آن چه ما در آغاز اصلاحات داشتيم براي بازپس گيري خاك عزيز ايران به صحنه آمدند .شما حق نداريد حماسه اي كه در دوران بلبشوي كشور ، تضعيف ارتش و دعواي قدرت اربابان شما كه به قصد تسخير همه جانبه اركان قدرتو نابودي كامل منتقدين و مخالفين وارد صحنه شده بودند ، آن جوانان آفريدند ، بر پايه تحليل يكسويه كتمان كني! آنهايي كه خون خود را در راه نجات خرمشهر، بستان، قصر شيرين و ... فدا كردند ،خون آنها كه حصر آبادان را با كمترين امكانات شكستند،مقدس بوده و خواهند بود....در همان زماني كه اربابان مشاركتي مشغول پاكسازي و قلع و قعم و دلاوري هاي انقلابي بودند....
50 # ٍشئشد :
اخه حماقت تا بکی !؟ اقای حسینلو کاری که انموقع میخواستند بکنند امریکا/انگلیس و اروپا با یاری دادن صدام نگذاشتند تا اینکه امروز همانها کار دل خمینی را انجام دادند سپاه بدر و همه مجاهدین در راس کار عراقند دیگر چی میخواست خمینی !؟ اما نامه را رفسنجانی و رضایی رو کردند تا براستها بگویند در باره غنی سازی کوتاه بیایند و با نه تنها امریکا که کل اروپا و سازمان ملل در گیر نکنند مردم ایران را ...نامه نمی بایست بمعرض دید غربیها گذاشته میشد و رفسنجانی اشتباه مهلکی کرده
خیلی خوب نوشتی ممنون. دوست دارم ببینم این نامه و جریانات بعدش چه بلایی سر مقدس بازی ها میاره. و البته اصلا دوست ندارم ببینم چه بلایی سر اون هایی می آره که کسی رو تو ای بازی از دست دادن.
الپر جان این بعد نوشتت رو ما زمانی که تازه وارد دانشگاه شده بودیم و تازه گرد و غبار جنگ داشت می خوابید ( سال 70 ) خیلی روش امید داشتیم و خیلی هم براش نقشه داشتیم !! اما الان بعد 15/16 سال می فهمم که اون امید ها و مقایسه ها با آلمان و ژاپن خیلی بی راه بود ... خیلی خلاصه خلاصه این که اولا ما نفت داریم و دولت ها و حکومتها در ایران به بودجه و پول بی زحمت در آوردن عادت کردند و همین باعث شده ارتباط واقعی با مردم نداشته باشند ، چون بر عکس کشورهایی که پیشرفت کردند احتیاج ندارند با مردم و برای مردم باشند ، دقت کن به ترکیب بودجه کشورها ی دموکرات چند درصدش از مالیات هست ؟ بودجه ما چی ؟ مالیات یعنی ارتباط منطقی بین مردم و دولت .... دوم اینکه ژاپن و آلمان اولا شکست رو پذیرفتند ثانیا بعد از شکست سعی کردند بر اساس قوانین بین المللی پیش بروند و قاعده بازی جهانی را رعایت کنند و ... امیدوارم واقعا مردم و مسئولین و خود ما ها واقع نگر باشیم دیگه خیلی وقت نداریم باید روی زمین راه رفت بسته این همه فضایی فکر کردن ...هم کلاسی های ایران یعنی کره جنوبی ، ترکیه ، مکزیک و ... خیلی از ما جلو زدند ... ما هنوز تصمیم نگرفتیم از کدوم الگوی اقتصادی و یا از کدوم تجربه استفاده کنیم ...و همچنان در حال انتخاب کردن و دور خودمون چرخیدنیم .
الپر جان این بعد نوشتت رو ما زمانی که تازه وارد دانشگاه شده بودیم و تازه گرد و غبار جنگ داشت می خوابید ( سال 70 ) خیلی روش امید داشتیم و خیلی هم براش نقشه داشتیم !! اما الان بعد 15/16 سال می فهمم که اون امید ها و مقایسه ها با آلمان و ژاپن خیلی بی راه بود ... خیلی خلاصه خلاصه این که اولا ما نفت داریم و دولت ها و حکومتها در ایران به بودجه و پول بی زحمت در آوردن عادت کردند و همین باعث شده ارتباط واقعی با مردم نداشته باشند ، چون بر عکس کشورهایی که پیشرفت کردند احتیاج ندارند با مردم و برای مردم باشند ، دقت کن به ترکیب بودجه کشورها ی دموکرات چند درصدش از مالیات هست ؟ بودجه ما چی ؟ مالیات یعنی ارتباط منطقی بین مردم و دولت .... دوم اینکه ژاپن و آلمان اولا شکست رو پذیرفتند ثانیا بعد از شکست سعی کردند بر اساس قوانین بین المللی پیش بروند و قاعده بازی جهانی را رعایت کنند و ... امیدوارم واقعا مردم و مسئولین و خود ما ها واقع نگر باشیم دیگه خیلی وقت نداریم باید روی زمین راه رفت بسته این همه فضایی فکر کردن ...هم کلاسی های ایران یعنی کره جنوبی ، ترکیه ، مکزیک و ... خیلی از ما جلو زدند ... ما هنوز تصمیم نگرفتیم از کدوم الگوی اقتصادی و یا از کدوم تجربه استفاده کنیم ...و همچنان در حال انتخاب کردن و دور خودمون چرخیدنیم .
حضرت الپر يك نكته داخل اين دعواها هست كه كسي مستقيم روش زوم نمي كنه _ راجع به جنگ گمونم هنوز هم براي حرف درست شنيدن و زدن زوده. _ . نكته اصلي اين قضايا به موقعيت فعلي شخص هاشمي رفسنجاني بر مي گردد._ البته شما كمي درباره اش نوشته ايد و وجود صداقت در اين كار شخص هاشمي رفسنجاني را احساس كرده ايد._ اگر كمي در اين قضيه دقيق شويم يا با كمي بدبيني بگويم خودمان را به كوچه علي چپ نزنيم وسياسي كاري نكنيم. مي توانيم از خودمان بپرسيم كه چرا هاشمي "در حال نزديك شدن به صداقت" به قول شما و به عبارت بهتر "در حال خروج از سياست است." حرف من و نكته اي كه مي خواستم بگويم همين است" حذف هاشمي از چرخه قدرت جمهوري اسلامي" هنوز فراموش نكرده ام حضرت منتظري هم در اواخر حضورش در چرخه قدرت جمهوري اسلامي _قبل از عزلش_ خيلي با صداقت خيلي چيزها مي گفت و منتشر مي كرد.
حضرت الپر يك نكته داخل اين دعواها هست كه كسي مستقيم روش زوم نمي كنه _ راجع به جنگ گمونم هنوز هم براي حرف درست شنيدن و زدن زوده. _ . نكته اصلي اين قضايا به موقعيت فعلي شخص هاشمي رفسنجاني بر مي گردد._ البته شما كمي درباره اش نوشته ايد و وجود صداقت در اين كار شخص هاشمي رفسنجاني را احساس كرده ايد._ اگر كمي در اين قضيه دقيق شويم يا با كمي بدبيني بگويم خودمان را به كوچه علي چپ نزنيم وسياسي كاري نكنيم. مي توانيم از خودمان بپرسيم كه چرا هاشمي "در حال نزديك شدن به صداقت" به قول شما و به عبارت بهتر "در حال خروج از سياست است." حرف من و نكته اي كه مي خواستم بگويم همين است" حذف هاشمي از چرخه قدرت جمهوري اسلامي" هنوز فراموش نكرده ام حضرت منتظري هم در اواخر حضورش در چرخه قدرت جمهوري اسلامي _قبل از عزلش_ خيلي با صداقت خيلي چيزها مي گفت و منتشر مي كرد.
حضرت الپر يك نكته داخل اين دعواها هست كه كسي مستقيم روش زوم نمي كنه _ راجع به جنگ گمونم هنوز هم براي حرف درست شنيدن و زدن زوده. _ . نكته اصلي اين قضايا به موقعيت فعلي شخص هاشمي رفسنجاني بر مي گردد._ البته شما كمي درباره اش نوشته ايد و وجود صداقت در اين كار شخص هاشمي رفسنجاني را احساس كرده ايد._ اگر كمي در اين قضيه دقيق شويم يا با كمي بدبيني بگويم خودمان را به كوچه علي چپ نزنيم وسياسي كاري نكنيم. مي توانيم از خودمان بپرسيم كه چرا هاشمي "در حال نزديك شدن به صداقت" به قول شما و به عبارت بهتر "در حال خروج از سياست است." حرف من و نكته اي كه مي خواستم بگويم همين است" حذف هاشمي از چرخه قدرت جمهوري اسلامي" هنوز فراموش نكرده ام حضرت منتظري هم در اواخر حضورش در چرخه قدرت جمهوري اسلامي _قبل از عزلش_ خيلي با صداقت خيلي چيزها مي گفت و منتشر مي كرد.
به فرعيات آن هشت سال كاري ندارم ولي جنگيدن در دفاع از سرزمين مادري مقدس است
به فرعيات آن هشت سال كاري ندارم ولي جنگيدن در دفاع از سرزمين مادري مقدس است
59 # daryo :
اصلا هر جنگي با حماقت شروع شده و با شرمندگي تمام مي شود و هيچ طرفي نمي تواند ادعاي پيروزي كند. نفع جنگ را دور گودنشينان مي برند و بس. هر كسي هم غير اين مي گويد و مي بافد فقط فكر كيسه و حساب بانكي اش است. بدرود
60 # حسين :
سلام من نه از سياست زياد سرم ميشه نه اصلا دلم مي خواد سياسي باشم اما ذكر چند نكته رو خالي از لطف نمي دونم. سوء استفاده از اعتقادات و باور هاي انسانها از هر دين و مسلكي كه باشند امري ناپسند هستش. علت اينكه اين جنگ عنوان دفاع مقدس به خودش گرفت همين بود. در سال 1358 كشور عراق براي كشور گشايي و دست يافتن به مقاصد خودش و نيز در اختيار گرفتن مناطقي كه قبل از آن سال هم به خاطرش با ايران وارد جنگ شده بود موقعيت مناسب ديد و به ايران حمله كرد (يادمون نره عراق سرزمين ما رو مي خواست نه اعتقاداتمون رو. اون قصدش تسخير زمين ايران بود نه ابراز مخالفت با انقلاب ايران) در اون زمان براي اين اينكه حكومت تازه تاسيس بتونه نيروهاي خودش رو براي جنگ آماده كنه قضيه حمله به كشور رو اينگونه جلوه داد كه عراقي ها اومدن انقلابمون رو كه با زحمت به دست آورديم ازمون بگيرن و چون اين انقلاب يك جنبش اسلامي هستش پس اونا مي خوان اسلام رو بگيرن و چون اين اسلامي كه در ايران ارائه مي شود ناب ترين نسخه موجود در عالم است اگر اونا بر ما غلبه كنند يعني عملا ريشه اسلام رو خشكوندن و .... اين جوري شد كه جنگ براي دفاع از كيان و سرزمين به جنگ ميان سپاه اسلام و سپاه كفار تبديل شد و عنوان دفاع مقدس به خودش گرفت. اونايي كه رفتن و شهيد و مجروح و... شدند با توجه به تبليغات و القائات براي زنده نگه داشتن درخت اسلام رفتن كه امري بسيار پسنديده و قابل ستايش هستش و هر اتفاقي كه بيفته چيزي از منزلتشون كم نميشه اما اين نامه اي كه انتشار پيدا كرد از اون جايي حائز اهميت هستش كه اين جنگ براي استمرار اسلام نبود بلكه يك دفاع بود و همين طور كه تو اين چند ساله بعد از جنگ متوجه شديم ترك اين جنگ باعث زوال اسلام نمي شه حالا اين مسئله مطرحه كه: 1- چرا اين جنگ رو به نام اسلام براي ما جعل كردن؟ 2- چرا موقعي كه مي شد صلح كرد اين كار زودتر اتفاق نيفتد تا خون هاي كمتري ريخته بشه و خسارت كمتري ببينيم؟ 3- چرا بعد از صلح از جنگ به عنوان ابزاري براي جمع كردن مريد استفاده شد؟ 4- چرا مردم (همون كساني كه شهيد دادند مجروح دادند خسارت ديدند و...) هنوز نا محرم هستن و نامه رهبرشون بعد از چندين سال كه انتشار پيدا مي كنه بعضي از آقايون به هم ميريزن و ميگن چرا مردم حقايق رو فهميدن؟
61 # ايراني :
فكر مي كنم كه اين يك تحليل واقع گرايانه از اقاي معماريان باشد لطفا بخوانيد: http://r0ozonline.com/02article/018000.shtml
62 # حامد :
سلام. واقعاً نمی فهمم از کجای این نامه برداشت کرده اید که امام جنگ هشت ساله را نامقدس می دانسته. روح این پیام با پیامی که در همان ایام به مردم دادند هیچ فرقی ندارد. نامه را یکبار دیگر بخوانید. مخصوصاً یک سوم آخرش را.
63 # حامد :
سلام. واقعاً نمی فهمم از کجای این نامه برداشت کرده اید که امام جنگ هشت ساله را نامقدس می دانسته. روح این پیام با پیامی که در همان ایام به مردم دادند هیچ فرقی ندارد. نامه را یکبار دیگر بخوانید. مخصوصاً یک سوم آخرش را.
سلام. واقعاً نمی فهمم از کجای این نامه برداشت کرده اید که امام جنگ هشت ساله را نامقدس می دانسته. روح این پیام با پیامی که در همان ایام به مردم دادند هیچ فرقی ندارد. نامه را یکبار دیگر بخوانید. مخصوصاً یک سوم آخرش را.
65 # يه خسته :
سلام من يه جوون 19 سالم كه اواخر جنگ به دنيا اومدم حالم از اين جهان به هم مي خوره از اين ادا اطوارا از جنگ از خميني از............ هاااااااااااا چي شد بهتون برخورد نه نه گوش كنين خميني هيچي نبود مردم بزرگش كردن فكر نكنين غرب زده ام ها از اون بوش هم خوشم نمياد اگه خميني دينو با همه چيز قاطي نميكرد وضع فرق ميكرد عيب نداره بگين من كافرم و شما عالم ولي خداييش يه نيگاه به دوروبرتون بندازين ............................. .....................
66 # فرناز :
سلام. شما چرا در سایتتان بجای «ی» و «ک» فارسی از «ي» و «ك» عربی استفاده می کنید؟؟
هر كامنتي يك نكته داشت و بسيار جالب بود فقط مي تونم بگم سياست اون چيزي كه مردم فكرميكنند ميفهمند شك نكنيد اگر ادامه جنگ براي عده معدودي منفعت نداشت زود بپايان ميرسيد ولي.... من تنها از ابزار قرار دادن اعتقادات مردم براي رسيدن به خواسته هاشون خشمگينم واقعا بشينيد فكر كنيد همانطور كه دوستمان حسينفرمودند آيا عراق سپاه كفر بود و ما اسلام و آيا آنها براي نابودي اسلام با ما جنگ كردند يا..... خواهش ميكنم به اين فكر كنيد و در آينده نگذاريد با اعتقاداتتان بازي شود!!!!
68 # رضا :
انتشار این نامه لافزنی جناب دکتر رضایی امروزی و سردار سابق را روشن کرد و اگر امام شجاعت نداشت چه میشد؟ روزی از روزهای پاییز 65این آقا در یک پادگان نظامی در نزدیکی زادگاهش برای ما که داشتیم مانند مرغ چهل روزه پرواربندی میشدیم افاضاتی کرد که تا به حال از یادم نرفته و روح ماجراجو و کینه توز او را بیشتر باور میکنم. او گفت ما در یکی دو ماه دیگر به چنان پیروزی دست خواهیم یافت که پیروزی انقلاب را هم تحت الشعاع قرار میدهد. دیگر به پایان جنگ چیزی نمانده و شما آن را فتح خواهید کرد. اینک پس از آن سال ها که دوستانم قربانی ادعاهای واهی او گشتند نیک می دانم که هوس قدرت در سر این مرد چه ها که نکرده و اگر امام به توصیه شعاری او عمل می کرد بعید نبود که اینک نوبت فرزند من بود که در میدان جنگ سردار هم شهید می شد. اینک امریکا با آن قدرت نظامی بی نظیر اینگونه در باتلاق عراق گیر افتاده اینان چگونه می توانستند آن هنگام شعار تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر را تحقق دهند. همینان امروزه هم به مردم آدرس غلط می دهند که ما با تجهیزات جدید و مدرن جلوی آمریکا می ایستیم و او را شکست می دهیم. غافل از اینکه امروزه سیاست علم انتخاب بین بد و بدتر و پرهیز از مواجهه و کسب امتیاز از طریق مذاکره است نه چیز دیگر. می گویند یک بار شواردنادزه وزیر خارجه شوروی در مذاکره با دکتر ولایتی در جنگ با عراق جمله ای گفت که اگر راست باشد نشان خرد سیاستمداران امروز است که ما کم داریم. او گفته بود صد سال مذاکره بهتر از یک روز جنگ است
69 # رضا :
انتشار این نامه لافزنی جناب دکتر رضایی امروزی و سردار سابق را روشن کرد و اگر امام شجاعت نداشت چه میشد؟ روزی از روزهای پاییز 65این آقا در یک پادگان نظامی در نزدیکی زادگاهش برای ما که داشتیم مانند مرغ چهل روزه پرواربندی میشدیم افاضاتی کرد که تا به حال از یادم نرفته و روح ماجراجو و کینه توز او را بیشتر باور میکنم. او گفت ما در یکی دو ماه دیگر به چنان پیروزی دست خواهیم یافت که پیروزی انقلاب را هم تحت الشعاع قرار میدهد. دیگر به پایان جنگ چیزی نمانده و شما آن را فتح خواهید کرد. اینک پس از آن سال ها که دوستانم قربانی ادعاهای واهی او گشتند نیک می دانم که هوس قدرت در سر این مرد چه ها که نکرده و اگر امام به توصیه شعاری او عمل می کرد بعید نبود که اینک نوبت فرزند من بود که در میدان جنگ سردار هم شهید می شد. اینک امریکا با آن قدرت نظامی بی نظیر اینگونه در باتلاق عراق گیر افتاده اینان چگونه می توانستند آن هنگام شعار تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر را تحقق دهند. همینان امروزه هم به مردم آدرس غلط می دهند که ما با تجهیزات جدید و مدرن جلوی آمریکا می ایستیم و او را شکست می دهیم. غافل از اینکه امروزه سیاست علم انتخاب بین بد و بدتر و پرهیز از مواجهه و کسب امتیاز از طریق مذاکره است نه چیز دیگر. می گویند یک بار شواردنادزه وزیر خارجه شوروی در مذاکره با دکتر ولایتی در جنگ با عراق جمله ای گفت که اگر راست باشد نشان خرد سیاستمداران امروز است که ما کم داریم. او گفته بود صد سال مذاکره بهتر از یک روز جنگ است
البته این نامه دو کلمه‌اش افتاده...
71 # محمد :
گذشته ها را به باد انتقاد گرفتن و خود و دیگران را سرزنش کردن و زانوی غم به بغل گرفتن ساده ترین کاری است که 20 سال بعد از جنگ میتوان کرد. قطنامه 598 فقط 7 ماه قبل از پذیرش صلح توسط ایران تصویب شده بود نه 8 سال. هیچ نشانی وجود ندارد که اگر ایران قبل از فتح فاو تقاضای صلح میکرد صدام به سرجایش مینشست و جنگ به خوبی و خوشی تمام میشد. به عنوان یک ایرانی با وجود همه این نامه ها به لحظه لحظه این دفاع مقدس احترام میگذاریم. فراموش نکنیم که حتی قوی ترین فرماندهان و سیاست مداران هم اشتباه میکنند. نکته ای که هست اینست باید از این اشتباهات درس گرفت نه اینکه هر نتیجه ای که دلمان خواست و هر راه حلی که به نظرمان رسید را بر آن بنا کنیم.
72 # محمد :
گذشته ها را به باد انتقاد گرفتن و خود و دیگران را سرزنش کردن و زانوی غم به بغل گرفتن ساده ترین کاری است که 20 سال بعد از جنگ میتوان کرد. قطنامه 598 فقط 7 ماه قبل از پذیرش صلح توسط ایران تصویب شده بود نه 8 سال. هیچ نشانی وجود ندارد که اگر ایران قبل از فتح فاو تقاضای صلح میکرد صدام به سرجایش مینشست و جنگ به خوبی و خوشی تمام میشد. به عنوان یک ایرانی با وجود همه این نامه ها به لحظه لحظه این دفاع مقدس احترام میگذاریم. فراموش نکنیم که حتی قوی ترین فرماندهان و سیاست مداران هم اشتباه میکنند. نکته ای که هست اینست باید از این اشتباهات درس گرفت نه اینکه هر نتیجه ای که دلمان خواست و هر راه حلی که به نظرمان رسید را بر آن بنا کنیم.
73 # محمد :
گذشته ها را به باد انتقاد گرفتن و خود و دیگران را سرزنش کردن و زانوی غم به بغل گرفتن ساده ترین کاری است که 20 سال بعد از جنگ میتوان کرد. قطنامه 598 فقط 7 ماه قبل از پذیرش صلح توسط ایران تصویب شده بود نه 8 سال. هیچ نشانی وجود ندارد که اگر ایران قبل از فتح فاو تقاضای صلح میکرد صدام به سرجایش مینشست و جنگ به خوبی و خوشی تمام میشد. به عنوان یک ایرانی با وجود همه این نامه ها به لحظه لحظه این دفاع مقدس احترام میگذاریم. فراموش نکنیم که حتی قوی ترین فرماندهان و سیاست مداران هم اشتباه میکنند. نکته ای که هست اینست باید از این اشتباهات درس گرفت نه اینکه هر نتیجه ای که دلمان خواست و هر راه حلی که به نظرمان رسید را بر آن بنا کنیم.
74 # mohammad :
گذشته ها را به باد انتقاد گرفتن و خود و دیگران را سرزنش کردن و زانوی غم به بغل گرفتن ساده ترین کاری است که 20 سال بعد از جنگ میتوان کرد. قطنامه 598 فقط 7 ماه قبل از پذیرش صلح توسط ایران تصویب شده بود نه 8 سال. هیچ نشانی وجود ندارد که اگر ایران قبل از فتح فاو تقاضای صلح میکرد صدام به سرجایش مینشست و جنگ به خوبی و خوشی تمام میشد. به عنوان یک ایرانی با وجود همه این نامه ها به لحظه لحظه این دفاع مقدس احترام میگذاریم. فراموش نکنیم که حتی قوی ترین فرماندهان و سیاست مداران هم اشتباه میکنند. نکته ای که هست اینست باید از این اشتباهات درس گرفت نه اینکه هر نتیجه ای که دلمان خواست و هر راه حلی که به نظرمان رسید را بر آن بنا کنیم.
75 # ali :
به باد انتقاد گرفتن و خود و دیگران را سرزنش کردن و زانوی غم به بغل گرفتن ساده ترین کاری است که 20 سال بعد از جنگ میتوان کرد. قطنامه 598 فقط 7 ماه قبل از پذیرش صلح توسط ایران تصویب شده بود نه 8 سال. هیچ نشانی وجود ندارد که اگر ایران قبل از فتح فاو تقاضای صلح میکرد صدام به سرجایش مینشست و جنگ به خوبی و خوشی تمام میشد. به عنوان یک ایرانی با وجود همه این نامه ها به لحظه لحظه این دفاع مقدس احترام میگذاریم. فراموش نکنیم که حتی قوی ترین فرماندهان و سیاست مداران هم اشتباه میکنند. نکته ای که هست اینست باید از این اشتباهات درس گرفت نه اینکه هر نتیجه ای که دلمان خواست و هر راه حلی که به نظرمان رسید









هاست و ثبت دومین