پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر







سایت بلاگفا در ماههای اخیر به وضع بدی افتاده است. این را همه کسانی که معمولا در اینترنت فارسی وبگردی می کنند و به طبع اگر نویسنده یک وبلاگ در بلاگفا هم نبوده باشند هر از گاهی به وبلاگ های فعال در این سرویس سر می زنند، می دانند. این سرویس پرطرفدار و مجانی وبلاگ ها نمی دانم دقیقا از چند سال پیش شروع به کار کرد، اما بدون شک اگر محبوبترین نبوده باشد، یکی از بهترین سرویس های وبلاگی بوده و خصوصا سهولت نسبی کار با آن، طرفداران زیادی برای بلاگفا جمع کرده است. همه اینها هم دسترنج یک جوان کله شق بی پول پرکار و باهمت است به نام علیرضا شیرازی که نصف زندگی اش را گذاشته به پای بلاگفا و پارسیک؛ و الحق و الانصاف خوب هم آنها را تا امروز سرپا نگه داشته. و اما امروز ...

دو تا بحث این روزها در مورد این سرویس دهنده وبلاگ ها هست که نمی دانم به هم ربطی دارد یا نه، ولی طبعا باید داشته باشد؛ گرچه چندان مهم هم نیست. یکی مشکلات مکرر فنی است که وبلاگ های بلاگفا پیدا می کنند که مدیر بلاگفا تقصیر آن را به گردن سرور انداخته، و البته مشکل هنوز هم ظاهرا حل نشده است. بحث پردامنه بعدی هم در مورد فروش یا عدم فروش این سایت است که به رسانه ها کشیده شده و تاحدی که خودم از آن شنیده ام، این نگرانی هست که یکی از طرفین ماجرا را دادگاهی کند؛ یعنی دخالت قوه قضاییه در یکی از بخش های مهم اینترنت متزلزل ایرانی، و این یعنی خطر.

یک بار جایی نوشته بودم اینترنت ایرانی یتیم است؛ صاحاب! ندارد. کسی دغدغه رشد و پیشرفت آن را که ندارد هیچ، دغدغه مراعات حقوق کاربران را هم در آن ندارد. دغدغه کوتاه کردن دست افراد ناآشنا و بیگانه از آن را که نداریم هیچ، دغدغه حفظ همین حریم های حداقل موجود را هم نداریم. این است که اینترنت پرسرعت کاربران را قطع می کنند و سایتها را بی قاعده فیلتر می کنند و توسعه اینترنت را بر فنا و نقض آشکار حقوق شهروندان مجازی را بنا گذاشته اند، و کسی گویی اعتراضی ندارد. در این هنگامه، اینکه یک قاضی ناآشنا و یک بازجوی بی تخصص و یک لابی بدخواه بخواهند درباره هر مسئله ای از مسائل اینترنت ایرانی نظر یا حکم بدهند، انصافا به حق نیست و لااقل اهل اینترنت نباید چنین بنایی بگذارند؛ حتی و خصوصا اگر موضوع این دعوا مالکیت یک سایت مثل بلاگفا باشد که بدخواهان در به دست گرفتن آن کم منافعی ندارند. پس به عنوان یک کاربر اینترنت ایرانی موکدا می گویم و از دو طرف می خواهم که یک جوری این دعوا را فیصله دهند و آن مشکل را حل کنند.

خود من واقعا مثل شهرام ناامید از حل این مسئله نیستم، گرچه درک دقیقی هم از ابعاد دعوا ندارم. ولی چون کم و بیش با دو طرف دعوا آشنا هستم به این فکر می کنم که آیا نمی شود با پادرمیانی یا یک همچین چیزی و کمی کوتاه آمدن دو طرف و توافق مشکل را حل کرد؟ قبول که اصولا در مسائل مالی چون پای منافع طرفین در میان است ریش سفیدی جایی ندارد، اما تجربه اینطور هم نشان نداده و اتفاقا به خاطر همان منافع و چون بی اعتبار شدن بلاگفا نه به نفع کسی است و نه هیچ یک از کاربران آن را دوست دارند، می گویم باید زودتر این بحثها تمام شود و مسئله حل شود. چون هیچکدام از دو طرف نفعی از بلاگفای بی اعتبار نخواهند برد. ضربه این کشمکش ها و آن مشکلات فنی هم فقط به جایگاه و اعتبار این دسترنج ساعتها و سالهای علیرضا شیرازی عزیز می خورد و بس؛ که چنین مباد که بلاگفا بی اعتبار شود یا کار به جایی برسد که برخی هم به پتیشن نوشتن و لوگو درست کردن بیفتند. این بحثها را - خواهشا - ادامه ندهید.

بلاگفا را دریابید و به حقوق کاربران بلاگفا و به شأن اینترنت ایرانی حرمت بنهید، باشد که رستگار شوید!

TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/838
نظرات شما:
واقعیت این است که با این همه سانسور و فیلتر و دردسرهای فنی و حقوقی و.... اکثر بلاگرها سرورهای خارجی و به ویژه بلاگر را ترجیح می دهند. لااقل آنجا همیشه بلاگ آدم سالمو بی دردسر است!
سلام دوبار به ايميل شما پاسخ دادم اما جوابي نيامد
سلام هنوزم كسائي هستند كه به بلاگفا احترام بزارن...ممنون -- نميدونم آخرين قسمت متنتونو چطوري برداشت كنم... يعني كار ما اشتباه بوده؟؟ يا اينكه شما هم فكر ميكنين قصد براندازي و خيانت و آب در آسياب حريف ريختن بوده؟؟؟؟
سلام.. ممنون كه يادي از بلاگفا كردين.... --- اون بخش آخر رو با چه ديدي بخونيم؟؟ مثل بقيه كه گفتن خائن و بي جنبه و ... يا ...
5 # آرش :
این یادداشت کوتاه را الان برای بلاگ آقای عبدی گذاشتم. نظر به اهمیت موضوع و هدیه ی از قران به مناسبت عید فطر و آرزوی صلح درونی برای همه و صلح در جهان این جا هم میذارم: اگر بخواهیم از منظر قرآن نگاه کنیم این تنوع "شریعت " است که چون تنوع رنگ، زبان، قومیت... نه تنها به رسمیت شناخته شده است که سنت استوار و پایدار است. چند تا "دین" نداریم. دین همگانی دین واحد "تسلیم" است و این تغییر ناپذیر است. یعنی: *** "تنوع شریعت" بر مبنای "تغییر ناپذیری دین" "تغییر ناپذیر" است !! *** حالا اگر روشنفکران ما چه دینی چه مذهبی و چه ضد مذهبی به این گزاره ی ساده ولی خیلی مهم بالا توجه لازم و درخور را نشان دهند، بسیاری از مسائل بغرنج دنیای کنونی حل خواهد شد. به امید آن روز!
با سلام وآرزوی قبولی طاعات وعبادات خاطراتی از زندان در پیام نو و تهدید به بازگشت به اوین؟! منتظر حضورتان هستم پس منت گذاشته حقیر را از نظراتتان محروم نسازید در پناه حق
با سلام وآرزوی قبولی طاعات وعبادات خاطراتی از زندان در پیام نو و تهدید به بازگشت به اوین؟! منتظر حضورتان هستم پس منت گذاشته حقیر را از نظراتتان محروم نسازید در پناه حق
8 # آرش :
خرما -انرژي - هسته و آقاي رئيس جمهور كه حرف نداشت:)) امروز دو تا پست درباره انديشه در بلاگ مستور و زاويه ديد خوندم. اين يادداشت را براي آقاي دكتر كاشي گذاشتم. از اونجايي كه اينجا دوست جوان زياد سر ميزنند شايد بد نباشه بذارم: اندیشه به مثابه یک مهارت! شاید هیچ منبعی چون قرآن فضای اندیشه و عمل را توی همدیگر قرار نمی دهد. به هر اندیشه ای خلق و خلاقیت چسبیده است. بطوری که اگر آفرینش را از خدا بگیریم چیزی از خدا نمی ماند. به عبارت دیگر خدا اهل تئوری نیست. می بینبم که دربیان هم مثلا بین آیات کاغذی و ْآیات آفرینش هیچ فرقی نمی گذارد. حالا وقتی هم که ذکر خدا را ایستاده نشسته لم داده میکنی اندیشیدن به آفرینش آسمان ها و زمین با آن توام است و این که آفرینش آن هم بیهوده نیست (آل عمرن 191) و این که سبحانی اوست که چیزی را بیهوده نیافریده و هم این که همه و همه چیز را در حال "سبحان" قرار داده... از حشرات تا انسان تا ماه و خورشید و زمین و کهکشان ها! ذکر-یادکردن-تقکر در آفرینش- باور و امید- سبحان و حرکت- منزه بودن با عمل شایسته ... همه و همه در هم تنیده شده است. حالا این نادانی و افکار پریشان و قاطی و واطی و اوهام و خرافات رهبران از کجا آمده و به جان این ملت اقتاده که این چنین چون خوره داره جسم و جان حتی نخبگان و روشنفکران را داغون میکنه من که واقعا مانده ام؟؟
9 # آرش :
حالا اگه بخواهيم يه كم مبالغه آميز (كفرآميز:)) حرف بزينم تنها نياز خدا نياز به آفرينش است. يعني اگر آفرينش و ما ها نباشيم خدا چگونه مي تواند رحمت و خلاقيت خود را جاري و عملي كند؟ اينجاست كه آفرينش خود رحمت است! بايد به هر انديشه اي خلاقيتي چسببده باشد و در آن خلاقيت نيكي...
نميدونم واله چي بگم خب بايد به عليزضا شيرازي هم فرصت داده شود









هاست و ثبت دومین