پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






هیچ وقت کاری نکن که از آن پشیمان می شوی.

این مضمون را در چند حدیث از امامان معصوم شنیده ام و از بچگی خیلی برایم آشنا بوده است. نه اینکه به آن پایبند بوده باشم، که شاید خیلی وقتها که خطایی کرده ام یا ضربه ای خورده ام و دردسری کشیده ام، از بی توجهی به همین مضمون بوده است. اما گفتنش در این مجال و مقال برای پاسخ به انبوه پرسشهایی است که فکر می کنم پاسخ همه را با همین حداقل می توان آغاز کرد، و از قضا فکر می کنم آن پرسش ها همه یک حرف اند و بیشتر نیستند، اما با عبارات و اشکال و در زمینه های مختلفی بیان می شوند: بالاخره چه می شود؟ آخرش کار به کجا می رسد؟ فردای ما چگونه است؟ جامعه ما به کجا می رود؟ سرنوشت کشور ما با این تجربه های تلخ دور و نزدیک، در نهایت چیست؟ خلاصه؛ ایران را چه کنیم؟

این نام کتابی جدی و عمیق از دکتر رضا منصوری است و سوالات حول این مفهوم نیز در ذهن بسیاری از ما هست، می رود و می آید، به زبان های متفاوت گفته می شود و به اشکال مختلف در می آید، اما همه یک حرف است: دغدغه داشتن نسبت به فردایی که اطمینانی برای بهتر بودن یا بدتر نبودن آن نیست... تا برسد به سوال لعنتی پرخطاب و بی جواب "چه باید کرد" و ما را در تک تک ابعاد این مسئله در روی همان نقطه شوم این علامت سوال تکراری که بسیاری قبل از ما بیهوده بر آن نشسته اند، بنشاند و باز نرهاند از این تکرارهای بی فرار و بی حاصل. چه باید کرد؟

چه باید کرد با احمدی نژاد و بلاهایی که دارد بر سر سرمایه های کشور می آورد؟ چه باید کرد با عوامی که با یک شکلات به یک فریبکار دل می بندند و با یک خطا از یک خدمتگذار نمی گذرند؟ چه باید کرد با فرهنگ خشن و پدرسالارانه موروثی که هرچه می گذرد سخت جان تر می شود و می ماند؟ چه باید کرد با تحجری که در اعماق ذهن و رفتار دینداران این جامعه رسوخ کرده است؟ چه باید کرد با فسادی که در  میان پیکره اداری و مدیریتی این کشور ریشه دوانده؟ چه باید کرد با اعتیادی که جان چند میلیون جوان این جامعه را تباه کرده؟ چه باید کرد با انقلابی که ناکام مانده و اصلاحاتی که بی سرانجام مانده؟ چه باید کرد با نسل کهنه نخبگان ناکارآمد و مدیران بی کفایتی که هم انقلاب را و هم اصلاحات را به گل نشاندند؟ و چه باید با نسل ناامیدکننده جوانانی که از آن نسل دوست نداشتنی انقلاب حتی پشتکار و تلاش و اعتماد به نفس را هم به ارث نبرده اند بلکه فقط میراث دار اختلافات و تنازعات و نبود مدارا و عدم تحمل و بقیه صفات منفی نسل پدران خود بوده اند؟ چه باید کرد با دموکراسی دست نیافته و توسعه نیمه کاره و آرمان های منسوخ شده و عدالت ممسوخ شده و آزادی بدست نیامده و سرمایه های اجتماعی مهمی نظیر اعتماد و حس همکاری که از دست رفته... و یکی از مسائل این روزهای ما؛ چه باید کرد با شوراها و انتخابات و صندوق رأی؟

حرف اول من همان است که اول گفتم. چون حرف مرد یکی است! نباید کاری کرد که موجب پشیمانی شود. این حداقلی است که به نظرم روی آن می توان بحث کرد. با همین نگاه و با انتظارات حداقلی هم باید به این بحث وارد شد. توقعات بالا داشتن تا وقتی که در ذهن ما هست، خوب است. اما وقتی در خانه ذهن را باز می کند و پا به خیابان واقعیت های جامعه می گذارد، اگر زیر ماشین دشواری ها له نشود، بعید است که در هوای آلوده فرهنگ اجتماعی زخمی و لرزان ما بتواند به جایی برسد.

وقتی ما نسبت به آینده سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و حتی هسته ای! خودمان و فردای ایران عزیزمان تصور و دیدی نداریم، حداقل باید میخ این را محکم بکوبیم که در مقاطعی نظیر انتخابات شوراها که می توانیم کاری کنیم، کاری کنیم که از آن پشیمان نشویم. من یکی این نقطه را بیشتر برای ورود به این بحث می پسندم و به جای توقعات فزاینده ترجیح می دهم به فکر همین گام های کوچک اما استوار و بی افسوس باشیم. یعنی اگر چیزی را نمی توانیم بدست آوریم، سعی کنیم چیزی را هم از دست ندهیم. و اگر چیزی می توانیم بدست آوریم، سعی کنیم بهترین چیز "ممکن" باشد. بی شک این حرف را کسی می تواند بگوید یا بپذیرد که هوایی نباشد، نگران باشد. آرزو نداشته باشد، دغدغه داشته باشد. و از شکست نترسد، بلکه از افسوس بترسد.

برای اینکه بدانیم برای فردای سیاسی و اجتماعی ایران خوبمان چه می توانیم بکنیم، من فکر می کنم در قدم اول باید از اینجا شروع کنیم که نگذاریم افسوس های گذشته تکرار شود.
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/846
نظرات شما:
سلام..اين قسمت رو پايم که:توقعات بالا داشتن تا وقتی که در ذهن ما هست، خوب است. اما وقتی در خانه ذهن را باز می کند و پا به خیابان واقعیت های جامعه می گذارد، اگر زیر ماشین دشواری ها له نشود، بعید است که در هوای آلوده فرهنگ اجتماعی زخمی و لرزان ما بتواند به جایی برسد..اما در مورد سطور آخر بايد عرض کنم که ملت ايران ملت آزمون و خطاست علی جان..صد سال است دور باطل ميرويم..کاری ميکنيم که دنيا کف کند و بهمان سرعت دستاوردهايی که با خون دل بدست آورده ايم را به باد فنا ميدهيم..موفق باشی...به اميد فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنيا
2 # بهرام فرزين :
بخش مهمي از دلايل اين ناكامي ها را به پاي "غيرضروري ترين" انقلاب قرن و عوامل و كارگزارانش بنويسيد كه نزديك به 30 سال است كه با كشتار و فراري دادن و منزوي كردن عوامل فرهنگ ساز جامعه و مديران و كارشناسان كارامد آن, "فروپاشي اجتماعي" را در ايران باعث شده اند و در همين مدت كشورهايي مانند تركيه و دبي با بها دادن به مديريت علمي و تعامل سازنده با جهان - كه در تناقض آشكار با طرز فكر مذهبيون و انقلابيون است - كشور خود را در مسير پيشرفت قرار داده اند.
تمام خشمم از جهان و التهاب نفسم از گريه و لرزش دستانم از زمان، در آغوش تو پرپر می شود؛ تا فردا مهيٌای زخم های دوباره باشم.
تمام خشمم از جهان و التهاب نفسم از گريه و لرزش دستانم از زمان، در آغوش تو پرپر می شود؛ تا فردا مهيٌای زخم های دوباره باشم.
5 # سياوش :
"چه بايد کرد با اعتيادی که جان چند ميليون جوان اين جامعه را تباه کرده؟". جواب خيلي ساده‌ست. در گام نخست، كار بايد ايجاد كرد جانم. خوب چه گونه كار بايد ايجاد كرد؟ عرضم به حضورت بايد وزارت كار، كشور، دارايي، صنايع و آموزش عالي به كمك وزيران كاردان و لايق اين وزارت‌خانه‌ها، با امكانات موجود و چندين اقتصاددان و متخصص به اين امر، بنشينند و با هم برنامه‌‌هاي كوتاه و بلند مدت يي‌ريزي كنند. چه گونه و به چه طريقي وزيران كاردان را مي‌توان انتخاب كرد؟ بله، اين به عهده رئيس جمهوري لايق و منتخب هر كشور جمهوري مي‌باشد. آها چه گونه يك رئيس جمهور لايق و منتخب مردم را مي‌توان انتخاب كرد و به كار گماشت؟ آره سوال خوبي كردي. به كمك يك انتخاب آزاد كه در آن احزاب و سازمان‌ها و رسانه‌هاي همه‌گاني آزادنند و در تحت كنترل عده خاصي قرار نگرفته باشد. حالا از تشكيل احزاب و سازمان‌هاي آزاد كه بگذريم، چه گونه مي‌توان رسانه و رسانه‌هاي آزاد را در جامعه داشت؟ ها، رسيديم به نكته اصلي. جواب اين سوال و سوال‌هاي ديگرت را بايد توي حديث‌هاي امامان شيعه اثنا حشري جست‌وجو و ييدا كرد.
6 # علی 99 :
می دونم چی میخوای بگی ... خداروشکر که من تو این راه تا حالا کاری نکردم که الان پشیمون باشم ... الان خیلی از اون 17 میلیون نفر پشیمونن ولی من جزو 10 میلیونم که اون روز ، امروز رو می دیدین
7 # مهرنوش :
خوش به حال همه ي ماها!!!!!!!به مرگ گرفتن كه ما به تب راضي بشيم!!!!!ماهم كه قانع!
8 # ٍشئشد :
چه باید کرد !؟ وقتی لنین بعد از پیروزی انقلاب دچار صد دسنگی شد و بازنده های منشویکی و و تزاری هم با رنگ عوض کردن مدعی شدند بخاجش رید !!!اما خمینی وارث آدم راهش را بر سبیل تاریخ ایران قبل از پدر و پسر ی که دل و گوش بغرب داشتند گره زد و پیروز شد کجای انقلاب نیمه کاره !!؟ پیر حسین لو نشخوار افکار ملی-مذهبی ها که مذهبشان مثل زیارت کربلای صدام !!و ملی گراییشان بسنه کوناه مدت قبل و بعد از کودتا سی و دو میباشد در دل ملت جایی ندارد لا اقل اگر وجدان اگاهی داری خوب میدانی هشتاد در صد مردم ایران غیر سیاسی هستند و بد و خوب زندگی روز مره اشان عین قبول ورد کار کرد حکومت است و لا غیر
سوختن و ساختن....البته كمي از مشي اصلاح طلبانه بدور است ولي در حال حاضر نمي توانيم جز اين بكنيم چون اصلاح طلبيم! راستي بلاگرولينگ چرا دوباره اينجا فيتلر شده؟!
10 # negar :
موطن آدمی در قلب کسانی است که آن را دوست می دارند یقینا باید حرکت کرد و محکم و پر شور در شهرهایی که امکان انتخاب وجود دارد با نسبی نگاه کردن ؛ بهترین انتخاب را انجام داد و از این فرصت برای بیان یاد آوری لزوم وجود احزاب - حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود- مبارزه با فساد اداری بر پایه مطبوعات آزاد-لزوم شایسته سالاری و شایسته گزینی و... و بالا بردن فرهنگ عمومی و همبستگی اجتماعی کوشش کرد باید از قبیله امید واران بود باید به نقاط گشایش تمرکز کنیم و به هم روحیه دهیم و فرصت ها را از دست ندهیم خدا نگهدارت باشد الپر عزیز
11 # ّفاطمه رحیمی :
من فکر میکنم که همه حرفهای احمدی نژاد دلیل دارد وهیچ وقت حرف نخواهد گفت که از آن پشیمان شود.حرفهایش سنجیده است وهمیشه مقصددارا. مثلا نمیخواهد که زنها پیش رفت کنند و میخواهد که جایی شان توی خونه باشد. زنها امروز در ایران خیلی تحصیل یافته هستند. نه؟ شما چه فکر میکنید؟
12 # Fatema Rahimi :
من فکر میکنم که همه حرف های احمدی نژاد دلیل دارد و هیچ وقت حفی نخواهد گفت که از آن پشیمان شود.مثلا این آقا اصلا نمیخواهد که زنها پیش رفت کنند و میخواهد که جایی شان توی خونه باشد. زنها امروز در ایران خیلی تحصیل یافته هستند. نه؟ شما چه فکر میکنید؟
13 # Fatema Rahimi :
من فکر میکنم که همه حرف های احمدی نژاد دلیل دارد و هیچ وقت حفی نخواهد گفت که از آن پشیمان شود.مثلا این آقا اصلا نمیخواهد که زنها پیش رفت کنند و میخواهد که جایی شان توی خونه باشد. زنها امروز در ایران خیلی تحصیل یافته هستند. نه؟ شما چه فکر میکنید؟
14 # Fatema Rahimi :
من فکر میکنم که همه حرف های احمدی نژاد دلیل دارد و هیچ وقت حفی نخواهد گفت که از آن پشیمان شود.مثلا این آقا اصلا نمیخواهد که زنها پیش رفت کنند و میخواهد که جایی شان توی خونه باشد. زنها امروز در ایران خیلی تحصیل یافته هستند. نه؟ شما چه فکر میکنید؟
15 # يك اصفهاني :
اول : که ایران به دست ایرانی ساخته می شود. دوم: برای ساختن ایران باید اول خود را بسازیم. سوم : خودسازی بر پایه اخلاق است و رعایت حقوق مردمان. چهارم : آموزش؛ تا فرهنگ ملت ما چنین است که با یک شکلات ... و یک خطا... ؛ امیر ها در حمام ؛ مصدق ها در دادگاه و خاتمی ها در گروکش محضورات قربانی خواهند شد. پنجم: عمگرآیی با حفظ آرمانگرایی و آخر استراتژی برای رسیدن به آرمانها من حاضر نیستم کاری کنم که باز عامل پشیمانی شود. با همه محبت و احترامی که برای اصلاح طلبان دارم؛ مشکوکم که برخی که سکان دارند دغ دغه ایران دارند یا قدرت حاکم؟ تن به بازیی می دهند که طرف مقابل قواعد آنرا به سخره گرفته است! آیا شما دوباره وارد بازی می شوی؟ ا
سلام ... هرکاری کنیم ممکن هست پشیمان شویم، حتی اگر بدروغ اصرار کنیم که پشیمان نیستیم. بنظر من در جواب "چه باید کرد" اگر خیال میکنیم راه درست بلدیم، باید انجام دهیم و اگر فهمیدیم اشتباه کردیم و پشیمان شدیم، این باعث دلسردی مان نشود و راه دیگر انتخاب کنیم. از گذشته باید آموخت، اما افسوسش خوردن و یا بی عمل ماندن ز ترس پشیمانی، فایده ندارد .... البته میدانم که دوستانی که طرفدار گام کوچک برداشتن هستند، خیلی خیلی خیلی بیش از خیلیها عمل میکنند ..گفتم بگم تا دوباره سوءتفاهم نشد :-)
ما رند و خراباتي و ديوانه مستيم / بيهوده چه گوييم همينيم كه هستيم سلام دوست عزيز ايران چه كنيم؟ سوالي يس سخت و دشوار كه ابته شما نيز به دشوراي آن اذعان داشته ايد ، اما به واقع راه حل نيك و پسنديده اي برگزيده ايد ، حكومت پوپليستي ايران مخصوصاً اكنون كه در اختيار شاگردان فرق مصباحيه قرار گرفت است سعي در بي ارزش و منزوي كردن مردم و رايشان را دارد و راي ندادن يعني خدمت به اين فرقه.
ما رند و خراباتي و ديوانه مستيم / بيهوده چه گوييم همينيم كه هستيم سلام دوست عزيز ايران چه كنيم؟ سوالي يس سخت و دشوار كه ابته شما نيز به دشوراي آن اذعان داشته ايد ، اما به واقع راه حل نيك و پسنديده اي برگزيده ايد ، حكومت پوپليستي ايران مخصوصاً اكنون كه در اختيار شاگردان فرق مصباحيه قرار گرفت است سعي در بي ارزش و منزوي كردن مردم و رايشان را دارد و راي ندادن يعني خدمت به اين فرقه.
19 # قاسم سامعي :
كار جالب وبلاگ رسواگر را در خصوص اين يادداشت حتما بخوانيد تمامي موارد مطرح شده در يادداشت زير سوال رفته. واقعا با بررسي اين يادداشت معلوم مي شه اين اصلاح طلبان حرفهايشان هيچ پايه و اساسي ندارد. من كه بعيد مي دونم الپر و همفكرانش خاتمي روهم قبول داشته باشند. http://roswagar.persianblog.com/









هاست و ثبت دومین