پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






از جان شورای شهر چه می خواهیم؟ چرا دست از سر این حاکمیت یک دست بر نمی داریم که شورا را هم دوباره بگیرد؟ چرا نمی گذاریم احمدی نژاد به اندازه کافی خرابکاری بکند تا کار یکسره شود و هرطوری که شده بالاخره از دست اینها خلاص شویم؟ چرا باز تکرار مکررات می کنیم و می خواهیم یکسری چهره های تکراری را به شورا بفرستیم که معلوم هم نیست آخرسر نتیجه اش چه بشود؟

من فکر می کنم ما و همه اصلاح طلبان باید صادقانه با خود و با دیگران صحبت کنیم. نباید حرفهایمان را طوری در لفافه بپیچانیم که کسی نفهمد. اگر حرف جدید یا برنامه جدیدی داریم باید بگوییم؛ و اگر نه باز هم صادقانه همین را بگوییم. واقعیت این است که امروز 26 آبان است و تا روز انتخابات شوراها چهار هفته بیشتر نمانده و مجالی برای مقدمه چینی و بحث و جدل نیست. می دانم که بحث تحریم دست کم در انتخابات شوراها دیگر مطرح نیست، اما اتفاقا مشکل قبلی سرجایش هست: مردم نمی دانند چرا و به چه دلیلی و با چه انگیزه ای باید شرکت کنند. اصلاحات اگر این دوره شکست بخورد، از همین بحران انگیزه شکست می خورد. البته بدجوری در جامعه احساس می کنم که همه منتظر این هستند که حرف جدید کجاست و راه در روی مردم از این سرگشتگی و گیجی که در آن هستند، چیست. اما اصلاح طلبان بی فکر هم مثل همیشهء گذشته شان دارند حرفهایشان را طوری می زنند که خودشان می فهمند اما مردم نمی فهمند.

منتظر بازگشت خاتمی

تعارف و پرداختن به حاشیه و تکرار حرفهای بی حاصل را باید کنار گذاشت. اصلاح طلبان یک حرف حساب بیشتر در این انتخابات ندارند و اتفاقا این حرف را هم با توجه به همه کاستی ها و کاهلی ها و نشدن ها و نتوانستن های قبلی می زنند. مشکلی که هست شاید این است که بلد نیستند یا شاید جرأتش را ندارند که به این صراحت این حرف را بگویند و پایش بایستند.

ماجرا، روراست و بی تکلف، این است که می خواهیم یک خطا را اصلاح کنیم و از یک مسیر اشتباه، تا دیرتر نشده برگردیم. واقعش این است که همه چیز داشت خوب پیش می رفت. خواسته های جدید طبقه متوسط این جامعه که بیشتر آنها از نسل پس از انقلاب بودند داشت اتفاقا توسط کسانی که از بانیان و گردانندگان همان انقلاب بودند نمایندگی می شد و با تعامل این دو نسل و حضور اجتماعی گروهی که بین بخش های سنتی و سکولار این جامعه ایستاده بودند، کارها نسبتا خوب پیش می رفت. نخبگان در هردوی این گروهها از دو طرف به دعوت گروه میانه داشتند نرم نرمک با مدارا و تحمل و تعامل و گفت و گو آشتی می کردند و به رأی اکثریت تن می دادند. اما کار از یک جا گره خورد. هزار توضیح و توجیه برای درک آن گره مطرح شد و مورد توافق قرار نگرفت، و هزار راه حل برای باز کردن آن مطرح و برای عملی کردن آنها تلاش شد، اما به جایی نرسید. توده ای در این میانه پیدا شدند و ناگهان کفه های ترازو را از نظم مقرر خود خارج کردند و با تکان شدید آرامش منطقی آن را برهم زدند. اکنون یک سال و نیم گذشته و در این مدت دیدیم که معنای برگشتن به سال 57 و آزادی 360 درجه و مبارزه با فساد و انقلاب در عرصه مدیریت چیست. عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود. باید عاقل باشیم.

یک سال و نیم پیش بخشی از مردم ایران به یکباره تصمیم گرفتند قبلی هایی را که امتحان کرده اند و با آنها به ایده آل های خود نرسیده اند، رها کنند و به یک جریان جدید و فرد جدید رو بیاورند. نفس این تصمیم مردم عین دموکراسی بود. در نظام های دموکراسی بازگشتن از یک انتخاب (مثل انرژی هسته ای!) حق مسلم ماست. مردم حق دارند یک آدم یا گروه را انتخاب کنند، اگر از کارش راضی بودند دوباره به همان رأی دهند و اگر نبودند رأی خود را پس بگیرند و به دیگری رأی دهند. ممکن است این خطا در انتخاب هزینه هایی هم داشته باشد؛ که طبعا به گردن مردم است. این هم لازمه دموکراسی است. به هرحال گریزی از صندوق های رأی نیست. اما این به معنای غیر قابل بازگشت بودن راه های رفته و غیر قابل جبران بودن اشتباه های گذشته  نیست.

احمدی نژاد یک اشتباه ملی بود. اشتباهی که همه آنهایی که شرکت کردند و نکردند، همه آنهایی که به او رأی دادند و ندادند و همه آنهایی که با موافقت یا مخالفت خود باعث انتخاب او شدند، کم و بیش در آن مقصرند. وقت برای افسوس خوردن و تحلیل کردن گذشته بسیار است، اما گاهی اوقات وقتی که برای افسوس خوردن یا با هم دعوا کردن و مقصر پیدا کردن سپری می شود، خود سبب افسوسی مضاعف است. گاهی باید آدمها به صورت فردی بپذیرند که اشتباه کرده اند و تلاش کنند آن را جبران کنند. گاهی اوقات هم یک جامعه و یک ملت باید به اشتباه خود اعتراف کند. اعترافی که زبانی نیست، عملی است. اعترافی که در بازگشت به گذشته باید آن را جستجو کرد. بازگشت به گذشته همیشه بد نیست. از مسیر اشتباه باید بازگشت و مسیر درست را انتخاب کرد؛ آن مسیر هرچه هست این نیست. دیگر هیچ یک از نخبگان این کشور شک ندارد که مسیر توسعه این سرزمین و رسیدن به دموکراسی و تأمین آزادی ها و حقوق بشر و برقراری عدالت از احمدی نژاد نمی گذرد. باید برگشت و دید کجای کار اشتباه بوده است. [و با نسل خودم:] باید فرصت خرید برای نسل امروز که بدون تکرار اشتباهات نسل گذشته، بدون آنکه بر اشتباه کوچک خود اصرار و آن را به اشتباهات بزرگتر تبدیل کند، از مسیر غلط این یک سال و نیمه، نم نمک برگردد و به سمت اصلاح آن حرکت کند تا مسیر درست تدریجا پیدا شود.

اصلاح طلبان، و همه کسانی که از جنس آنان نیستند اما مردم را به حضور و رأی دادن به این لیست در انتخابات شوراها دعوت می کنند، می خواهند یک کار کنند: راه رفتهء دولت نهم را برگردند و کشور را به مسیر اصلاحات و به دوران خاتمی برگردانند. همه کاستی ها و مشکلات و ناتوانی ها و ناکارآمدی های آن دوران قبول؛ اما بی شک هیچ یک از آنها به پای فجایعی نظیر دولت احمدی نژاد و بلاهایی که او ارد بر سر میهن ما می آورد، نمی رسد. خاتمی برمی گرددکار سختی نیست برگشتن از این اشتباه. این عین عقلانیت و بلکه هوشمندی است که ما بفهمیم از این جا به بعد اشتباه کردن چقدر خطرناک تر از گذشته است و تلاش کنیم این بار دیگر کاری نکنیم که برای آن افسوس بخوریم. خاتمی در سال 76 نماد همه خواست های مدرن ما بوده است. اگر می خواهیم به آن روزها و به آن ایده های طلایی برگردیم، باید به او و به لیست مورد حمایت او رأی دهیم. رأی من و شما هم کافی نیست. باید به همه مردم بگوییم که این لیست، لیست خاتمی است و اگر می خو اهیم  کمی برگردیم و این بار راه او را با ترمیم و بازنگری ادامه دهیم، راهش رأی دادن به لیست خاتمی است؛ برای بازگشت به خاتمی و اصلاحات.

TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/847
نظرات شما:
1 # سهیل :
شما مشارکتی ها دست از سر خاتمی بر نمیدارید؟مگر قرار نبود ازش عبور کنید؟حالا چرا برای اثبات خودتون بازم دست به دامن اون شدید؟
2 # سهیل :
شما مشارکتی ها دست از سر خاتمی بر نمیدارید؟مگر قرار نبود ازش عبور کنید؟حالا چرا برای اثبات خودتون بازم دست به دامن اون شدید؟
3 # سهیل :
شما مشارکتی ها دست از سر خاتمی بر نمیدارید؟مگر قرار نبود ازش عبور کنید؟حالا چرا برای اثبات خودتون بازم دست به دامن اون شدید؟
4 # آه :
این فیلم را حتما نگاه کنید. یکی از بلاهایی که در آتیه نزدیک به یمن وجود دولت فخیمه احمدی نژاد بر سر ایرانیان خواهد آمد...... http://www.youtube.com/watch?v=m3GstYOIc0I&mode=related&search=
5 # bdfg :
خاتمی سال 76 اصلا عدّی نبود که مردم به او اميدی داشته باشند. مردم فقط برای نه گفتن به قدرت ، به خاتمی رای دادند. دو زاريت خيلی کجه ، رفرم دولتی سال هاست مرده ، حد آقل از حجاريان ياد بگير.
جناب پير حسين لوعزيز! جامعه به خاتمي راي بدهد كه چي؟ من فكر مي كنم مرحله تكامل جمهوري اسلامي از احمدي نزاد مي گذرد همان امنيه چي و نظامي ها در آخرين مرحله همه چيز را يكسره در دست گرفته و با گرفتن قدرت آنها به سوسياليسم اسلامي و مهدوي خواهند رسيد !!!!!!!!!!!! از جان شورای شهر چه می خواهیم؟ چرا دست از سر این حاکمیت یک دست بر نمی داریم که شورا را هم دوباره بگیرد؟ چرا نمی گذاریم احمدی نژاد به اندازه کافی خرابکاری بکند تا کار یکسره شود و هرطوری که شده بالاخره از دست اینها خلاص شویم؟ چرا باز تکرار مکررات می کنیم و می خواهیم یکسری چهره های تکراری را به شورا بفرستیم که معلوم هم نیست آخرسر نتیجه اش چه بشود؟
جناب پير حسين لوعزيز! جامعه به خاتمي راي بدهد كه چي؟ من فكر مي كنم مرحله تكامل جمهوري اسلامي از احمدي نزاد مي گذرد همان امنيه چي و نظامي ها در آخرين مرحله همه چيز را يكسره در دست گرفته و با گرفتن قدرت آنها به سوسياليسم اسلامي و مهدوي خواهند رسيد !!!!!!!!!!!! از جان شورای شهر چه می خواهیم؟ چرا دست از سر این حاکمیت یک دست بر نمی داریم که شورا را هم دوباره بگیرد؟ چرا نمی گذاریم احمدی نژاد به اندازه کافی خرابکاری بکند تا کار یکسره شود و هرطوری که شده بالاخره از دست اینها خلاص شویم؟ چرا باز تکرار مکررات می کنیم و می خواهیم یکسری چهره های تکراری را به شورا بفرستیم که معلوم هم نیست آخرسر نتیجه اش چه بشود؟
جناب پير حسين لوعزيز! جامعه به خاتمي راي بدهد كه چي؟ من فكر مي كنم مرحله تكامل جمهوري اسلامي از احمدي نزاد مي گذرد همان امنيه چي و نظامي ها در آخرين مرحله همه چيز را يكسره در دست گرفته و با گرفتن قدرت آنها به سوسياليسم اسلامي و مهدوي خواهند رسيد !!!!!!!!!!!! از جان شورای شهر چه می خواهیم؟ چرا دست از سر این حاکمیت یک دست بر نمی داریم که شورا را هم دوباره بگیرد؟ چرا نمی گذاریم احمدی نژاد به اندازه کافی خرابکاری بکند تا کار یکسره شود و هرطوری که شده بالاخره از دست اینها خلاص شویم؟ چرا باز تکرار مکررات می کنیم و می خواهیم یکسری چهره های تکراری را به شورا بفرستیم که معلوم هم نیست آخرسر نتیجه اش چه بشود؟
جناب پير حسين لوعزيز! جامعه به خاتمي راي بدهد كه چي؟ من فكر مي كنم مرحله تكامل جمهوري اسلامي از احمدي نزاد مي گذرد همان امنيه چي و نظامي ها در آخرين مرحله همه چيز را يكسره در دست گرفته و با گرفتن قدرت آنها به سوسياليسم اسلامي و مهدوي خواهند رسيد !!!!!!!!!!!! از جان شورای شهر چه می خواهیم؟ چرا دست از سر این حاکمیت یک دست بر نمی داریم که شورا را هم دوباره بگیرد؟ چرا نمی گذاریم احمدی نژاد به اندازه کافی خرابکاری بکند تا کار یکسره شود و هرطوری که شده بالاخره از دست اینها خلاص شویم؟ چرا باز تکرار مکررات می کنیم و می خواهیم یکسری چهره های تکراری را به شورا بفرستیم که معلوم هم نیست آخرسر نتیجه اش چه بشود؟
10 # ياسر :
اگه بگيم اين ليست خاتميه كه اصلا راي نمي اره .مگه وقتي عكس خاتمي رو كنار عكس هاشمي و يا معين گذاشتند اونها راي اوردن
این کار زیادی را می خواهد. و انتخابات شوراها چنین توانی را در خود ندارد.
لابد راه در روي جلوي رور مردم مشاركتي ها هستند؟ دوست عزيز آنها يك عده فرصت طلب شارلاتان دزد نان به نرخ روز هستند و مردم هم خوب اين را فهميده اند.
لابد راه در روي جلوي رور مردم مشاركتي ها هستند؟ دوست عزيز آنها يك عده فرصت طلب شارلاتان دزد نان به نرخ روز هستند و مردم هم خوب اين را فهميده اند.
14 # پيمان مقدم :
به ته خط رسيده ايد جناب ... حرفهايت كهنه است و تحليلت نخ نما... شورا يك نهاد غير سياسي است و با نگاهي كاملا متفاوت در آن شركت خواهيم كرد... اما اگر به اين خيال ايستاده ايد كه كسي به زاري پادو هايي چون شما و ارباباني چون بهزاد و دار دسته دغل باز و رنگارنگ مشاركت وقعي مي نهد سخت در اشتباهي... ما هنوز هم از اين كه بر دروغ هاي دموكراتيك معين و مشاركت چشم نبستيم و بر معامله مشاركت و كارگزاران دل نبستيم نه شرمسار كه سربلنديم... رياست احمدي نژاد بر سر ملت هزار بار شيرين تر از شهد هاي درو غيني است كه شما قرار بود به كام ملت بريزيد.... اگر بناست كه با تقبيح تحريم به اين ميدان جديد گام بگذاريد باز هم بازنده ايد.... ما هيچگاه از اين كه فريبكاري هاي اربابان شما رادر انتخابات نهم تمكين نكرديم شرمسار نيستيم... حال با اين چماق "تحريم" همواره بر فرق خود بكوب كه عرض خود مي بري و زحمت....
15 # آرش :
خبر خوب اين كه خانم الهه كولايي هم رسما به كمپين يك ميليون امضا براي حقوق برابر همه ي شهروندان پيوست.
چرا نمی گذاریم احمدی نژاد به اندازه کافی خرابکاری بکند تا کار یکسره شود و هرطوری که شده بالاخره از دست اینها خلاص شویم؟ (دقيقا نظر من است) خواندم و تحسين مي كنم. الاح طلبان منتقد ديد ايدئولوژيك غافل از اينكه خود همينطورند. آنها وجودشان با حضور رقيب معنا دار مي شود و الي هيچ استراتژي مشخصي براي اصلاحاتشان ندارند و عباس عبدي مديست نقدهاي جالبي به آنها وارد مي كند. حتما پيگيري مي كنيد. موفق باشيد و پايدار
17 # يك ايراني :
سلام الپر! من با شما موافقم و اگر قرار است تغييري و اصلاحي صورت گيرد تنها و تنها راهش راه صلح اميز و استفاده از اركان دموكراسي (هر چند ناقص!!) است. از دوست عزيزي (اقاي مقدم) كه از تحريم و ... دفاع جانانه اي كردند سئوال دارم چه چيزي با اين كار عوض شده و يا خواهد شد؟ ايا فكر مي كنيد بيشترين سود را از نيامدن مردم به پاي صندوق چه كسي مي برد؟ ايا اصلا انها وقعي به اينكه انتخابات به انتصاباب تبديل شده و شرق و غرب به عدم دمكراسي و ... داد و ... مي گذارند؟ ايا راه ديگري براي اصلاح امور سراغ داريد و يا به مردم نشان داديد و يا دلايل و سودمندي انرا را اعلام كرديد؟ مگر قرار است كه هر كس راي مي دهد (اجباري به راي دادن) به كانديداي اقايان مشاركت و ... دارد؟ من متاسفانه وابسته به هيچ حزب و گروه نيستم ولي از اصلاحات و اصلاح طلبان حمايت مي كنم. اين يك مبارزه است و با قهر و ... پيروزي را تقديم نمي كنند! استقامت و صبر مي خواهد و البته مديريت درست! هر چند تاريخيترين فرصت را به هر دليل كه تعداي از انها زيادي خواهي و تندروي و بي برنامه گي و عدم توجه به مردم و نايستادن در مقابل زيادي خواهي هاي طرف ديگر ... از دست داديم! همه ما مقصريم كمتر يا بيشتر! ايا باز هم بايد ادامه يابد؟ ايا بايد اين خواسته ها تلمبار شود و به انفجار برسد و همه چيز را نابود كند؟ شما مي دانيد كه امروز در هيچ جاي جهان تغيير ناگهاني كه برابر است با نابودي ارگانها و نهادهاي اجتماعي و ... بدليل هزينه زياد (كه ما پرداختيم و هنوز هم مي پردازيم ...) پذيرفته شده نيستّ بايد از حقوق خود و ملت دفاع كرد هر چند بارها شكست را به دليل "جر" زدنهاي!!! طرف مقابل كه نمي خواهد مبارزه برابري داشته باشد!!! تجربه كرد! من به اين انتخابات (شورا) خوشبين هستم! البته اگر باز هم سهم خواهي ها و ... كار دست ما ندهد و از گذشته درس گرفته باشيم!
سلام، مي داني الپر آنچه كه جامعه ما بايد درس مي گرفت از همه شكست ها و پيروزي ها اين بود كه سياست امري كاملا و مطلقا نسبي است. بنابر اين در صورتي كه مي خواهي كاري بكني - اگر مي خواهي كاري بكني و بدنبال بهانه هاي جور و واجور نگردي - بايد بپذيري به هر حال بهتري هست و ائتلافي ولو لرزان مي تواند يك گام به پيش باشد. شايد هدف گذاري براي دستيابي سنگر به خبرگان آرزوئي دست نيافتني باشد ولي به نظر مي رسد شوراهاي شهر چندان هم دور از دسترس نباشد. به نظر من مهم اين است كه بخواهيم تغييري ايجاد كنيم وگرنه بهانه هميشه بوده و اين بيست و هفت سال به همه نشان داده است كه راه تحريم فقط ايزوله شدن بيشتر را براي تحريميان - از جمله خودم - داشته است. شايد من با آرا مشاركتي ها موافق نباشم ولي مي دانم در شرايط كنوني اولويت با خروج اين حاكميت از يكدستي است تا بعد فرصتي باشد براي واكندن سنگ هايمان ...
آنچه که من از اوضاع و شرایط روز می فهمم اینست که هنوز توجه مردم به سوی احمدی نژاد است. اساسا مدتی طول می کشد تا توحه مردم به یک سو که از پس رد چهره ها و برنامه هائی خاص سمت و سو گرفته است به سمت و سوی دیگر میل کند . بنابر این خاتمی و لیستش حداقل در این زمان موفقیت چندانی نخواهد داشت. البته می تواند در این شرایط با شرکت فعال در انتخابات به اهداف خاص خود در بستر کنونی دست یابد.
آنچه که من از اوضاع و شرایط روز می فهمم اینست که هنوز توجه مردم به سوی احمدی نژاد است. اساسا مدتی طول می کشد تا توحه مردم به یک سو که از پس رد چهره ها و برنامه هائی خاص سمت و سو گرفته است به سمت و سوی دیگر میل کند . بنابر این خاتمی و لیستش حداقل در این زمان موفقیت چندانی نخواهد داشت. البته می تواند در این شرایط با شرکت فعال در انتخابات به اهداف خاص خود در بستر کنونی دست یابد.
آنچه که من از اوضاع و شرایط روز می فهمم اینست که هنوز توجه مردم به سوی احمدی نژاد است. اساسا مدتی طول می کشد تا توحه مردم به یک سو که از پس رد چهره ها و برنامه هائی خاص سمت و سو گرفته است به سمت و سوی دیگر میل کند . بنابر این خاتمی و لیستش حداقل در این زمان موفقیت چندانی نخواهد داشت. البته می تواند در این شرایط با شرکت فعال در انتخابات به اهداف خاص خود در بستر کنونی دست یابد.
آنچه که من از اوضاع و شرایط روز می فهمم اینست که هنوز توجه مردم به سوی احمدی نژاد است. اساسا مدتی طول می کشد تا توحه مردم به یک سو که از پس رد چهره ها و برنامه هائی خاص سمت و سو گرفته است به سمت و سوی دیگر میل کند . بنابر این خاتمی و لیستش حداقل در این زمان موفقیت چندانی نخواهد داشت. البته می تواند در این شرایط با شرکت فعال در انتخابات به اهداف خاص خود در بستر کنونی دست یابد.
ماشالا بي خود نيست جوانان تازه عضو شده شاخه دانشجويي مشاركت اين قدر اوتن توي تحليل. آخه مثل اين كه جريان از منشا خراب استو ببين علي جان اين تحليل به نظر من از ريشه ايراد داشت. يعني دلايل شكست اصلاحات را خوب تبيين نمي كنيد. تا بتوانيد به يك استراتزي برسيد. به هر روي با اين وضع به نظر مي رسد كه فعلا اصلاح طلبان بايد شكست بخورند. چون ظاهرا دلايل نا كامي را هنوز نمي دانند
گفتگوی اختصاصی رسواگر با الپر را در خصوص موضوع فوق حتما بخوانید. آدرس وبلاگ رسواگر: http://www.roswagar.persianblog.com
25 # احمد :
احمدی نژاد یک اشتباه ملی بود يا اشتباه خلقت به هرحال همين عکس و عکس هاي ديگرش و کار هايش نشون ميده که چه دلقکي رو با چه شيوه انتخاباتي مسخره اي رئيس جمهور مملکت کردند و حالا هم که حمايت يکي مثل خودش يعني علي خامنه رو داره . فرصتي که اصلاح طلبان با دوم خرداد بدست آوردند و از دست رفت، ديگر تکرار نخواهد شد. رسيديم به جايي که از روي جنازه ولي فقيه ولايت فقيه هم بايد رد شد يعني به صراحت، نظام ديگري بايد و فاتحه اي هم بر جمهوري اسلامي، اگر کار به جايي نرسد که جاي فاتحه لعنتيه خوانده شود.
26 # آرش :
دوستان و هموطنان! دستگيري وحشيانه دوباره ي منصور عضدانلو و ابراهيم مددي... و فرود دشنه ي فاشيسم آيت الله مصباحي بر سينه ي دانشجو و قتل آن جوان در خون غلطيده ي دانشگاه آزاد سبزوار، .... اوج درماندگي و انزواي فاشيسم حاكم بر وطن ماست... ملاهاي بيسواد و بيمرام كه در همه س عرصه ها مچ شان باز شده مي خواهند در دل ها ×رعب افكني× كنند... به ويژه حالا كه برخي از چهره هاي اصلاح طلب هم سكوت و بي عملي را تا حدودي شكسته اند... نبايد اجازه داد موفق شوند. امروز اگر ترا نمي كشند به خاطر اين است كه در حال كشتن ديگري هستند. اين چرت و پرت هاي تندروي و كندروي را هم بايد كنار گذاشت. اگر مقاومت ملت نباشد به سراغ همه خواهند آمد. ببينيد براي هر روزنامه نگار و انديشمندي به نوعي پرونده درست كرده اند و براي آن ها حكم زندان صادر كرده اند كه آن ها را مرعوب كنند. .. متحد و هشيار با قامتي بلند و بدور از بحث هاي حاشيه اي صد تا يه غاز وطن را دريابيم.
27 # arash :
و اگه به اين خاتمي شما و اصلاحات شما و همه ي اين بازيها و اميدواري هاي شما هيچ رقمه خوشبين و اميدوار نباشيم چه؟ نه... فرصت آن هشت سال را همين خاتمي و هم داستانهايش از دست دادند. فكرش را بكن... هشت سال! نه... از يك سوراخ هزار بار كه گزيده نمي شوند برادر جان.
همين شماها نبودين كه دادتون از خاتمي بلند بود.خوردين به پيسي.بيچاره خاتمي كه ياران هرزگاهي داره. زنده باد خاتمي.
الپر ! موافقم باهات .
31 # xxx :
احمدي نژاد هیچ‌گاه آن‌قدر خرابکاری نمی‌کند که کار یکسره شود، این تنها هنرِ مشارکت و اصلاحات‌چیانِ عزیز بود که در بهترین موقعیتِ ممکن قرار گرفتند و توانستند کار را (بر علیهِ خود نیز) چنین یکسره کند. باز هم که قدرت بگیرید، دوباره همان خرابکاری‌ها را خواهید کرد، ولی این‌بار به جایِ احمدی‌نژاد تحویلِ کرزای کسی خواهید داد. بهتر آن‌که به جایِ فعالیتِ انتخاباتی چند ماهی را به خوابِ زمستانی بروید، هم به خودِتان کمتر آسیب می‌رسانید هم ما.
32 # علي :
بخش مغفول مانده افضات دكتر احمدي نژاد: رييس‌‏جمهوري با اشاره به شخصيت‌‏هاي منفي و مثبتي كه در سريال‌‏ها و مجموعه‌‏هاي تلويزيوني به نمايش درمي‌‏آيد، گفت: كسي كه در يك سريال مظهر خوبي است، نبايد در سريال ديگري به عنوان بدي نمايش داده شود چراكه اين امر سبب شكسته شدن مرزها در ذهن مخاطبان به‌‏ويژه نسل جوان مي‌‏شود، اين انسان‌‏ها الگو هستند. وقتي يك نفر را به الگويي براي بينندگان تبديل كرده‌‏ايم، نمي‌‏توانيم در مجموعه‌‏هاي ديگر، به شكلي نامطلوب به وي بپردازيم يا اينكه در مراسم تجليل او را كه بر ذهن مخاطب تاثير گذاشته به گونه‌‏اي ديگر نشان دهيم. ظرافت‌‏ها و لطافت‌‏هاي كار شما بسيار است، به اين امور توجه داشته باشيد.
33 # علي :
بخش مغفول مانده افضات دكتر احمدي نژاد: رييس‌‏جمهوري با اشاره به شخصيت‌‏هاي منفي و مثبتي كه در سريال‌‏ها و مجموعه‌‏هاي تلويزيوني به نمايش درمي‌‏آيد، گفت: كسي كه در يك سريال مظهر خوبي است، نبايد در سريال ديگري به عنوان بدي نمايش داده شود چراكه اين امر سبب شكسته شدن مرزها در ذهن مخاطبان به‌‏ويژه نسل جوان مي‌‏شود، اين انسان‌‏ها الگو هستند. وقتي يك نفر را به الگويي براي بينندگان تبديل كرده‌‏ايم، نمي‌‏توانيم در مجموعه‌‏هاي ديگر، به شكلي نامطلوب به وي بپردازيم يا اينكه در مراسم تجليل او را كه بر ذهن مخاطب تاثير گذاشته به گونه‌‏اي ديگر نشان دهيم. ظرافت‌‏ها و لطافت‌‏هاي كار شما بسيار است، به اين امور توجه داشته باشيد.
34 # abbas :
احمدي نژاد هر كاري كه ميكنه به پشتوانه سپاه و رهبري است وگرنه رياست جمهوري اسلامي يك مقام تشريفاتي بيشتر نيست.حالا اگر بر فرض احمدي نژاد برود و خاتمي برگردد با وجود اون قدرت مطلقه كه حالا جري تر هم شده هيچ كاري نميتواند از پيش ببرد. اگر ميخواهيم مشكلات ممكلت حل شود بايد به فكر اصلاح جاهاي اصلي باشيم.
37 # ٍشئشد :
اقای احمد !!لطف کن و در همان حمام زنانه زیتون !!!مشغول باش که در الپر کامنت گزاردن سواد و اطلاعات بالایی را میطلبد ٬اولا کوتاه قد سیاسی !! اگر بناله هایت در زیتون اشنا نبودم اینجا نمینوشتم وقتی در غرب حزبی شکست میخورد با پشتکار و فعالیت و وعده ها و رهبران جدید میاید تا رای مردم را ببرد مثل پیروزی دمکراتها در امریکا یا زاپاترو در اسپانیا و پرودی در ایتالیا ....اینکه اصلاح طلبها دو باره و با چهره های نو شاید رای مردم را ببرند احتمالش زیاد است چنانچه راست گراها قبلا مزه شکست را کشیده بودند ... اینکه مثل عروس شوهر مرده زاری میکنی که خاتمی امد و نشد پس فاتحه !!تازه داری میشوی رجوی و رضا پهلوی خدا شفایت دهد
38 # مسعود :
سلام . آقای قالیباف که خوب دارن کار می کنن . چرا باید ترکیب فعلی شورای شهر رو بهم بزنیم تا ایشون بر کنار بشن ؟!
tamame inha ba farze in hast ke kolan entekhabat ro ghabool dasht va behesh etemad kard. vali vaghti mibini ke ameye mardom hanooz tooye inke ahmadineghad che goori reyees jomhoor shod, moondan. dige ye joorayee peida kardan moghaser sakht tar mishe.
40 # حسن :
((بهلول))هزاره سوم لابد اندر لطایف ((بهلول))هزاره سوم که بزرگترین تئوریسین حکمرانی و اقتصاد نوین و سیاست روز می باشند مطالبی را شنیده اید، ولیکن عده ای اصلاح طلب ناکارآمد ومشارکتی سکولار و کارگزار طرفدار سرمایه داری امپریالیزم و عده ای سلطنت طلب بی عار که چشم دیدن کابینه 70 میلیونی ایشان را ندارند ، دائما در حال اهانت به ایشان هستند و از قضا نمی دانند که ایشان فردی عالم و محترم هستند و فقط برای مصلحت است که گاها نقش بهلول را بازی می کنند وگوش به حرف هیچ کسی نمی دهند وفقط برای رضای خداست که در صدد فتح قله رفیع دانشگاه آزاد و شورای شهر تهران هستند و البته ایشان علاقه عجیبی به گاوهای هلندی دارند که طی قراردادی بیماری هلندی( یا همان تورم ناشی از تزریق بی رویه پول نفت در اقتصاد است،) را تا اواسط زمستان وارد کشور خواهند نمود و 50 تا اقتصاد دان بیسواد هم بروند دنبال کارشان وحتی 20 کشوری هم که پروژه سهام عدالتشان با شکست روبرو شده است حاکمانی نالایق داشته اند وگرنه طرحشان جواب می داد و بجای توزیع فقر عدالت توزیع می شد ومردم جهان تصویری جذاب و دوست داشتنی در ذهنشان ماندگار می شد.البته عده ای بی جهت خوردن خرما را منع می کنند زیرا از فواید خرما بی اطلاعند و نمی دانند که خرما هم انرژی دارد و هم هسته .
41 # کامران :
تو همين حالا سی دی رو بشکن! http://music.sarcheshmeh.ws/Yas/Yas.ft.Ammin(sarcheshmeh.ws).mp3
اربابان کوچک نگاهی گذرا به وبلاگ های مذهبی اما طبقاتی و تاثیر و تأثر آنها ! با نگاهب به وبلاگ های: اشراف مذهبی: 1- پاسداران .... آقای منتظر قائم 2- همیشه خالی ... خانم ساداتیان 3- ریحانه استشهادی.... خانم ریحانه 4- خواب سیاه ... آقای مهرداد 5- استشهادی فدائی سید علی ... آقای منتظر قائم کوچک 6- نه پای رفتن نه تاب ماندگاری ... خانم گلناز 7- استشهادی .... آقای مسیح مهدوی 8- و... اشراف غیر مذهبی: 1- زن نوشت ... خانم دوکوهکی 2- امشاسبندان... خانم سیف 3- سرزمین یک آریایی ... خانم ریحانه 4- گلناز 82 ... خانم ملک 5- و ..
بنام حق رسالت قلم، در مطبوعات، چه جایگاهی دارد؟! سخنان رئیس جمهور را در رابطه با رسانه ها، بازخوانی و معنا کنیم! ما رسانه ای که از دولت بودجه نگیرد نداریم و همه اینها از دولت پول می گیرند! روزنامه های دولتی، چگونه می توانند از آزادی و عدالت، بگویند؟ رسالت قلم را پاس بدارند؟ روشنگری کنند؟ و در ایجاد جامعه مدنی و تحقق مردم سالاری و رساندن ایران به فردای بهتر، نقش داشته باشند؟! رئیس جمهور در مصاحبه مطبوعاتی و در بین خبرنگاران و اصحاب مطبوعات، خونسرد و صادقانه، مطبوعات منتقد دولت را به تمسخر و بازی گرفته، بر طبل رسوایی مطبوعات می کوبد و می گوید : «همه رسانه ها بنوعی بودجه شان را از دولت می گیرند!» و وقتی با سکوت و بهت خبرنگاران روبرو می شود، تیر خلاص را به رکن چهارم مشروطیت زده، مطبوعات را جیره خوار و حقوق بگیر دولت معرفی کرده و ادامه می دهد :«ما رسانه ای که از دولت بودجه نگیرد نداریم و همه اینها (مطبوعات و خبرنگاران و نویسندگان و روزنامه نگاران و صاحبان جراید) از دولت پول می گیرند» و در جمع خبرنگاران، هیچ خبرنگاری به خود جرات و این اجازه را نمی دهد، تا حقیقتی را که رئیس جمهور، صادقانه و بدون مصلحت گرایی فاش و عنوان کرده، رد کند، و بنوعی حاضرین و خبرنگاران و نمایندگان جراید، با سکوت و عدم اعتراض و جواب خود، حرف های شفاف و بی پرده رئیس جمهور را در رابطه با مطبوعات، تائید می نمایند. تیراژبسیاری از جراید و مطبوعات، همچون تیراژ بسیاری از کتابها، غیر واقعی و دروغ است، و بسیاری از روزنامه ها و جراید و مجلات، بدلیل شرایط حاکم و شیوه اعطاء مجوز، تبدیل به بنگاه های دونبشی شده اند، که کاری جز دلالی و فروش کاغذ دولتی در بازار آزاد و گرفتن ارز دولتی از دولت و دیکته نویسی ندارند. شریان حیات مطبوعات، همچون سینما و کتاب، به چشمه پول و بودجه دولت وصل است، و بدون اعانه و کمک دولتی، مطبوعات، توان ادامه حرکت و ابراز ندارند، و حال! مطبوعاتی که مجوز چاپ و بودجه و کاغذ و وام و کمک و آگهی از دولت می گیرند، و در جشنواره دولتی مطبوعات شرکت می کند، و تحت نظارت ارشاد می نویسند، چگونه می خواهند و می توانند که در راستای دفاع از حقوق مردم و کشور و ارزشها، قدمی برداشته، و از دولت و مسئولین دولتی انتقاد کنند؟!...ادامه در فریاد در شب شب بخیر
بنام حق رسالت قلم، در مطبوعات، چه جایگاهی دارد؟! سخنان رئیس جمهور را در رابطه با رسانه ها، بازخوانی و معنا کنیم! ما رسانه ای که از دولت بودجه نگیرد نداریم و همه اینها از دولت پول می گیرند! روزنامه های دولتی، چگونه می توانند از آزادی و عدالت، بگویند؟ رسالت قلم را پاس بدارند؟ روشنگری کنند؟ و در ایجاد جامعه مدنی و تحقق مردم سالاری و رساندن ایران به فردای بهتر، نقش داشته باشند؟! رئیس جمهور در مصاحبه مطبوعاتی و در بین خبرنگاران و اصحاب مطبوعات، خونسرد و صادقانه، مطبوعات منتقد دولت را به تمسخر و بازی گرفته، بر طبل رسوایی مطبوعات می کوبد و می گوید : «همه رسانه ها بنوعی بودجه شان را از دولت می گیرند!» و وقتی با سکوت و بهت خبرنگاران روبرو می شود، تیر خلاص را به رکن چهارم مشروطیت زده، مطبوعات را جیره خوار و حقوق بگیر دولت معرفی کرده و ادامه می دهد :«ما رسانه ای که از دولت بودجه نگیرد نداریم و همه اینها (مطبوعات و خبرنگاران و نویسندگان و روزنامه نگاران و صاحبان جراید) از دولت پول می گیرند» و در جمع خبرنگاران، هیچ خبرنگاری به خود جرات و این اجازه را نمی دهد، تا حقیقتی را که رئیس جمهور، صادقانه و بدون مصلحت گرایی فاش و عنوان کرده، رد کند، و بنوعی حاضرین و خبرنگاران و نمایندگان جراید، با سکوت و عدم اعتراض و جواب خود، حرف های شفاف و بی پرده رئیس جمهور را در رابطه با مطبوعات، تائید می نمایند. تیراژبسیاری از جراید و مطبوعات، همچون تیراژ بسیاری از کتابها، غیر واقعی و دروغ است، و بسیاری از روزنامه ها و جراید و مجلات، بدلیل شرایط حاکم و شیوه اعطاء مجوز، تبدیل به بنگاه های دونبشی شده اند، که کاری جز دلالی و فروش کاغذ دولتی در بازار آزاد و گرفتن ارز دولتی از دولت و دیکته نویسی ندارند. شریان حیات مطبوعات، همچون سینما و کتاب، به چشمه پول و بودجه دولت وصل است، و بدون اعانه و کمک دولتی، مطبوعات، توان ادامه حرکت و ابراز ندارند، و حال! مطبوعاتی که مجوز چاپ و بودجه و کاغذ و وام و کمک و آگهی از دولت می گیرند، و در جشنواره دولتی مطبوعات شرکت می کند، و تحت نظارت ارشاد می نویسند، چگونه می خواهند و می توانند که در راستای دفاع از حقوق مردم و کشور و ارزشها، قدمی برداشته، و از دولت و مسئولین دولتی انتقاد کنند؟!...ادامه در فریاد در شب شب بخیر
بنام حق رسالت قلم، در مطبوعات، چه جایگاهی دارد؟! سخنان رئیس جمهور را در رابطه با رسانه ها، بازخوانی و معنا کنیم! ما رسانه ای که از دولت بودجه نگیرد نداریم و همه اینها از دولت پول می گیرند! روزنامه های دولتی، چگونه می توانند از آزادی و عدالت، بگویند؟ رسالت قلم را پاس بدارند؟ روشنگری کنند؟ و در ایجاد جامعه مدنی و تحقق مردم سالاری و رساندن ایران به فردای بهتر، نقش داشته باشند؟! رئیس جمهور در مصاحبه مطبوعاتی و در بین خبرنگاران و اصحاب مطبوعات، خونسرد و صادقانه، مطبوعات منتقد دولت را به تمسخر و بازی گرفته، بر طبل رسوایی مطبوعات می کوبد و می گوید : «همه رسانه ها بنوعی بودجه شان را از دولت می گیرند!» و وقتی با سکوت و بهت خبرنگاران روبرو می شود، تیر خلاص را به رکن چهارم مشروطیت زده، مطبوعات را جیره خوار و حقوق بگیر دولت معرفی کرده و ادامه می دهد :«ما رسانه ای که از دولت بودجه نگیرد نداریم و همه اینها (مطبوعات و خبرنگاران و نویسندگان و روزنامه نگاران و صاحبان جراید) از دولت پول می گیرند» و در جمع خبرنگاران، هیچ خبرنگاری به خود جرات و این اجازه را نمی دهد، تا حقیقتی را که رئیس جمهور، صادقانه و بدون مصلحت گرایی فاش و عنوان کرده، رد کند، و بنوعی حاضرین و خبرنگاران و نمایندگان جراید، با سکوت و عدم اعتراض و جواب خود، حرف های شفاف و بی پرده رئیس جمهور را در رابطه با مطبوعات، تائید می نمایند. تیراژبسیاری از جراید و مطبوعات، همچون تیراژ بسیاری از کتابها، غیر واقعی و دروغ است، و بسیاری از روزنامه ها و جراید و مجلات، بدلیل شرایط حاکم و شیوه اعطاء مجوز، تبدیل به بنگاه های دونبشی شده اند، که کاری جز دلالی و فروش کاغذ دولتی در بازار آزاد و گرفتن ارز دولتی از دولت و دیکته نویسی ندارند. شریان حیات مطبوعات، همچون سینما و کتاب، به چشمهو بود پول جه دولت وصل است، و بدون اعانه و کمک دولتی، مطبوعات، توان ادامه حرکت و ابراز ندارند، و حال! مطبوعاتی که مجوز چاپ و بودجه و کاغذ و وام و کمک و آگهی از دولت می گیرند، و در جشنواره دولتی مطبوعات شرکت می کند، و تحت نظارت ارشاد می نویسند، چگونه می خواهند و می توانند که در راستای دفاع از حقوق مردم و کشور و ارزشها، قدمی برداشته، و از دولت و مسئولین دولتی انتقاد کنند؟!...ادامه در فریاد در شب شب بخیر
46 # محمد :
شركت خوب هست ولي اگر ذره اي اطمينان بود كه تقلب نميشود...وقتي وزارت كشور دست خاتمي بود اينهمه تقلب كردن و حالا كه دست خودشون هست همه چيز ديگه معلومه...ميشه بگيد اصلاح طلبها براي اين مساله چه برنامه اي دارند كه اينجوري تنور انتخابات را ميخوان داغ كنند؟
47 # محمد :
شركت خوب هست ولي اگر ذره اي اطمينان بود كه تقلب نميشود...وقتي وزارت كشور دست خاتمي بود اينهمه تقلب كردن و حالا كه دست خودشون هست همه چيز ديگه معلومه...ميشه بگيد اصلاح طلبها براي اين مساله چه برنامه اي دارند كه اينجوري تنور انتخابات را ميخوان داغ كنند؟
48 # بهنام :
من به اين دوستاني كه مي گويند تحريم عرضم اين است كه شما چه راه حلي داريد براي تغيير اوضاع؟ كمي موضوع را ساده مي كنم. يا بايد به حداقلها اكتفا كرد و يا اينكه انقلابي بود. اتفاقا من مثل الپر و يا خيليهاي ديگر معتقد نيستم كه اگر انقلابي شود همه چيز در هم مي ريزد! فقط معتقدم كه اين مردم ظرفيت انقلاب را ندارند! حالا تنها راهي كه غير از انتخابات مي ماند ورود به فاز چريكي است كه بازهم من آن را تقبيح نمي كنم. منتها سه سوال دارم: آيا امكاناتي براي آغاز فعاليت چريكي داريد؟ چگونه مي خواهيد آموزشهاي لازم را بدست آوريد؟ و از همه مهمتر آيا يك دهم جسارت و شهامت چريكهاي جان بركف پيش از انقلاب را دارا هستيد؟ اگر جوابتان مثبت است كه خوشحال مي شوم من را هم بپذيريد و اگرنه بقيه حرفهايتان شعارهاي خنده آوري بيش نيست. چرا كه نخست بايد فضايي براي نفس كشيدن وجود داشته باشد تا بتوان در آن زيست و فضايي براي زيستن باشد تا در آن حرف زد و فضايي براي حرف زدن باشد تا در آن اعتراض كرد وفضايي براي اعتراض باشد تا در آن انسجام براي تغيير اوضاع مساعد شود. جز اين است؟
49 # بهنام :
من به اين دوستاني كه مي گويند تحريم عرضم اين است كه شما چه راه حلي داريد براي تغيير اوضاع؟ كمي موضوع را ساده مي كنم. يا بايد به حداقلها اكتفا كرد و يا اينكه انقلابي بود. اتفاقا من مثل الپر و يا خيليهاي ديگر معتقد نيستم كه اگر انقلابي شود همه چيز در هم مي ريزد! فقط معتقدم كه اين مردم ظرفيت انقلاب را ندارند! حالا تنها راهي كه غير از انتخابات مي ماند ورود به فاز چريكي است كه بازهم من آن را تقبيح نمي كنم. منتها سه سوال دارم: آيا امكاناتي براي آغاز فعاليت چريكي داريد؟ چگونه مي خواهيد آموزشهاي لازم را بدست آوريد؟ و از همه مهمتر آيا يك دهم جسارت و شهامت چريكهاي جان بركف پيش از انقلاب را دارا هستيد؟ اگر جوابتان مثبت است كه خوشحال مي شوم من را هم بپذيريد و اگرنه بقيه حرفهايتان شعارهاي خنده آوري بيش نيست. چرا كه نخست بايد فضايي براي نفس كشيدن وجود داشته باشد تا بتوان در آن زيست و فضايي براي زيستن باشد تا در آن حرف زد و فضايي براي حرف زدن باشد تا در آن اعتراض كرد وفضايي براي اعتراض باشد تا در آن انسجام براي تغيير اوضاع مساعد شود. جز اين است؟
50 # بهنام :
من به اين دوستاني كه مي گويند تحريم عرضم اين است كه شما چه راه حلي داريد براي تغيير اوضاع؟ كمي موضوع را ساده مي كنم. يا بايد به حداقلها اكتفا كرد و يا اينكه انقلابي بود. اتفاقا من مثل الپر و يا خيليهاي ديگر معتقد نيستم كه اگر انقلابي شود همه چيز در هم مي ريزد! فقط معتقدم كه اين مردم ظرفيت انقلاب را ندارند! حالا تنها راهي كه غير از انتخابات مي ماند ورود به فاز چريكي است كه بازهم من آن را تقبيح نمي كنم. منتها سه سوال دارم: آيا امكاناتي براي آغاز فعاليت چريكي داريد؟ چگونه مي خواهيد آموزشهاي لازم را بدست آوريد؟ و از همه مهمتر آيا يك دهم جسارت و شهامت چريكهاي جان بركف پيش از انقلاب را دارا هستيد؟ اگر جوابتان مثبت است كه خوشحال مي شوم من را هم بپذيريد و اگرنه بقيه حرفهايتان شعارهاي خنده آوري بيش نيست. چرا كه نخست بايد فضايي براي نفس كشيدن وجود داشته باشد تا بتوان در آن زيست و فضايي براي زيستن باشد تا در آن حرف زد و فضايي براي حرف زدن باشد تا در آن اعتراض كرد وفضايي براي اعتراض باشد تا در آن انسجام براي تغيير اوضاع مساعد شود. جز اين است؟
51 # بهنام :
من به اين دوستاني كه مي گويند تحريم عرضم اين است كه شما چه راه حلي داريد براي تغيير اوضاع؟ كمي موضوع را ساده مي كنم. يا بايد به حداقلها اكتفا كرد و يا اينكه انقلابي بود. اتفاقا من مثل الپر و يا خيليهاي ديگر معتقد نيستم كه اگر انقلابي شود همه چيز در هم مي ريزد! فقط معتقدم كه اين مردم ظرفيت انقلاب را ندارند! حالا تنها راهي كه غير از انتخابات مي ماند ورود به فاز چريكي است كه بازهم من آن را تقبيح نمي كنم. منتها سه سوال دارم: آيا امكاناتي براي آغاز فعاليت چريكي داريد؟ چگونه مي خواهيد آموزشهاي لازم را بدست آوريد؟ و از همه مهمتر آيا يك دهم جسارت و شهامت چريكهاي جان بركف پيش از انقلاب را دارا هستيد؟ اگر جوابتان مثبت است كه خوشحال مي شوم من را هم بپذيريد و اگرنه بقيه حرفهايتان شعارهاي خنده آوري بيش نيست. چرا كه نخست بايد فضايي براي نفس كشيدن وجود داشته باشد تا بتوان در آن زيست و فضايي براي زيستن باشد تا در آن حرف زد و فضايي براي حرف زدن باشد تا در آن اعتراض كرد وفضايي براي اعتراض باشد تا در آن انسجام براي تغيير اوضاع مساعد شود. جز اين است؟









هاست و ثبت دومین