پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






نقل مستقیم از پارسال و فقط به خاطر حال و هوای دلم

مرد بر فراز كوهي ايستاده. رويش را به سمت خانه‌اي ساده و بي‌پيرايه كرده. از دامنه كوه به ميانه دره، به سياهي دور دور اما خيره‌كننده پرده‌اي كه سالهاست بر روي آن چهارديواري سنگ و خشتي انداخته‌اند، خيره شده. گاهي به سوي صحرا، گاهي به اوج آسمان، گاهي به خود و گاهي به اطرافيان نگريسته. ساعتي از ظهر مي‌گذرد. سايه‌ها كوتاهتر از اين نمي‌شود. مرد مي‌انديشد، با خود مي‌انديشد و آرام زمزمه مي‌كند ...

طرح از دوست خوبم، محسن اسكندري
(طرح در اندازه بزرگتر)

چگونه است حال مردي كه در آستانه قرباني شدن، خواه بر فراز يك كوه و خواه در نشيب يك گودال، خواه به دست پدر ايمان و يا به تيغ دشمن نادان، در پيشگاه خدا ايستاده و قصد نجوا دارد؟ كدام واژه‌ها مي‌تواند حال مردي را توصيف كند كه روي بال فرشتگان نشسته و قصد سجده دارد؟ كدام كلمات تاب تحمل ابراز از زبان مردي دارند كه به قصد توصيف منظره‌اي كه مي‌بيند زبان مي‌گشايد ولي پيش از آغاز سخن، مبهوت مي‌شود از موقعيتي كه در آن ايستاده و مقامي كه در آن قرار گرفته و آنچه كه مي‌خواهد و آنچه كه مي‌گويد و آنچه كه مي‌بيند. چگونه مي‌توان فهميد چه مي‌گويد؟ چگونه مي‌توان فهميد كه مي‌گويد؟ چگونه مي‌توان فهميد از چه مي‌گويد؟

اين حال مرد معنوي است. آنجا كه ديشب از سكوت و تاريكي به مقام قرب و ميانه نور مطلق پرتاب شده و آهسته و بي‌صدا نجوا كرده: اللهم يا شاهد كل نجوا ... و اينجا كه باد نوازش‌گر صحرايي و منظره بي‌نظير خانه، او را از خود بيخود مي‌كند و دلش را قدري بالاتر از دامنه كوه در جايي ميان زمين صحرا و آسمان خانه معلق نگه مي‌دارد. منطق موقعيت، او را در برابر حقيقتي كه تصورش هم در مخيله او نمي‌گنجد قرار مي‌دهد و به سجده جسم و روح بر زمين مي‌اندازد و سپس به ستايشي اينچنين وامي‌دارد كه: سپاس خدايي را شايسته است كه تقدير او را كسي برنمي‌گرداند و عطاي او را مانعي نيست ...

مي‌گويد و مي‌گويد. مي‌گويد و مي‌گويد. از خود مي‌گويد و از او مي‌گويد. از جهان مي‌گويد و از انسان مي‌گويد. از آنچه گذشته و آنچه در پيش روست. از آنچه مي‌بيند و مي‌فهمد و آنچه به دشواري مي‌فهمد و آنچه شايد مي‌فهمد و آنچه قد فهم بشر نمي‌رسد. از آنچه مي‌هراسد و آنچه مي‌خواهد و آنچه مي‌گريد و انچه مي‌طلبد. بعد ذره ذره از خود مي‌گذرد و قدري فراتر مي‌رود. از آنچه از او ديده مي‌گويد و آنچه از او فهميده، آنچه از او داشته و دارد و آنچه از او خواسته و مي‌خواهد. بعد زبان به سمت شكر و سپاس مي‌چرخد و ستايش ...

كدام قربانگاه و قرباني در ذهن فرد مي‌آيد و كدام كعبه و عرفات در فكر حاجي مي‌ماند و كدام مشعر و منا مرد را از آنچه كه مي‌بيند باز مي‌دارد، آنگاه كه با حقيقتي روبرو مي‌شود كه فهم و زبان او هم در برابر آن به سجده درمي‌آيد و آنچه مانده فقط اوست، و بلكه هم‌اوست كه از زبان فرد مي‌گويد: يا مولاي انت الذي مننت، انت الذي انعمت، انت الذي احسنت، انت الذي اجملت، انت الذي افضلت، انت الذي اعطيت، انت الذي اغنيت ...

آفتاب پايين آمده و به صحرا نزديك شده. اشك صحراي عرفات از حرارت صداهايي كه در فضا پراكنده است، با هوهوي باد از تلاطم معناهايي كه در او نمي‌گنجد، آميخته شده و معركه‌اي آفريده ... مرد، همچنان بر فراز كوه ايستاده، رو به اطراف آسمان مي‌كند و بي‌اختيار اشك مي‌ريزد و بي‌تأمل دست به دعا برمي‌دارد: خدايا تو نزديكترين كسي كه مي‌خوانند، سريع‌ترين كسي كه پاسخ مي‌دهد، بخشاينده‌تريني كه مي‌گذرد، بخشنده‌تريني كه عطا مي‌كند، شنواتريني كه از او مي‌خواهند ... و سپس براي همه دعا مي‌كند: ما را در اين زمان پيروز و رستگار و نيكوكار و كامكار قرار بده و از نااميدان قرار مده، از رحمتت محروم نساز و از فزوني عطايت كه آرزومنديم نوميد نكن ... ما را در شمار كساني قرار بده كه مي‌خواهند و عطايشان مي‌كني و سپاس مي‌گويند و بهره‌مندشان مي‌سازي و به سويت بازمي‌گردند قبولشان مي‌كني ... اي پروردگار!

TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/874
نظرات شما:
زهره منظومه زهرا حسين×كشته افتاده به صحرا حسين.دست صبا زلف تو را شانه كرد×بر سر مي خنده مستانه كرد.چيست لب خشك و ترك خورده ات؟×چشمه اي از زخم نمك خورده ات.روشني خلوت شبهاي من×بوسه بزن بر تب لبهاي من.تا زغم تربت تو تب كنم×ياد پريشاني زينب كنم.بي سر و سامان تو ام يا حسين×دست به دامان تو ام يا حسين.جان علي سلسله بندم مكن×گردم و از خاك بلندم مكن.عاقبت اين عشق هلاكم كند×در گذر كوي تو خاكم كند.تربت تو بوي خدا ميدهد×بوي حضور شهدا ميدهد.مشعر حق عزم منا كرده اي؟×كعبه شش گوشه بنا كرده ا ي؟.تير سرت را به مصاف آمده است؟×تيغ تنت را به طواف آمده است؟.چيست شفابخش دل ريش ما؟×مرهم زخم و غو و تشويش ما؟.چيست بجز ياد گل روي تو؟×سجده به محراب 2ابروي تو؟.بر سر مي زلف رها كرده اي؟×با جگر شيعه چه ها كرده اي؟.باز كه هنگامه برانگيختي×بر جگر شيعه نمك ريختي.كو كفني تا كه بپوشم تنت×تا گيرم دامنه دامنت؟.حج تو هرچند كه تاخير داشت×لكن 72 تكبير داشت.آري 72 لبيك گو×عزم وضو كرده به خون گلو.اينان 72 قرباني اند×كز اثر باده تو خالي هند. (آقاسي)
زهره منظومه زهرا حسين×كشته افتاده به صحرا حسين.دست صبا زلف تو را شانه كرد×بر سر مي خنده مستانه كرد.چيست لب خشك و ترك خورده ات؟×چشمه اي از زخم نمك خورده ات.روشني خلوت شبهاي من×بوسه بزن بر تب لبهاي من.تا زغم تربت تو تب كنم×ياد پريشاني زينب كنم.بي سر و سامان تو ام يا حسين×دست به دامان تو ام يا حسين.جان علي سلسله بندم مكن×گردم و از خاك بلندم مكن.عاقبت اين عشق هلاكم كند×در گذر كوي تو خاكم كند.تربت تو بوي خدا ميدهد×بوي حضور شهدا ميدهد.مشعر حق عزم منا كرده اي؟×كعبه شش گوشه بنا كرده ا ي؟.تير سرت را به مصاف آمده است؟×تيغ تنت را به طواف آمده است؟.چيست شفابخش دل ريش ما؟×مرهم زخم و غو و تشويش ما؟.چيست بجز ياد گل روي تو؟×سجده به محراب 2ابروي تو؟.بر سر مي زلف رها كرده اي؟×با جگر شيعه چه ها كرده اي؟.باز كه هنگامه برانگيختي×بر جگر شيعه نمك ريختي.كو كفني تا كه بپوشم تنت×تا گيرم دامنه دامنت؟.حج تو هرچند كه تاخير داشت×لكن 72 تكبير داشت.آري 72 لبيك گو×عزم وضو كرده به خون گلو.اينان 72 قرباني اند×كز اثر باده تو خالي هند. (آقاسي)
زهره منظومه زهرا حسين×كشته افتاده به صحرا حسين.دست صبا زلف تو را شانه كرد×بر سر مي خنده مستانه كرد.چيست لب خشك و ترك خورده ات؟×چشمه اي از زخم نمك خورده ات.روشني خلوت شبهاي من×بوسه بزن بر تب لبهاي من.تا زغم تربت تو تب كنم×ياد پريشاني زينب كنم.بي سر و سامان تو ام يا حسين×دست به دامان تو ام يا حسين.جان علي سلسله بندم مكن×گردم و از خاك بلندم مكن.عاقبت اين عشق هلاكم كند×در گذر كوي تو خاكم كند.تربت تو بوي خدا ميدهد×بوي حضور شهدا ميدهد.مشعر حق عزم منا كرده اي؟×كعبه شش گوشه بنا كرده ا ي؟.تير سرت را به مصاف آمده است؟×تيغ تنت را به طواف آمده است؟.چيست شفابخش دل ريش ما؟×مرهم زخم و غو و تشويش ما؟.چيست بجز ياد گل روي تو؟×سجده به محراب 2ابروي تو؟.بر سر مي زلف رها كرده اي؟×با جگر شيعه چه ها كرده اي؟.باز كه هنگامه برانگيختي×بر جگر شيعه نمك ريختي.كو كفني تا كه بپوشم تنت×تا گيرم دامنه دامنت؟.حج تو هرچند كه تاخير داشت×لكن 72 تكبير داشت.آري 72 لبيك گو×عزم وضو كرده به خون گلو.اينان 72 قرباني اند×كز اثر باده تو خالي هند. (آقاسي)
زهره منظومه زهرا حسين×كشته افتاده به صحرا حسين.دست صبا زلف تو را شانه كرد×بر سر مي خنده مستانه كرد.چيست لب خشك و ترك خورده ات؟×چشمه اي از زخم نمك خورده ات.روشني خلوت شبهاي من×بوسه بزن بر تب لبهاي من.تا زغم تربت تو تب كنم×ياد پريشاني زينب كنم.بي سر و سامان تو ام يا حسين×دست به دامان تو ام يا حسين.جان علي سلسله بندم مكن×گردم و از خاك بلندم مكن.عاقبت اين عشق هلاكم كند×در گذر كوي تو خاكم كند.تربت تو بوي خدا ميدهد×بوي حضور شهدا ميدهد.مشعر حق عزم منا كرده اي؟×كعبه شش گوشه بنا كرده ا ي؟.تير سرت را به مصاف آمده است؟×تيغ تنت را به طواف آمده است؟.چيست شفابخش دل ريش ما؟×مرهم زخم و غو و تشويش ما؟.چيست بجز ياد گل روي تو؟×سجده به محراب 2ابروي تو؟.بر سر مي زلف رها كرده اي؟×با جگر شيعه چه ها كرده اي؟.باز كه هنگامه برانگيختي×بر جگر شيعه نمك ريختي.كو كفني تا كه بپوشم تنت×تا گيرم دامنه دامنت؟.حج تو هرچند كه تاخير داشت×لكن 72 تكبير داشت.آري 72 لبيك گو×عزم وضو كرده به خون گلو.اينان 72 قرباني اند×كز اثر باده تو خالي هند. (آقاسي)
سلام چطور می توان از تعداد بازدید کنندگان سایتهای مختلف مطلع شد. سایتی است که وقتی اسم وبلاگی را در آن تایپ می کنی تعدا بازدید کنندگان و آمار را نشان می دهد؟
سلام چطور می توان از تعداد بازدید کنندگان سایتهای مختلف مطلع شد. سایتی است که وقتی اسم وبلاگی را در آن تایپ می کنی تعدا بازدید کنندگان و آمار را نشان می دهد؟
آمین!
سیستم کامنت سایتت خرابه، لطف می کنی اگه بسپاریش دست تعمیرکار!
با سلام از شما دعوت می شود در نحستین جشنواره وبلاگ های خبری فارسی زبان شرکت فرمائید آدرس: weblog.irnablog.com
سلام احساست برايم جالب بود به ما هم سري بزنيد زين پس راستي الپر يعني چه؟
سلام احساست برايم جالب بود به ما هم سري بزنيد زين پس راستي الپر يعني چه؟
12 # آرش :
پیرامون پست قبلی وشتاب در اعدام صدام. زمان بسیار حساسی است و ایرانیان فرهیخته و صلح دوست باید خیلی مراقب باشند منطقه در دام جنگ ها و درگیری های فرسایشی شیعه-سنی/ عرب- عجم نیفتد. بعد از گزارش گروه مطالعه عراق که تا حدی همه طرف های در گیر را دیده بود و به حل مسئله فلسطین هم به عنوان بخشی از راه حل پرداخته بود، راست های اطرافی چه در آمریکا و چه در اسرائیل از اين گزارش ناخشنود بودند. بطوری که می گفتند آمریکا دارد اسراییل را قربانی میکند. در این میان بعضی از استراتژیست های آمریکایی هم بر این باور بودند که آمریکا نمی تواند کاری برای جنگ داحلی در عراق بکند. باید بگذارد این جنگ اتفاق بیفتد، منتها جانب آن طرفی را بگیرد که احتمال دارد، این جنگ را در پایان کار ببرد. خب شیعیان و کرد ها هم که از گزارش گروه مطالعه عراق ناراضی بودند و آقای حکیم را به کاخ سفید فرستادند. از طرف دیگر آمریکا مدت هاست از همان هدف ظاهری دمکراسی آوردن به عراق هم دست برداشته و همین که شکست خورده تلقی نشود برایش کافی است. خلاصه این که اعدام شتاب زده صدام می تواند برآیند ناخشنودی طرف های ذکر شده و توافق بر استراتژی "بگذار جنگ داخلی اتفاق بیفتد" باشد. ادامه احتمالی عرب و عجم شدن جنگ هم که معلوم است استراتژی دیرینه ی کجاست. مصلحت مردم ایران به عنوان اقلیت شیعه در جهان اسلام و در منطقه خاورمیانه با همسایگان عرب در چنین جنگ و برادرکشی نیست. تلاش برای صلح و ثبات در منطقه بسیار بالاتر ار مرگ دیکتاتوری است که خیلی وقت پیش مرده بود و اکنون شهیدش کردند برای الهام مبارزه ناسیونالیسم عرب بر علیه « شیعه عجم»... برای کسانی که به گمان آن ها در برابر اشغالگران از پشت خنجر زده است؟؟
13 # سامان :
صدام و صدر !؟ در آخرین لحظه ها ....تلوزیون سی تی وی سراسری کانادا از یک ویلاگی که اخرین لحظه های اعدام صدام توسط سلولارش فیلم گرفته این مکالمات رد و بدل شده را پخش کرد انها که پایین پله ها منتظر افتادن جسد صدام بودند شعار میدادند صل علی محمد و آل محمد و آیت الله الصدر ...!؟ و صدام هم میگفت اشهد ان لا الله الله و محمد است رسول الله ...درست مفهوم نبود بر علیه ایت الله صدرچه گفت که طرفداران صدر سرو صدا کردند و تخته زیر پای صدام کشیده شد و یک اخ بزرگ و دیگر هیچ ....آلپر خان محمد رضا شاه سابق در درگیری با خمینی متمدنانه بر حسب فرهنگ ایران برخورد کرد و تبعید ایشان با تبعید خودش به پاناما تمام شد اما صدام صدر اعدام کرد و در لحظه اعدام تجسم تقاص ان حس کرد اما باز هم قبول نکرد
سلام
15 # شادان :
جناب آقاي الپر من يه سوال دارم از جنابعالي: واقعا اين خداي ابراهيم چه امتحان احمقانه اي پيامبرشو كرد. آخه فرزند كشي كار خوبيه كه باهاش كسي رو امتحان كنند؟ يه چيزي تو مايه هاي همسر فروشيه. راستي داستان ابراهيم رو تو تورات خوندين؟
16 # شادان :
جناب آقاي الپر من يه سوال دارم از جنابعالي: واقعا اين خداي ابراهيم چه امتحان احمقانه اي پيامبرشو كرد. آخه فرزند كشي كار خوبيه كه باهاش كسي رو امتحان كنند؟ يه چيزي تو مايه هاي همسر فروشيه. راستي داستان ابراهيم رو تو تورات خوندين؟
17 # شادان :
جناب آقاي الپر من يه سوال دارم از جنابعالي: واقعا اين خداي ابراهيم چه امتحان احمقانه اي پيامبرشو كرد. آخه فرزند كشي كار خوبيه كه باهاش كسي رو امتحان كنند؟ يه چيزي تو مايه هاي همسر فروشيه. راستي داستان ابراهيم رو تو تورات خوندين؟
18 # آریوبرزن :
شادان خانم! با ادبيات خودتان صحبت ميكنم. حرف احمقانه را شما ميزنيد كه قرباني كردن فرزند را مترادف با همسر فروشي ميدانيد. ضمناَ در ظرف زمان اگر بنگريد، عمل بكري نبود. خداوند خواست ابراهيم را در مقابله با علقه پدر و پسري قرار دهد تا ميزان استواري وي بر عهد خويش را بسنجد. آنچه را معبود مستقيماَ امر كند، جاي چون و چرا ندارد! ضمناَ احمق كسي است كه سوالي را جايي كه جايش نيست بپرسد. بلانسبت شما!
19 # آریوبرزن :
شادان خانم! با ادبيات خودتان صحبت ميكنم. حرف احمقانه را شما ميزنيد كه قرباني كردن فرزند را مترادف با همسر فروشي ميدانيد. ضمناَ در ظرف زمان اگر بنگريد، عمل بكري نبود. خداوند خواست ابراهيم را در مقابله با علقه پدر و پسري قرار دهد تا ميزان استواري وي بر عهد خويش را بسنجد. آنچه را معبود مستقيماَ امر كند، جاي چون و چرا ندارد! ضمناَ احمق كسي است كه سوالي را جايي كه جايش نيست بپرسد. بلانسبت شما!









هاست و ثبت دومین