پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






این روزها یک موج جدید در لایه های زیرین سیاست در ایران به راه افتاده است که قرائن و نشانه های آن کم کم آشکار می شود. یک موج جدید و البته قوی تر نارضایتی و انتقاد از احمدی نژاد، که کم کم دارد فراگیر و بی پرده می شود و هرچه اثرات نامطلوب و غیر قابل تحمل سیاستهای غلط دولت بیشتر مشخص می شود، این انتقادها نیز ملموس تر می شود و جدایی موتلفین پیشین از دولت و پیوستن آنها به صف منتقدان پررنگ تر می شود. نتایج انتخابات هم نشان داد که وضع رییس جمهور، دولت و حامیان آن از این جهت بسیار خراب است و همانطور که این نظرسنجی هم تأیید می کند، محبوبیت احمدی نژاد آشکارا کاهش یافته است.

نمی دانم؛ شاید من ذهنم این روزها خیلی درگیر دو سه کتاب تاریخی است که درباره تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی خوانده ام و در آنها ازجمله خیلی توجهم به کشمکش های منتهی به سقوط بنی صدر جلب شده است. واقعیت این است که بنی صدر هم تا 14 اسفند 59 رییس جمهور همه جناح ها بود و در آن جو ناآرام و انقلاب زده آن وقت که سگ صاحبش را نمی
شناخت، حتی کسی جرأت انتقاد صریح از او را هم نداشت، چه رسد به عزل و محاکمه. اما از ماجرای 14 اسفند به بعد، فقط سه ماه طول کشید که در 18 خرداد اطلاعیه معروف دادستانی صادر شود، در 25 خرداد بنی صدر از فرماندهی کل قوا عزل شود، در 28 خرداد مجاهدین خلق به حکومت اعلام جنگ کنند، در 30 خرداد خیابان ها به آشوب کشیده شود و در 31 خرداد ... عجب روزهایی بوده آن روزها و عجب تاریخی از سر گذرانده این سرزمین تا امروز.

سخن به دیگر شاخه رفت. به هرحال بالا گرفتن انتقادها از احمدی نژاد به نظرم نشانه های یک روند عمیق تر است که باید تحلیل شود. نگاهی به لحن انتقاد سخنگوی فراکسیون اصلاح طلبان مجلس از دیپلماسی احمدی نژاد، انتقاد سخنگوی کارگزاران از یک تهمت رییس جمهور و بیانیه جدید جبهه مشارکت درباره پرونده هسته ای که از قضا حامیان دولت را هم به شدت عصبانی کرده است، نشان می دهد که یخ دست نخورده نقد رییس جمهور و دولت دارد آب می شود و هرقدر هم نتیجه کارهای دولت بیشتر مشخص شود، صدای مردم و به طبع سیاستمداران بیشتر در می آید.

ماجرای رویارویی کمیسیون فرهنگی مجلس با معاون احمدی نژاد نمونه آشکار این تقابل است که البته چون هنوز نوبت خود احمدی نژاد نرسیده، ابتدا پرونده معاونش باز می شود و رییس جمهور در این مورد تحت فشار قرار می گیرد و به عزل مشایی دعوت می شود. جالب است که حتی کیهان هم که آخرین حامی دولت و احمدی نژاد در میان روزنامه های راست است، سر ماجراهایی مثل حضور مشایی در مجلس رقص می رود که با احمدی نژادی ها دست به یقه شود. در حالی که واضح است که دعوای اصولگرایان با احمدی نژاد صرفا بر سر مشایی و یک کار او نیست، همه می دانند او از محبوبترین های شخص احمدی نژاد است و در نتیجه معنای این جدال چیزی جز رویارویی غیرمستقیم با رییس جمهور نیست. البته در این میان انتقادات پراکنده نمایندگان، احزاب، اصناف و رسانه ها از دولت نیز نسبت به قبل کاملا بیشتر شده است. گیرهایی مثل این مورد که نهادهای مختلف نظام کم کم دارند به تخلفات دولت از برنامه و چشم انداز کشور می دهند را نیز باید مقدمه گیرهای بزرگتر به عملکرد و برنامه های دولت دانست.

اما نقطه اوج این انتقادها یادداشت دیروز روزنامه جمهوری اسلامی بود که در آن به صراحت از احمدی نژاد خواسته شده بود زبانش را نگه دارد و کمتر حرف بزند و اینقدر آش هسته ای را با شعارهای توخالی اش شور نکند. مفاد این یادداشت بسیار مهم و تاریخی است و من بعید می دانم این نوشته به قلم و تصمیم مسیح مهاجری (مدیرمسئول این روزنامه) منتشر شده باشد؛ حدسم این است که او زبان حال بخشهای مهمی از نظام را نشر داده است. کما اینکه در پایان این سرمقاله مهم نیز از رهبری خواسته شده بود: از جايگاه رفيع رهبري تدبيري نمايند كه به اين بگو مگوهاي حوزه نخبگان سياسي و مجلسيان و محافل مردمي خاتمه داده شود. این به زبان خاص سرمقاله های جمهوری اسلامی یعنی: حرفهای این یادداشت را اصلا نباید دست کم گرفت که نخبگان سیاسی و مجلسیان بیش از اینها می گویند...

بهمن و اسفند سرد و سختی در پیش است. لباس های دولت نهم خیلی نازک است؛ زمین هم وقتی برف بهمن می ماند و یخ می زند، لیز می شود؛ باید مراقب باشند. پیش از این هم جایی نوشته بودم که بررسی لایحه بودجه در مجلس این بار جنجال های زیادی خواهد داشت. هنوز هم بر سر این پیش بینی هستم، با این احتمال در سراشیبی بودجه 86 ممکن است ترمز های داهیانه هم دیگر سودی نبخشد.

تکمیل مهم: چون شب بود و کمی عجله ای نوشتم، چند مثال مهم دیگر را نیاوردم. یکی ابراز پشیمانی عماد افروغ از رأی به احمدی نژاد و همچنین نطق پیش از دستور شدید اللحن او علیه دولت، یکی موضع گیری های صریح و تند محمد خوش چهره رفیق پیشین احمدی نژاد علیه خود رییس جمهور و اطرافیان او، و یک اتفاق مهم دیگر یادداشت دیروز روزنامه همشهری. فرازهایی که در این یادداشت نیز آمده (و احتمالا توسط خود انتظامی مدیرمسئول همشهری و یار قدیمی لاریجانی نوشته شده) درست مانند سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی، بسیار صریح و مستقیما علیه شخص احمدی نژاد است: سخنراني‌هاي متعدد رييس‌جمهوري  عملا مسير متعادلي را كه فراهم شده بود با چالش مواجه كرد؛ به‌طوري كه پرونده ايران - كه با پاسخ به بسته پيشنهادي درحال بيرون‌آمدن از شوراي امنيت بود - با سخنراني‌هاي داغ، دوباره مورد سوءظن قرار گرفت و دو قطعنامه را براي كشورمان به ارمغان آورد(!) این یادداشت همشهری را اگر کنار این گزارش درباره اوج گیری دعواها میان مجلس و دولت و این یادداشت عضو معقول فراکسیون اصولگرایان مجلس بگذارید، متوجه می شوید که این یادداشت اتفاقی نبوده و این تحلیل هم منحصر به روزنامه جمهوری اسلامی یا یک بخش کوچک از اصولگرایان نیست. اوضاع احمدی نژاد و دولتش نسبتا درام است!
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/882
نظرات شما:
سلام علي جان. مباركه قالب جديد باشه.(گرچه در اين قسمت نظر همون قبليه).راستش قالب الپر هر جور باشه فرقي نمي كنه.به نظر من محتوي است كه يك بلاگ رو با ارزش مي كنه(قطعا تا به حال خودت ديدي كه خيلي از بهترين بلاگ ها همونايين كه دست به قالب هاي اوليه سرويسشون نزدن ولي خوب مي نويسن.)....اينو هم ميگم خيلي به خودت بر ندار:هميشه الپر واسه من يكي محبوب بوده(با اينكه من واسه علي.ا هم احترام زيادي قائلم.) در مورد اين پست: گرچه پايان راه احمدي ن}اد معلوم و رو به زواله ، اما اي كاش فرياد مارو قبل انتتخابات اين تحريمياي مسخره مي شنيدن(مثل همين علي.ا) چاكراتت.حاجي
اميدوارم هر چه زودتر جلوش رو بگيرن والا معلوم نيست چه بلاي سر همه ما مياد ..اون كسايي كه انتخابات رو تحريم كردن اگر واقعا تفاوتي با قبل نمي بينن بايد برن بميرن!!
سلام دوست من لینک سایت شما رو به نام آلپر در سایت خودم گذاشتم با روزی متوسط چهارصد بازدید کننده خوشحال میشم شما هم لینک من رو با عنوان میهن تک بزارید متشکر http://www.mihantak.com
سلام الپر کم کم صدای خود حاجی هم در می آید.
برای اطلاع از برنامه اردو به وبلاگ مندرج شده در زير مراجعه کنيد.به ديگران هم اطلاع دهيد
اول تبريك به خاطر خانه نو. مبارك باشه. دوم در مورد اين مطلبي كه نوشتي به نظرم ستاره اقبال "طرف" شديدآ رو به افول دارد. دولت مستعجلي بود كه البته خوش هم ندرخشيد!!!!
آره ديگه از قديم و نديم گفتن چي؟باد آورده را باد ميبرد.اين بابا رو كه باد آورد.خدا كنه يه باد بيكار هم پيدا بشه وببردش.
8 # ٍشيثلا :
آقای بوش ( واقعا در مانده مثل شاهنشاه خودمان که هی نخست وزیر عوض میکرد تو گرماگرم انقلاب و کشتار و اعتصابات انهم همه دولت و بازار !!)امشب میخواد انقلاب کنه !!انهم با فرستادن بیست هزار سرباز اضافی که چی !؟ مگه شش ماه قبل چهل هزار اضافه نکرد برای انتخابات مگر انگشتهای جوهری را بمردم دنیا نشان نداد مگر .....چی میخواد بکنه !؟ چیمخواد بگه !؟ البته تا قبل از انتخابات امریکا زبانش دراز بود اما با این شکست بازهم میخواد رجز خانی کنه و باز گربه رقصانی ...حالا باحمدی نژاد میگویید پر رویه شکست خورده باز شعار میده !!خوب بله دیگ بله چغندر اول امریکایی ها بوش را انتخاب کردند و با خاتمی بد کرد وگرنه مردم ایران که کرم نداشتند
9 # khodam :
Enn Maghaleh Khiely Jalebeh lotafan bekhoon. Nevisadash Professor John Hopkins. Kash yeki tarjomash koneh IHT Iran actually is short of oil Roger Stern Monday, January 8, 2007 BALTIMORE Iran has ensnared itself in a petroleum crisis that could drive its oil exports to zero by 2015. While Iran has the third- largest oil reserves in the world, its exports may be shrinking by 10 to 12 percent per year. How can this be happening? Heavy industry infrastructure must be maintained to remain productive. This is especially so for oil, because each oil well's output declines slightly every year. If new wells are not drilled to offset natural decline, production will fall. This is what is happening in Iran, which has failed to reinvest in new production. Why? For the mullahs, the short-run political return on investment in oil production is zero. They are reluctant to wait the 4 to 6 years it takes for a drilling investment to yield revenue. So rather than reinvest to refresh production, the Islamic Republic starves its petroleum sector, diverting oil profits to a vast, inefficient welfare state. Employment in the loss-making state-supported firms of this welfare state is essential to the regime's political survival. Another threat to exports is the growth in domestic demand. Iranian oil demand is not just growing, it's exploding, driven by a subsidized gasoline price of about 9 cents a liter. This has created a 6 percent growth in demand, the highest in the world. So Iran burns its candle at both ends, producing less and less while consuming more and more. Absent some change in Iranian policy, a rapid decline in exports seems likely. Policy gridlock and a Soviet-style command economy make practical problem-solving almost impossible. The regime could help itself by making it easier for foreign firms to invest in new production. Remarkably, it has not done this even though the decline in exports, which provide more than 70 percent of state revenue, directly threatens its survival. While signs of a petroleum crisis in Iran, are numerous, neither the Bush administration nor its critics have recognized them. Even Iran's nuclear power program, dismissed by the U.S. administration as a foil for weapons development, is a symptom of petro-collapse. The U.S. administration claims that a state as petroleum-rich as Iran cannot need nuclear power to meet its energy needs. Yet while Iran is guilty of deception about its nuclear program, it should not be inferred that all Iranian claims are false. Iran may need nuclear power as badly as it claims. Most Iranian electric power generation is by oil or gas. Cheaper power from Iran's new Russian reactor will leave more oil for export. Rebuilding Iran's aging gas-powered generators may not be much cheaper than building a new nuclear reactor. But Russia sells reactors to Iran on the cheap in an indirect subsidy to the regime. Investment in Iran has become so unattractive that even energy-desperate states have quit trying. Japan's Inpex, for example, just abandoned a seven- year negotiation for the Azadegan field. Had Iran been a better negotiating partner, Azadegan oil would be flowing today. Refinery leakage exemplifies all that is wrong with the Iranian petroleum sector. According to the state-run Iran Daily, leaks account for 6 percent of total production, yet go unattended. This colossal revenue loss persists due to the Soviet-style logic of Iran's state-planned economy. Subsidized energy prices force the state oil firm to sell at a loss to the domestic market. Therefore, while Iran could gain billions by fixing the leaks, the state oil firm would be worse off because the maintenance would generate no new revenue. Thus oil and money simply seep into the ground. For a world rattled by President Mahmoud Ahmadinejad's bellicosity, Iran's petroleum problems sound like good news. The UN Security Council's newfound willingness to confront Iran over weapons development also seems a welcome sign. Yet the economic damage Iran inflicts on itself is far worse than anything the meaningless UN sanctions could accomplish. Sanctions might actually worsen the position of Iran's adversaries if Tehran were to succeed in portraying them as the cause of its economic woes. The mullahs are doing a good job of destroying Iran's economy. They should be left alone to complete their work. Attacking Iran would allow the regime to escape responsibility for the economic disaster it created. Worse, an attack could unite Iran behind the clerical terror-sponsors whose grasp on power may be slipping. For these reasons, the best policy towards Iran may be to do nothing at all.
به همه اينها اضافه كنيد نامه بي سابقه چند تن از نمايندگان مجلس به رييس جمهور در خودداري از تصميمات خلق الساعه را!
به همه اينها اضافه كنيد نامه بي سابقه چند تن از نمايندگان مجلس به رييس جمهور در خودداري از تصميمات خلق الساعه را!
به همه اينها اضافه كنيد نامه بي سابقه چند تن از نمايندگان مجلس به رييس جمهور در خودداري از تصميمات خلق الساعه را!
به همه اينها اضافه كنيد نامه بي سابقه چند تن از نمايندگان مجلس به رييس جمهور در خودداري از تصميمات خلق الساعه را!
ادعای موح جدید آنهم به استناد شواهدی که آورده ای نمی تواند قابل قبول باشد چرا که بسیاری از این منتقدین از آغاز از منتقدین سرسخت احمدی نژاد بودند و برخی نیز به فاصله کمی از آغاز استقرار دولت نهم به جرگه منتقدین احمدی نژاد پیوستند پس این انتقادات نمی تواند پدیده جدیدی محسوب گردد.بويژه در خصوص موضوعاتی مانند موضوع مشائی که بسیاری از نزدیکان احمدی نژاد شدیدا بااو مخالف هستند و انتقاد آنها نمی تواند نشان دهنده ایجاد جدائی بین موتلفین پیشین احمدی نژاد باشد.
خب با این تفاسیر کلا من ترجیح می دم سکوت کنم ! تماشا میکنم .........
آره؟!
17 # آرش :
اين هم براي آقاي عباس عبدي كه فرموده اند "جنبش دانشجويي نداريم"./ به گمان من اینجا به جای درگیرشدن با عباراتی چون جنبش و حرکت و ... سکولاریسم و ... باید خیلی ساده و پوست کنده گفت: پژواک له شدن و خورد شدن آرزوها و آمال یک ملت - در زیر پای جهالت و اوهام و پهلوان پنبه بازی هایی که هر هشت سال به نوعی تکرار می شود- خب بالاخره باید جایی شنیده شود. نه؟ کدام حزب؟ کدام گروه سیاسی؟ کدام نهاد مردمی؟ کدام رهبری؟ دانشگاه آخرین چراغ دانایی است که خاموش خواهد شد. ناگریز خود غمگنانه باید شاهد خاموشی تمام چراغ ها باشد....
سلام الپر عزيز . شما با اقاي حسين اباديان در مورد دكتر بقايي احتمالا در روزنامه نورور مصاحبه اي داشتييد . اگر ادرس ان را دارين لينكش را برايم بگذارين . ممنون
بسم الله . صدايت خيلي آشنا است... هماني نيستي كه بر اساس نظرسنجي ها پيروزي معين در انتخابات رياست جمهوري را قطعي تلقي مي كردي ؟ جاي ديگري هم صدايت را شنيده ام ... گمان كنم دور دوم شوراي شهربود... البته در اهميت شوراي شهر ف دور اول هم زياد داد زده بودي اما... ميگم ، الپر نيستي ؟ چرا ، خود خودشي. مواطب باش دوباره كارتان به جايي نكشد كه بخاطر اين تيپ تخيلات، تو وبلاگهايتان بنويسيد : خدايي هرچه مردم تهران دود مي خورند نوش جانشان ! تيتر پوستر ستادتان هم ماندكار شد ! براي جلوگيري از حاكميت ترس و وحشت ! آشنايي. مي شناسمت...
سلام الپر ماهي يكي دوبار تا جايي كه بتونم ميام چند روزنامه نگار خوب رو سر مي زنم كه عقده اي نشم . از وقتي شرق تعطيل شده يه بار پول روزنامه دادم كه عكس يوسف اباذري صفحه اول بود. گمانم اعتماد. فكر مي كنم روزنامه نگار نبض جامعه باشد
سلام الپر ماهي يكي دوبار تا جايي كه بتونم ميام چند روزنامه نگار خوب رو سر مي زنم كه عقده اي نشم . از وقتي شرق تعطيل شده يه بار پول روزنامه دادم كه عكس يوسف اباذري صفحه اول بود. گمانم اعتماد. فكر مي كنم روزنامه نگار نبض جامعه باشد
همانطور كه نوشته ايد در زمان رياست جمهوري بني صدر اوضاع چنان آشفته بود كه سگ صاحابش را نمي شناخت! و اتفاقات عجيب اصلا غير منتظره نبود. نيروهايي كه داوطلبانه در جنگ حضور داشتند و طرفداران حزب جمهوري به شدت با بني صدر سر جنگ داشتند و او هم مي خواست با نمايش هاي سياسي و بازي چماقداران همه چيز را به نفع خودش تمام كند آخر سر، هم خودش رفت و هم حاميان مجاهدش! به همين دليل مقايسه آنروزها با روزهاي احمدي نژاد بيشتر بيانگر آرزوها و آمال شماست تا واقعيت هاي موجود. بيشتر مستندات شما هم مربوط به موضوعات و دعواهاي سياسي و درون جناحي است كه ابدا نمي تواند جاي دغدغه هاي اصلي مردم را بگيرد چرا كه محبوبيتي كه شما از زوال آن حرف زده ايد را بايد در ميان مردم جستجو كنيد. اصلا احمدي نژاد در حالت قهر تمام نيروهاي سياسي فعال در انتخابات پيروز شد و حتما شما انتظار نداريد كه از سوي آنها تشويق شود. درست است كه شخص احمدي نژاد و بعضي وزراي بي كفايت و كم كفايت او ضعف ها و ندانم كاريهاي جدي از خودشان نشان مي دهند و باعث از دست رفتن دوستانشان مي شوند اما بازهم اين دولت شانس زيادي براي حفظ محبوبيت خود دارد كه براي پرهيز از اطاله كلام فعلا آنها را بازگو نمي كنم موفق باشيد
همانطور كه نوشته ايد در زمان رياست جمهوري بني صدر اوضاع چنان آشفته بود كه سگ صاحابش را نمي شناخت! و اتفاقات عجيب اصلا غير منتظره نبود. نيروهايي كه داوطلبانه در جنگ حضور داشتند و طرفداران حزب جمهوري به شدت با بني صدر سر جنگ داشتند و او هم مي خواست با نمايش هاي سياسي و بازي چماقداران همه چيز را به نفع خودش تمام كند آخر سر، هم خودش رفت و هم حاميان مجاهدش! به همين دليل مقايسه آنروزها با روزهاي احمدي نژاد بيشتر بيانگر آرزوها و آمال شماست تا واقعيت هاي موجود. بيشتر مستندات شما هم مربوط به موضوعات و دعواهاي سياسي و درون جناحي است كه ابدا نمي تواند جاي دغدغه هاي اصلي مردم را بگيرد چرا كه محبوبيتي كه شما از زوال آن حرف زده ايد را بايد در ميان مردم جستجو كنيد. اصلا احمدي نژاد در حالت قهر تمام نيروهاي سياسي فعال در انتخابات پيروز شد و حتما شما انتظار نداريد كه از سوي آنها تشويق شود. درست است كه شخص احمدي نژاد و بعضي وزراي بي كفايت و كم كفايت او ضعف ها و ندانم كاريهاي جدي از خودشان نشان مي دهند و باعث از دست رفتن دوستانشان مي شوند اما بازهم اين دولت شانس زيادي براي حفظ محبوبيت خود دارد كه براي پرهيز از اطاله كلام فعلا آنها را بازگو نمي كنم موفق باشيد
همانطور كه نوشته ايد در زمان رياست جمهوري بني صدر اوضاع چنان آشفته بود كه سگ صاحابش را نمي شناخت! و اتفاقات عجيب اصلا غير منتظره نبود. نيروهايي كه داوطلبانه در جنگ حضور داشتند و طرفداران حزب جمهوري به شدت با بني صدر سر جنگ داشتند و او هم مي خواست با نمايش هاي سياسي و بازي چماقداران همه چيز را به نفع خودش تمام كند آخر سر، هم خودش رفت و هم حاميان مجاهدش! به همين دليل مقايسه آنروزها با روزهاي احمدي نژاد بيشتر بيانگر آرزوها و آمال شماست تا واقعيت هاي موجود. بيشتر مستندات شما هم مربوط به موضوعات و دعواهاي سياسي و درون جناحي است كه ابدا نمي تواند جاي دغدغه هاي اصلي مردم را بگيرد چرا كه محبوبيتي كه شما از زوال آن حرف زده ايد را بايد در ميان مردم جستجو كنيد. اصلا احمدي نژاد در حالت قهر تمام نيروهاي سياسي فعال در انتخابات پيروز شد و حتما شما انتظار نداريد كه از سوي آنها تشويق شود. درست است كه شخص احمدي نژاد و بعضي وزراي بي كفايت و كم كفايت او ضعف ها و ندانم كاريهاي جدي از خودشان نشان مي دهند و باعث از دست رفتن دوستانشان مي شوند اما بازهم اين دولت شانس زيادي براي حفظ محبوبيت خود دارد كه براي پرهيز از اطاله كلام فعلا آنها را بازگو نمي كنم موفق باشيد
با سلام دوست و استاد عزيز از شما دعوت مي کنم تا در صورت تمايل با سايت تازه تأسيس بنده تبادل لينک يا بنر داشته باشيد. اگر زحمتتان نمي شود حتما يه سر به سايت بزنيد و سپس تصميم بگيريد. در صورت تمايل لطفا توسط بخش تماس با من يا نظرات و يا پست الکترونيک بنده را مطلع بفرماييد. ضمنا به دليل تازه تأسيس بودن بنده حاضر به تبادل لينک خودم با بنر شما نيز مي باشم. بنده خدا امين تقي خاني آدرس: Taghikhani.Ir تمام سهم من از زندگي آنلاين پست الکترونيک: amin@taghikhani.ir
26 # آرش :
دانشطلب گرامي اين دولت كه هيچي ،كشور از نظر اقتصادي اجتماعي و سياسي داره يك سير انحطاطي طي ميكنه و هر آن ممكنه تقش در بياد. دولت بوش و هم پيمانانش هم ميدونن و به آساني قادرند وضعيت كشور را هر لحظه بخواهند بي ثبات كنند. اما بخاطر شرايط عراق و افغانستان فعلا نمي خواهند اوضاع منطقه بيشتر از اين از كنترل خارج شود. اين ها بالاخره براي حفظ حكومت شان به هر خفتي در برابر بيگانگان تن در خواهند داد. ولي اين روند قهقرايي همچنان ادامه خواهد يافت. مگر اين كه در اين مسابقه با زمان مردم ايران بتوانند حاكمان را "وادار" كنند تغيير رويه دهند و بگذارند تمام ظرفيت هاي فكري كشور براي تغيير روند فروپاشي بكار گرفته شود. آنوقت ممكن است مردم هم كور سوي نور اميدي را در تاريكي اين تونل مرگباري كه ارمغان جهالت ملاهاي بيغ است، حس كنند. وگرنه خدا آن روز را نياورد و خواهيد ديد چه بلبشو و آنارشيسمي كشور را فرا خواهد گرفت و ملاها دنبال سوراخ موشي هايي كوچكتر از لانه صدام را خواهند گرفت. نه بزاي فرار از دست نيروهاي آمريكا بلكه همين مردمي كه آرزوها و آمالشان را زير نعلين خودخواهي و جهالت و اوهام له كردند و آنها را به اين روز سياه رساندند كه مرگ بهتر از زندگي برايشان شده است.
اون اوایل که افتضاحات احمدی نژاد رو می دیدم، ته دلم خوشحال می شدم که بله... دیدید اون احمقی که ما می گفتیم بهش رای ندید، چه گندی زد؟ ولی الان حس و حالم عوض شده. هر افتضاحی که بار میاد، رو اعصابمه. می دونی، من معتقدم نابودی اسطوره احمدی نژاد، مثل نابود شدن اسطوره خاتمی، خیلی ها رو از سیاست ناامید می کنه. همون طور که رویای آزادی به گا رفت، رویای عدالت هم داره تو مردم از بین میره. دیگه چی میمونه؟
آسمون و ريسمون به روز شد
آسمون و ريسمون به روز شد
30 # حامد :
سلام. احمدي نژاد كانديداي هيچكدام از احزاب و گروهها نبود، خیلی طبیعی است که همه باهاش مخالفت کنند و آرزومند به زمین خوردنش باشند. از اول هم همینطور بود. منتها تحلیل اشتباه از نتایج انتخابات 24 آذر، این گروهها را جری تر کرده است. به موقع اش دود این تحلیل اشتباه در چشمشان خواهد رفت. درست مثل سوم تیر پارسال.
31 # آرش :
نامه مهر ماه 84 به رهبر در مورد چگونگی مديريت بحران هسته ای./ اميدواريم حاكمان از خواب خوش خيالي ها و اوهام آخوندي اگر قرار است بيدار بشوند، يه كم زودتر: بنام خدا. حضرت آيت الله خامنه ای رهبر معظم جمهوری اسلامی ايران. با سلام و آرزوی تندرستی و طول عمر برای حضرتعالی، بعنوان يک شهروند عادی و بدون وابستگی و يا عضويت در هيچ حزب و گروه سياسي؛ اما يک فرد مسئول که نگران کشورش، هموطنانش، صلح جهانی، و کرامت انسان است اين نامه را خدمت شما ارسال و استدعا دارد به آن بينديشيد. مسائل پيرامون توليد انرژی هسته ای، کشور ما را در موفعيتی قرار داده که يک رهبری هوشيارانه، خلاق، و شجاعانه نه تنها می تواند خطرات را دفع کند بلکه موقعيت فعلی را به يک فرصت و بهانه ای برای يک تفاهم ملی تاريخی تبديل کند. و اين چيزی است که از يک رهبر واقعی انتظار می رود. پيشنهاد اين است که جنابعالی خود پيشقدم شده: ۱) با ايجاد يک شورای مشورتی در دفتر خود و مرکب از نمايندگان تمام احزاب و جمعيت های فعال در کشور و همچنين شخصيت های برجسته و نخبگان، زمينه ی يک تفاهم ملی نسبی را فراهم آوريد. اين شورا سياست های لازم را تدوين و پس از تصويب شما به شورای امنيت ملی ابلاع میکند. اين شورا همچنين به جنابعالی مشورت های لازم را در جهت مشارکت بيشتر احزاب و شحصيت ها در سرنوشت سياسی کشور ميدهد. ۲) برخی از اختيارات رهبری را که خود صلاح ميدانيد به مدت محدود به رئيس جمهور واگذار کنيد. ۳) به دنيا اعلام بفرمائيد که چون کشور در پروسه تغييرات سياسی مهم برای مشارکت بيشتر و اعلام نظر مردم می باشد، ايران به مدت يک سال آن بخش از فعاليت های هسته ای را که موجب نگرانی جامعه جهانی شده به حالت تعليق در می آورد. با اين رويکرد نه تنها بحران رفع می شود که از لحاظ سياسی گامی بزرگ به پيش خواهيم رفت. فکرها و نيروها به جای تقابل و سرزنش يکديگر در يک صف واحد در دفاع از منافع ملی قرار ميگيرند. در درازمدت هم بلکه اين ابتکار و رهبری جنابعالی باعث شود اين ملت رنج ديده نخواهد قربانيان و بهای بيشتری را برای استقرار يک دموکراسی پایدار بدهد. به مردم و رهبران سياسی آن ها اعتماد کنيد. همه کشورشان را دوست دارند و می خواهند بلکه بتوان سربلندتر زندگی کرد. اميدواريم با درايت جنابعالی بتوانيم کنترل قضايا را در دست داشته باشيم. چون زمانی خواهد رسيد که حتی رهبران سياسی کشورهای ديگر هم کار چندانی نمی توانند بکنند. زيرا مسائل به سمتی می روند که چاره ای غير از ادامه و دنباله روی نداشته باشند و از آن به بعد در کشاکش منافع سوداگران اسلحه، گروه های با منافع ويژه، و شارلاتان های بين المللی له و قربانی می شويم. فلاکت و سرنوشت شوم مردم عراق مثال خوبی است! با احترام و تشکر رونوشت: آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور محترم
32 # آرش :
سه شنبه، 19 مهر، 1384 چگونه رهبر می تواند سلطان قلب ها شود؟ هر چه بيشتر فکر می کنم بيشتر به اين نتيجه می رسم که کليد حل مشکلات، نه تنها ايران بلکه دنيا، در دست آيت الله خامنه ای است! می پرسيد چگونه؟ ۱) پذيرش اين که قران بخش بسيار کوچکی از کلمات خداست، اين که هدايت شدن يا نشدن مردم به خودشان مربوط می شود، اين که پيامبر وکيل مردم نيست بلکه دوست و ياور (ولی) آن هاست، اين که به «صاحبان خرد» بايد فرصت خدمت به جامعه داده شود، اين که نه تنها شيعه و سنی وجود ندارد که همه اديان يکی هستند و چند تا دين وجود ندارد، و .... ۲) مبادله فکری اين موارد، که همه با مجموعه منسجمی از آيات قران قابل اثبات است، با محافظه کاران و اصول گرايان که راست يا دروغ ادعا می کنند از همه نظر از ايشان تبعيت می کنند. ۳) اعلام آشتی ملی و عفو عمومی و انتخابات آزاد بر اساس اين قرائت از دين و قانون اساسی موجود. ۴) بهبود و تحکيم روابط با کشورهای مسلمان بر اساس اين قرائت از دين و ايفای نفش رهبری در مودت و برادری و صلح جهانی. ۵) ايفای نقش ميانجی بين پيکارجويان عراقی و دولت آمريکا توسط هيئتی از انديشمندان (اولی الالباب) کشورهای مسلمان. ۶) تسهيل مبادله فکری اين قرائت از اسلام با افراطيون و پيکار جويان اسلامی و رهبری در حل منازعه افغانستان و ساير کشور های اسلامی. با سخنان اخير پرزيدنت بوش سرانجام اسلام رسما جای کمونيسم را گرفت، نه برای يک جنگ سرد ديگر، بلکه يک جنگ «گرم»!!! که قربانيان آن توده های محروم کشورهای مسلمان و سربازان آمريکايی هستند و برندگان آن سوداگران اسلحه و تجهيزات امنيتی! حال ببينيد اگر آيت الله خامنه ای اين گونه بيانديشد، چگونه می تواند به اسلام و مسلمين و صلح جهانی کمک کند. آنگاه سلطان قلبهای مردم دنيا خواهد شد. در قران 39 مورد «سلط/سلطان» و مشتقات آن بکار رفته است: نه به بعنوان پادشاه که بعنوان دليل و حجت قوی و برتر! قسم به جد بزرگوارت بيا و «سلطان» باش!
با درود و سپاس از نوشتار نيكتان آرزومند بهروزي و سربلندي شما هستم
با درود و سپاس از نوشتار نيكتان آرزومند بهروزي و سربلندي شما هستم
با درود و سپاس از نوشتار نيكتان آرزومند بهروزي و سربلندي شما هستم
با درود و سپاس از نوشتار نيكتان آرزومند بهروزي و سربلندي شما هستم
سلام. وبلاگم رو فیلتر کردن. این جا می نویسم
38 # علي :
مي شود كتابهايي را كه ذكر كرديد معرفي كنيد
39 # علي :
مي شود كتابهايي را كه ذكر كرديد معرفي كنيد
40 # Ali :
مي شود كتابهايي را كه ذكر كرديد معرفي كنيد
41 # مجيد از كانادا :
بابا اين نظرسنجي كه بهش استناد كردي فقط به درد كسي مي خوره كه انجامش داده. معلومه كسايي كه توي سايت آفتاب مي آن نظرشون چيه. ابتدايي ترين اصل نظرسنجي اينه كه نمونه بايد رندوم باشه. آدمايي كه آفتاب مي خونن يه نمونه رندوم از مرده ايرانن؟ به نظر مي آد همه دارن پوپوليست مي شن!
سلام از مطلبتان نهايت استفاده را كردم. اگر فرصت شد مطلب جديدم را در www.kandokave.persianblog.com ببينيد.
43 # 1اشاره :
آره آش شور شده ، مشتريهاش کم معترضینش زیاد شده دارن شلوغش می کنن . من باور نمی کنم یه شبه روزنامه ها این فکر آزادی رو بدس آوردا باشن که سوگلی رو مورد لطف قرار بدن . استراتژی اصلی برکناری محمود نیست ، منع برکناری نظامه . باید دید سکه 2رو بیشتر نداره .
44 # آرش :
آقاي لاريجاني با اشاره به وضعيت منطقه فرموده اند: « منطقه احتياج به افراد مطلعي دارد كه بايد آن را شناخته و بر اين اساس براي آن استراتژي تعريف كنند.» اين را كه نبايد به آتش شيعه-سني، عرب-عجم دامن زد- و هر فرد غير مطلعي هم آن را ميداند - فعلا بهش عمل كنيد... تعريف استراتژي توسط افراد مطلع پيشكشتان!
45 # ٍشئشد :
اقای جواد طالعی معاون اقازاده در وین با صدای رسا گفت امریکا یا مثل بچه ادم با ایران گفتگو میکند یا راه بد !!را انتخاب میکند اگر راه در گیری را انتخاب کرد ایران اماده است لتز رول در بال یعنی بچرخ تا بچرخیم اگر عراق نبود ما ایرانی ها فکر میکردیم امریکا شیر است ایران موش اما همین دو سه هزارتا سنی بی پشتوانه نشان دادند امریکا روباهست و ایران جوجه تیغی غیر قابل خوردن و در گلو گیر میکند و روباه از ریدن روی جوجه تیغی ( که همین تبلیغات سیا اسای مطبوعات یهودیان امریکا و اروپا دویچه وله و هنگبلادت و ....)اثری ندارد برای ملایان ملاحظه کار
الپر جان قالب نو مبارك:)
برخی از حضرات فراموش کرده اند که نسخه پارس کردن و پاچه گرفتن برای رای آوردن بود و نسخه بعد از آن نسخه کار کردن است نه دوباره پارس کردن و پاچه گرفتن... از آغاز دوره اینها هر وقت درباره گرانی ها ازشان سئوال شد یا مانند آن دیگری ملیژکشان به لودگی و خنده و خرید از مغازه های اطرافشان حواله دادند... یا دلیلش را در گذشته جستند و یا مافیا و جریان امنیتی!!!









هاست و ثبت دومین