پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






مشهد که رفته بودم، جای شما خالی، یک کتاب با خودم بردم در حدود پانصد و خورده ای صفحه، که از نمایشگاه کتاب خریده بودمش اما هنوز فرصت نکرده بودم سراغش بروم؛ خواندم و تمامش کردم . اسم و مشخصاتش: "عاشورا پژوهی؛ با رویکردی به تحریف شناسی تاریخ امام حسین" که آقای محمد صحتی سردرودی آن را نوشته و انتشارات خادم الرضا به چاپ رسانده.
این کتاب را به این انگیزه خریدم که درباره تلقی های مختلف از عاشورا مطلب داشته باشد و در یکی از فصل های آن هم شبیه مضمونی را که انتظار داشتم، دیدم. اما بیشتر از کتاب، یک مجموعه مقالات بود و فقط دو فصل از آن به بحث مورد علاقه من نزدیکتر بود.

چند سالی هست که به بحث تحلیل عاشورا به عنوان یکی از مهمترین شاخصه های هویت ساز جامعه مذهبی ایرانی علاقه مند شده ام. در واقع انگیزه ام بعد از خواندن کاتب شهید جاوید بیشتر شد. اینقدر پیگیر (شاید جوگیر) بودم که پشتش گذاشتم تا کتاب نایاب "شهید آگاه" را هم پیدا کردم و خواندم. بعد هم "حماسه حسینی" شهید مطهری و بعدتر نقد مرحوم صالحی بر آن و چند کتاب دیگر. البته خیلی که خواندم، دیدم خیلی بیشتر از اینها جای کار دارد و کسی نکرده. برای همین است ارزش کتاب "عاشورا پژوهی" را با همه ضعف هایش، خوب می دانم.

شاید وقتی کسی با من در این باره هم صحبت شود، حس کند دارم قضیه را بیش از حد داغ می بینم و اینقدرها هم که برای من مهم است و جذابیت دارد، برای دیگران نباشد. به هرحال هرکسی به یک چیزهایی علاقه مند می شود. اما برای منی که این مبحث برایم جذابیت دارد، شهید جاوید و عاشورا پژوهی خیلی بیشتر از حد یک کتاب عادی اهمیت دارد. نوشته ای که قبلا در زمان فوت آقای صالحی نوشته بودم هم قدر این ارادتم به ایشان و اثرشان را می رساند.

اما کتاب عاشورا پژوهی هم نکات ویژه ای دارد که آن را در حد یکی از چند کتاب مهم این مبحث بالا می آورد. احاطه و اشراف نویسنده آن که انصافا در این موضوع تخصص دارد، کتاب را جدی می کند. تلاش او برای توجه به تبار تلقی های مختلف از عاشورا هم نوآوری مهمی است که در نتیجه گیری اش خیلی موثر است. در یادداشت هایی که از کتاب برداشتم، مهمترین حسن کتاب را همین توجه به تبارشناسی تلقی ها از "هدف امام حسین از قیام" دیدم و مهمترین نقص این مبحث از کتاب هم به نظرم کلی نگری در تقسیم بندی نظریه های این مبحث بود.

اما رویکرد نویسنده این کتاب به تحریف شناسی و طرح و نقد تحریف های اضافه شده به روایت های کربلا و عاشورا نیز قابل تأمل و تحسن بود. شاید ذکر چند نمونه از نکاتی که خودم تا به حال واقعیت می دانستم و این کتاب مستندا ثابت کرده بود که تحریف است، یا نمی دانستم و این کتاب نشان داده بود، بد نباشد:
- عبارت "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" که همه فکر می کنیم حدیث است، چنین نیست. فقط یک شعر است که به غلط آن را منتسب به ائمه کرده اند.
- عبارت "هل من ناصر ینصرنی" هم باز یک شعر است که از امام حسین نیست و به زبان اهلش "زبان حال" است.
- عبارت "ان الحیات عقیده و جهاد" هم شعر یک شاعر است، نه کلام امام حسین!
- حتی عبارت "ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی" هم از امام نیست. امان از این شاعران!!
- امام حسین حج را نیمه کاره رها نکرد؛ اصلا احرام تمتع نبسته بود، احرام عمره بسته بود که کامل کرد و بعد به سمت کربلا حرکت کرد.
- شریح قاضی فتوایی برای قتل امام حسین نداده.
- امام سجاد روز عاشورا اصلا بیمار نبوده و چنین تعبیری از اساس غلط است. ممکن است اگر چیزی بوده، زخم شمشیر باشد که در میدان جنگ خورده اند.
- خشن دیدن حادثه کربلا و توجه به جنبه های جنگی و خشونت بار آن بسیار تحت تأثیر فرهنگ و اندیشه زیدیه است که امام را قائم به سیف تعریف می کنند، در مقابل تعریف شیعه اثنی عشری که امام را هادی و هدایت کننده می خواند و می خواهد.
- ماجرای سر کوبیدن حضرت زینب به چوبه محمل هم دروغی بیش نیست.
و کلی بحث دیگر که حوصله اش در اینجا نیست.

اگر مسلمان و شیعه و اهل عاشورا هستید، امیدوارم دنبال درک عاشورای واقعی باشید، نه عاشورای خرافی. و اگر به سرعت این را بپرسید، حق دارید، که مگر عاشورای واقعی هم این روزها یافت می شود؟!
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/885
نظرات شما:
1 # آرش :
الپر راستي زيارت قبول. وقتي بيشتر كندو كاو كني، به دروغ هاي تاريخي زيادي خواهي رسيد. اگر دروغ هايي را كه از دين آخوندها پيدا كرده ام برات بگم، بعيد نيست خودكشي كني! پس باشد تا چند سال ديگر و در وقت مناسب. ملت به اندازه كافي ديپرس هستند/ شاخص پيشرفت مان حقه هاي مداحان/ در درآوردن اشك محرومان... /
یعنی انقدر حرفهای تحریف شده کردند توی گوشمون. آخه چرا؟
یعنی انقدر حرفهای تحریف شده کردند توی گوشمون. آخه چرا؟
4 # jahansouz :
khoob az masaele rooz farar mikoni va be sahraye karbela mizany!
چه عجب! رو نمايي كردي!
6 # كامران :
احمقها به بهشت نميروند
با سلام . جالب توجه بود
با سلام . جالب توجه بود
9 # طاهری :
سلام، در این که امام سجاد در روز عاشورا مریض نبوده اند، چه استدلالی ارائه شده است؟ چون لااقل در بحار (ج 45 ص 46) این طور داریم: "ثم التفت الحسين عن يمينه فلم ير أحدا من الرجال و التفت عن يساره فلم ير أحدا فخرج علي بن الحسين زين العابدين ع و كان مريضا لا يقدر أن يقل سيفه" و نیز در زمان رسیدن به کوفه (الاحتجاج، ج 2 ، ص 303 ): "عن حذيم بن شريك الأسدي قال لما أتى علي بن الحسين زين العابدين بالنسوة من كربلاء و كان مريضا[...]" و همین طور در المناقب(ج 4 ، ص113 ): "و لم يقتل زين العابدين لأن أباه لم يأذن له في الحرب و كان مريضا[...]"
10 # طاهری :
سلام، در این که امام سجاد در روز عاشورا مریض نبوده اند، چه استدلالی ارائه شده است؟ چون لااقل در بحار (ج 45 ص 46) این طور داریم: "ثم التفت الحسين عن يمينه فلم ير أحدا من الرجال و التفت عن يساره فلم ير أحدا فخرج علي بن الحسين زين العابدين ع و كان مريضا لا يقدر أن يقل سيفه" و نیز در زمان رسیدن به کوفه (الاحتجاج، ج 2 ، ص 303 ): "عن حذيم بن شريك الأسدي قال لما أتى علي بن الحسين زين العابدين بالنسوة من كربلاء و كان مريضا[...]" و همین طور در المناقب(ج 4 ، ص113 ): "و لم يقتل زين العابدين لأن أباه لم يأذن له في الحرب و كان مريضا[...]"
چند سال پیش مؤسسه آثار امام سلسله مقالاتی را در مورد عاشورا چاپ کرده است. نظرات دکتر سروش، حاتم قادری و آقاجری در آن مجموعه جالب است.
چند سال پیش مؤسسه آثار امام سلسله مقالاتی را در مورد عاشورا چاپ کرده است. نظرات دکتر سروش، حاتم قادری و آقاجری در آن مجموعه جالب است.
" و این ( قیام سربداران) آخرین موج انقلابی تشیع علوی بود...یک قرن بعد صفویه آمد و تشیع از مسجد جامع توده برخاست و در "مسجد شاه" همسایه دیوار به دیوار قصر "عالی قاپو" شد. و تشیع سرخ ، تشیع سیاه گشت و مذهب شهادت ، مذهب عزا ." (دكتر شريعتي)
الپر ِ عزیز، نوشته ات به دلم نشست. لینک دادمش. http://shefa.blogspot.com/2007/01/blog-post_24.html
دیشب در جلسه سخنرانی دکتر ساچدینا بودم. ایشان میگفتند هرچه یک داستان خرافاتش بیشتر شد، کمتر میتوان در آن تامل کرد. به همین جهت اصرار داشتند که در داستان کربلا کمتر وارد جزییات شویم تا بیشتر بتوانیم از آن درس بگیریم. راستی کلی هم از ایران حرف زدند. گفتند در ایران دید نو نسبت به دین ایجاد شده و این جای امیدواری است و شما به احمدی نژاد نگاه نکنید ایران در زمینه روشنفکری و دید باز در حال پیشرفت است. عجب گیری افتادیم هان!
جالب بود اما ـ ذكر سند براي چنين مطلبي لازم است ـ نويسنده كتابي كه معرفي كرده ايد شناخته شده نيستند و نظراتشان البته محل ترديد ـ با همه اين احوال امكان صحت موضوعات مطرح شده را نفي نمي كنم ـ تند نرويد! اگر شما از عاشورا ديد خرافي داريد و همه چيزهايي را كه مداح ها مي گويند باور مي كنيد چرا به همه نسبت مي دهيد؟ ...
تحریفات خیلی وسیع هست. مثلا در باب وجود کودکی شش ماهه و تیرسه شعله حرمله، این از مسائلی است که از اساس مشکل دارد و غیر واقعی است. محمد مهدی جعفری را که می شناسی؛ استاد حدیث و نهج البلاغه، او روی این مسئله و یک سری از این مسائل تحريفي کار کرده.
تحریفات خیلی وسیع هست. مثلا در باب وجود کودکی شش ماهه و تیرسه شعله حرمله، این از مسائلی است که از اساس مشکل دارد و غیر واقعی است. محمد مهدی جعفری را که می شناسی؛ استاد حدیث و نهج البلاغه، او روی این مسئله و یک سری از این مسائل تحريفي کار کرده.
19 # احمد :
در مورد کتاب شهيد جاويد و نويسنده اش اگر شد توضيح بيشتري بنويس.
All of them are legend for chenging us to cow
درود عزيز. استفاده كرديم. خيلي دوست دارم كتاب هايي كه گفتي را بخوانم. البته در فرصتي مناسب !
22 # زهره :
حالا شما به ما مي گويی دنبال عاشورای واقعی باشيم بعد خودت اون عکس سرتاسر خرافی را بالای وباگت می گذاری؟! به نظرم شماها از بچگی معيوب شده ايد و ويروس خرافه پرستی در پوست و خونتان و جان و روحتان رسوخ کرده است و گمان نکنم که دوا و دارويی هم برای علاج آن پيدا شود.
23 # Homayoun :
Reading all these books might have taken weeks or months of your time. Here I have a suggestion for you. Now that you've spent all of this time to read these books, would you just for God sake think only for an hour what kind of difference it could make to our lives now to find out why Imam Hossein did what he did (if he ever did such a thing) and what was all the details as to when and where he did it. Please do this and let us all know why it would matter. HZ
سلام دوست عزيز براي پاسخ گويي به شبهاتي كه نوشته اي حتما به وبلاگ من مراجعه و جوابش را يادداشت كن ضمنا هيچ وقت بدون سند و مدرك حرف نزن اما بعد : گويند اگر گوينده مست شنونده بايد عاقل باشد نوشته هاي هر كسي را نمي شود قبول كرد - يزيد هم لعنت الله عليه هم ‘ كشتن امام حسين را تو جيه مي كرد
سلام دوست عزيز براي پاسخ گويي به شبهاتي كه نوشته اي حتما به وبلاگ من مراجعه و جوابش را يادداشت كن ضمنا هيچ وقت بدون سند و مدرك حرف نزن اما بعد : گويند اگر گوينده مست شنونده بايد عاقل باشد نوشته هاي هر كسي را نمي شود قبول كرد - يزيد هم لعنت الله عليه هم ‘ كشتن امام حسين را تو جيه مي كرد www.eslamy.blogfa.com
سلام دوست عزيز براي پاسخ گويي به شبهاتي كه نوشته اي حتما به وبلاگ من مراجعه و جوابش را يادداشت كن ضمنا هيچ وقت بدون سند و مدرك حرف نزن اما بعد : گويند اگر گوينده مست شنونده بايد عاقل باشد نوشته هاي هر كسي را نمي شود قبول كرد - يزيد هم لعنت الله عليه هم ‘ كشتن امام حسين را تو جيه مي كرد www.eslamy.blogfa.com
الپرخان عاشورا ارتجاع و عوام زدگي است نمونه بارز افيون زدگي عاشورا را سالها تجربه كرده ام درباره اش نوسته ام خوانده ام زياد زياد سينه زده ام زنجير زده ام گريه كرده ام اشك ريخته ام نذري كرده ام .... اما الان كه از عاشورا مي شنوم يا مي خوانم حالم بهم مي خوره بزرگترين بدبختي ملت ما همين عاشوراست عاشورا ايرانيان را هيجاني بيخود و بي مغز كرده است بياييد عبور كنيم از اين سمفوني شيطاني
الپرخان عاشورا ارتجاع و عوام زدگي است نمونه بارز افيون زدگي عاشورا را سالها تجربه كرده ام درباره اش نوسته ام خوانده ام زياد زياد سينه زده ام زنجير زده ام گريه كرده ام اشك ريخته ام نذري كرده ام .... اما الان كه از عاشورا مي شنوم يا مي خوانم حالم بهم مي خوره بزرگترين بدبختي ملت ما همين عاشوراست عاشورا ايرانيان را هيجاني بيخود و بي مغز كرده است بياييد عبور كنيم از اين سمفوني شيطاني
الپرخان عاشورا ارتجاع و عوام زدگي است نمونه بارز افيون زدگي عاشورا را سالها تجربه كرده ام درباره اش نوسته ام خوانده ام زياد زياد سينه زده ام زنجير زده ام گريه كرده ام اشك ريخته ام نذري كرده ام .... اما الان كه از عاشورا مي شنوم يا مي خوانم حالم بهم مي خوره بزرگترين بدبختي ملت ما همين عاشوراست عاشورا ايرانيان را هيجاني بيخود و بي مغز كرده است بياييد عبور كنيم از اين سمفوني شيطاني
عجبه علي آقا.سروكله اتون پيداشد.
دو بحث اخیرت در مورد عاشورا جالب و خواندنی بود.
دو بحث اخیرت در مورد عاشورا جالب و خواندنی بود.
33 # رضوان محتشم :
علي جان فكركنم ازاونوربام داري ميفتي مواظب باش مجبورنشي مثل داستان علي افشاري ماست ماليش كني . واجب نيست ادم درمورد هرچي كه درموردش اطلاعات كافي نداره نظربده ...عاشوراي ماسرشارازخرافاته امالبريزازناگفته هاي مصائب رفته برال علي نيز هست .دقت كن داداشم.........
34 # رضوان محتشم :
علي جان فكركنم ازاونوربام داري ميفتي مواظب باش مجبورنشي مثل داستان علي افشاري ماست ماليش كني . واجب نيست ادم درمورد هرچي كه درموردش اطلاعات كافي نداره نظربده ...عاشوراي ماسرشارازخرافاته امالبريزازناگفته هاي مصائب رفته برال علي نيز هست .دقت كن داداشم.........
35 # جعفري :
سلام. تحسينتان مي كنم به خاطر اين علاقه و پيگيري زياد كه اين روزها كم پيدا مي شود. اما چند نكته : اول : فكر مي كنم معرفت ديني بعد از انقلاب هم طالبان خود را دارد كه بيشتر هم شده اند و گرنه عوام سنتي و عوام متجدد در هر دو زمان كار چنداني با حقيقت جويي به معناي خاص آن نداشته اند. دوم: در كامنت يكي از اين چند مطلب راجع به عاشورا كسي گله از "تكليف گرايي" امام خميني كرده بود ولي به نظر من كليد رفع تناقض دو تحليل كلي كه برشمرده ايد، همين است. يعنس امام امر به معروف و نهي از منكر و قيام براي برپايي قسط و اجابت دعوت جماعت مسلمين (كه به قول اميرالمومنين حجت را تمام مي كند) را تكليف خود مي دانند و اقدام به انجام آن مي كنند با وجودي كه مي دانند و مطلع هستند كه شهيد خواهند شد. در چنين منظري عمل به تكليف نابخردي (به خاطر عمل نكردن به نتايج كار ) نيست بلكه داشتن عقل و بصيرتي است كه دنيا طلبي و آبروخواهي و حب جان آن را كور نكرده است. سوم : مشكل تقدس امام نيست كه فهم علمي را مشكل كرده است مشكل فهم غلط و جاهلانه تقدس و امام است. اسم ها هم مهم نيستند من از اخلاق استادان دانشگاه فهميدم كه علم ، عقل و تيزبيني نمي آورد. به همين خاطر است كه امثال دعواي بر سر "شهيد جاويد" را بچگانه مي دانم و خوشحالم كه سطح جامعه ما بالا رفته است. چهارم: ديدم كه دوستان خيلي به تحريفاتي كه از گتاب عاشورا پژوهي آورده ايد ، اهميت داده اند. خوب به جاي خود هم مهم است ولي براي كسي كه به دنبال مفهوم عاشورا و دليل است، به راستي چقدر فرق مي كند كه امام سجاد ع بيمار بوده اند يا زخم شمشير خورده اند ...
36 # جعفري :
سلام. تحسينتان مي كنم به خاطر اين علاقه و پيگيري زياد كه اين روزها كم پيدا مي شود. اما چند نكته : اول : فكر مي كنم معرفت ديني بعد از انقلاب هم طالبان خود را دارد كه بيشتر هم شده اند و گرنه عوام سنتي و عوام متجدد در هر دو زمان كار چنداني با حقيقت جويي به معناي خاص آن نداشته اند. دوم: در كامنت يكي از اين چند مطلب راجع به عاشورا كسي گله از "تكليف گرايي" امام خميني كرده بود ولي به نظر من كليد رفع تناقض دو تحليل كلي كه برشمرده ايد، همين است. يعنس امام امر به معروف و نهي از منكر و قيام براي برپايي قسط و اجابت دعوت جماعت مسلمين (كه به قول اميرالمومنين حجت را تمام مي كند) را تكليف خود مي دانند و اقدام به انجام آن مي كنند با وجودي كه مي دانند و مطلع هستند كه شهيد خواهند شد. در چنين منظري عمل به تكليف نابخردي (به خاطر عمل نكردن به نتايج كار ) نيست بلكه داشتن عقل و بصيرتي است كه دنيا طلبي و آبروخواهي و حب جان آن را كور نكرده است. سوم : مشكل تقدس امام نيست كه فهم علمي را مشكل كرده است مشكل فهم غلط و جاهلانه تقدس و امام است. اسم ها هم مهم نيستند من از اخلاق استادان دانشگاه فهميدم كه علم ، عقل و تيزبيني نمي آورد. به همين خاطر است كه امثال دعواي بر سر "شهيد جاويد" را بچگانه مي دانم و خوشحالم كه سطح جامعه ما بالا رفته است. چهارم: ديدم كه دوستان خيلي به تحريفاتي كه از گتاب عاشورا پژوهي آورده ايد ، اهميت داده اند. خوب به جاي خود هم مهم است ولي براي كسي كه به دنبال مفهوم عاشورا و دليل است، به راستي چقدر فرق مي كند كه امام سجاد ع بيمار بوده اند يا زخم شمشير خورده اند ...









هاست و ثبت دومین