پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر







گروهی از ما وقتی در عاشورا می نگریم، عاشورا را روز ماتم و کربلا را عرصه غم می بینیم. گروهی از ما وقتی در عاشورا می نگریم، کربلا را مصاف حق و باطل و قیام امام علیه ظلم یزید می بینیم. گروهی وقتی می نگریم یکسره خون ریخته بر زمین را می بینیم و گروهی وقتی می نگریم شمشیرهای چرخان در هوا را. این گروه از پیروزی خون بر شمشیر سخن می گویند تا آنچه را می بینند، توجیه کنند. آن گروه اما پرچم سرخ بر بارگاه امام می افرازند به نشانه اینکه اگر شمشیر حسین برنده و لشکر او برنده نبود، روزی کسی به خون خواهی و انتقام او برخواهد خاست. اما و هزار اما ...

اگر توانستیم در مشاهده منظره کربلا خون را از جلوی چشممان بشوییم، اگر توانستیم در مشاهده منظره کربلا مدهوش برق شمشیرها نشویم، اگر توانستیم فقط حسین را در کربلا، در عاشورا ببینیم...


این چند خط را محرم دو سال پیش در وبلاگ نوشته بودم. به بحثی که این چند روز گفتم، نزدیک است:

 در كل، سه تلقي از عاشورا در دوران معاصر ما وجود داشته است؛ تقريبا با هر نسل، يك تلقي غالب شده و بر ديگران برتري يافته. صحبت از درست بودن يك فهم يا تلقي نيست، صحبت از نوع نگاهي است كه به مفهوم عاشورا وجود داشته و دارد. هر يك از اين تلقي‌ها دلايلي عقلي و شواهدي تاريخي و روايي را براي اثبات اصالت تلقي خود عرضه مي‌كنند و بحث بين قرائت‌هاي مختلف از عاشورا بسيار دامنه‌دار بوده و هنوز هست.

دوران پيش از انقلاب، روزهاي اوج فهم سنتي از عاشورا بود و اين تلقي از حادثه عاشورا و نگاه اسطوره‌اي به منظره كربلا، محور كار بود. يك سوي اشعار و مفاهيم به «مظلوميت» مي‌رسيد و سوي ديگرش به «لعنت». مفهوم «شهادت» به معناي امري مقدر فهميده مي‌شد كه خداوند حسين را به سوي آن فراخوانده بود: ان الله شاء ان يراك قتيلا... اين تلقي از عاشورا، خون و شهادت و مظلوميت را مهمترين معناهاي حركت امام حسين در محرم 61 هجري مي‌فهميد و تسليم شدن به سرنوشت خويش و رفتن به سمت سرانجام مقدر الهي را مهمترين هدف امام و يارانش مي‌دانست: خط الموت علي ولد آدم مخط القلادة علي جيد الفتاة / من لحق بي استشهد... خون جلوي چشم همه ناظران تاريخي را گرفته بود و اشك و آه مهمترين واكنش افراد پس از ديدن آن منظره بود.

تلقي دوم كه در سالهاي انقلاب و جنگ به فهم غالب و همگاني تبديل شد، تلقي انقلابي و ايدئولوژيك از رخداد كربلا بود. اين تلقي، عاشورا را يك نهضت سياسي و قيام آگاهانه امام حسين ابن علي براي ساقط كردن حكومت يزيد و برپا ساختن يك حكومت اسلامي مي‌ديد و حركت امام از مدينه به مكه و آنگاه به سمت كوفه را قيامي برنامه‌ريزي شده عليه ظلم و حكومت باطل مي‌دانست: فلعمري ماالامام الا العامل بالكتاب والقائم بالقسط والدائن بدين الحق / و نحن اهل البيت اولي بولاية هدا الامر من هؤلاء المدعين... در اين تلقي از عاشورا، هدف اصلي از قيام امام، تلاش براي اصلاح انحرافات و احياي امر به معروف و نهي از منكر و بازگرداندن جامعه اسلامي به سيره پيامبر است، كه اينها جز از طريق تشكيل حكومت محقق نمي‌شود. پس امام قيام كرده و به روي حكومت وقت شمشير كشيده كه به قصد اصلاح وضع جامعه، آن را پايين بكشد و خود حكومت تشكيل دهد. بر اساس اين تلقي اين روش بايد اسوه و الگوي همه افراد بشر در طول تاريخ قرار گيرد: مثلي لا يبايع مثله / لكم في اسوه... برق شمشير آنچنان چشم همه ناظران صحنه را خيره كرده بود كه كربلا را صرفا منظره جنگ تمام‌عيار حق و باطل مي‌ديدند و از آن، تنها قيام و نهضت و انقلاب را مي‌فهميدند. خشم انقلابي، حاصل اين تلقي از عاشورا بود.

اما هرچه از فضاهاي تاريخي و فهم‌هاي سنتي دور شده‌ايم و از روزهاي پرشور و هيجان انقلاب و جنگ هم فاصله گرفته‌ايم، گرايش عمده مباحث عاشورايي به سمتي رفته كه به وجوه عرفاني و عاشقانه ماجرا و نگاه معنوي و وجودي به رخداد عاشورا توجه بيشتري مي‌شود. اين تلقي، كه البته هنوز همه ابعاد آن شكل نگرفته بلكه صرفا نشانه‌هايي از آن را مي‌بينيم و به لحاظ تئوريك و نمادشناسانه بايد بيش از اينها مورد بررسي قرار گيرد، بيش از دو نگاه قبلي از زاويه «فرد امروزي» به منظره كربلا نگاه مي‌كند و جستجوگرانه به دنبال يافتن معناهايي در عاشورا است كه به كار نسل امروز و انسان امروزين بيايد. اين نگاه، وقتي كه به منظره كربلا در روز عاشورا مي‌نگرد، قبل از اينكه خون را و شمشير را ببيند، و پيش از اينكه توجهش به مصاف و نزاع و مظلوميت و تشنگي و... جلب شود، «حسين» را مي‌بيند. نور وجود «اين فرد» آنچنان بيننده را مسحور مي‌كند كه چيز ديگري نه هست و نه شايسته ديدن است.

حسين، بازيگر و بازي‌گردان اين صحنه است؛ نقش اول تراژدي‌اي است كه در تاريخ نظير آن سراغ نداريم. و او چه زيبا، بلكه در اوج، در جايگاه خود قرار مي‌گيرد و آنچنان سرشت وجودي خود را ماهرانه در برابر سرنوشت قرار مي‌دهد كه صحنه‌اي هم تاريخي مي‌آفريند و هم تاريخ‌ساز؛ كه اينهمه هنر و واژه و مفهوم از قله‌اي كه حسين فتح كرده سرازير مي‌شود. هنوز تا فهم دقيق اين تلقي از عاشورا، يا به عبارتي رسيدن به جذاب‌ترين شكل اين تلقي، راه زياد داريم.

TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/893
نظرات شما:
1 # آرش :
الپر عزيز، حالا من نمي خواهم بحث كش پيدا كند. اما اشكال محوري اين وجه "عرفاني و عاشقانه ماجرا و نگاه معنوي و وجودي به رخداد عاشورا" اين است كه امام حسين فقط يك فرد نيست. او يك رهبر است. او يك امام است. و رفتار يك رهبر در مختصاتي با محورهاي بيشتر تحليل مي شود. هر گونه تصميم گيري و اتخاد هر گونه سياست و عملكرد در سرنوشت و كردار حال و آينده پيروانش اثر دارد. براي مثال اين جمله ي برخي آخوندها و رهبران جمهوري اسلامي يك حالت مبالغه شده ي آن است: " ""ما به تكليف (الهي) خود عمل مي كنيم و كاري به عواقب آن نداريم.""" آيت الله خميني هم حرفي با اين مضمون را چندين بار تكرار كرده است. خب ببين اين حرف چقدر خودخواهانه است. يعني من آن قدر ميدانم و آن چنان حق هستم كه هر كار من در آن خيري است و عين خواست خدا و بنابراين تكليف الهي است.. خب در زندگي فردي هر كس مي تواند چنين ادعايي براي خودش بكند. اما حتي نمي تواند آنرا به خانواده اش هم گسترش دهد تا چه رسد به يك ملت. اما وقتي سرنوشت يك ملت هفتاد ميليوني دست چنين طرز تقكرهايي مي افتد همه شاهد هستيم چه بلا ها كه بر سر اين مردم نياورده اند. فقر بيكاري بي مسكني گراني تورم اعتياد فحشا دورويي چاپلوسي افسردگي... تبعيض سركوب خفقان... و هزاران درد بيدرمان ديگر! با مرگ حماسي و عاشفانه "صحنه هاي تاريخي‌آفريدن" در ملت ها نمونه هايش زياد است.از آرش اسطوره ايراني گرفته تا خلبانان ژاپني و ويتكنك ها در جنگ ويتنام و مبارزين فلسطيني و عراقي كنوني؟؟ اگر پيرامون " صحنه تاريخي بودن" هر يك بحث هايي باشد، پيرامون "تاريخ‌ساز" بودن آن مي شود با فكت آثار يك به يك به نتايج بهتري رسيد. پرسش آثار اين حادثه است پس از 1400 سال: چه خوب مي شد در ادامه پژوهشت جدولي از اثرات خوب و بدش را درست ميكردي و به خوانندگان وبلاگت هديه مي كردي؟؟
آرش جان اینکه تصمیم رهبران یا دولت مردان بر روی سرنوشت یک ملت و یا کشور تاثیر می گذارد درست اما بنظرم این تحلیل از دید دیگر به این موضوع نگاه کرده!
نمي دانم فضا را اين همه مذهبي كردن چه سودي دارد تنها مي دانم وقايع تاريخي مي توانند تفكر برانگيز باشند اما ممكن است من زاويه ديد من برداشتي را منجر شود كه 180 درجه با ديگري متفاوت باشد
چقد تو وبلاگت آرامش ميگيرم... مرسي الپر جان... سعي كن مثل حالا كه هستي هيچ وقت يادت نره كه واسه همه مينويسي، مثل الان كه هستي هيچ وقت يادت نره كه فكر و فرهنگ عام مردمت چيه... به اين جوجه بلاگرها كه نگاه ميكنم ميبينم وقتي شروع ميكنم به وبلاگ نويسي يكجوري هستن و بعد از 6 ماه كه چهارتا مقاله كه ميخونن از سارتر و فرويد و چه ميدونم هر كوفت و زهرماري روشنفكرتر ميشن حالم به هم ميخوره! البته يكمي باهات اختلاف نظر دارم اما در كل ناچيزه موفق باشي
نميدانم چگونه به اين نتيجه رسيده اي كه گرايش عمده مباحث عاشورايي به سمتي رفته كه به وجوه عرفاني و عاشقانه ماجرا و نگاه معنوي و وجودي به رخداد عاشورا توجه بيشتري مي‌شود!!! ايا واقعا چنين است ؟ به جامعه نگاه كنيم شايد بايد ارزو كنيم كه به همان دوران پيش از انقلاب، روزهاي اوج فهم سنتي از عاشورا بازگرديم حقيقت كربلا رفته رفته به قهقرا ميرود
سلام الپر عزیز. نام مرا به اشتباه پدرام ولی زاده نوشته اید. نام من رضا است. همه مطالب شما را درباره عاشورا خواندم. دست مریزاد
سلام الپر عزیز. نام مرا به اشتباه پدرام ولی زاده نوشته اید. نام من رضا است. همه مطالب شما را درباره عاشورا خواندم. دست مریزاد
سلام الپر عزیز. نام مرا به اشتباه پدرام ولی زاده نوشته اید. نام من رضا است. همه مطالب شما را درباره عاشورا خواندم. دست مریزاد
سلام الپر عزیز. نام مرا به اشتباه پدرام ولی زاده نوشته اید. نام من رضا است. همه مطالب شما را درباره عاشورا خواندم. دست مریزاد
سلام الپر عزیز. نام مرا به اشتباه پدرام ولی زاده نوشته اید. نام من رضا است. همه مطالب شما را درباره عاشورا خواندم. دست مریزاد
نتيجه؟
12 # آرش :
نتيجه؟ :) هر كدام از اين آقايان خواستند بر بال فرشتگان يا با هواپيماي جت يا سوار بر كره خر... به ملكوت سفر كنند... يا كرم شبتاب هاله ي نور در كن شوند... لطفا شب ها و بعد از ساعت كاري اين كارها را كنند. هشت ساعت از روز را از عالم هپروت و جملوت و مملوت و نور و گريه و زاري و اشك در مشك و چاه و جمكران و مموشي بازي و اوهام و خيالات و خود گنده بيني و خود فريبي و رسالت چرت و پرت گفتن... و غيره بيرون بيايند... و مثل آدم در مقابل حقوق و مزايايي كه از اين ملت مي گيرند كار كنند. يادشان نرود از ملكوت هم زودتربرگردند و به اندازه كافي بخوابند، فرداش سر كار چرت نزنند. همين. والله ترا بخدا اگه به ضرب اين دوپينگ گريه و زاري مردم فريبي نبود كجا يه روضه خون ميتونست بر مقدرات يك ملت هفتاد ميليوني چنگ بندازه و دلبخواهي هر كاري دلش خواست بكنه... و يا يه آشغال كله ي خل وضع بشه رئيس جمهور؟ ننگه به خدا! ننگ...
سلام الپرعزيز اين نوشته ودوسه تاي ديگرت را درباره عاشورا خواندم ولذت بسياربردم.بماند كه جاهايي نيز باتواختلاف نظردارم.خوشحال مي شوم اگرحرفهاي مرا هم دراين نوشته :http://www.baztab.com/news/58056.php بخواني واگرخواستي چيزي درباره اش برايم بگويي.ممنون.علي افشاري
سلام الپرعزيز اين نوشته ودوسه تاي ديگرت را درباره عاشورا خواندم ولذت بسياربردم.بماند كه جاهايي نيز باتواختلاف نظردارم.خوشحال مي شوم اگرحرفهاي مرا هم دراين نوشته :http://www.baztab.com/news/58056.php بخواني واگرخواستي چيزي درباره اش برايم بگويي.ممنون.علي افشاري
با سلام نیاز امروز ما: قیام حسینی یا صلح حسنی؟! در حالی که عده کثیری از سیاسیون کشور (مانند رفسنجانی، محسن رضایی، کروبی و برخی مدیرا ن گذشته)، از تهدیدات پیش رو و فروپاشی اقتصادی و عدم درک شرایط توسط مردان دولت اظهار نگرانی شدید می کنند آقای رئیس جمهور که گویا هیچ نگرانی ای در این زمینه ها ندارد، در شب هفتم محرم در مسجد ارگ تهران ضمن بحث درباره قیام عاشورا، سخن از شهادت و ایستادگی می زند و گروههای نگران را یک مشت آدمهای زبون و عناصر دشمن معرفی می نماید:" دشمنان با فضا سازي و استفاده از عناصر زبون بلندگو به راه انداخته‌اند تا ملت ايران را نگران كنند و در سايه نگراني خواسته هاي ناحق خود را به ملت ايران تحميل نمايند"... به راستی جایگاه این برداشت خاص عاشورایی در برخورد امروز ما با نظام بین الملل کجاست؟ شهادت وقیام کجا؟ صلح کجا و تعامل با اهالی زر و زور کجاست؟ این پرسشی است مهم برای ما، برای امروز و فردای ما! بی شک نیازمند نگرشی نو در این زمینه ایم. مایی که میخواهیم در این دنیا زندگی کنیم. مشروح اين مقاله را در وبلاگ حقير ببينيد. در صورت امكان لينك دهيم. با تشكر فراوان
حاجي امروز ده بهمن بود و به قول خودتون همبستگي وبلاگ نويسان!!! گويا هنوز تو صفي كه قيمه ي امام حسين بگيري!! اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد!!!!!!
مطلب را خوب شروع كرديد به همين خاطر با علاقه آن را دنبال ميكردم ولي با عرض معذرت در جمع كردنش مانديد . نگاه خون و نگاه شمشير را (با وجود آن همه ارجاعات تاريخي) رد كرديد ولي انصافا يك بار ديگر دو پاراگراف آخر كه بنوعي جمع بندي شماست را بخوانيد . اگر كلمات و اصطلاحات قشنگ و تعارفات را حذف كنيم چه چيزي ازش باقي ميماند؟ هر چند بنظرم خودتان هم متوجه اين قضيه شده ايد كه نوشته ايد : " البته هنوز همه ابعاد آن شكل نگرفته بلكه صرفا نشانه‌هايي از آن را مي‌بينيم و به لحاظ تئوريك و نمادشناسانه بايد بيش از اينها مورد بررسي قرار گيرد"
مطلب را خوب شروع كرديد به همين خاطر با علاقه آن را دنبال ميكردم ولي با عرض معذرت در جمع كردنش مانديد . نگاه خون و نگاه شمشير را (با وجود آن همه ارجاعات تاريخي) رد كرديد ولي انصافا يك بار ديگر دو پاراگراف آخر كه بنوعي جمع بندي شماست را بخوانيد . اگر كلمات و اصطلاحات قشنگ و تعارفات را حذف كنيم چه چيزي ازش باقي ميماند؟ هر چند بنظرم خودتان هم متوجه اين قضيه شده ايد كه نوشته ايد : " البته هنوز همه ابعاد آن شكل نگرفته بلكه صرفا نشانه‌هايي از آن را مي‌بينيم و به لحاظ تئوريك و نمادشناسانه بايد بيش از اينها مورد بررسي قرار گيرد"
مطلب را خوب شروع كرديد به همين خاطر با علاقه آن را دنبال ميكردم ولي با عرض معذرت در جمع كردنش مانديد . نگاه خون و نگاه شمشير را (با وجود آن همه ارجاعات تاريخي) رد كرديد ولي انصافا يك بار ديگر دو پاراگراف آخر كه بنوعي جمع بندي شماست را بخوانيد . اگر كلمات و اصطلاحات قشنگ و تعارفات را حذف كنيم چه چيزي ازش باقي ميماند؟ هر چند بنظرم خودتان هم متوجه اين قضيه شده ايد كه نوشته ايد : " البته هنوز همه ابعاد آن شكل نگرفته بلكه صرفا نشانه‌هايي از آن را مي‌بينيم و به لحاظ تئوريك و نمادشناسانه بايد بيش از اينها مورد بررسي قرار گيرد"
مثل اينكه دريافت كامنت ايراد دارد چون بعد از پست پيغام خطا ميدهد (در حالي كه پيامها را گرفته) در هر حال ببخشيد كه پيامم سه بار تكرار شده به همين دليل اين پيام را حتي اگر پيغام خطا دريافت كنم يك بار بيشتر نميفرستم
سلام . یک سوال فنی دارم . آیا از نظر فنی امکان پذیر است به بخش " از فیلتر رهیده ها" به نوعی لینک داد که هروقت شما آدرس را اصلاح کردید در وبلاگ من نیز اصلاح شود؟
22 # الپر :
سلام. نه متاسفانه. ممکن نیست!
23 # آرش :
حالا تا اين جا هستيم و با افاضات خود موجب زيادت روده درازي شده با پوزش و با تشكر از دوستان بخاطر تحمل كردنشان ، بدنيست به يك مسئله ي خيلي خيلي خيلي مهم اشاره اي بشود: و آنهم "سنگسار" است. اولا جا دارد و بايد از نخبگان و انديشمندان حوزه و فرزانگان اين ملت بزرگ كه با جديت در پي زدودن خرافات از دين هستند تشكر كرد. سنگسار شايد مهمترين مسئله اي است كه بايد هر چه زودتر به آن پرداخته شود. اين عمل وحشيانه و ننگ براي بشريت امروز اصلا در قرآن نيامده است. در سال هاي اول هجرت چون هيچ آيه اي درباره آن نيامده بود، پيامبر (ص) مكرر درباره مجازات زنا مورد پرسش قرار ميگرفت. او هم پرس و جو كرد ببيند در تورات مجازات زنا چيست. آخر هم مجبور شد بگويد چون براي آن آيه نيامده، تورات هم كتاب خداست، خب فعلا از تورات استفاده شود. ببينيد مجازاتي كه سه هزار سال قبل براي قوم يهود آن زمان آمده است و در اسرائيل هم اجرا نمي شود، و صد در صد بر خلاف قرآن هست، هنوز آخوندها شهامت ندارند حقيقت را به مردم بگويند و مردم و كشور ايران را از اين ننگ و وحشيگري و شرمساري خلاص كنند؟؟؟
24 # آرش :
در ضمن آيت الله مصباح خوب اين روزا موش شده... تمام چرت و پرت هايي كه بافته بود بر فناست. بهش ايميل زدم و گقتم بيا بر مبناي قرآن بحث كنيم. زير بار نرفت. منتظرم مجلس خبرگان جديد شروع بشه به رئيسش پيشنهاد يك كارگاه آموزشي 3 تا 5 روزه براي همه ي خبرگان را بدهم . بايد كلاس روش تحقيق و آموزش فرآن براي آن ها گذاشت و مورد به مورد با ذكر مثال ريشه ي نتيجه گيري هاي غلط شان را با آن ها از نزديك بحث كرد. البته مجاني كه نه بايد براش به نسبت هر روز پول بدهند به اضافه هزينه پرواز و غيره.
25 # فرهاد :
علي جان زدي تو يه كانال ديگه ها! ظاهرا اينجا ديگه به درد ما روشنفكران عرفي ( غير مذهبي) نميخوره! :)
علي جان زدي تو يه كانال ديگه ها! ظاهرا اينجا ديگه به درد ما روشنفكران عرفي ( غير مذهبي) نميخوره! :)
علي جان زدي تو يه كانال ديگه ها! ظاهرا اينجا ديگه به درد ما روشنفكران عرفي ( غير مذهبي) نميخوره! :)
علي جان زدي تو يه كانال ديگه ها! ظاهرا اينجا ديگه به درد ما روشنفكران عرفي ( غير مذهبي) نميخوره! :)
به نظرم رفتار امام حسین و یارانش نه تنها الگویی اجتماعی را فراروی می نهد بلکه رفتارهای فردی و روزمره ما را هم به چالش می کشد. رفتارمان با انسانهای دور و برمان، حمایت ما از حق و ایستادگیمان در برابر ظلم و باطل و ...









هاست و ثبت دومین