پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر







صفر. نباید حرف را پیچاند. وقتی برای تلف کردن به اشاره و کنایه نداریم. لبه پرتگاه ایستاده ایم، گروهی دارند می کشندمان به پایین و گروهی از بالا دارند هلمان می دهند به سمت دره. نجات از این وضعیت "شجاعت اقدام" نمی خواهد، "شجاعت تصمیم" می خواهد. مردن همیشه بهترین انتخاب آخر نیست؛ گاهی رفتن به سمت مرگ (بخوانید شهادت طلبی) ناشی از ترس است: ترس از ماندن و مبارزه کردن با شرایط سخت. انتخاب آن کسی ستودنی تر است که جرأت دارد بماند و از میان دشواری ها راه خود را انتخاب کند، نه اینکه اگر ماشینی از روبرو به سرعت به سمت او می آید، او هم پایش را روی پدال گاز فشار دهد.

یک. از امام حسین شروع کنم تا هم پاسخ کسانی باشد که امام حسین را مقتدای استشهادیون امروز می دانند، هم رهگشا برای آنها که روح صلح طلبانه و اصلاح گرایانه قیام این امام را دانسته اند اما نیافته اند و هم مانع آنهایی که فزون طلبی و قدرت طلبی امروز خودشان را به امام حسین نسبت می دهند. این مقداری که من از کتب تاریخی مربوط به قیام امام حسین فهمیده ام، اکثر کسانی که به ظاهر این حرکت می نگرند، او را جنگ طلب می بینند اما اکثر کسانی که در حرکت او تعمق می کنند حسین را عمیقا صلح طلب و مخالف جنگ و خون ریزی می یابند. دلیلش واضح است. گروه اول به نتیجه کار نگاه می کنند و گروه دوم به مسیری که امام طی کرده، و کدام انسان منصفی می تواند خطبه های ایشان در صبح روز عاشورا یا گفتگوهایش با حر را ببیند و او را جنگ طلب بداند. یا بداند که او بارها در مقابل اصرار یارانش (از جمله زهیر بن قین و مسلم بن عوسجه) از شروع جنگ امتناع می کند تا شاید بتواند از جنگ جلوگیری کند و در منازل مختلف تلاش کرده کار را به سمت سرنوشتی غیر از جنگ هدایت کند، و باز نپذیرد که حسین صلح طلب بود نه جنگ طلب؛ و بی شرمانه تر از همه کار کسانی است که بی خردی و مرگ اندیشی خود را به عزت طلبی حسین نسبت می دهد، و چه دور است اینها از حسین ...

دو. ما در وضعیت وحشتناکی به سر می بریم که هر روز به شکل هراسناک نهایی خود نزدیک تر می شود. ایران عزیز ما (ایران را می گویم، نه جمهوری اسلامی) در آستانه یکی از تلخ ترین موقعیت های بحرانی معاصر خود است. موقعیتی که حتی معلوم نیست پس از عبور از آن ایرانی هم باقی مانده باشد، چه برسد به تمامیت ارضی و امنیت و ثبات و استقلال و راه نیمه کاره پیشرفت و توسعه و دموکراسی. خلاصه می گویم؛ با این نظام سیاسی بی هدف و این دولت ناکارآمد و این اقتصاد لرزان و این اجتماع فروپاشیده و اینهمه سرمایه های از دست رفته و این همسایگان گسسته و این موقعیت منطقه ای محاصره گونه و این اجماع جهانی علیه ایران دیگر گویی از آن ضرب المثل هم عبور کرده ایم که "زن زاید و برف آید و مهمان ز در آید" و واقعا یعنی بدتر از این هم مگر می شود تصور کرد؟

سه. در دوره معاصر ما مردی بود که من با افتخار از او یاد می کنم. مردی که آرمان های بلندی در سر می پروراند و دل های زیادی را یکدله کرده بود. مردی که یک انقلاب بزرگ را رهبری کرد و یک دیکتاتوری ریشه دار را با کمترین خون ریزی به سمت سقوط هدایت کرد. این روزها از او، از خمینی، به بهانه سالگرد انقلاب زیاد می شنویم اما کمتر از آخرین تصمیم بزرگ او که بزرگترین هم بود، شنیده ایم. تصمیمی که سرسخت ترین مخالفان او و حتی زخم خورده ها از گفتارها و رفتارها و تصمیمات او هم نمی توانند این بزرگی را ندیده بگیرند یا انکار کنند: خمینی هرکه بود و هرچه بود، این شجاعت را داشت که وقتی دید راهی که او می رود و کشور را می برد دیگر بی حاصل است، از تمام شعارهای خود درباره رفع فتنه در کل عالم دست بردارد، در مقابل بلندپروازی های کسانی که حرفهای او را بیشتر از خودش باور کرده بودند بایستد و جام زهر پذیرش قطعنامه صلح را بنوشد. اگر او همین یک حسن را بیشتر نداشته باشد، تاریخ ایران باید به وجود چنین رهبر شجاع و دوراندیشی در آن مقطع افتخار کند. نگویید نه؛ او اگر "شجاعت تصمیم ولو شبیه تسلیم" را نداشت، می توانست به همان سادگی که می دانیم و می دیدیم، جنگ را ادامه دهد و در آن صورت معلوم نبود الان اتاقی و اینترنتی و آرامشی و الپری وجود می داشت که شما لم بدهید و حرفهای طولانی اش را بی حوصله بخوانید!

چهار. کار از هشدار گذشته است که بگویید هشدار دهیم. جایی برای مذاکره نمانده که بگوییم هنوز می شود مذاکره کرد. بحث این نیست که ممکن است حمله کنند که بگویی من فکر نمی کنم بکنند. صحبت از حق مسلمی نیست که اصرار می کنیم و همه دنیا قبول دارند که حق مسلم ماست. مشکل این است که نمی گذارند، نمی خواهند، می گویند اعتماد نداریم، حالا یا زور می گویند یا بیخود می گویند یا گول خورده اند یا بدک هم نمی گویند. هرچه باشد دومین روز اسفند ماه موعدی است که ایران فرصت دارد نگذارد دنیا وارد فاز تحریم اقتصادی علیه ما شود. ظاهرا ما هیچ راهی برای گریز از این تحریم ها نداریم جز اینکه تعلیق غنی سازی و دیگر شرایط مندرج در قطعنامه 1737 را بپذیریم. دقت کنید: هیچ راهی؛ مگر آنکه یک معجزه رخ دهد، که هنوز خبری نشده!

پنج. انرژی هسته ای هر گوهر گرانبهایی که باشد، هر گرهی که بتواند از کار بسته این ملت بگشاید، هر چقدر که رسیدن و حفظ آن برای نظام ما حیثیتی شده باشد و هر قدر که دستیابی به آن برای فردای ما ضروری باشد، نمی ارزد که به خاطر آن خود را به خطر بیندازیم؛ آن هم خطری که معلوم نیست بقا و امنیت و آرامش و توانی پس از آن باقی باشد تا حتی از همین انرژی هسته ای بتوانیم استفاده کنیم. اصرار بیش از این بر تقابل با همه دنیا بر سر این ماجرا مانند کار دیوانگانی است که به خاطر چند تومان پول بیشتر جان خود را به خطر می اندازند. این انرژی نه مقدس است، نه حیاتی، نه حلال مشکلات مردم ما و نه مایه آبرو و حیثیت. والله قسم نه چندان به درد دنیا می خورد و نه آخرت. حتی اگر مردم را ندیده بگیریم، رهبران کشور هم برای بقای خود باید این را درک کنند که روند کنونی سرانجام خوشایندی نه فقط برای ملت که برای حکومت هم نخواهد داشت.

شش. به عنوان یک شهروند در حال انقراض، به عنوان یک موجود زنده، به عنوان یکی از صاحبان آن حق مسلم و اندکی حقوق دیگر، اما به عنوان یک دارنده حق حیات و بقا و اختیار و انتخاب، از هرکسی که در این باره تصمیم گیر است، می خواهم سریعا قطعنامه 1737 شورای امنیت را بپذیرد و خانواده رنج کشیده ایرانی را از نگرانی برهاند و خطر را از سر کشور دفع کند... عزیز! دنیا دار فناست و همه ما می رویم؛ بگذار فردا درباره ما هم بگویند او جرأتش را داشت.

آخر. کاش شبکه ای یا گروهی داشتیم که به جای یک میلیون امضا برای تغییر قوانین زنان، یک میلیون امضا برای رفراندوم درباره پذیرش قطعنامه و تعلیق غنی سازی جمع می کردیم.
[تصریح: اینها همه نظر شخصی من بود.]
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/895
نظرات شما:
1 # Carl :
There are much more important problems than SAVING IRAN. You know, right of watching football matches in stadium for ladies, Homosexual rights, … etc!!!! My friend, they (so called activists, intellectuals,..) just don’t care about war and destructions. They are either blind or stupid or both! May God save us!
2 # Carl :
There are much more important problems than SAVING IRAN. You know, right of watching football matches in stadium for ladies, Homosexual rights, … etc!!!! My friend, they (so called activists, intellectuals,..) just don’t care about war and destructions. They are either blind or stupid or both! May God save us!
3 # Ali :
"These are my personal ideas" So either your party does not agree with you on these terms or it doesn't have enough courage and braveness to say these thingz, either ways FUCK YOUR PARTY
اين "زن زايد و برف آيد و مهمان ز در آيد" يه ورژن بامزه تر هم داره: "اوم (يعني آبم، آب خانه ام) مي اد و گوم (يعني گاوم) مزاد (يعني مي زايد) و زن’م وقته شه (وقت زايمان زنم است)" واقعا كه اوم مي اد و گوم مزاد و زنم وقته شه!
5 # محمد :
با سلام من از شما حمايت مي كنم و پيشنهاد آخر خودت را در اين وب لاگ پياده كنيد و پيشنهادات زير را نيز برايت دارم: 1- تمام ايرانيان (با هر گرايش ...) مخالف غني سازي و موافق پذيرش قطعنامه فقط به عنوان يك فرد اعتراض خودشان را بيان كنند. 2- پس از يك فعاليت اينترنتي يك هفته اي فرداي روز 22 بهمن با حضور در جلوي مقرر سازمان ملل نظر شخصي خود را با يك نشست آرام بگوييم. (گاندي در آفريقا ايستاد و گاندي شد لطفا خاطراتش را بخوانيم) 3- دولت احمدي نژاد به خدا منتظر اين است كه يكي به او بگويد و يا بهانه اي پيدا كند كه سرشاخ نشود اين بهانه را بايد دست دولت داد كه بگويد چون ملت من از من خواسته اند براي مدتي مي پذيرم و اله نمي پذيرفتم (دقيقا مثل كسي كه از دعوا مي ترسد و دنبال بهانه اي براي دعوا نكردن مي گردد) 4- از تما كساني كه در اينترنت مي چرخيد خواهش مي كنم اين صفحه را در همه جا لينك دهيد و از اين طرح حمايت كنيد. 5- لطفا اين بهانه را به دولت بدهيد كه از اين مسئله دست بردارد.
6 # محمد :
با سلام من از شما حمايت مي كنم و پيشنهاد آخر خودت را در اين وب لاگ پياده كنيد و پيشنهادات زير را نيز برايت دارم: 1- تمام ايرانيان (با هر گرايش ...) مخالف غني سازي و موافق پذيرش قطعنامه فقط به عنوان يك فرد اعتراض خودشان را بيان كنند. 2- پس از يك فعاليت اينترنتي يك هفته اي فرداي روز 22 بهمن با حضور در جلوي مقرر سازمان ملل نظر شخصي خود را با يك نشست آرام بگوييم. (گاندي در آفريقا ايستاد و گاندي شد لطفا خاطراتش را بخوانيم) 3- دولت احمدي نژاد به خدا منتظر اين است كه يكي به او بگويد و يا بهانه اي پيدا كند كه سرشاخ نشود اين بهانه را بايد دست دولت داد كه بگويد چون ملت من از من خواسته اند براي مدتي مي پذيرم و اله نمي پذيرفتم (دقيقا مثل كسي كه از دعوا مي ترسد و دنبال بهانه اي براي دعوا نكردن مي گردد) 4- از تما كساني كه در اينترنت مي چرخيد خواهش مي كنم اين صفحه را در همه جا لينك دهيد و از اين طرح حمايت كنيد. 5- لطفا اين بهانه را به دولت بدهيد كه از اين مسئله دست بردارد.
7 # HAM :
AKHOND AVAL MYGOZAD VA BAAD KONACH RA BEHAM MIKASHAD. EMROOZ NEGARANE DASTE RASTIHAYE AMRICA IN AST KE IRAN GHAT-NAMEH RA BEPAZIRAD.SHOMA NEGARAN IN PAZIROFTAN NABASHID.IN HA HAM PYAZ RA MIKHORAND HAM CHOOB RA. KHOMINI HAM JAME ZAHR RA NAKHORH BALKE BE OU KHORANDEH SHOOD
8 # موسی :
لابد می دانید که 84 درصد مردم ایران از ادامه غنی سازی حمایت کرده اند. ترس مایه همه بدبختی هاست. هنوز اتفاقی نیفتاده، چرا خود را تسلیم کنیم. پذیرش قطعنامه که جرات نمی خواهد. همیشه راه برای تسلیم شدن باز است. آنها مگر راهی جز راه حسین روی ما باز گذاشته اند. من تعجب می کنم که شما چرا به نوشته هایتان رنگ مذهبی می زنید. اینگونه استدلال هایتان که باب میل موافقانتان نیست. مخالفانتان هم که مشخص است.
9 # موسی :
لابد می دانید که 84 درصد مردم ایران از ادامه غنی سازی حمایت کرده اند. ترس مایه همه بدبختی هاست. هنوز اتفاقی نیفتاده، چرا خود را تسلیم کنیم. پذیرش قطعنامه که جرات نمی خواهد. همیشه راه برای تسلیم شدن باز است. آنها مگر راهی جز راه حسین روی ما باز گذاشته اند. من تعجب می کنم که شما چرا به نوشته هایتان رنگ مذهبی می زنید. اینگونه استدلال هایتان که باب میل موافقانتان نیست. مخالفانتان هم که مشخص است.
سلام الپر جان! در مورد اين نوشته ت حركتي مدني به راه انداختيم كه شايد بد نباشه ببيني و در صورت تمايل با ما همراهي كني. براي اين كار روي لينك اين پيام كليك كن. يا حق!
11 # آرش :
به گمان من بايد اين آخوندهاي كله خر و برخي غلام هاي كله خر تر از خودشان در سپاه اين را بهانه كنند و به يك "مصالحه" با ملت ايران تن دهند. در ان صورت يك كشور دمكراتيك چون ايران مي تواند تمام ماجراجويي هاي طرف مقابل را در منطقه خنثي كند. گمان من اين است كه اين ها دست آخر با خارج خواهند ساخت تا حكومت خودشان را حفظ كنند. يعيد است آمريكا به ايران حمله كلاسيك كند. اگر كنترل منظقه از دستشان خارج شود به اندازه ي كافي كله خر دارند كه با استفاده از سلاح (تاكتيكي) هسته اي در يكي دو كشور، تكليف "برخورد تمدن ها" را با نصرت باالرعب تا يك قرن روشن كنند. رسالت رهبران سياسي و فرهيحتگان ايراني اين است كه بدون فوت وقت با حكومت ايران وارد مذاكره شوند و آن ها را به پذيرش آشتي ملي و تن در دادن به يك انتحابات آزاد وادار كنند. بفيه قضايا چون مسئله هسته اي، عراق، لبنان، و فلسظين مثل آب خوردن حل خواهد شد.
12 # آرش :
واقعيت اين است كه پس از نزديك به سه دهه هارت و پورت و خالي بندي و خيال بافي، اين رهبران جمهوري اسلامي و گماشتگان كله خر آن ها در سپاه هستند كه بيش از هر كس احساس ترس و زبوني مي كنند. لشكري عظيم از ملتي رنج كشيده و بد جوري زخمي منتظر اولين فرصت هستند تا دمار از سر اين ها در بياورند. آن وقت اين آتش را خاموش كردن كار آساني نخواهد بود و به فروپاشي و هرج و مرجي تراژيك خواهد انجاميد. ملاها اين را ميدانند. دارند زمان ميخرند بلكه معجزه اي اتفاق بيفتذ. اگر جهان دو فطبي قبل بود شانس هايي داشتند. الان هيخ چيز ندارند و هيچكس هم روي اسب در حال مرگ شرط بندي نخواهد كرد. اميدوارم اين آتش زير خاكستر را دست كم نگيرند. موس موس كردن تو كاخ كرملين و باج دادن به مافياي تشنه دلار روس هم براي اين بي بي تنبان نخواهد شد. عناصر منطقي تر در حاكميت وظيفه ي تاريحي بزرگي بر عهده دارند. بدبختي ما اين است كه مجلس درست و حسابي هم نداريم. اين آخوندهاي بيشعور مزخرف بد جوري بر شاخ نشسته اند و بن مي برند!! ولي فقيه به يه عده كره خر بيشعور نياز داشت و يك عده كره خر بيشعور وطن فروش هم به او براي كسيه هاي گشادشان.... و اين هم وضعيت كشور حاصل اين اتحاد شوم...
علي جون نمي دوني چقدر دلم واسه منطقه لك زده !!!خدا قبول كنه بعدا چهار تا كشور منطقه رو درگير جنگ مي كنيم بعدش دبي مي شه پايتخت اقتصادي ايران تل آويو ميشه پايتخت توريستي ايران و عربستان پايتخت مذهبي و نفتي ايران و تركيه هم مي شود مركز تجاري و علمي ايران و بعد ا ز والفجر 666 سهميه دكتري رديف مي شه مي شيم آقاي دكتر مثل ساير دكتري ها ي هيات دولت . بعدش هم از خودمون تئوريهاي اقتصادي و سياسي در مي كنيم و روز از نو روزي از نو ....
چه خوب شد بيست سي سال پيش نبودي وگرنه با همون سيلي اول همه چيز رو رو مي كردي!
15 # ٍشئشد :
آرش آرش آرش جون مادرت بسه ٬ خفه کردی از بس مردم مردم مردم کردی ٬اخه بختک ۹۰ در صد مردم باسیاست و بسیاست بازی نه علاقه دارند نه حوصله ...اخه کم سواد اگر ۵۷را در نظر داری خمینی و مذهبیون را حذف کن تا ببینی همه هارت و پورت مبارزان روشنفکری در تهرا ده میلیونی چمن دانشگاه را هم پر نمیکنه ...بابا بسه حال مردم را بهم زدی با این گلیشه هایت ...اخوندها اگر ۴۰ در صد موافق داشته باشند از همه گروه ها بیشتر طرفدار دارند وگره سلطنت طلب با مجاهد !!و فدایی !؟؟ چه جوری میخواهد دولت تشکیل بدهند
16 # آرش :
ٍشئشد اشكال تو اينه كه فكر مي كني يك گروه حالا چه آخوند چه سلطنت طلب و غيره بايد بياد و كشور را اداره كنه. بنابراين وفتي صحبت از اراده ملي و يا ساختاري سياسي ميشه كه بتواند حداكثر پتانسيل هاي كشور (نيروهاي فكري) را براي حل مشكلات بكار بگيره، سر در نمياوري.. . آخوندها پتانسيل سال ها مبارزه مردم ايران عليه استبداد را كه در سال 57 ظاهر شد، خرج آتيناي خود و جنگ افروزي و توي دهن ملت خود زدن كردند. با اين حال كيا بودن كه قبل از قطعنامه اسلحه ي خود را 180 تومان در انديمشك مي فروحتند تا كرايه اتوبوس برا رسيدن به شهرشان كنند. شب نشاشيدي روز درازه. اينجا صحبت از يك گروه جانشين نيست. خدا آن روز را نياوره. خواهي ديگر كه همه جا غارت خواهد شد..بانك ها كه رو شاخش هست.. قطعات ماشين آلات در كارخانه ها، سربازها در پادگان ها و بگير و برو. خود آخونداي احمق هم اينو ميدونند. اينه كه گاهي هم بدشان نمياد مثلا جوانان بعد از مسابقه فوتبال خشمشان را بجاي آخوندا سر اتوبوس ها خالي كنند. صبر كن جانم پسر خوب.. "كساني كه زير بار قانون و مردم جامعه حود نمي روند دير يا زود زير بار چيزهايي مي روند كه نبايد بروند" اين جمله ي آقاي عباس عبدي را بايد آحوندها در نمازهايشان بجاي فل هوالله بخوانند..تا بلكه آدم شوند!
17 # پیلتن :
آهای ملت ساده لوح ؛ یک کمی بخود بیایید و از عقلتان استفاده کنید. جنگ کربلا اصلا وجود نداشت و اینها همه کشکی است که آخوندها درست کرده اند که از شما هالوها سواری بگیرند. اگر یک کمی بخود زحمت بدهید و به نقشه مراجعه بفرمایید، خواهید دید که کربلا پشت سر نجف است. رد شدن از صحرای کربلا برای رفتن از مکه به نجف مثل این است که برای رفتن از مشهد به تهران، اول از قزوین رد بشوید. باز هم اگر کمی بیشتر دقت کنید و نقشه راههای آن زمان را نگاه کنید، خواهید دید که تنها راه موجود بین مکه و نجف از مدینه میگذرد. بنابراین، طبق داستان آخوندها، حسین برای اینکه کشته نشود از مدینه به مکه فرار کرد. بعد بازگشت و از داخل مدینه رد شد و کسی هم کاری بکارش نداشت. بعد برای اینکه به نجف برود، ازداخل نجف رد شد و رفت 60 کیلومتر بالاتر و در صحرای کربلا کشته شد. ملت، پدران شما دسترسی به نقشه نداشتند. شما را چه میشود؟ پیلتن پاکزاد
الپر: در ساده لوحی تو دوست کامنت گذار هم همین بس که هنوز نمی دانی امام حسین به کوفه می رفت نه نجف، اما دیگران را به ساده لوحی متهم می کنی
18 # mojtaba :
salam,damet garm hal kardam ba neveshtat va ahsan be to ba inhame shoor va mantegh.man ham ba to movafegham,va khili negaran agar che dar canada zendegi mikonam.vali bayad kari kard ,vali nemidanam che kari?shomaha dar iran bayad mardom ra agah konid an mardom besiyar zajr dideh hastan,va tahammole yek badbakhti digari ra nadaran.
کاملاً موافقم.
بخش خبر خوان وبلاگ از حدود ۲ هفته پيش فعاليت خودش را آغاز كرد و اكنون نيازمند ياري و همكاري شما دوستان خوب وبلاگ نويس است.دوستان وبلاگ نويسي كه در زمينه وبلاگ هاي سياسي و اجتماعي و زير شاخه هاي اين دو موضوع فعاليت ميكنند ميتوانند با گذاشتن لينك وبلاگ طرح نو در وبلاگ خودشان و ارسال آراس اس(ورژن۲) وبلاگ به بخش نظرات وبلاگ طرح نو با ما همكاري كنند. دوستان!!! واضح و روشن است كه ابزار ما در اين زمينه كاملا ابتدايي و پيش پا افتاده است اما با همين ابزار ساده و البته همكاري شما دوستان ميتوان مجموعه اي كامل و خواندني را گرد آوري كرد.با تشكر. بابك خرمدين (مدير وبلاگ طرح نو)
اين درصدها از جا ميان و ميرن؟! مخصوصا اون 84 درصده كه آقاي موسي گفته. يكي ديگه هم 40 درصد و 90 درصد و... ماشالا ملت ما همشون آمارگيراي خوبي هستن! همينجوري كيلويي آمار ميدن به خورد ملت. در ضمن تو همين يك كمپين زنان موندن يكي ديگه مي خواي راه بندازي بابا بيخيال. با اين محمود هيچ چيز قابل پيش بيني نيست. فقط كافيه يك فال بيني ، جادوگري يا ساحري لطف كنه بياد تو خوابش و اونجا بهش بگه محمودددد بيخيالللل!! شك نكن فردا من هسته هلو مي خوام اون يكي هسته رو نخواستيم.
22 # ٍشئشد :
آرش اتشین مزاج ...وزنه ایی انتخاب کن تا روی سینه و سر بالا ببری وگرنه رویای زدن وزنه پانصد کیلیویی !!از خود پنتاگون هم بر نمیاد چه رسد بچند هزار دانشجویی که عباس عبدی و رسانه های غربی در سر داشتند و نشد که نشد ...انقلابی تنهای من ...مردم ایران و ان سیلابش همه و همه بخاطر مذهبیون بصحنه امده امدند وگرنه جرقه ها همیشگی بوده و امروز هم همینگونه باقی خواهد ماند ... ان غارت و چپاولی که در خیال داری نه در ایران که در عراق اتفاق افتاد !!و اتفاقا در ایران تعلیم لازم را دیده بودند و ماشین جنگی بوش - پنتاگون را متلاشی کردند ...اگر در فکر بوشی چه بهتر که خموشی !!؟
23 # موسی :
آقای جلال! این 84 درصد نتیجه نظر سنجی یک موسسه آمریکایی است.
حالا شما زيادي حرص نخور اون موفعشم كه جنگ يا انقلاب شد من و تو و امثال ما كه تمام هدفمون از زندگي اينه كه راحت بشينيم پشت اينترنت وبلاگ بنويسيم نبودند كه جنگيدن و انقلاب كردن يه عده بچه پايين شهري بودن و مستضعف بودن كه بي هيچ چشمداشتي براي خدا و اسلام رفتن جنگيدن و انقلاب كردن و بازم خواهند رفت اونم نه براي اسم ايران كه زاييده نام يك ديكتاتور به اسم رضا خانه . اما اسلام در هيچ محدوده تاريخي و جغرافيايي نميگنجه تو كه اينقدر خوب تاريخ رو تحليل ميكني فكر كنم فهميده باشي هر جا ايران عزيزت زمين خورده نيروي اسلام بوده كه از فلاكت نجاتش داده.
25 # احمد :
پذيرش قطعنامه جام زهر است ، نوشيدن جام زهر افتخار نيست از سر ناچاريست. زمان رياست جمهوري آقاي خاتمي کار داشت به روال صحيح انجام مي شد و به زهر امروزي آلوده نشده بود. با پذيرش قطعنامه هم جرج بوش ديگر دست بردار نيست.
26 # احمد :
بي رو درواسي امروزه داريم چوب رهبري خميني را مي خوريم،خميني جام زهر را با اسلامي کردن جمهوري به خورد ملت داد.
اي كاش امام هم خيلي زودتر مي پذيرفت.ظاهرا جام زهر براي ما الگو شده است.در جنگ 8 ساله هم مي توانستيم با كمي تدبير بيشتر و شجاعت زودتر به جاي جام زهر شربت بنوشيم. اما خب فعلا جام زهر مد است ديگر! هيچ كاري از دستمان بر نمي آيد جز تماشا. در ضمن فكر مي كنم بحران هسته يي براي جريان حاكم چندان بد هم نباشد. فراموش نكن در اين ماجرا من و تو با جريان حاكم ممكن است اشتراك هدف و حتا منافع نداشته باشيم. دليلش را خودت بهتر مي داني و من زياده گويي نمي كنم.
اي كاش امام هم خيلي زودتر مي پذيرفت.ظاهرا جام زهر براي ما الگو شده است.در جنگ 8 ساله هم مي توانستيم با كمي تدبير بيشتر و شجاعت زودتر به جاي جام زهر شربت بنوشيم. اما خب فعلا جام زهر مد است ديگر! هيچ كاري از دستمان بر نمي آيد جز تماشا. در ضمن فكر مي كنم بحران هسته يي براي جريان حاكم چندان بد هم نباشد. فراموش نكن در اين ماجرا من و تو با جريان حاكم ممكن است اشتراك هدف و حتا منافع نداشته باشيم. دليلش را خودت بهتر مي داني و من زياده گويي نمي كنم.
29 # ٍشئشد :
جام زهر !؟؟شما روشنفکران باصطلاح فهمیده جامعه هستید نه !؟ اخه تا حالا فکر کردید این جام زهر برای خودتان یک تف سربلالست چرا انرا جا میاندازید !؟ البته بنده مخالف خمینی و انقلاب نبوده و نیستم اما انهاییکه رندانه جام زهر مصنوعی درست کردند حتما نظرشان اتصال بامامانی بود که توسط یزیدهای زمانه جام زهر داده شدند و امروز هم امریکا میشه یزید و دربارش و خمینی هم ...و این قصه ادامه خواهد داشت
سلام رفيق...با اينكه مي دونم اصولا بيشتر دوست داري كامنت بخوني تا كامنت بذاري ولي چون اين پست جديد ( سكس با صيغه يا بي صيغه) كه در نقطه ديد نوشته شده زياد بحث كامنت مطرح نيست و سوالي است بزرگ و اساسي كه من يكي نتوانستم جواب كاملش رو پيدا كنم مي خواستم اگه جوابي شما براي اين سوال دوست ما داريد بديد تا ما هم تنوير بشيم!
طوري نوشتي . كه تمام مطلبت بوي شكست ميده . فكر ميكني اين دور باطل بترس و زندگي كن . ذليل باش هر چه خواهي كن . تمام شدني است ؟ فكر نميكني اين تسليم سابقه تاريخي باشد . كه هر وقت گفتن . هر وقت ترسيدن توجيه پذير بود بترسيم ؟ امروز ترس ايران و آمريكا و غرب اگر برابر نباشد . ترس آنها بيش از ماست . ايراني اگر ايران و ايراني است . از سر نترس بودن اوست . اگر بترسيم بايد ناممان را پاكستان و تاكستان بگذاريم و تمدن و فرهنگ ايراني را سه طلاقه كنيم . عزيز دل برادر . آمريكا سگ كي باشد . كه پا بر قلمرو ايران و ايراني بگذارد ؟ اگر آمريكا تنها يك گلوله شليك كند . و آن گلوله سينه مرا هدف بگيرد . باز مصصم بر ايستادگي و پايندگي هستم . تا مرگ با ذلت خفت زندگي با ذلت را در سابقه تاريخي ايران ننويسد . من فرزند نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران هستم . كه ذات ايران و ايراني را دوباره متجلي نمود .
به مطلبت لینک دادم ولی کامنت دونی خیلی جالبی داری خودش تنهایی به اندازه چند وبلاگ من می ارزه
33 # اخوان :
سلام اين آدرس پرسشنامه منه. سوالات در مورد وبلاگر هاست و ممنون مي شم اگه جواب بديد. http://www.dokhtaran.com/amar/a17/create.asp
34 # محمد :
چه جیگری داری تو!!! چه افه ی مذهبی هم می آی.









هاست و ثبت دومین