پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر







من به جای خوانندگان حوصله ام سر رفت از آپدیت نشدن وبلاگ! گاهی اوقات همه اینطور می شوند. نوشتنشان نمی آید یا فرصت نمی کنند و یا حرفی برای گفتن ندارند. مال من سومی نیست، اما دو تای اول هست. هم سر شلوغی و هم بی حسی باعث شده که دهها (واقعا دهها) موضوع به ذهنم بیاید و به قلمم نرسیده محو شود.

واقعا هدف آدم از وبلاگ نویسی چه باید باشد؟ (به قسمت آدمیت اش خدشه نکنید! اصل بحث را بچسبید.) طرح ایده ها؟ بیان مواضع؟! فریاد زدن خویشتن؟ روایت زندگی؟ جنجال درست کردن؟ دوست یابی؟ ژورنالیسم؟

دیشب برای Nومین بار در جلسه وبلاگ نویسان اصلاح طلب بحث تأثیرگذاری یا بی تأثیری وبلاگ ها مطرح شد. بحثی که به نظرم بی حاصل است، چون همه می دانیم که اکثر اکت های آدم و نیز همه مدیوم ها تا حدی تأثیرگذاری اجتماعی دارند، زیاده از حد نه اما هیچ هم نه. مهم این است که بدانیم تأثیر را برای چه و تا چه حد می خواهیم، و چگونه و از چه راهی به دنبالش می رویم. موارد مهم اثرگذاری بیرونی وبلاگ ها تاکنون بیشتر غیرمنتظره و بدون برنامه ریزی از قبل بوده، اما این دلیل نمی شود که نتوان در جامعه مجازی «برنامه ریزی اجتماعی» کرد. در عین حال بنا نیست با این ابزار بشود همه کار انجام داد؛ خصوصا در جامعه ازهم گسیخته ما که برنامه ریزی های دولت به عنوان مهمترین نهاد گسترده جامعه هم معمولا جواب نمی دهد، پس چه انتظاری از بقیه می توان داشت.

اما من، برخلاف تصورات، کمتر از وبلاگ نویسی دنبال انگیزه تأثیرگذاری بوده ام. وبلاگ را بیشتر عرصه ای برای تاخت و تاز شخصیت دیده ام. (تا بی شخصیت نمیریم!) محاسن و معایبش هم «ذاتی امر وبلاگ» است. اما امان از وقتی که آشنا وبلاگت را بخواند، پیش چشم دوست و دشمن باشی، پرینت مطالبت را برای پرونده بگیرند، موقعیت بیرونی ات با شخصیت وبلاگی ات قاطی بکند، توی اتاقت بنویسی و آن ور دنیا ببینند. وبلاگ نویسی، خصوصا وقتی که طولانی می شود و می شود جزو زندگی آدم،انصافا کار دشواری است.
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/914
نظرات شما:
با رعايت موازين شرعي ... قربان اون دهنت ... دقيقا باهات موافقم ...
2 # آرش :
الپري "طرح ایده ها؟ بیان مواضع؟! فریاد زدن خویشتن؟ روایت زندگی؟ جنجال درست کردن؟ دوست یابی؟ ژورنالیسم؟" به گمان من همه اين ها و مواري كه ممكن است ذكر نكرده باشي. مهم خود كلام است و البته ابزار اينترنت سرعت انتقال و گستره كلام را شگفت آور كرده است. همه ما به نحوي در پي ساختن دنياي بهتري هستيم كه در وهله اول خود و خانواده مان از آن بهره مند ميشويم! تو هم كه به نظر من بايد به خودت و وبلاگت و اين سعه صدر ستودني كه داري افتخار كني. همه ما داريم تاثير مي گذاريم و در اين شكي ندارم. به كار خوبت ادامه بده و بر طول عمرت بيفزاي... لحظات درك خوبي هاي نتيجه تلاش هايمان چنان شگرف است كه هر لحظه آن ممكن است معادل يك عمر باشد... الان براي وبلاگ آقاي دكتر كاشي كامنتي گذاشتم كه بد نيست براي دوستان عزيز اينجا هم تكرار كنم:
3 # آرش :
مرتضی گرامی، به زیان ساده "هدیه" حیات در مقایسه با این که اصلا متولد نمی شدیم و از مزیت های وارد شدن به این جهان محروم می ماندیم؟ یا درمقایسه با حالتی که مثلا وجود داشتیم ولی یه تکه سنگ بودیم. خب دیدن این همه زیبایی و استفاده از این همه نعمت ...و در برابر این همه پرسش های مهیج قرار گرفتن و جستجو و تلاش برای یافتن پاسخ برای آنها؟ کدام بهتر بود؟ لحظاتی ممکن در زندگی ما رخ دهد، که معادل یک عمر ارزش داشته باشد؟ وقتی نتیجه تلاش هایمان جواب می دهد و مثلا برای یک پرسش دیرینه بشر پاسخی می یابیم. و یا یک لحظه ای که در چشمان عزیزی خیره میشویم و عشق به او را در تمام وجودمان لمس می کنیم. وقتی با کمک ما لبخندی بر لبهای کودکی می نشیند که از داشتن خانواده محروم است. .. هر کدام از این لحظه ها ممکن است معادل هزار سال باشد. و در نتیجه عمر ما را هزارها سال کند؟ درباره ندادن تکنولوژی مفید به ما، که بحث خیلی تکراری می شود؟ چرا ما همیشه خود را "مفعول" فرض می کنیم؟ مثلا اگر مرحوم ملاباقر مجلسی بجای سر هم کردن آن همه مزخرفات، کشتی ساخته بود الان مردم استرالیا مسلمان بودند و به زیان فارسی حرف می زدند. الان هم سقف فضیلت های یک ملت یک روضه خوان نبود و به تبع آن رئیس جمهورش یک آدم ....و به تبع آن وزیر علومش یک انبان گه...؟ و رئیس دانشگاهش هم رسالت خودش را ترویج نوحه خوانی و مداحی بداند؟ خب همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید!!! عزیز به قول شادروان سهراب سپهری چشم ها را باید شست...
4 # م :
نه خوب جدا! كه چي ؟
والا منم خودم نمی‌دونم چه هدفی از وبلاگ نوشتن دارم. مثل راهی هست که آدم می‌افته توش و دوست داره ببینه که آخرش به کجا می‌رسه. راستی، انقدر اسم منو نیار. باید کمیسیون بدی ها. آدم انحصاری خودم هست. :) /http://adam.ir
والا منم خودم نمی‌دونم چه هدفی از وبلاگ نوشتن دارم. مثل راهی هست که آدم می‌افته توش و دوست داره ببینه که آخرش به کجا می‌رسه. راستی، انقدر اسم منو نیار. باید کمیسیون بدی ها. آدم انحصاری خودم هست. :) /http://adam.ir
والا منم خودم نمی‌دونم چه هدفی از وبلاگ نوشتن دارم. مثل راهی هست که آدم می‌افته توش و دوست داره ببینه که آخرش به کجا می‌رسه. راستی، انقدر اسم منو نیار. باید کمیسیون بدی ها. آدم انحصاری خودم هست. :) http://adam.aminus3.com
چرا وبلاگت قاط زده؟ پیغام ارور میده، اما 3تا پیام پشت هم می‌فرسته
9 # ٍشئشد :
آقای الپر در جواب آرش فحاشگر و بی ادب و اتیکت مینویسم شما هم نتیجه بگیرید٬ هموطنم اشکال شما مبارزان امروزی مشابه مبارزان دیروزیست (مثل خود بنده !) از بی توجهی مردم بعقاید خودمان رنج میبریم خسته و درمانده میشیم وقتی بپای منبرمان نمیایند اقا / خانم مبارز فاصله شما با توده مردم زیاده درکتان مشکله گیرم در سبدتان بهترین میوه ها باشد طعمش بدهان توده خوش نمیاید زیاده خواهی میکنید حرث میخورید در میمانید چه کنید !؟ بعقل بیایید تا از این گمراهی بدرایید بعقل بیایید که مردمان گوسفند نیستند بر عکس نوشته های آرش مردم بدنبال کسی میافتند که بعقلشان راه پیدا کرده باشد متاع شما هر دوع چه آرشی که در چپ !مانده و شمایی که بدمکراسی غربی انهم همه آش با جایش (بقول تقی زاده از فرق سر تا نوک پا !) اصلا بیگانه اند حالا صد سال اخیر که هچ صد سال اتی هم ایران همینگونه خواهد بود
دقیقا علی! به نظرم سوالی که بیشتر باید اونجا مطرح می‌شد این بود که اصلا این تأثیری که هی ازش صحبت می‌شه خودش یعنی چی؟!!!
11 # اكبر :
من مدتي نه چندان دراز وبلاگ نويس بودم( يا فكر مي كردم هستم) كلي هم حرف برا گفتن داشتم و دارم. ولي امان از دست كميته انضباطي دانشگاه . مخصوصا اگر دانشجوي پزشكي باشي كه اميدت فقط به ادامه تحصيل و رزيدنت شدن باشد. چون مطمئن شدم كه هر چي مي نويسم كنترل ميشه كم كم ننوشتم و حذفش كردم . ببخشيد كه ترسيدم . تخمشو نداشتم.
تيم نويسندگان مديري انتظارت را مي كشند !!! موش بخوره تو رو با اون با مزه گي ات
تيم نويسندگان مديري انتظارت را مي كشند !!! موش بخوره تو رو با اون با مزه گي ات
سوره خرمشهر نشريات حزب الله است! موافق و منتقد! با شماهستم! سکوت کنيد دشمن تا آبادان خواهد آمد! گر مرد رهي يا علي بايد گفت... بلند بگو يا عليhttp://moradian.blogsky.com/
اما امسال با همان شعار هميشگي قرار هاي وبلاگي باز هم به دور يكديگر جمع خواهيم شد. پس فراموش نكنيد ساعت 16.30 روز پنجشنبه 24 اسفند ماه 1385 در باشگاه وبلاگنويسان تهراني واقع در خيابان جلال آل احمد، مقابل بازار قزل قلعه، پارك گل‌ها، منتظر شما هستيم.
مکاني برای پرده برداری از خویشتن و امکانی برای تاثير گذاری ، البته به شرط وجود ابزار مناسب و تاثير گذار
مکاني برای پرده برداری از خویشتن و امکانی برای تاثير گذاری ، البته به شرط وجود ابزار مناسب و تاثير گذار
مکاني برای پرده برداری از خویشتن و امکانی برای تاثير گذاری ، البته به شرط وجود ابزار مناسب و تاثير گذار









هاست و ثبت دومین