پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر






یک فراخوان مهم. بخوانید:

به نام خدا
فراخوان صلح خواهی ملت ایران

ضرب الاجل شورای امنیت سازمان ملل در مورد قطعنامه ی ۱۷۳۷ پایان یافته است و اعضای دائمی این نهاد بین المللی به علاوه آلمان در حال شور و رایزنی هستند تا دامنه ی تحریم های مستقیم و غیرمستقیم ایران را تشدید کنند. این در شرایطی است که دولت آمریکا با وجود مخالفت های فزاینده ی داخلی به موازات تلاش های خود در سازمان ملل، با مشارکت اسرائیل دامنه ی حضور نظامی خود را در منطقه افزایش     می دهد تا به صورت برنامه ریزی شده تنش موجود در روابط ایران و جامعه بین المللی را وارد مرحله ی جدیدی کند.
نادیده گرفته شدن قطعنامه ١٧٣٧ شورای امنیت و عدم ارائه ی پیشنهاد سازنده توسط حکومت ایران خود زمینه ساز مجازات های نظامی و مالی و تحریم‌های اقتصادی گسترده‌تر شورای امنیت  خواهد بود و چشم انداز فقر و جنگ را در برابر مردم صلح دوست ایران قرار خواهد داد.
اگر روند تصویب قطعنامه های زنجیره ای توسط شورای امنیت سازمان ملل ادامه یابد و خدای نکرده  دامنه ی آن به جنگ و حمله نظامی گسترش پیدا کند، پیامدهای شوم و ویرانگر آن مستقیما متوجه ملت ایران و به ویژه نسل جوان کشور خواهد بود که هیچ مداخله‌ ای در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری های هسته ای ندارد و همواره مخالفت خود را با تشدید تنش و به خطر افتادن صلح و امنیت اعلام داشته است. 
ما شهروندان صلح‌طلب ایران در این شرایط بحرانی حق و وظیفه ی قانونی خویش می‌دانیم که صدای  صلح خواهانه ی خود را به گوش ملت و دولتمردان کشور و مجامع بین المللی برسانیم و از صلح طلبان جهان درخواست کنیم که سکوت پیشه نکنند و برای پیشگیری از بروز فشار اقتصادی گسترده به مردم ایران  و وقوع مجدد جنگ و خونریزی در منطقه دست یاری به ملت ما دهند.
ما اگرچه برخورداری از دانش و فن آوری هسته‌ای را، صرفنظر از کاربرد تسلیحاتی آن، حق مسلم مردم ایران می دانیم، اما بر این نکته تاکید داریم که ملت ایران حقوق اساسی تر و مهمتری چون برخورداری از حق "مردمسالاری و حقوق بشر"، "امنیت و آزادی" و " عدالت و رفاه" نیز دارد و کسب این حق نباید دیگر حقوق ملت را نفی و یا کمرنگ کند و خدای ناکرده سایه ی شوم جنگ و ویرانی را بر سر آنان بگسترداند. به باور ما  در این شرایط پیشنهاد مدیر آژانس بین المللی انرژی اتمی، جناب آقای محمد البرادعی مبتنی بر "تعلیق در برابر تعلیق" اقدامی آجل و دوراندیشانه برای پیشگیری از تحریم و جنگ است و می تواند سیاست "برد- برد" را شکل دهد و سازماندهی کند و بهانه را از دست آتش افروزان و جنگ طلبان بگیرد. همانگونه که در بطن این پیشنهاد نهفته است خط مشی "تعلیق در برابر تعلیق" از یک سو حکومت ایران را وادار می کند که تعلیق موقت را بپذیرد و داوطلبانه برنامه غنی سازی را تا مدت مورد توافق متوقف کند و از سوی دیگر فشارها و مجازات‌های اقتصادی علیه ایران را تا زمان مورد توافق طرفین به حالت تعلیق درآورد. راهکار دیگر می تواند پذیرش پیشنهاد گروه 5+1 با اصلاحاتی توسط جمهوری اسلامی ایران همراه با تعلیق و پیگیری مذاکرات باشد. 
با توجه به این نکات، امضا کنندگان این بیانیه مصرانه بر سیاست اعتمادسازی در عرصه ی جهانی تاکید دارند و آن را از طریق تعامل با نمایندگان گروه موسوم به 5+1 و دبیرکل سازمان ملل امکانپذیر می دانند. به باور این جمع، تداوم سیاست‌های تنش‌زا و سخنان و اقدام های تحریك‌آمیز  نمایندگان حاکمیت در داخل و مجامع بین المللی، تنها دیوار بی اعتمادی گسترده میان ایران و جامعه جهانی را ضخیم تر خواهد ساخت و به نفع برنامه های کاخ سفید برای ایجاد یک اجماع بین المللی علیه تمامیت ارضی  و منافع ملت عزیز ایران خواهد بود.
ما همچنین ضمن پرهیز دادن دولت بوش از هرگونه اقدام ماجراجویانه با هدف جنگ افروزی در منطقه و حمله به خاک ایران، نگرانی عمیق خود را نسبت به پیامدهای ویرانگر سیاست های جنگ طلبانه که با هدف تحت الشعاع قرار دادن شکست های داخلی و بین المللی و کمرنگ ساختن مشکلات فزاینده سیاسی و اقتصادی صورت می گیرد، بیان می کنیم. به نظر ما آغاز گفت و گوی دو جانبه ی رسمی، علنی و شفاف بین تهران و واشنگتن و نشستن  پشت میز مذاکره بر مبنای یک برنامه از پیش اعلام شده، یکی از بهترین راه حل ها برای جلوگیری از بروز جنگ و خونریزی و گسترش ناامنی و اغتشاش در منطقه است. 
جهانیان در این شرایط خطیر و بحرانی باید به این نکته واقف باشند که تشدید تحریم‌های اقتصادی و حمله نظامی به خاک ایران برای همه طرف‌ها به ویژه برای ملت عزیز ایران، چیزی جز جنگ و ویرانی،  مرگ و فقر و فلاکت و عقب‌ماند‌گی در پی نخواهد داشت و منطقه را به جهنمی سوزان تبدیل خواهد کرد. 
عالیترین مقام های مسئول ایران باید بدانند که نباید با تبدیل مساله ی غنی سازی به یک موضوع حیثیتی، ملی و امنیتی، در عمل شهروندان و گروه های سیاسی ایران را از حق هرگونه ابراز نظر و بحث آزاد پیرامون این مساله ملی بازدارند و مطبوعات ، روزنامه نگاران و نویسندگان کشور را با تشدید جو سانسور و خودسانسوری از پرداختن به این مسئله ی ملی حیاتی که به آینده ی یکایک ملت ایران مربوط است محروم سازند. آگاهی حق مسلم ملت ایران است و مردم ایران باید به صورت شفاف و روشن بدانند که خطر جنگ روز به روز نزدیک‌تر می‌شود و برخی از مسئولان عالیرتبه نظام، با خط مشی متخذه و بهانه دادن به دست جنگ افروزان کاخ سفید، جامعه را در سراشیبی فقر و ویرانی قرار می دهند. 
ما امضا کنندگان این بیانیه با توجه به وظیفه ملی و تاریخی خویش، بار دیگر مخالفت قاطع و روشن خود را با چنین سیاست هایی که چشم انداز آن چیزی جز تحریم اقتصادی و جنگ نیست، اعلام می کنیم و به مسئولان عالیرتبه کشور هشدار می دهیم که تا دیر نشده است به خود آیند و سیاست "تعلیق در برابر تعلیق" و یا هر راهکار مفید دیگری را بپذیرند، چون فردا خیلی دیر است. از همگان نیز می خواهیم که  بیش از این  سکوت را جایز ندانند و نقطه نظرهای صلح جویانه و مخالفت خود را با جنگ به روش های مناسب ابراز دارند.

23/12/1385
امضاها در ادامه متن آمده است...


محمد آزادى، هاشم آقاجري، سامر آقایی، ناصر آملي، غلام حيدرابراهيم باي‌سلامي، عباس ابوذری، هادي احتظاظي، حميد احراري، طاهر احمدزاده، حسن احمدي، محسن احمدي، نعمت احمدى، محمود احمدیان، محمدرضا احمدی نیا، مصطفي اخلاقي،‌ ساجد اردبیلی، کریم ارغنده پور، حسن اسدی زیدآبادی، مرتضى اشفاق، حميد آصفى، جلال اقتداری، علی رضا اکبرزادگان، علی اکرمی، مهدي اميني زاده، حجت انصاری، حسين انصاري راد، مصطفي ايزدي، مجتبي بديعي، كمال الدين بازرگانى، پروين بختيار نژاد، اكبر بديع زادگان، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، فرشته بازرگان، محمد نويد بازرگان، مختار باطولي، روح‌اله باقرآبادي، ایمان براتیان، محمد بذرپور، محمد بسته نگار، مهدي بسته نگار، محمد حسین بنی اسدی، عماد بهاور، محمد بهزادى، راضیه بوستانکار، مرضیه بوستانکار، جلال بهرامی، صفا بيطرف، مسعود پدرام، عباس پوراظهرى، سعید پورعزیزی، رضا پويان، محمود پيش بين، حبيب الله پيمان، مجيد پيمان، سيدمصطفى تاج زاده، حميد تاجرنيا، عبدالرضا تاجيك، رضا تهرانى، غلامعباس توسلى، محمد توسلى، مجيد جابرى، حميدرضا جلائى پور، جلال جلالي زاده، علی جمالی، مجتبي جهاني،حبیب حاج حیدری، رضا حاجى، مجيد حاجي بابائي، علی حاجی قاسمی، بهمن حافظى، سعيد حجاريان، حمید حدیثی، علی حدیثی، حسین حريرى، حميد حسامي، بهزاد حق پناه، جمشید حقگو، فاطمه  حقیقت جو، وحید حقیقی، على حكمت، ابوالفضل حكيمى، عبدالكريم حكيمى، مجيد حكيمى، محمد رضا حمسى، فخرالدین حیدریان، جعفر خائف، هادي خانيكي، نبی الله خانزاده مرخالی، ابراهيم خدادادى، امير خرم، حسین خطیبی، محمد خطيبي، مجتبی خندان، ابراهيم خوش سيرت سليمي، اسماعيل خوش محمدى، محمدعلى دادخواه، محمد دادفر، رسول دادمهر، مهدى دادیزاده، فریبا داودی مهاجر، محمود درد كشان، سعيد درودى، محمود دل آسايى، عباس دهقان نژاد، مصيب دوانى، خشاریار دیهیمی، ابراهيم دينوي، فاطمه راكعي، امير رزاقي، محمد صادق ربانى، تقي رحماني، محمدجواد رجائيان، عليرضا رجايى، امیر رزاقی، محمد صادق رسولی، احد رضائى، اصغر رضائى، بيوك رضائى، عبدالعلي رضائي، بهمن رضا خانى، سعيد رضوى فقيه، حسين رفيعى، رضا رئيس طوسى، نفیسه زارع کهن، فياض زاهد، جمال زره ساز، اکبر زمانی، محمد ابراهيم زمانى، پرويز زندى نيا، احمد زيدآبادى، محمد رضا زهدى، سید مجتبی سادات، عليرضا ساريخانى، جلیل سازگارنژاد، نسرين ستوده، عزت الله سحابى، فريدون سحابى، هاله سحابى، عیسی سحر خيز، محمد سرچمى، بیوک سعیدی، عبدالفتاح سلطاني، محمد جواد سلیمانی، علی سیاسی راد، محمدعلي سيدنژاد، سيد محمد علي سيف‌زاده، محمود شاددل بصير، ابراهيم شاكرى، تقى شامخى، على شاملو محمودی، محمد شانه چى، حسين شاه حسينى، مریم شبانی، سعید شریعتی، حجت شریفی، كاظم شكري، مازیار شکوری گیلچالان، الله وردى شمبورى، ماشاءالله شمس الواعظين، احمد شيرزاد، سعيد شيركوند، هدي صابر، علی صالح آبادی، هاشم صباغيان، احمد صدر حاج سيدجوادى، رضا صدر، احمد صدري، سمیرا صدری، محمود صدري، جليل ضرابي، على اشرف ضرغامى، فريدون ضرغامى، خسرو طالب زاده، اعظم طالقانى، حسام طالقانى، طاهره طالقانى، اكبر طاهرى، رئوف طاهرى، محمد طاهرى، امير طيراني، کیوان ظهرابی، محمد عطریانفر، روئين عطوفت، سید عظیم عظیمی فر، جواد علائی، علي علوي، عليرضا علوى تبار، محمدباقر علوى، رضا علیجاني، طاهر علیزاده، على عليزاده نائينى، محمد جعفر عمادى، محمود عمرانى، على اصغر غروى، عليرضا غروى، ماجد غروى، مسيح غروى، سعيد غفارزاده، مسعود غفاري، على غفرانى، مهدى غنى، محمدتقى فاضل ميبدى، باقر فتحعلی بیگی، پویان فخرآیی، غفار فرزدى، شهین فرزین پژوه، فاطمه فرهنگ خواه، حسن فريد اعلم، بهرام فیاضی، احمد قابل، هادى قابل،  حسین قاضیان، خسرو قشقايى، ماهرو قشقايى، رحمانقلى قلى زاده، نظام الدين قهارى، مصطفى قهرمانى، رحمان كارگشا، امیرحسین کاظمی، مرتضى كاظميان، هادي كحال‌زاده، محسن كديور، منوچهر كديور، جميله كديور، على كرمى، علی رضا کفشکنان، پروين كهزادى، الهه كولائي، يعقوب كوثرى، محمد كيانوش‌راد، بهناز كياني، بيژن گل افرا، فاطمه گوارایی، مسعود لدنى، حسين لقمانيان، احسان مالکی پور، محمد تقى متقى، رجبعلي مزروعي، حسين مجاهد، محسن محققى، نرگس محمدي، نوشين محمدي، محمد محمدى اردهالى، سيد على محمودى، حسين مدني، سعيد مدنى، احمد مدادی، ماشاءالله مديحى، مرضیه مرتاضی لنگرودی، فرید مرجائی، مصطفى مسكين، رضا مسموعى، ليلا مصطفوى، عباس مصلحى، محمد جواد مظفر، مهدي معتمدي مهر، احمد معصومي، ضياء مصباح، علی مقیمی، کاظم ملکی، مصطفي ملكيان، علی ملیحی، احمد منتظری، سعيد منتظرى، خسرو منصوريان، كيوان مهرگان، سيدرضا موسوى سعادتلو، سید علی اکبر موسوی خوئینی، عبدالله مومنی، على مومنى، محمود مومنى، امير ميرخانى، سراج الدین میردامادی، وحيد ميرزاده، محمود نعيم پور، جعفر نقمی، محمود نكوروح، محمد تقى نكوفر، سيد حميد نوحى، فخرالسادات نوربخش، منوچهر نوربخش، صالح نيكبخت، احمد هادوی، هادى هادى زاده يزدى، ناصر هاشمي، سيدهاشم هدايتي، عليرضا هندى، رسول ورپايى، منصور وفا،  باقر ولى بيك، على فريد يحيايى، ابراهيم يزدى، حسن يوسفى اشكوري، رضا  یوسفیان، حسن یوسفیان آرانی.

TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/932
نظرات شما:
خيلي ضروري به نظر مي رسيد ولي كاش دير نشده باشه. شايد آخرين نقطه اميد ملت بدبخت كه زندگي و دار و ندارشون سر شير يا خط آقايون باشه همين باشه.
2 # Niaz Salimi :
You should add a link for new signatories to sign this statement. It is more effective if you have a long list of supporters under one statement than having so many of them with just a few names under them. Cheers
3 # مهرداد :
نامه خوبي است ولي فقط بدرد آرامش وجدان امضا كنندگان مي خورد چرا كه با توجه به شرايط حاكم بر ايران و جهان, اقدامات بسيار جدي تري لازم است.
4 # مهرداد :
نامه خوبي است ولي فقط بدرد آرامش وجدان امضا كنندگان مي خورد چرا كه با توجه به شرايط حاكم بر ايران و جهان, اقدامات بسيار جدي تري لازم است.
5 # آرش :
بسيار عالي! مي توان براي امضا اين بيانيه و يا بيانه اي مشابه توسط سازمان ها و نهادهاي حرفه اي و مردمي مانند دانشگاهيان دانشگاه هاي مختلف، معلمان، دانش آموزان، كارگران، زنان، اصناف مختلف، مهندسين، پزشكان، وكلا، هيئت هاي مذهبي،... .و غيره تلاش كرد. بهتر است هر كدام بيانيه ويژه خود را با الگو گرفتن از اين بيانه صادر كنند... يعني به يك جنبش فراگير براي "صلح" و "آزادي" كه بديهي ترين و اساسي تري و مسلم ترين حقوق مردم است تبديل شود!
6 # رضا :
جنبشهاي دانشجويان، کارگران، زنان و معلمان تا زماني که محدود به صنف و گروه خودشان است، چون توانايي جذب ساير اقشار را ندارد، به راحتي توسط حکومت سرکوب مي شود. در شرايط فعلي که خطر جنگ، نابرابريهاي شغلي و حقوقي، و نقض آزاديهاي مصرح در قانون اساسي فراگير شده است، لازم است که همه اقشار و اصناف دور يک جنبش فراگير که خواستهاي همه اقشار را پوشش دهد گرد آيند. بهترين شعار براي اين جنبش فراگير در شرايط فعلي شعار "صلح، برابري، آزادي" است. متاسفانه برابري (عدالت) و آزادي (دموکراسي) را به ترتيب احمدي نژاد و بوش به لجن کشيده اند. اما بدون توجه به ياوه هاي اين دو نفر بايد تمام جنبش هاي متفرق جامعه امروز ايران بر گرد شعار "صلح، برابري، آزادي" با هم متحد شده و با تظاهرات آرام و مسالمت آميز خود حاکمان سلطه گر ايران و آمريکا را تسليم خواست خود کنند.
گزارش يك سخنراني دیشب چشمم به جمال احمدی نژاد روشن شد. در دیدار او با نخبگان استان. روز نخست سفرش به یزد کلی حادثه داشت. استقبال ضعیف مردم يزد ، لغو سفرش به دو شهرستان كه سبب درگيري شديد در يكي از شهرستان ها شد ، سوتي هاي مقامات محلي - مثلا امام جمعه مهريز گفته بود مردم ما زجر كشيده و عقب مانده اند و يا نماينده همان شهر با اشاره به جمعيت حاضر در سخنراني رئيس جمهور گفته بود اينها همه بيكارند - ، اعتراض شديد ايثارگران و خانواده هاي شهدا در سخنراني وي - البته به مقامات ذيرربط - و امثالهم. ديشب هم يك دانشجوي بسيجي با اعتراض و تقريبا زوركي وقت گرفت و در حين سخنانش علاوه بر اينكه كلي عليه اصلاح طلبان حرف زد ، به نحو توهين آميزي درباره زرتشتيان صحبت كرد. صحبت هاي او باعث شد كه ميهمانان زرتشتي مراسم را ترك كنند و كلي حاشيه درست شود. البته احمدي نژاد در سخنراني اش خيلي ماهرانه موضوع را جمع و جور كرد و از مقام زرتشت ستايش كرد. همه هم او را تشويق كردند. ناگفته نماند كه رئيس جمهور بسياري از حرف هاي دانشجوي بسيجي را دغدغه خودش دانست و گفت كه اين موضوعات را دنبال مي كند. صحبت هاي احمدي نژاد در اين نشست هم تكراري بود ولي انصافا او سخنران خوبي است و مهارت بالايي در جلب نظر ديگران دارد. گويا استاندار يزد به شوخي با احمدي نژاد گفته است كه وضع امنيت در يزد آنقدر خوب شده كه قرار است پاسگاه هاي انتظامي را تعطيل كنيم. اميد كه استاندار همه گزارش ها را شوخي شوخي تقديم نكند.
سلام .متن خوبی است . خیلی جالب است . اما مخاطب این نامه کیست ؟ چه کسی قرار است به این نامه اهمیت دهد ؟ احمدی نژاد ؟ یا بوش ؟؟ کسی گوشش بدهکار نیست .
سلام. لطفا اسم من را نيز اضافه كنيد.پژوه
10 # فريده :
ما ايراني وصلح طلبيم.
11 # فريده :
ما ايراني وصلح طلبيم.
12 # فريده :
ما ايراني وصلح طلبيم.
13 # فريده :
ما ايراني وصلح طلبيم.
14 # فريده :
ما ايراني وصلح طلبيم.
15 # فريده :
ما ايراني وصلح طلبيم
کاش امکان گذاشتن امضای من نیز در زیر این نامه‌ی حق طلبانه می‌بود!
کاش امکان گذاشتن امضای من نیز در زیر این نامه‌ی حق طلبانه می‌بود!
کلش امکان گذاشتن امضای من نیز در زیر این درخواست حق‌طلبانه می‌بود!
حرکت سمبلیک قشنگیه ولی کاش حرکتهای موثرتری صورت بگیره !
20 # آرش :
موافقيم
21 # saman heydari :
I agree 100%.
22 # لیلا :
خدا فقط به دادمون برسه...
حرف نويسندگان نامه حقه. اما مشكل اين جاست كه دولت مردان به حرف خودي هاي خودشان گوش نمي دهند. ديگه نمي شه اميد داشت كه با اين امضا ها اتفاق تازه اي بيافتد. فرصت ها همه سوخت...
اگه امکان امضای این فراخوان هنوز وجود داره، من هم امضا می کنم. هرچند اگه دیر نشده باشه برای این ندای صلح خواهی.
25 # a :
benazare man bayad az tarafe khode maham feshar avorde beshe be dolat va mishe be neveshtane yek toomar ke dar un be donya begim anche haghe mosalame mast hoghooghe avalieye ma mesle azadie bayan, nahveye pooshesh va chizaye dige hast ke lazeme fekr kard va anche ke ahmdai nejad dar morede energye hasteyy mizane dar asl harfe ma nist va ma ba unha movafeghim ke jomhoorie eslami ghasdesh defa a hoghooghe ma mardom nist balke sakhte bomb hast, be vije inke inkaro ghabl az inke ahmadinejad bere new york benevisim ta az dakhele keshvar ham yek feshari vared beshe be dolat









هاست و ثبت دومین