پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر







بايد به كنايه حرف بزنم و نمي‌توانم.
بايد از فرسودگي بنويسم و نبايد.
بايد از دشواري بگويم و نمي‌شود.
بايد از سهميه‌بندي بنويسم و ديگر چه بنويسم.
بايد از غم و خشم گفت، و نبايد گفت.
هوووف ...
از بيش و كم معركه زنهار.
بر خشم و غم مهلكه لعنت.
بشمار!
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt52/mt-tb.cgi/1031
نظرات شما:
گفتنش سخت است،نگفتنش سخت تر.
سلام مهربانانه....خوشحالم دوباره وبلاگتومی بينم...نشسته ام کنارگوش ماهی ها/ کور شوم / دریا به پیرزن ها نگاه می کنم به پیرمردها به حافظه سردم که نهنگ است به خواب های دختری که دیروز برایش ودکا آورده ام / به دیداری دوباره امیدوار
3 # Nima :
salaam ali jaan, mokhlesim che khabaraa?
زبانم در دهان باز بسته است.. من هنوز مبهوتم از آنچه بر ما گذشت و چه سخت مي گذرد پس از اين و چه آينده ي گنگ و نامفهموي كه انتظارمان را مي كشد.. افسوس از عمري كه براي اين قوم هدر شد و صد افسوس بر من و ما.. خدا كند كه هر چه هست خير باشد.. كاش خير باشد.. كاش...
5 # مرتضي :
مبارکه ! موفق باشی
6 # محمدی :
مشکل بزرگ دست دادن آقای خاتمی فقط به انگشتر عقیق محدود نمی شود. در یکی از عکسهایی که گرفته شده دست خانمی که رو به روی خاتمی ایستاده ، از مچ به پایین به طور ناشیانه ای مثل یک وصله نچسب مونتاژ شده . خجالت هم خوب چیزی است . البته اگر کیهانی ها حالیشان بشود که نمی شود.









هاست و ثبت دومین